Survivor

Survivor

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 50

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Survivor S50E03 1080p WEB h264-EDITH
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 50 قسمت 3 Survivor 2000 زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2026-03-15
تعداد دانلود: 22
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

اون خطرناکه. آره

جف پروبست: آنچه در قسمت قبل «سروایور» گذشت

«باید اونو واسه یکی توی یه قبیله دیگه بفرستی.»

آوری: «تبریک می‌گم

یکی می‌خواسته که این آیدل مال تو باشه.»

کی اونو به من داد؟

نقشه رو می‌دونی؟

چارلی، به نظرم باید چهارتا دابل واید بریم

دی: کریستی... داره بیش از حد تلاش می‌کنه

که واسه این قبیله مادری کنه

آره. این... این مهم‌ترین مسئله‌ست

فکر کنم روی سوانا به توافق رسیدیم. خیلی خب، عالیه

ریک: یه ایده دیوانه‌وار به ذهنم رسید

آره. می‌خوام یه آیدل تقلبی توی شورای قبیله قایم کنم

سومین نفری که با رأی بقیه از فصل ۵۰ سروایور حذف شد: سوانا

اوه

قبیله حرفش رو زد

مشعل‌هاتون رو بردارید و برگردید به اردوگاه

شب خوش

اوه! اوه

کریستین: می‌خواستم همین کار رو بکنم

آره، شورای قبیله گاهی

یه کم سرگیجه بهم می‌ده. اوم... خب

فکر کردم خوبم چون بلند شدم

که سوانا رو بغل کنم

با خودم گفتم «حالم خوبه، حالم خوبه.»

ریک: خیلی هیجان‌زده‌ام

نقشه سرقتمون گرفت

حس می‌کنم فرانک اوشن یا یه همچین کسی‌ام

اصلاً فکرش رو هم نمی‌کردم

که این آدم این‌قدر خوب باهام راه بیاد

منظورم اینه که، طرف چارلی چاپلینه

مثلاً، بنگ

حالم خوبه. ممنون که نگرانم بودید

اصلاً نگران نباشید. حالم عالیه

آره. آزی: منم صبح‌ها این‌طوری می‌شم

وقتی سریع بلند می‌شم، چشام سیاهی می‌ره

ریک: آخه کی فکرش رو می‌کنه که یه آیدل تقلبی توی شورای قبیله باشه؟

یعنی کی اون‌قدر احمقه که این کار رو بکنه؟

خیلی خوب نقشت رو بازی کردی

همه‌شون نگاه کردن، و حدس بزن چی شد؟

بوم

کریستین: باورم نمی‌شه. ما

عالی بود. بی‌نقص

عجب امتحانی بود واسه تیم دونفره‌مون

تا حالا همچین کاری انجام نشده بود

یه روز پسرم، مایکل، این رو می‌بینه

پیش خودش می‌گه: «واو، این بابای منه

«بابام می‌تونه دست به سرقت بزنه

«می‌تونه یه سرقت بزرگ انجام بده

بابا، منم می‌خوام یه روز این کار رو بکنم.»

جو: نامه درختی

سیری: اوه

جو: بریم سراغش؟

بله، حتماً قربان

خب

«هر بازیکن ارزش خاص خودش رو داره

پس از استعدادهایی که دارید استفاده کنید

وقتی امروز گرد و خاک توی ساحل فروکش کنه

بعضی‌ها ثروتمندتر می‌شن و بعضی‌ها نه.»

جو: جایزه. سیری: جایزه

ریک: واقعاً؟ آره

کریستین: این نامه رو گرفتیم و با خودمون گفتیم:

«این جایزه‌ست؟ یا قراره قبیله‌ها عوض بشن؟» کی می‌دونه؟

ولی اگه قرار باشه قبیله‌ها عوض بشن

باید واسه نبرد آماده باشیم

برای همین داشتم به این فکر می‌کردم

چون اگه قبیله‌ها عوض بشن

ممکنه هر کدوممون با آوری توی یه قبیله بیفتیم

آره. ما چهار نفر

و اون آیدل... ترجیح می‌دم

اگه بشه از همه‌مون محافظت کنه

پس می‌خوام یه نقشه با هم بکشیم. باشه

خب، دوتا فکر به سرم زد. اول اینکه

بقیه اون چهار نفر رو هم در جریان بذاریم؟

امیلی و سیری رو هم خبر کنیم؟

فکر کنم این‌طوری اتحادمون قطعاً محکم‌تر می‌شه

ولی مثلاً من وانمود می‌کنم

که انگار منم هم‌زمان با اونا دارم می‌فهمم، باشه؟

آره. مثلاً تابلوعه که تو زودتر به من نگفتی

آره. یا مثلاً تو پیداش کردی و داری به ما می‌گی

خب. و ببین

از زبون تو باورپذیرتره

چون تو خورهٔ پیدا کردن آیدل هستی. آره

کریستین: دلیل اینکه بهشون بگیم ریک آیدل رو پیدا کرده

اونم آیدل «بومرنگ بیلی آیلیش» رو به جای من

اینه که اولاً باورپذیره

همه می‌دونن ریک توی پیدا کردن آیدل استاده

تازه ریک از قبل آوری رو می‌شناسه

ولی من نمی‌شناسمش. این‌طوری

برچسبِ «آیدل‌یاب» هم از روی من برداشته می‌شه

و این‌طوری می‌تونم وانمود کنم که از آیدل خبری ندارم

منظورم اینه که، اگه... نمی‌خوام این کار رو بکنم

اگه رئیس باهاش موافق نیست

نه گوش کن، من... من باهاش مشکلی ندارم

از نقشه کریستین خوشم می‌آد، و حالا

فقط داریم دنبال یه راه می‌گردیم که این خبر رو

به اون دوتا هم‌قبیله‌ای دیگه‌مون برسونیم

یعنی سیری و امیلی، چون فکر می‌کنیم

ممکنه امروز قبیله‌ها عوض بشن

خب، دیروز بعد از قضیه جو، رفتم اونجا

توی اون درخت بزرگه، مثلاً

نزدیک چاه آب، این آیدل اونجا بود

پیداش کردی؟

شوخی می‌کنی! ولی

این یه آیدل معمولی نیست

این آیدل بومرنگ بیلی آیلیشه

چی؟

ریک: می‌دونم، می‌دونم

قوانین خیلی خاصی داره. نمی‌تونم پیش خودم نگهش دارم

باید بفرستمش واسه یه نفر توی یه قبیله دیگه

سیری: و واسه کی می‌فرستیش؟

آوری. آوری. اوه

دِوِنز گفت که آیدل بومرنگ بیلی آیلیشش رو

واسه آوری فرستاده

این باعث شد به دِوِنز نگاه کنم و بگم: «خب

ما واقعاً با هم متحدیم.»

من ۱۰۰۰ درصد باهاتم

این جمع چهار نفره، خونهٔ منه

ریک: من و کریستین تونستیم سیری رو در جریان آیدل بذاریم

که عالیه، ولی بعدش موندیم چطوری

به امیلی درباره آیدل بیلی آیلیش بگیم؟

داشتیم سعی می‌کردیم باهاش حرف بزنیم که آزی اومد جلو

دیدیم الان نمی‌شه. بعدشم که

برگشت به اردوگاه پیش جو و نشد باهاش تنها بشیم

واسه همین امیلی هنوز از این موضوع خبر نداره

صبح بخیر

جفری

صبح همگی بخیر

صبح بخیر. سلام

پروبست: برای اولین بار با قبیله جدید «سیلا»

روبرو بشید

سوانا حذف شد

تیفانی: اوه

پروبست: ...توی آخرین شورای قبیله

بسیار خب، روز هفتمِ

سروایور ۵۰. بذارید یه چیزی بهتون بگم

قبل از اینکه بریم سراغ جشن و مراسم

می‌تونم یه کم از این داشته باشم؟

بازمانده‌ها: باف‌هاتون رو بندازید زمین

پروبست: باف‌هاتون رو بندازید زمین

چارلی: واو

پروبست: خیلی خب، فقط بندازیدشون جلوی پاتون

خداحافظ عزیزم

کریستین: پس معلوم شد که قبیله‌ها عوض می‌شن

و من دارم وحشت می‌کنم. انگار این

آخرین فرصتمه که به امیلی بگم: «هی

آوری آیدل ریک رو داره.»

پروبست: ۷۸ درصدِ

طرفدارایی که به تعویض قبیله رأی دادن، گفتن:

«آره حتماً، ما می‌خوایم قبیله‌ها عوض بشن.»

پس امروز همین کار رو می‌کنیم. اینا رو بگیرید

خب

امیلی: کریستین خم شد سمتم و بهم گفت:

«آوری یه آیدل داره.»

و من واقعاً شوکه شدم

چرا داری

تازه الان این رو به من می‌گی؟ فکر می‌کردم ما با هم متحدیم

فکر می‌کردم داریم با هم همکاری می‌کنیم

و حالا، اینجا نشستم و دارم حرص می‌خورم، اونم درست وقتی که

دارم می‌رم توی یه قبیله جدید و می‌فهمم کسایی که فکر می‌کردم

باهاشون همکاری می‌کنم، شاید همه اطلاعات رو

کامل بهم نداده باشن

پروبست: باف‌هاتون رو بندازید زمین

پروبست: سرنوشت همه قراره

زیر و رو بشه

داریم قبیله‌ها رو عوض می‌کنیم

خب، چارلی، هنوز اوایلِ

این فصلیم، واسه همین هنوز کلی ابهام وجود داره که

طرفدارها به چه نوع بازی‌ای رأی دادن

این جابه‌جایی، اگه چیزی باشه، بهت چی می‌گه؟

باید بگم الان یه جورایی از دست طرفدارها شاکی‌ام

واقعاً فکر می‌کردم

که برنج داریم. خبری از برنج نیست

اوم. حالا دوباره باید

از نو تأثیر اولیه خوبی بذارم. انگار

تک‌تک چیزهایی که طرفدارها تا الان بهش رأی دادن

داره یه جورایی رو اعصابم می‌ره

کریستین: چارلی؟ ها؟

تو به جابه‌جایی رأی دادی؟

آره

خیلی عالیه

بسیار خب

بریم سراغِ

قرعه‌کشی قبیله‌های جدید؟

آنجلینا: از پسش برمی‌آیم

آره. آره

بفرما. هنوز بازش نکنید

منتظر من بمونید

آنجلینا

کولبی

آوری. ریزو

کامیلا، خیلی ناراضی

و بی‌میل به نظر می‌رسی. از این کار خوشم نمی‌آد

اصلاً از این خوشم نمی‌آد

پروبست: جاناتان. سیری: اوه، داره می‌آد

اوه نه جف. سیری

اوه

خیلی خب. باشه

خوب می‌شه. بذار هر چی می‌خواد بشه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left