147 ensimmäistä riviä.
هنوزم دنبال خرسها هستی درسته؟
هفتههاست دنبال منی که اینو ازم بپرسی؟
میدونستی دارم دنبالت میکنم؟
مرخرفانه مشخص بود، و راستشو بخوای، خیلی عجیب بود.
من اضطراب اجتماعی دارم
تو چی میخوای؟
فکر میکردم میتونیم هم تیمی بشیم
میدونی، چرت و پرت؟
ما غیرقابل توقفیم!
من یه شوالیهام. چرا به تو نیاز داشته باشم؟
چون من میدونم از کجا شروع کرد
باهات نهار بخورم؟
ترجیح میدم تخم چشم خوبم رو بخورم
یک ماه توی دریا، به سمت شرق میریم از میون آبهای دردسر زده
از چندین جزیره چشمگیر میگذریم
که چرخههای طوفان افسانهای رو پیدا کنیم
توی ماموریتمون تا سلاحهای تیانشنگ رو بیابیم
و کلاس و وروکا رو یک بار برای همیشه متوقف کنیم
حالا پا به سرزمینهای جدید میزاریم
رهبری میشیم توسط رهبر استادهای کهن
قهرمان موردعلاقه طرفدارا از کمیکهای روزگار پیش از روزگاران...
استاد مستودون!
باورم نمیشه روح مستودون افسانهای،
خود پدر منو تسخیر کرده!
این منم! اسطوره. افسانه.
با مستودون که طرف ما باشه،
میریم کلاس و وروکا رو نصف کنیم دقیقا مثل....
اون کی بود که با نصف کردنش شکستش دادی؟
استاد اسنیل
یه حریف بسیار توانمند
حیف بود که مجبور بودم دو نیمش کنم درست مثل یه پنیر نرم
خیلی خفنه!
برای یه پنیر نرم چهها که حاضرم بکنم
یا پنیر سفت
یا هرچیزی که ذرهای شکل پنیر باشه
بله، و یکم چایی خزه!
ببینین، من برگشتم
واای!
اوه، اینم از کمرم
اینم از آخرین ذره آب ما
خشکی هوو!
هاه؟
تونستیم برسیم
شن! من عاشق شن هستم
خدافظ سطل
خوش شانسی که درست فرود اومد
حواست باشه
کلاس و وروکا ممکنه از قبل اینجا باشن
چرخههای طوفانم رو شمال اینجا قایم کردم
سفر طولانی هست
چرا همهاتون وایسادین؟
میشه کسی مشت بزنه به رودهام
و قلنجم رو بشکنه اول؟
دو تا پدر، یه غاز
این داستان حماسیه پدر مستودونه
پدر-ستودون؟ مستو-پدر؟
پدرستو-پدر
پدر
باید غذا پیدا کنیم. به نیرومون نیاز داریم
توی زمونه من، ما اینقدر سفر میکردیم تا آخر روی صخرهها غش کنیم
و بعدش روی اون صخرهها میخوابیدیم. و بعدش؟ اون صخرهها رو میخوردیم.
آره، بلید، روبراهیم. درست مثل استادهای قدیمی.
وای!
من خوبم!
ببینین، یه مزرعه!
این مثل جلد 503 هست،
وقتی تو و استاد دندون-دراز توی مزرعه سویا پناه گرفتین
ناهار منتظره!
اوه!
خیلی گشنمه
این بنظر یه زمین شخصیه
زمین شخصی نمیشه
ما چیزی بجز لکههای زودگذر روی پوشش پویای زمین نیستیم.
آره، بلید ما لکه هستیم
پو، لازم نیست کسی رو تحت تاثیر قرار بدی، باشه؟
بلید، اون استاد مستودونه
اون حماسهآفرینه. تو که کمیک رو دیدی
عضلههاش عضله دارن!
اوه هی. دزد نیستم. فقط دارم...
دارم غذا میدزدم
مثل دزدها
هنوز فاز استادهای کهن رو داری؟
هیولات کجاست، هان؟
صبرکن، چی؟
اووخ! کمرم!
فقط به یه مشت نیاز دارم. مثلا، دقیقا این طرف.
بهم بزن!
کسی هست؟
- دم غولپیکر عقربیت کجاست، هان؟ - نمیدونم درباره چی حرف میزنی.
کافیه!
ما باهاتون جر و بحث نداریم، قورباغههای زیبا
ولی هیچکس سر راه ماموریتمون نباید وایسه
دنبالمون بیاین. به سرعت
لطفا هرچی درباره هرچی هست رو بهم یاد بده
من خیلی از این خسته شدم
منم از راه رفتن متنفرم
برامم مهم نیست چقدر برای سلامتی خوبه. کلافه میشم.
نه، من از شر این ماموریت خسته شدم.
این قرار بود شروع یه پیشینه پرشکوه باشه.
بجاش، اینقدر خار شدم که یه نگهبان امنیتی رو دنبال کنم
باهام در نیفت، پسر
من نگهبان امپراطوری بودم
مثلا قراره تحت تاثیر قرار بگیرم؟
من یه شوالیهام. ما تواناترین نیرو توی دنیاییم.
که اینم دلیلیه که به من نیاز داری تا به خرس برسی، نه؟
هی نگاه!
اونجا! این خونه پوعه
باید کلی نشونه باشه
شایدم یکم نودل
من هیچوقت قبلا شکولات داغ نخوردم!
انگار حسش جوریه که از درون بغلم میکنه
- قلبم خیلی تند میزنه واقعا - کمتر شیرینی بخور پسرم
باید برگردیم سروقت ماموریتمون
و اون چه ماموریتیه؟
شرمنده بابت خصومت ما،
ولی توی چند ماه اخیر، یه هیولا داشته محصولات ما رو میدزدیده
یه هیولا؟ شکولات دزدی؟
واای! هیولای دندون شیرین
کاکائو هم برامون غذاست هم واحد پول
این مزرعه اقبال انبوه بارون و برداشت رو داشته
حتی توی فصل خشکی.
متاسفانه، موفقیت به معنی دشمن درست کردنه
اونا ازت متنفرن چون اونا تو نیستن
ولی یه سلاح سری داریم
- شبیه یه چرخهاست، یا... - ریاضیات!
اووه! پلپل، کارو انجام بده
طبق تخمیناتم، حملات توی روز سوم ماه رخ میدن،
تقسیم بر مقدار محصولات برداشت شده. تقسیم هندسه پایه بر تفاوت حالت
منهای مقدار محصولاتی که ذخیره شدند
به عبارتی، اونا باز امشب حمله میکنن
و ما آماده خواهیم بود
وواای تو مثل یه...
یه موجود...
چرتکهای هستی،
که مخ چرتکهای داره
احمقانه!
نه، نه، ضداحمقیت!
اون از کلماتت برعلیهت استفاده کرد!
با استفاده از تخمیناتم، قراره گیرش بندازیم
پلپل، وقتش رسیده.
نترسین!
اومدیم کمک کنیم
اوه، عوم، نه نه نه. نیازی نیست.
خواهشا. حداقل کاریه که میتونیم کنیم
فقط مطمئن باشین محصولات صدمه نخورن، باشه؟
ممنون-ممنون از شما!
اوه...
No comments yet. Be the first to leave one.