نخستین 200 خط.
ديگه تمام شد
...هر لحظه با تو حرف ميزنم
اگه تو چيزي هم نگي باز اهميت نميدم...
رفتن تو به اين مفهوم نيستش که اينجا نيستي
بلکه تنها چيزي که بهش نياز داشتم اين هديه بودش
وقتي همه چيز تمام شد اين هديه رو به من دادي
رحم
برات کتاب بخوانم؟ .نه تشکر ميکنم
.شب به خير پدر بزرگ
.سلام!اسم من تومي هستش مال تو چي هستش؟
.ربکا
تازه اينجا اسباب کشي کردين؟
.نه پدر بزرگ من اينجا زندگي ميکنه .من هم باهاش ميمونم
.ربکا پدر بزرگت تماس گرفته
خواب مونده بيدارش بکنم؟
نه مشکلي نيستش
امشب ميتونه اينجا بمونه
.شب به خير
بگو ديگه کجا ميريم؟
تا به حال فقط چمن ها رو ديده
فکر کنم اينجا براش مثل يک سياره متفاوت ميادش
فردا ميبريمش پلاژ و دريا رو بهش نشون ميديم
فردا اينجا نخواهم بود ميرم
داري ميري خانه؟
نه اونوقت کجا؟
.توکيو ژاپن؟
برايه چي؟
.مادرم اونجا کار پيدا کرده
طبقه 72 زندگي ميکنيم چي 72
.بلند هستش
.من بايد برم
الو؟ ربکا
کجا هستي؟
ساحل هستم اومدم طوفان رو تماشا کنم
فردا کي ميري؟ .ساعت 6 سوار کشتي ميشم
برايه بدرقه ات ميام فکر خوبي دارم
ربکا؟ ...اينجا هستم
تومي؟ الو تومي؟
وقتش رسيده ربکا
.ببخشيد برايه شما چيکار ميتونم بکنم؟
اومده بودم برايه ديدن تومي خيلي وقت هستش که اينجا کار نميکنه
قيافه ات خيلي اشنا ميادش قبلا شما رو ديده بودم؟
من ربکا
ربکا...همون دختر بچه که به ژاپن رفتش
تومي خيلي وقت ما رو عصبي کردش که به ژاپن برم
خدا رو شکر بعدا فراموش کردش
حالا کجا زندگي ميکنه؟
اون بند کوچيک کنار سد خاکي رو ميشناسي؟
ميتوني اونجا پيداش بکني
کسي نيستش؟
تو کي هستي؟ اينجا چيکار ميکني؟
.دنبال توماس بودم منم
تو کي هستي؟
.سلام تومي
سلام
اين دختر کي هستش؟
ژاپن چطوري بودش؟
.خوب بودش .طبقه 72
اين کار رو مثل ادم هايه معمولي انجام بديم من روز اون هم تومي تو کي هستي؟
ببينم برميگردي؟ .نه اموزشم رو تمام کردم
چي خواندي؟ رياضي
خوب حالا؟ حالا ميخواهي چيکار بکني؟
من برايه دستگاه هايه سونار برنامه نوشتم
دستگاه هايي که ميتونه سوراخ هايه کوچيک در انبار هايه زير زميني رو تثبيت بکنن
مثل تانک هايه تويه ايستگاه سوخت گيري .ممکنه بعضي وقت ها ترکيده گي داشته باشن
.خوب هستش
پس بينگو اجازه داده همينطوري وارد بشي؟
اصلا نديدم که اينطور کار رو انجام بدي اون اغلب از غريبه ها متنفر هستش
مخصوصا از زن ها.يک بار باسن يک دختر رو گاز گرفتش
و بعدش مجبور شديم بهش گلاده ببنديم
.بلکه هم از بوت خوشش اومده .بلکه هم
بلکه هم شما دو تا دارين همديگه رو بو ميکنيد
چند سال شده؟
- 12. .پس 12
بهتره که برم
روز ميدونه اينجا هستي؟
نميدونم
دوست دخترت بودش درسته؟
چي دوست دختر؟
من اولين بار ديروز ديدمش
چه مدتي شده که پدربزرگت مرده؟
.خيلي وقت هستش
.خيلي عجيب هستش
تو ذهنم خانه بزرگتر ميومدش
اون شب که به من گفتي يک فکر داري و برايه
بدرقه من ميايي رو به ياد مياري که نيومدي؟
ببينم به ياد داري که نظرت چي بودش؟
فکر کردم که اصلا سوال نميکني
اون روز صبح ميخواستم اين رو به تو بدم
ديدن توکيو برايه اون ماجرايه بزرگي شد
راستش بعد اين که تو رفتي 1 سال ازش مواظبت کردم
اون ميتونست د يک لحظه هم غذا بخوره و هم گوه منه
خيلي تاثير برانگيز بودش
خيلي سالم به نظر ميومدش
و يک روز اصلا انطور به نظر نميومدش
مرده بودش
چرا نيومدي؟
خواب مونده بودم
ولي حالا بيدار هستم
.سردت هستش
.عجيب هستش
انطور هستش نه؟
اره
تعطيلات اخر هفته چيکار ميکني؟ .تو چيکار ميکني
.نميشه
.من بايد برم همراه تو ميام
.بايد تنهايي برم فقط دو روز طول ميکشه
تو کجا بري من هم اونجا ميرم
اينجا مکاني هستش که نميايي
اونوقت تو هم نبايد بري
...باتلاق رو خشک کردن
و هزاران تن بتن اهني رو اونجا انباشتن...
و ساخت رو در يک مدت زمان رکوردي 6 ماه تمام کردن
يک مرکز درماني رويه کاغذ .و اسمش رو هم پارک نوراني گذاشتن
..و در امد انها بيشتر از جنده گي مصنوعي ميادش
لخت شدن جلو دوربين,عمل هايه جراحي... .و شبيه سازي حيوانات
.هفته پيش باز شد
اولين تعطيلات اخر هفته انها ميشه ...و يا اولين اخر هفته ما
.چون گروه ما هم انجا خواهد بود...
گروه شما هستش؟
گروه پولن يک گروه فعال طرفدار محيط زيست
يک تظاهرات از قبل طراحي شده خواهد بود .اون 23 شرکت کننده داره
ميريم داخل و احساسات اجتماعي رو ايجاد ميکنيم ربکا
و اينطوري توجه ماموران امنيتي رو جايي ديگه ميکشيم
..اونوقت افراد بيرون جلويه ورودي و پارک ماشين ها
بتن زود خشک شونده خواهند ريخت...
تو بتن زود خشک شونده رو ميدوني نميدوني؟باشه زياد مهم نيستش بيخيال
..و بعدش هم مطبوعات ميان اون احساسات اجتماعي رو چطور ميخواهيد خلق کنيد؟
اماده اي؟
کيف ها رو ميبيني ؟سوسک ها رو از درون انها وارد مغازه ها ميکنيم
استخر ها و رستوران ها جاهايي که خيلي شلوغ هستش
.پارک نوراني
من 6 تا کوله پشتي دارم
کجا ميري؟ - دور دست ها اينها که حمل ميکني چي هستش؟
کوله پشتي
برو يک قهوه بنوش .نه الان نميشه
خوب يک بوس هم نميگيرم؟
.چي هستش؟ - خيلي از نقشه ات خوشم اومد همه چيز رو خودت ترتيب دادي؟
بله البته
چي هستش؟
ربکا من فقط يک پرورش دهنده ساده سوسک هستم
اميدوارم برايه تو به اندازه کافي خوب باشم
هميشه ارزو داشتم با يک پرورش دهنده سوسک اشنا بشم
بايد برم شاش کنم
وضعيت بد هستش؟ .خيلي بده
هر چقدر طول بکشه منتظرت ميمونم
نميتونم غذا بخورم ربکا من رو ببخش
حداقل بنشينيد
نميتونم بنشينم
لطف ميکني بگي چرا ما رو اينجا دعوت کردي؟
البته
باز ميتونه اينجا همراه ما باشه
دوباره؟ توماس؟
مرکز توليد ژنتيکي اجازه باز کردن قبر و برداشتن نمونه بافتي
کي اون رو به دنيا مياره؟
.رالف
..ما ها ملحد هستيم
.و توماس رو هم ملحد بزرگ کرديم...
ولي اين به اين مفهوم نيستش که قبر مرده گانمان رو بکنيم و از انها نمونه برداري کنيم
.ما حيوان مزرعه نيستيم
..ميتونيم چيزهايي که زندگي به ما داده رو قبول کنيم
.و همينطور چيزهايي که از ما ميگيرن رو ...
..ولي
اما نداره
..ولي زندگي اين فرصت رو به ما داده
.اين هديه
نميبينيد؟
اگه جايه تو بودم ربکا اين اتاق رو سفيد رنگ ميکردم
رالف؟
.تشکر ميکنم
ميخواهي جايي ديگه اسباب کشي بکنيم؟
.نه بمونيد
دريا رو دوست داشت .باز هم دوست خواهد داشت
ديگه ممکن نيستش ما اينجا بمونيم
.هفته اينده اسباب کشي ميکنيم
خيلي خوب
تشکر ميکنم رالف
..ربکا
.خوب فکر کن...
.هنوز ميتوني فکرت رو عوض کني...
.تشکر ميکنم
.سلام .سلام
بچه شما چند سال داره؟ .سه ماهش هستش
يک لقمه ميخواهي؟ خودم پختم
تشکر الان نخورم بهتره بايد برم خانه
باشه .ميبينمت - خدانگهدار
چيزي نيستش عزيزم
.شکت رو سير کن عزيزم
فقط ما دو تا هستيم
تومي؟
يکمي از زير اون بيرون بيا .برات يک چيزي ميخواهم بگم
چي هستش؟ از فکرت بيرون کن
من روز دوشنبه به کلاس اول ميرم
اره روز دوشنبه ميري مدرسه حالا از زير اون بيا بيرون
تو رو خيلي اسون ميتونم از اينجا ببينم
بايد در مورد پدرت حرف بزنيم
پدرت يک ماه قبل از تولدت در يک تصادف رانندگي مرد
واقعا؟ اره
فکر کردم به سياره خودش برگشته چي سياره خودش؟
اره سياره پدرت اينجا بودش
No comments yet. Be the first to leave one.