ZENSHU

ZENSHU (全修。)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

[AnimWorld] Zenshuu - S1E02 [Senku] @Megatools v2bot
ناشر @Megatools_v2bot

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2025-04-06
تعداد دانلود: 34
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 171 خط.

‫بهار زودهنگام

‫کلاس3-2

‫هیروسه ناتسوکو

‫نابغه

‫بهار زودهنگام

‫بهار زودهنگام

‫بهارزودهنگام

‫بهار زودهنگام

‫بهار زودهنگام

‫بهار زودهنگام

‫این"افسانه‌‌ی مرگ"چجور داستانیه؟

‫داخل افسانه‌‌ی مرگ نه ‫کشور وجود دارند...

‫و هر نه‌‌تای انها این چیز درخشان ‫بنام روح اینده‌‌رو دارند.

‫بخاطر روح اینده، همه می‌‌تونستن ‫در شادی و ارامش زندگی کنند.

‫اما یهو خلا پیداش شد ‫و شروع به خوردن روح اینده کرد.

‫و اگر خلا هر نه روح اینده‌‌رو بخوره،

‫خلا عظیم که به دنیا پایان میده ‫پیداش میشه!

‫خیلی بده نه؟

‫پس به این خاطر بهترین جنگجویان دور هم جمع شدند ‫تا باهم جلوی اون‌‌رو بگیرند.

‫نه تا از اونا... ‫نه سرباز!

‫نه سرباز سخت جنگیدند ‫تا از دنیا حفاظت کنند.

‫اما لوک...

‫چیزه، لوک...

‫لوک!

‫ها؟ من...

AWsub

AnimWorld

Translator: Senku

‫قسمت دو: نبرد در برابر مرگ.

‫اینجا...

‫هیروسه ناتسوکو.

‫امپراطوری واقعیت کجاست؟ ‫طلسی که استفاده کردی چی بود؟

‫آنیماتورها ساحره‌‌ هستن؟

‫یـ-یـ-یه لحظه وایسا.

‫تو کی هستی؟

‫گرسنمه.

‫سه روزه خوابیده‌‌ام؟

‫تعجبی نداره، ‫از گشنگی دارم می‌‌میرم.

‫بیا.

‫ممنون برا غذا.

‫خوشمزه‌‌ست.

‫داخل صفحات مخصوص لوک نگفته بود ‫که می‌‌تونه اشپزی کنه.

‫صفحات مخصوص؟ چی هستن؟ ‫راجع به من چی نوشتن؟

‫اونا راجع به جزئیات شهر و اطلاعاتی ‫درباره‌‌ی نه سرباز هستن.

‫منم اونجا هستم؟

‫لوک شجاع دل، ‫از کشور قهرمانان میاد.

‫قهرمان افسانه‌‌ایی، ‫مجهز به شمشیر پادشاه دلیر.

‫قد: : 175 سانتی متر، وزن :62کیلوگرم. ‫ ضمیر اول شخص: اُره

ore: ضمیر مردانه)

‫تنفرها: دختران جوان.

‫من از دختر جوون‌‌ها متنفر نیستم!

‫این چیز میزک‌‌های مخصوص که میگی چی هستن؟ ‫نشونم بده!

‫با خودم نیاوردم.

‫با این همه اطلاعات می‌‌خوای چیکار کنی؟

‫آمــــم...

‫نگاشون کنم؟

‫چرا نگاه‌‌شون کنی؟

‫چون فانه؟

‫منحرفی چیزی هستی؟

‫بازم هست؟

‫خیلی خوشمزه‌‌ست.

‫وا، سیرـه سیر شدم.

‫خب، اون میز سفید مشکوک از کجا اومد؟

‫اها، میز طراحی‌‌ـم رو میگی؟ ‫خودمم خیلی تعجب کردم.

‫اون چیه؟

‫فقط ببین.

‫بیا بیرون، هرچی بخوای برات می‌‌کشم.

‫هیروسه ناتسوکو، طراحی می‌‌کند!

‫هی خواهشاً اون کارـه ‫دفعه قبل‌‌رو انجام بده.

‫هوی، بدرخش دیگه!

‫میز طراحیم‌‌رو احضار کن ‫وگرنه نصفت می‌‌کنم!

‫پِگبارم دفعه قبل اینطوری بود که:

‫بکش ناتسوکو، باید طراحی کنی ناتسوکو. ‫اینطوری باهام شروع به حرف زدن کرد.

‫و یهو درخشید ‫و میز طراحیم اومد.

‫بعد اون چیزی که کشیده بودم... ‫بامــــــــــــم، ظاهر شد!

‫و بعدش...

‫پس این منبع قدرتته؟

‫اهای، پس‌‌ـش بده!

‫چیزی ازش حس نمی‌‌کنم.

‫بدش به من.

‫صبح بخیر.

‫لوک‌‌رو نخور، هیولای زشت!

‫برو اون ور، عجوزه‌‌ی مو سیاه.

‫فکر می‌‌کنی کی نجاتت داد، ها؟

‫بس کن!

‫من یکی از نه سربازم، ‫باید به من بیشتر احترام بذاری!

‫اصلا می‌‌دونی چقدر هزینه کردم تا بتونم ‫جاکلیدی‌‌های تورو پیدا کنم؟

‫باید برای طرفدارهایی که سرت هزینه ‫کردن احترام قائل شی.

‫نـ-نمی‌‌دونم منظورت چیه؟

‫او، ناتسوکو-سان ‫بیدار شدید.

‫خوشحالم که سالمید.

‫مِمِرون این عجوزه‌‌ی مو سیاه ‫اذیتم کرد.

‫خوبم کن.

‫رد می‌‌کنم.

‫بچه‌‌ها، شهردار صدامون می‌‌کنه.

‫حتما می‌‌خوان برا شکست دادن خلا ‫بهمون پاداش بدن.

‫هنوز سوالاتم ازت تموم نشده.

‫تا برگردیم همین جا بمون.

‫راستش، گفتن اگه هیروسه ناتسوکو هم بیدار شده ‫با خودمون ببریمش.

‫وا؟

‫شوخی می‌‌کنی؟

‫ملاقات شهردار اخرین شهر از نزدیک.

‫این لباس نیم لخت‌‌ـش واقعاً عالیه.

‫تازه از نزدیک بهترم هست.

‫چه عضلانیه!

‫هی، ادب داشته باش.

‫اون صدا!

‫پیشوا، باوبا-ساما!

‫فرم‌‌ـش رو ببین.

‫مدل موهاش، رنگ بندیش، ‫طراحی شخصیت بی‌‌نظیره!

‫برای کارای این دیوونه شرمنده‌‌م!

‫وای، پس پشت گوشات این شکلیه!

‫خوشحالم که همچین دختر سرزنده‌‌ایی ‫هنوز در دنیا زندگی می‌‌کنه.

‫این یه، دختره؟

‫چهره‌‌ایی داری؟

‫وا، پس انسانی.

‫هیروسه ناتسوکو، امپراطوری‌‌ـه ‫واقعیت کجاست؟

‫خودمم دنبال جوابشم.

‫چطور به این شهر اومدی؟

‫فکر کنم غذای شرکت‌‌‌‌رو خوردم و... ‫مُردم...

‫و اخرش سر از دنیای این انیمه در اوردم.

‫آنیمه؟

‫توضیح میدم!

‫این دنیای یه انیمه‌‌ست که توسط کارگردان ‫سوریاما کامِتارو ساخته شده!

‫هر ثانیه معادله با 24 اف‌‌پی‌‌اس، ‫و اگر به سه پرده تقسیم کنیم،

‫میشه هشت طرح در ثانیه.

‫همه‌‌ی شما طرح‌‌هایی هستید که ‫توسط انیماتورها طراحی شده‌‌ایید!

‫وایسا، اصلا چرا بیاد داخل دنیای ‫افسانه‌‌ی مرگ دوباره متولد بشم؟

‫تازه هنوز خودم‌‌ـم، پس شاید دوباره متولد نشدم ‫و تلپورت شده باشم؟

‫اَه، این واقعاً مخش تاب داره.

‫پس الان من مُردم یا زنده‌‌‌‌ام؟

‫تقریبا مطمئنم اونجا مردم!

‫قربان، چی ‌‌می‌‌خواستید؟

‫باوبا-ساما،

‫بله.

‫اتفاقات و پدیده‌‌های دنیای ما ‫ورای درک یه انسان‌‌اند.

‫فقط یک سنگ روح باقی مانده.

‫همانطور که خودتون خبر دارید، ‫زمانی که همه‌‌‌‌ی ارواح اینده از بین برند...

‫خلا ابدی پدیدار، و این دنیارا ‫نابود خواهد کرد.

‫وظیفه‌‌ی الان‌‌ـه ما اینه که به هر قیمتی که شده ‫جلوی ظهور خلا ابدی رو بگیریم.

‫بنظرم هیروسه ناتسوکو رو عضوی ‫از نه سرباز اعلام کنیم.

‫ها؟

‫چــــــــــــــــــــــی!؟

‫باور دارم که این دختر هرانچه برای پیوستن به نه سرباز ‫لازمه‌‌رو داراست، نظر شما چیه؟

‫محاله!

‫نمی‌‌خوام این عجوزه‌‌ی مو سیاه‌‌ـه متکبر ‫اسم نه سرباز رو لکه‌‌دار کنه!

‫ها!

‫خب...منظور اینه...

‫خودتون می‌‌دونید، نه سرباز نیازی ‫به یه زن نداره.

‫جانم؟

‫زن‌‌ها ضعیف‌‌ـن، ‫فوراً شروع به گریه می‌‌کنند،

‫کلی‌‌هم غیبت می‌‌کنند.

‫اون دست‌‌وپای مارو می‌‌بنده.

‫مِمِرون چی؟

‫خب، مِمِرون...

‫جنگجوئه!

‫شنیدی که مِمِرون...

‫مِمِرون اجاره داره.

‫ولی تو نداری!

‫راه نداره بذارم عضو ‫نه سرباز بشی.

‫بهرحال اصلا نمی‌‌خواستم عضو شم.

‫خیلی زود خلا از اسمون می‌‌ریزه سرمون ‫و نبرد سختی میشه،

‫پس اگه عضو شما باشم بازم می‌‌میرم.

‫خلا از اسمون!

‫امکان نداره خلا بتونه پرواز کنه!

‫درسته کیوجی؟

‫احتمالش کمه ولی...

‫انقدر چرت نگو، ‫توضیح بده.

‫هوی!

‫خب زنا فقط غیبت می‌‌کنند و تو دست‌‌وپان، ‫پس منم حرف نمی‌‌زنم.

‫اخه تو...

More Farsi Persian subtitles for ZENSHU

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left