Drylongso

Drylongso

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Drylongso 1998
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian Drylongso 1998 زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2025-11-29
تعداد دانلود: 11
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

!برو گمشو از ماشینم بیرون

!احمق عوضی

حالا دیگه چه کوفتیه؟ چه کوفتیه؟ داری چه غلطی می‌کنی؟

!ولم کن

!باید بکشمت! همین الان حسابی کتکت می‌زنم

!بس کن

!ولم کن

!گمشو

!کیفت هم

اوم

حالت خوبه؟

نه

خب، همین اطراف زندگی می‌کنی؟

نه

.اگه می‌خوای، می‌تونم برات زنگ بزنم به کسی

.اگه بخوای

.یه تاکسی زرد خوبه، ممنون

چی؟

.یه تاکسی زرد خوبه

باشه

.تاکسی حدود ۲۰ دقیقه دیگه اینجا می‌رسه

.چرا نمیای روی ایوون؟ من همین آدرسو بهشون دادم

.ممنون بابت کمکت

.خیلی ممنونم

.خواهش می‌کنم

.بازم ممنون. مراقب خودت باش

.فقط برو ته خیابون تلگراف، از اونجا بهت راهنمایی می‌کنم

.همه کارت‌هام همین‌جورین

.باشه، پول رو بزارید

پیکا

!چه خبر؟ اِم

اداره پلیس اوکلند به ما اعلام می‌کند

.که جسد جاستین براون ۱۸ ساله را به تازگی پیدا کرده‌اند

.او یازدهمین قربانی موسوم به "برش‌دهنده وست‌ساید" است

قاتلی که به طور سیستماتیک نوجوانان پسر و دختر را هدف قرار داده است

.پلیس معتقد است از ماه می گذشته

اکنون، بازرسان می‌گویند که نمی‌توانند هیچ سرنخی را منتشر کنند

.با این حال، به نظر می‌رسد جنون این قاتل یک الگوی خاص دارد

.او جنسیت قربانیانش را به طور متناوب انتخاب می‌کند — پسر، دختر، پسر، دختر

.کلیسای اِی‌اِم‌ای این شنبه صبح ساعت ۹:۰۰

.گزارش زنده از وست اوکلند، من کارلی بریومور، اخبار کی‌سی‌وی‌ای هستم

چی؟

.باید بری قبض گاز رو برام پرداخت کنی

.من نمی‌تونم برم. باید برم مدرسه و بعدشم باید برم سر کار

.و تو باید بری این قبض رو پرداخت کنی. همین الان برو و انجامش بده

ببین، من اینجا اجاره می‌دم. چرا باید برای تو دنبال کار بدوم؟

.دیشب اومدم خونه، یکی اینجا بود

.تو حتی نمی‌تونی اون احمق‌ها رو از اتاقم دور نگه داری

.کسی تو اتاقت نبوده

.وسایلم جابجا شده بود، مامان

.ببین، باید ناخنامو درست کنم. دیرم میشه

.قبض گازو پرداخت کن

.درتو قفل نگه دار، هیچ مشکلی پیدا نمی‌کنی

.امروز آماده نیستم. این پیراهن خوبم نیست

دختر، پس کی می‌خوای ازم عکس بگیری؟

مالک رو دوست نداری؟

درصد ۷۰

نفر بعدی کیه؟

.باشه، مگان

.- آماده‌ای؟ - فکر می‌کنم، آقای یامادا

.باشه. ببینیم چی داری

.اینا عکس‌های سیاه و سفید من در مورد منظر انسانیه

.در جستجوی بیان انسانی، حس زنانه

.عناصر به ما حمله می‌کنند و ما رو فرسوده می‌کنند

.ظاهر ما رو مثل آب روی سنگ‌ها صیقلی می‌کنند

در جستجوی رابطه همزیستی

.بین زن و طبیعت، طبیعت/پرورش

.و تعالی معصومیت واقعی، یا فساد، اگه بخواید

از نظر فرمال، نور و سایه

در کنار حس زنانه

.سوال محوری "من کیستم؟" رو بیان می‌کنه

سوالی هست؟

پیکا؟

این دیگه چه کوفتیه؟

چی؟

یعنی، می‌خوای چیزی بگی؟

.چون اگه آره، من متوجه نمیشم

.خب، شاید اگه بیشتر سر کلاس میومدی، متوجه می‌شدی

اوه

.عوضی، فکر نمی‌کردم برات مهم باشه. باشه

.خب، فکر می‌کنم این نقد به اندازه کافی خراب شده

.می‌دونم که همگی کار زیادی دارید تا نمایشگاه‌هاتون رو شروع کنید

خانم سالیوان

لطفاً با من به دفترم بیاید؟

.بفرمایید بنشینید

.خب، بریم سر اصل مطلب

.اینجاییم

.ترم اینجا تموم میشه

شما نه تنها این مقدار زمان رو دارید که کارهای از دست داده‌تون رو تحویل بدید

.بلکه پروژه پایانی‌تون رو هم باید تحویل بدید

.پیکا، حضورت فاجعه‌بار است

خب، امروز چی برام داری؟

اصلا به ارائه فکر کردی؟

کانسپتت چیه؟

تخمین زده میشه که ۷۰ درصد مردان سیاه پوست

.یا مرده‌اند، یا معتادند، یا در زندانند یا بیکارند

.تعداد نامتناسبی از کودکان خردسال که به آموزش ویژه فرستاده می‌شوند، پسران سیاه پوست هستند

.وقتی این اتفاق می‌افتد، شانس ترک تحصیل دبیرستان تا ۷۰ درصد افزایش می‌یابد

امید به زندگی مردان سیاه پوست

.کمتر از امید به زندگی اکثر مردان در کشورهای جهان سوم است

.قتل عامل اصلی مرگ مردان سیاه‌پوست بین ۱۳ تا ۳۵ سال است

درصد مصرف‌کنندگان مواد مخدر سفیدپوستند، اما ۶۰ درصد محکومیت‌های مواد مخدر مربوط به سیاه‌پوستان است. ۷۶

.از هر چهار مرد سیاه‌پوست، یک نفر در حال حاضر در سیستم قضایی (زندان) درگیر است

.و ۹۵ درصد مردان سیاه‌پوستی که در زندان هستند، نمی‌توانند بالاتر از سطح کلاس ششم بخوانند

.لعنتی، یامادا، تو اینا رو می‌دونی. نباید من اینا رو بهت بگم

.من دارم تصاویرشون رو ثبت و نگهداری می‌کنم، یه جور مدرک برای وجودشون

.خانم سالیوان، این کلاس عکاسی ۳۵ میلی‌متریه

.این نه برای تو منصفانه است، نه برای بقیه دانشجوهای من

.اگه بذارم همین‌طور به این عکس‌های فوری گرفتن ادامه بدی

.اگه سؤالی یا مشکلی داشتی، می‌خوام بیای پیش من

چطوری پیکا؟

.هی، چطوری؟ همین‌طور بیکار، خودت که می‌دونی

هی، کی قراره عکس منو بگیری، دختر؟

.از عکس همه رو گرفتی جز من

می‌دونی که دلم شکست، نه؟

.آره. دلم شکست. اما خب، اشکال نداره. من خوب می‌شم

.امروز باید خوش‌لباس می‌شدم. قراره پول دربیارم

.ها؟ آره

.این یکی از سر جرج کلینتون الهام گرفته

.ها؟ آره. دیشب دیروقت

.و این یکی یه الهام دیگه داشت. اینو نگاه کن

تو اینو ساختی؟

.آره. عاشقشم

با بقیه فرق داره. چنده؟

.پیکا، برای تو، خواهر قشنگم... برای تو مفته

.ممنون

.باشه. باشه

خب، چیزی که دارم به همه شما می‌گم

و دونستن این برای شما به عنوان عکاسان جوان خوبه

اینه که در اون دوره زمانی

که جیمز وندرز عکاسی می‌کرد

با اینکه الان یکی از برجسته‌ترین عکاسان آفریقایی-آمریکایی

دوران رنسانس هارلم به حساب میاد

.در اون زمان فقط یه عکاس استودیویی به حساب می‌اومد

حالا

.می‌خوام دعوت‌نامه‌های نمایشگاه‌هاتون رو ببینم

چون، همون‌طور که همه‌مون می‌دونیم

.دعوت‌نامه‌ها به اندازه خود نمایشگاه مهمن

.ممنون، ممنون. چون کاغذش زرده

.ممنون. پارچه کنته. شماها دارید واقعاً خلاق می‌شید

اوم، می‌خواستم ببینم می‌تونم درباره نمایشگاهم باهاتون حرف بزنم؟

.به در اتاقم نگاه کن

.ساعات کارم روی در نصب شده. ممنون

!اوه

.هی. هی

!مامان! یکی تو اتاقم بوده

.تو باید آخرین نفر بوده باشی. از دیشب کسی اینجا نبوده

.من دیشب تو اتاق مادربزرگ خوابیدم

.خب، یکی مریض شد و مجبور شد دراز بکشه

.اینجا که آرامشی نبود

!مامان

!من اجاره میدم

!نصف قبض‌ها رو من میدم اینجا

.اه، من دوباره میرم قفل‌ها رو عوض کنم

.اگه کسی رو اینجا بگیرم دیگه هیچی پرداخت نمی‌کنم

.پیکا، من بدون اینکه تو بخوای شلوغ کنی، کلی نگرانی دارم

امروز لباس‌ها رو می‌شوری برام؟

.باید مادربزرگتو ببرم دکتر

!مالک! وایستا، مالک

چی شدی؟

.خوردم به درخت

.سومین باره. همون درخت لعنتی

.تو واقعاً یه چیزی هستی، برادر مالک

.تو واقعاً یه چیزی هستی

.خب، این چیزا چطور کار می‌کنن؟ اونا "کار" نمی‌کنن

.مثل تلویزیون یا یه چیز مکانیکی نیستن

.اونا آشکار می‌کنن. خب، بگو چطور آشکار می‌کنن

تو آدم کنجکاوی نیستی، نه؟

.نه، نیستم

.ولی طوری میگی انگار گناهه یا یه همچین چیزی

.نه، گناه نیست

.فقط بعضی وقتا می‌تونه به سوءتفاهم منجر بشه

اوم؟ مثلاً چی؟

.مثلاً، تو فکر می‌کنی من نمی‌خوام ازت عکس بگیرم، ولی می‌خوام

واقعاً؟

.آره

پس چرا نمی‌گیری؟

.نمی‌دونم

میشه ببینم؟

.اوه، رفیق. تو کارت‌های اوریشا رو داری. اینا خیلی باحالن

.آره، باشه. خب، بر بزن

.من خودم ترجیح میدم هفت بار بر بزنم

.آره، ولی من فقط یه بار انرژی توشون میذارم، ببین

.خب حالا

.باشه، تقسیمشون کن

.نه. همیشه با دست چپت

.همیشه کارت‌ها رو با دست چپ تقسیم می‌کنی

فکر کردم هیچی در مورد...-

.به سکوت نیاز داریم

این خیلی مفصل نمیشه،

.ولی یه چیزایی رو آشکار می‌کنه

.لا لونا. ماه

.یعنی قراره غمگین بشی، پیکا

.شاید حتی افسرده

.ال دیابلو. شیطان

لعنتی. شیطان؟

.آره

.ولی خیلی بد نیست، چون برعکسه، ببین

.این‌طوری قدرتشو از دست میده

اوم. چقدر قدرت؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left