نخستین 185 خط.
.موريس عزيز،خيلي خوشحالم که کارتت بدستم رسيد
.زندگي توي اينجا از اعدام هم بدتره
،اتفاقا يکي از بچه ها داره ازاد ميشه
.اما من هنوز بيگناه اينجا زنداني ام
.نميدونم چطور گرفتار شده بود
.اخه زبان اسپانيايي ام زياد خوب نيست
.در هر صورت،ميترسم خبرم زياد خوشحال کننده نباشه
من هنوز از حقوق انسانيم محروم،شرافت
.و همينطور ازادي
.هر روز فکر ميکنم از دنياي خودم دور افتادم
.و وقتي ميبينم که يک زنداني ميتونه بيرون ازدانه قدم بزنه
.اره،درسته،برو،برو خوانواده ات رو ببين
.و بهشون بگو ما پنجشنبه ها توي اين چهار سال چيکار ميکرديم
.بهشون بگو اصلا کارمون مهم نبوده
.من هنوز ميتونم حسش کنم .هنوز حسش ميکنم
،من هميشه فکر ميکردم صورت مايلي سايروس مشت خورده
اما مطمئنم بخاطر يکي از اهنگاش بوده،ميدوني
.هميشه اهنگاي مزخرفي ميخونده
هموني که هميشه نامزدم علاقه داشت گوش بده
که منو الان دوباره يادش انداخت که چرا هنگام شهادت دادن حاضر نبود
.و وکيلم که اعلام کرده ديگه روي پرونده ام کار نميکنه
.بخوام صادق باشم،تازه از دستش خلاص شدم
منظورت چيه ميخواي دوباره روي پرونده ام کار کني؟
.اينش مهم نيست
.چيزي که مهمه اينه که بکمکم احتياج داري
نه،شوخي ميکني؟
يک دقيقه روي پرونده کار ميکني .يک دقيقه بعد بيخيالش ميشي
.در هرصورت بايد خيلي وقت پيش از دستت خلاص ميشدم
.بدون تو کارم بهتر راه ميافته
،بيخيال هلن .من برگشتم کمکت کنم
.نه برنگشتي .چرا برگشتم
.نميتوني دوباره وانمود کني داري کمکم ميکني .البته که ميتونم
.پرونده رو ول کن توني .گفتم ولش کن
اوه،اون جاستينه؟
.اره،برگشتم سر کارم هر کار ميخواي بکن
اما بمن ربطي نداره .چون تو وکيل من نيستي
.ببين،فکر کنم هر دو ما ميدونيم که با هم ميتونيم خيلي کارها بکنيم
،بهتر از قبل.منظورم اينه
ميتونيم بهتر از قبل مراحل درخواستت رو پيگيري کنيم.،درست ميگم؟
.يک شانس دوباره هست برات
،بزار همه بدونند توني نورمان وکيل هلن استفانزه
.دوباره داره روي پرونده اش کار ميکنه
ايرادي نداره اينو ببرم؟ممنون
.يخورده بجنب راسل .ون پايين منتظرته
الان ميخواي بري؟ .سعي ميکنم گريه نکنم
.الکي گريه نکن .اونقدرها هم بد نيست
.همش يک هفته است .تو عاشق المان ميشي
فکر ميکني همه زنداني ها ميتونند بخاطر دولت مبادله بشند؟
.تو مثل سفير انگليسي
.اوه،هلن.دلم برات تنگ ميشه
تو هم دلت برام تنگ ميشه؟ اره،واقعا؟
البته،مطمئني؟ .البته که دلم برات تنگ ميشه
.دوباره بگو .دلم برات تنگ ميشه
.اسمم باهاش بگو
.دلم برات تنگ ميشه کريستين
.واقعا؟بسه ديگه بيا تمومش کنيم
.از اونجا واست سوسيس ميارم
.جات اينجا خالي ميمونه
.نه.وقتي يک زنداني تعويض ميشه بجاش يکي رو ما اينجا مياريم
.مبناي معاوضه اينه .احمقها
،تو قرار پرستاري خانم گرترود ورمرز
.43 ساله ادم خوار رو بکني
.اوه،استيفنز،هواي خودتو امشب داشته باش
.اون خيلي خجالتيه .اين دفعه اولش که از زندانش بيرون اومده
.و خيلي هم هوشيار بنظر ميرسه
"صحبت به زبان الماني"
ازش پرسيدم دوست داره پينگ پنگ بازي کنه؟
.استيفنز ميخوام اونو با اينجا اشنا کني
جاهايي که جالبه رو بهش نشون بده،ببين بدنش خالکوبي نداره
.و اون رو با سيستم زندان اشنا کن
..به انگليس خوش امديد الماني ادم خوار
دوست داري با عمل کرد ما اشنا بشي؟
.ما رابطه خيلي نزديکي با همکار الماني مون داريم
.زندان واسنبرگ
.نبايد رابطه مون خراب بشه
،پس هر اتفاقي براي گرترود بيافته .هر اتفاقي
.من تو رو مقصر ميدونم
.اينجا سلوله منه
شوخيت گرفته؟
.تو المان سلول هاي ما حموم بزرگتري داره
صبر کن،فکر کردم نميتوني انگليسي صحبت کني؟
.ما مثل شما تنبل نيستيم که فقط بزبان خودما صحبت کنيم
.راستش،من ايرلندي صحيت ميکنم
ميدونم encore une fois"رو" و معني کلمه
.ميخوام يکم استراحت کنم .اونجا تخت منه
.گوش کن خانم،نميدونم تو فکر ميکني
من خيلي عوضي ام
.اما تو المان خيلي ادم مهمي ام
.هفت تا کتاب جرم درباره ام نوشتند
درباره ام درست نوشتند اما عکسم رو خيلي تخيلي کشيدند
.من اونجا خيلي مشهورم
،پس،وقتي ميگم ميخوام توي تخت تو استراحت کنم
.مطمئن باش اين کار رو ميکنم
واقعا؟نميدونم به اين چي ميگي
اما توي اين سلول من خيلي ادم بزرگتري ايم از تو
پس چرا به جفت ما يک لطفي نميکني
.و توي اون تخت که مخصوص مهمان تهيه شده استراحت نميکني
چقدر سروصدا از اين جا مياد؟ .اوه،خداي من
افسر تيموتي دِبن ...وشما بايد
.چقدر قشنگ صحبت ميکني .از ملاقاتت خوشبختم
انگليسي ميتوني صحبت کني؟
منچستر يونايتد؟
.چقدر ستودنيه
.خب،هلن،فکر ميکنم بايد هر کاري خانم گرترود ميخواد براش انجام بدي
.ما اينجا ميزبانيم
خوشحال ميشم هنگام نهار ملاقاتتون کنم،اگر ايرادي نداره؟
چرا با اون انگليسي صحبت نميکني؟
.توي زندانهاي المان ما دو تا قانون داريم
.هميشه سر مون رو پايين ميندازيم و صحبت نميکنيم
.اما با رفيقت بازم سرت پايين اما ميتوني حرف بزني
.حالا اگر ايرادي نداره ميخوام بدون اينکه جيغ بکشم اينجا بگيرم بخوابم
.نميخوام توي اين چند صاعت حتي ازت يک کلمه صدا بشنوم
.حتي يک ذره
.ميشه يکم ساکت باشيد؟خواهش ميکنم
.باعث افتخاره که بهتون مدير جديد شرکت رو معرفي کنم
.ممکنه شما اونو بعنوان همسر مدير فقيدمون اريک بريدجز بشناسيد
.خوشامد ميگم به خانم الين بريدجز
.از همتون براي حضور توي اين جلسه ممنونم
و همينطور تو هنري،که کارت رو عالي انجام دادي
.وقتي ما مشغول عزاداري براي شوهرم بوديم
.بدون هيچ توقع اي
همون طور که ميدونيد.اتفاقات اين چند ماه اخير
.به کمپاني ما شوک عظيمي وارد کرد
،من شوهرم رو،روحم رو
کلاسهاي رقصم،بدمينتونم،يوگا،و همينطور شريکم .رو از دست دادم
.و همينطور عشق و شريک جنسيم رو
.و همه شما رييس مهربانتون رو از دست داديد
و منم تصميم گرفتم رياست اينجا رو بر عهده بگيرم .تا اسم شوهرم زنده بمونه
.من ميخوام اين کمپاني رو به اوج برسونم
.اما براي اين شروع تازه بعضي چيزها بايد تغيير کنه
،اول،من ايميل تمامي کارمندها رو چک ميکن
،فيس بوک،توييتر،بيبو،لينک دين،ماي اسپيس،گوگلين
.دوما به هيچ کس تخفيف نميديم
.کسي جنس خوب ميخواد بايد پول خوب هم بده
.و سوما دستگاه قهوه ساز رو بَر ميدارم
.اينجا يک شرکته.نه قهوه خانه
.از همين الان شروع ميشه
.باشه؟فکر ميکنم همه چي رو مشخص کردم
و جاسوسم بهم گفته يکي اينجا داره
،به ملاقات قاتل همسرم ميره
طبق قانون جديد
،هر کس اينکار رو بکنه،هر تماسي باهاش بگيره
.اخراجه
...من هيچ وقت بملاقاتش نميرم .تو اخراجي
.من گوشتم شوهرم رو خوردم ولي اينقدر گوشتش مثل اينا بد مزه نبود
.اون 70 سالش بود
.اون يکم مريضه
.از کنار کونم برو اونور
اين يارو چشه؟ديوانه اي چيزيه؟
عاليه،ميخواي يکم نصيحتت کنم؟
،من اخيرا به اينجا اومدم
.و نميگم با هرچي اينجا اتفاق ميافته موافقم
.اما فهميدم بايد به اينا احترام بزاري
درست ميگم؟
.من احمقها احترام نميزارم
.مخصوصا اين زنه که شبيه احمق هاست
گرترود تو شوهرت رو خوردي
.خودت هم زياد لايق احترام نيستي
.همين جاست که اشتباه ميکني
.من توسط بهترين روانشناسان کشور مورد ازمايش قرار گرفتم
.و همشون ميگن که هيچ مشکل مغزي ندارم
.و کاملا از لجاظ رواني تحت کنترلم دانشگاه ها واسه اينکه روي من ازمايش نکنند
.اين دروغ ها رو درباره ام ميگند .عذر ميخوام
.وقتي غذا ميخوري دهنت رو ببند .اشتهام رو کور کردي
.خداي من،تو چقدر رقت انيزي
تو چي گفتي؟کي پودينگ ميخواد؟
تو پودينگ ميخوري؟ .تو هم پودينگ ميخوري
.همه پودينگ ميخورند .چطوره بريم يک کم پودينگ بياريم
.اوه،ببين،عاشق اين دسرها ميشي،گرتي
.اينجا دسرهاي معروف انگليسي داره
.خيلي خوشمزه است .بهترين دسر عمرته
درسته؟چيکار داري ميکني؟ .اون از افراد سردسته زنداني هاست
،دفعه اخري که يکي جلوش ايستاد
.دندان دختره رو کند
.دختره ديگه جرات نداره نزديکش بشه
شما زنداني ها اينجا گروه درست کردين؟ .چقدر عجيبه
.راستش شنيده بودم که شما انگليسي ها يکجورايي عقب مانده ايد
.اما فکر ميکردم رفيق هام دارند شوخي ميکنند
،ببين چي ميگم،اگر کسي يکاسيب کوچيک بهت برسونه
.من بايد با درخواست عفو ام خداحافظي کنم
و نه بخاطر من بخاطر دندان خودت هم که شده
.اون دهن تخميت رو ببند
.ميخوام اين صندوقهاي اريک رو بگيري و مرتبشون کني
.بايد يک جايي برم نزديکا ي ساعت 4 برميگردم
.بريم،اروي
No comments yet. Be the first to leave one.