نخستین 200 خط.
"براساس حوادث واقعی"
...آنچه در نقطه خطر گذشت
ممکنه با یک فیلوویروس مواجه باشیم .و امکانش هست که ویروس ابولا باشه
.نمیتونه ابولا باشه
.بِن، ما مبتلا نیستیم
فقط باید هرروز تست خون بدیم .تا مطمئن بشیم که نداریمش
مگه با چه کوفتی طرفیم؟
تا وقتی چندتا بافت ترو تازه رو .امتحان نکنم نمیتونم بهت بگم
.ابولا زئیر
فورا برای کارتر فکسش کن .همراه با عکس از سلولهای منفجر شده
.ازش بپرس مردم این اطراف مریض شدن
میگه "از جنگل خون میریزه"
فکرکنم تو متوجه نیستی دقیقا .با چی طرفیم
.ابولا به راحتی پخش میشه
.هرکسی که با خون، مدفوع، استفراغ و مایعات بدنی در ارتباط باشه
چندتا کارگر الان تو این تاسیسات شرایطی مشابه توضیحاتی که گفتم دارن؟
حالت خوب نیست بروس؟
.فقط سردردم
باید بزاری من برم داخل و مطمئن بشم ویروس محاصره شده
.و به بقیه ی جاها منتشر نمیشه
تو کدوم خری هستی؟
.تو یه سلول دیگه یه میمون مریض پیدا کردم
.به موقع به ویروس نرسیدیم
این مردم خودشون و دهکده شون رو آتیش زدن .تا از شیوع بیماری جلوگیری کنن
!لطفا صبرکن
!دست نگه دار
!ما نیاز به نمونه داریم، لطفا
هنوز یه جایی اون بیرون هست .ما باید پیداش کنیم
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
«: مـتـرجـمـیـن: ماهی، سارا نصیری :» .:: Mahi, __Galadriel__::.
مطمئنی اون سربازا خودشون دهکده رو آتیش نزدن؟
مثلا مثل یجور جنگ قبیله ای؟
آخه اصلا از کجا بدونم اون آدما واقعا مریض بودن؟
.مریض بودن .میشد بوش رو حس کرد
.دفتر مرکزی عاشق این داستان میشه
هیچ نمونه خونی نیست
و تنها دکتری که چیزی میدونست .زیر کوهی از خاکستر افتاده
خب حالا چی؟
.به راهبه ها میگیم که تنها دکترشون رو از دست دادن
بعدش؟
.یه فکری میکنیم
.شاید خیلی کارمون قانونی نباشه
.ببین کارتر .من نمیخوام شغلمو از دست بدم
پس مجبوریم که به قوانین بچسبیم، باشه؟
.اگر قانونی پیدا کردی به منم بگو
بقیه کجان؟
اینجا چی شده؟
.مطمئن نیستم
.سربازای محلی بیمارستان رو قرنطینه کردن
.دکتر آدوگو
.ملیندا دنپورت از امدادرسانی بین الملل
برای خواهرها تجهیزات و هرچی که .زیادی داشتیم آوردیم
دیروز اومدیم ولی با این .افتضاح فاشیستی مواجه شدیم
وید کارتر .تراویس رودز
.ما از مرکز کنترل و پیشگیری بیماری هستیم
شاید بتونید چندجا تماس بگیرید ...تا این آدما مارو راه بدن
!که به آدمای بیچاره ی داخل کمک کنیم
خواهرها چطور؟ کسی با اونا صحبت کرده؟
.اونا از بالکن جلوتر نمیتونن بیان
.قرنطینه
.دو سه روزه کسی داخل یا خارج نشده
دیروز صدای جیغ شنیدیم .ولی الان چند ساعته خبری نیست
.بهش بگو ژنرال مارو فرستاده
.ما با هواپیمای شخصیش اومدیم
.ازمون میخواد بهش گزارش بدیم
.اسمش رو هم بپرس
.ژنرال مارو فرستاده. با هواپیمای شخصیش
.اون منتظره که بهش گزارش بدیم
اسمت چیه؟
.زیمبو لونگا
.زیمبو لونگا
.خوبه میتونیم بریم
.بزار اینارو برات ببرم داخل
.ممنون
چی میگه؟
میگه ما می تونیم بریم داخل و خارج بشیم ولی دستور داره که هرکسی دیگه
.که خارج شد رو بکشه
خواهر؟
یادتون هست چندروز پیش با خواهر مونیکا صحبت کردیم؟
ما به دهکده ای رفتیم که ...دکتر ایوندا اونجا بود
...متاسفم که باید اینو بگم
.اون مرده
.تمام دهکده سوخته شده بود
خواهر؟
خواهر مونیکا کجاست؟
.اونجا نرو
.کارتر
خواهر مونیکا؟
خواهر مونیکا؟
خواهر مونیکا، صدای مارو میشنوی؟
.اومدیم برای کمک
خواهر مونیکا؟
!خدای من
"منطقه خطر"
.شرمنده که تو خونه مزاحمتون شدیم قربان
.نتونستیم با سرهنگ تاکر تماس بگیریم
.سرهنگ دوآیر، ایشونم وید کاتر هستن
ما سلول اچ رو ضدعفونی کردیم ...ولی زمانی که کارتر داشت خارج میشد
.تو یک سلول دیگه یه میمون آلوده ی دیگه بود
- چقدر مطمئنید؟ - صد درصد
.و احتمالا بازم هست .از دست در رفته
.شیوع پیدا کرد .بموقع متوقف نشد
باید با یک تیم داخل تاسیسات بشیم میمونِ آلوده رو بکشیم
.و محوطه رو ضدعفونی کنیم
امکان داره به انسان هم منتقل شده باشه؟
.هنوز نمیدونیم
ولی من قبلا با زئیر مواجه بودم بهترین کار اینه که کارگرها قرنطینه بشن
.تا در امان باشن
.متوجه هستم نانسی بخاطر تجربه ت تورو برگردونده
.ولی شهرتِ شما بدجور زبانزده دکتر کارتر
.خیلی شلوغ نکن
.هرکاری کنی عواقبش با اونه
به سازمان جهانی سلامت هم اطلاع بدیم؟
آره، ولی اونا درگیری های سیاسیشون خیلی زیاده
تا موقعی که بخوان یه تیم دور هم جمع کنن .کار از کار گذشته
مرکز کنترل بیماری چطور؟
بهشون خبر میدم، ولی اونا مثل ما مرکز دامپزشکی
.با فاصله ی کمتر از یه ساعت ندارن
.تازه اونا نمیتونن ماموریتی به این خطرناکی رو کنترل کنن
.نگران نباشید قربان
ما تمام جزئیات رو بررسی کردیم .و طبق دستورالعمل ارتش پیش میریم
.سرهنگ
ارتش امروزی آمریکا تا حالا با همچین شیوعی .در خاک ایالات متحده رو به رو نبوده
.هیچ دستورالعملی وجود نداره
.به زنم گفتم .همه چیزو گفتم
چکار کردی؟
ببین، اون حق داره بدونه، باشه؟
.مطمئنم درک میکنی
.نه، درک نمیکنم بن
.بزار حدس بزنم از ترس داشت میمرد؟
!آره، وحشت کرده بود
.فکر میکنه من آلوده م .و ممکنه انتقالش بدم
.عالیه .میدونی، بهتر از این نمیشه
.امیدوارم بدونی اون قراره به همه بگه
.نه، نمیگه
ببین، من بهش گفتم خونه بمونه .و بچه ها رو هم مدرسه نفرسته
ولی شاید بهتر باشه اونا بیان اینجا تا ازشون
.آزمایش خون بگیریم
و آژیر خطر این پایگاه رو بصدا دربیاریم؟
آژیر؟ آژیر خطر کیلو چنده؟
.من میخوام خانوادم در امان باشن
ببین بن، به این راحتی منتقل نمیشه، باشه؟
.ما که یه بطری ازش سر نکشیدیم
.فقط از دور بهش سلام کردیم
...خدای من، یک تیمِ بزرگ داشتن تمام روز
!با جسد یه میمون وَر میرفتن و همشونم سالمن
...باشه، قبوله، بسیارخب
.احتمالا درست میگی
...احتما میخوای همه رو بترسونی؟
میخوای پایگاه رو تخته کنی؟
میدونی، خجالت زده کردن ارتش .معمولا به این راحتی ختم بخیر نمیشه
.اون هیچی نمیگه
آره، از کجا اینقدر مطمئنی؟
- آماده ای؟ - . نقشه ای ندارم
یعنی، هیچ دستورالعملی نیست؟
با وجود تمام آژانسهایی که برای حفاظت از ما شکل گرفتن
چرا بیشتر از این آماده نیستیم؟
.تاحالا هیچوقت اینقدر بهمون نزدیک نبوده
.فقط یه دلیل وجود داره واسه اینکه مردم تو این دنیا کاری بکنن
. ترس
.قبلا جای تو بودم
واقعا؟
سروکله زدن با یه حادثه ی نوظهور و دوتا بچه
یه خونه پر از حیوون خونگی، و همسر؟
.منظورم اولین نفر بودن برای اینکاره
تمام این آزمایشگاه ها، ارتش .سلسله مراتب، همش گول زننده ست
.باعث میشه فکر کنی دنیا نظم داره
.هی، صبرکن
چه بلایی داره سر میمونام میاد؟
و تو سلول اچ چه خبر بوده؟
تمیزش کردن؟
.آره
یکی از پسرا زنگ زد بهم گفت دیشب .یه مردی اینجا مشغوله ماموریت بوده
...اوه، اونکار، اون، اون، فقط محض احتیاط بود
.اوه، چرت نگو
چیه، میخوای بگی هنوزم تب خونریزی نخستی سانان بوده؟
.آدما بخاطر اون بیماری لباس فضایی نمی پوشن
بروس؟
چه خبره؟
بروس؟
- .فرانک - تو خوبی؟
ابولا؟
.چه کوفتیه .من تاحالا نشنیدم
با مدفوع یا ادرار میمون در ارتباط بوده؟
چی داری میگی؟
.معلومه که بوده
.کارش همینه .کار همه مون
من خودم تو دو روز گذشته .به شش تا میمون مرده دست زدم
مگه ضدعفونی نمی کنید؟
...طبق قوانین صنفی باید همه چیزو
اوه، ولی قوانین هیچی از پوشیدن ...لباسهای مخصوص نگفتن
!مارو این وسط مقصر نکن
این ویروس چطوری منتقل میشه؟
.ادرار، مدفوع، عرق
.درواقع، هرچی که لمس کنی
پس چرا به ما نگفتید بیشتر احتیاط کنیم؟
.بهم گفتن تمام اتاقها رو بررسی کردن
.تمام سلولهای زنده
.خدای من، صبرکن
باید به بچه ها بگم برن خونه هاشون .باید از اینجا برن بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.