نخستین 171 خط.
بهار زودهنگام
کلاس3-2
هیروسه ناتسوکو
نابغه
بهار زودهنگام
بهار زودهنگام
بهارزودهنگام
بهار زودهنگام
بهار زودهنگام
بهار زودهنگام
این"افسانهی مرگ"چجور داستانیه؟
داخل افسانهی مرگ نه کشور وجود دارند...
و هر نهتای انها این چیز درخشان بنام روح ایندهرو دارند.
بخاطر روح اینده، همه میتونستن در شادی و ارامش زندگی کنند.
اما یهو خلا پیداش شد و شروع به خوردن روح اینده کرد.
و اگر خلا هر نه روح ایندهرو بخوره،
خلا عظیم که به دنیا پایان میده پیداش میشه!
خیلی بده نه؟
پس به این خاطر بهترین جنگجویان دور هم جمع شدند تا باهم جلوی اونرو بگیرند.
نه تا از اونا... نه سرباز!
نه سرباز سخت جنگیدند تا از دنیا حفاظت کنند.
اما لوک...
چیزه، لوک...
لوک!
ها؟ من...
AWsub
AnimWorld
Translator: Senku
قسمت دو: نبرد در برابر مرگ.
اینجا...
هیروسه ناتسوکو.
امپراطوری واقعیت کجاست؟ طلسی که استفاده کردی چی بود؟
آنیماتورها ساحره هستن؟
یـ-یـ-یه لحظه وایسا.
تو کی هستی؟
گرسنمه.
سه روزه خوابیدهام؟
تعجبی نداره، از گشنگی دارم میمیرم.
بیا.
ممنون برا غذا.
خوشمزهست.
داخل صفحات مخصوص لوک نگفته بود که میتونه اشپزی کنه.
صفحات مخصوص؟ چی هستن؟ راجع به من چی نوشتن؟
اونا راجع به جزئیات شهر و اطلاعاتی دربارهی نه سرباز هستن.
منم اونجا هستم؟
لوک شجاع دل، از کشور قهرمانان میاد.
قهرمان افسانهایی، مجهز به شمشیر پادشاه دلیر.
قد: : 175 سانتی متر، وزن :62کیلوگرم. ضمیر اول شخص: اُره
ore: ضمیر مردانه)
تنفرها: دختران جوان.
من از دختر جوونها متنفر نیستم!
این چیز میزکهای مخصوص که میگی چی هستن؟ نشونم بده!
با خودم نیاوردم.
با این همه اطلاعات میخوای چیکار کنی؟
آمــــم...
نگاشون کنم؟
چرا نگاهشون کنی؟
چون فانه؟
منحرفی چیزی هستی؟
بازم هست؟
خیلی خوشمزهست.
وا، سیرـه سیر شدم.
خب، اون میز سفید مشکوک از کجا اومد؟
اها، میز طراحیـم رو میگی؟ خودمم خیلی تعجب کردم.
اون چیه؟
فقط ببین.
بیا بیرون، هرچی بخوای برات میکشم.
هیروسه ناتسوکو، طراحی میکند!
هی خواهشاً اون کارـه دفعه قبلرو انجام بده.
هوی، بدرخش دیگه!
میز طراحیمرو احضار کن وگرنه نصفت میکنم!
پِگبارم دفعه قبل اینطوری بود که:
بکش ناتسوکو، باید طراحی کنی ناتسوکو. اینطوری باهام شروع به حرف زدن کرد.
و یهو درخشید و میز طراحیم اومد.
بعد اون چیزی که کشیده بودم... بامــــــــــــم، ظاهر شد!
و بعدش...
پس این منبع قدرتته؟
اهای، پسـش بده!
چیزی ازش حس نمیکنم.
بدش به من.
صبح بخیر.
لوکرو نخور، هیولای زشت!
برو اون ور، عجوزهی مو سیاه.
فکر میکنی کی نجاتت داد، ها؟
بس کن!
من یکی از نه سربازم، باید به من بیشتر احترام بذاری!
اصلا میدونی چقدر هزینه کردم تا بتونم جاکلیدیهای تورو پیدا کنم؟
باید برای طرفدارهایی که سرت هزینه کردن احترام قائل شی.
نـ-نمیدونم منظورت چیه؟
او، ناتسوکو-سان بیدار شدید.
خوشحالم که سالمید.
مِمِرون این عجوزهی مو سیاه اذیتم کرد.
خوبم کن.
رد میکنم.
بچهها، شهردار صدامون میکنه.
حتما میخوان برا شکست دادن خلا بهمون پاداش بدن.
هنوز سوالاتم ازت تموم نشده.
تا برگردیم همین جا بمون.
راستش، گفتن اگه هیروسه ناتسوکو هم بیدار شده با خودمون ببریمش.
وا؟
شوخی میکنی؟
ملاقات شهردار اخرین شهر از نزدیک.
این لباس نیم لختـش واقعاً عالیه.
تازه از نزدیک بهترم هست.
چه عضلانیه!
هی، ادب داشته باش.
اون صدا!
پیشوا، باوبا-ساما!
فرمـش رو ببین.
مدل موهاش، رنگ بندیش، طراحی شخصیت بینظیره!
برای کارای این دیوونه شرمندهم!
وای، پس پشت گوشات این شکلیه!
خوشحالم که همچین دختر سرزندهایی هنوز در دنیا زندگی میکنه.
این یه، دختره؟
چهرهایی داری؟
وا، پس انسانی.
هیروسه ناتسوکو، امپراطوریـه واقعیت کجاست؟
خودمم دنبال جوابشم.
چطور به این شهر اومدی؟
فکر کنم غذای شرکترو خوردم و... مُردم...
و اخرش سر از دنیای این انیمه در اوردم.
آنیمه؟
توضیح میدم!
این دنیای یه انیمهست که توسط کارگردان سوریاما کامِتارو ساخته شده!
هر ثانیه معادله با 24 افپیاس، و اگر به سه پرده تقسیم کنیم،
میشه هشت طرح در ثانیه.
همهی شما طرحهایی هستید که توسط انیماتورها طراحی شدهایید!
وایسا، اصلا چرا بیاد داخل دنیای افسانهی مرگ دوباره متولد بشم؟
تازه هنوز خودمـم، پس شاید دوباره متولد نشدم و تلپورت شده باشم؟
اَه، این واقعاً مخش تاب داره.
پس الان من مُردم یا زندهام؟
تقریبا مطمئنم اونجا مردم!
قربان، چی میخواستید؟
باوبا-ساما،
بله.
اتفاقات و پدیدههای دنیای ما ورای درک یه انساناند.
فقط یک سنگ روح باقی مانده.
همانطور که خودتون خبر دارید، زمانی که همهی ارواح اینده از بین برند...
خلا ابدی پدیدار، و این دنیارا نابود خواهد کرد.
وظیفهی الانـه ما اینه که به هر قیمتی که شده جلوی ظهور خلا ابدی رو بگیریم.
بنظرم هیروسه ناتسوکو رو عضوی از نه سرباز اعلام کنیم.
ها؟
چــــــــــــــــــــــی!؟
باور دارم که این دختر هرانچه برای پیوستن به نه سرباز لازمهرو داراست، نظر شما چیه؟
محاله!
نمیخوام این عجوزهی مو سیاهـه متکبر اسم نه سرباز رو لکهدار کنه!
ها!
خب...منظور اینه...
خودتون میدونید، نه سرباز نیازی به یه زن نداره.
جانم؟
زنها ضعیفـن، فوراً شروع به گریه میکنند،
کلیهم غیبت میکنند.
اون دستوپای مارو میبنده.
مِمِرون چی؟
خب، مِمِرون...
جنگجوئه!
شنیدی که مِمِرون...
مِمِرون اجاره داره.
ولی تو نداری!
راه نداره بذارم عضو نه سرباز بشی.
بهرحال اصلا نمیخواستم عضو شم.
خیلی زود خلا از اسمون میریزه سرمون و نبرد سختی میشه،
پس اگه عضو شما باشم بازم میمیرم.
خلا از اسمون!
امکان نداره خلا بتونه پرواز کنه!
درسته کیوجی؟
احتمالش کمه ولی...
انقدر چرت نگو، توضیح بده.
هوی!
خب زنا فقط غیبت میکنند و تو دستوپان، پس منم حرف نمیزنم.
اخه تو...
No comments yet. Be the first to leave one.