Kung Fu Panda: The Dragon Knight - Second Season

Kung Fu Panda: The Dragon Knight - Second Season

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 2

Julkaisutiedot

Kung Fu Panda The Dragon Knight S02E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-SMURF
Kung Fu Panda The Dragon Knight S02E05 1080p WEBRip x265-RARBG
Kung Fu Panda The Dragon Knight S02E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Kung Fu Panda The Dragon Knight S02E05
Kommentaari Mamad_Croft
🔵 EmpireBestTv.Com | Mamad Croft 🔵

Tunnisteet

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
BRip
x265
x264
720p
720
Julkaistu: 2023-01-29
Lataukset: 39
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

147 ensimmäistä riviä.

‫هنوزم دنبال خرس​ها هستی درسته؟

‫هفته​هاست دنبال منی که اینو ازم بپرسی؟

‫میدونستی دارم دنبالت میکنم؟

‫مرخرفانه مشخص بود، و راستشو بخوای، خیلی عجیب بود.

‫من اضطراب اجتماعی دارم

‫تو چی میخوای؟

‫فکر میکردم میتونیم هم تیمی بشیم

میدونی، چرت و پرت؟

‫ما غیرقابل توقفیم!

‫من یه شوالیه​ام. چرا به تو نیاز داشته باشم؟

‫چون من میدونم از کجا شروع کرد

‫باهات نهار بخورم؟

‫ترجیح میدم تخم چشم خوبم رو بخورم

‫یک ماه توی دریا، به سمت شرق میریم از میون ‫آب​های دردسر زده

‫از چندین جزیره چشمگیر میگذریم

‫که چرخه​های طوفان افسانه​ای رو پیدا کنیم

‫توی ماموریتمون تا سلاح​های تیانشنگ رو بیابیم

‫و کلاس و وروکا رو یک بار برای همیشه متوقف کنیم

‫حالا پا به سرزمین​های جدید میزاریم

‫رهبری میشیم توسط رهبر استادهای کهن

‫قهرمان موردعلاقه طرفدارا از کمیک​های ‫روزگار پیش از روزگاران...

‫استاد مستودون!

‫باورم نمیشه روح مستودون افسانه​ای،

‫خود پدر منو تسخیر کرده!

‫این منم! اسطوره. افسانه.

‫با مستودون که طرف ما باشه،

‫میریم کلاس و وروکا رو نصف کنیم دقیقا مثل....

‫اون کی بود که با نصف کردنش شکستش دادی؟

‫استاد اسنیل

‫یه حریف بسیار توانمند

‫حیف بود که مجبور بودم دو نیمش کنم درست مثل یه پنیر نرم

‫خیلی خفنه!

‫برای یه پنیر نرم چه​ها که حاضرم بکنم

‫یا پنیر سفت

‫یا هرچیزی که ذره​ای شکل پنیر باشه

‫بله، و یکم چایی خزه!

‫ببینین، من برگشتم

‫واای!

‫اوه، اینم از کمرم

‫اینم از آخرین ذره آب ما

‫خشکی هوو!

‫هاه؟

‫تونستیم برسیم

‫شن! من عاشق شن هستم

‫خدافظ سطل

‫خوش شانسی که درست فرود اومد

‫حواست باشه

‫کلاس و وروکا ممکنه از قبل اینجا باشن

‫چرخه​های طوفانم رو شمال اینجا قایم کردم

‫سفر طولانی هست

‫چرا همه​اتون وایسادین؟

‫میشه کسی مشت بزنه به روده​ام

‫و قلنجم رو بشکنه اول؟

‫دو تا پدر، یه غاز

‫این داستان حماسیه پدر مستودونه

‫پدر-ستودون؟ مستو-پدر؟

‫پدرستو-پدر

‫پدر

‫باید غذا پیدا کنیم. به نیرومون نیاز داریم

‫توی زمونه من، ما اینقدر سفر میکردیم تا ‫آخر روی صخره​ها غش کنیم

‫و بعدش روی اون صخره​ها میخوابیدیم. ‫و بعدش؟ اون صخره​ها رو میخوردیم.

‫آره، بلید، روبراهیم. ‫درست مثل استادهای قدیمی.

‫وای!

‫من خوبم!

‫ببینین، یه مزرعه!

‫این مثل جلد 503 هست،

‫وقتی تو و استاد دندون-دراز توی ‫مزرعه سویا پناه گرفتین

‫ناهار منتظره!

‫اوه!

‫خیلی گشنمه

‫این بنظر یه زمین شخصیه

‫زمین شخصی نمیشه

‫ما چیزی بجز لکه​های زودگذر روی پوشش ‫پویای زمین نیستیم.

‫آره، بلید ما لکه هستیم

‫پو، لازم نیست کسی رو تحت تاثیر قرار بدی، باشه؟

‫بلید، اون استاد مستودونه

‫اون حماسه​آفرینه. تو که کمیک رو دیدی

‫عضله​هاش عضله دارن!

‫اوه هی. دزد نیستم. فقط دارم...

‫دارم غذا می​دزدم

‫مثل دزدها

‫هنوز فاز استادهای کهن رو داری؟

‫هیولات کجاست، هان؟

‫صبرکن، چی؟

‫اووخ! کمرم!

‫فقط به یه مشت نیاز دارم. ‫مثلا، دقیقا این طرف.

‫بهم بزن!

‫کسی هست؟

‫- دم غولپیکر عقربیت کجاست، هان؟ ‫- نمیدونم درباره چی حرف میزنی.

‫کافیه!

‫ما باهاتون جر و بحث نداریم، قورباغه​های زیبا

‫ولی هیچکس سر راه ماموریتمون نباید وایسه

‫دنبالمون بیاین. به سرعت

‫لطفا هرچی درباره هرچی هست رو بهم یاد بده

‫من خیلی از این خسته شدم

‫منم از راه رفتن متنفرم

‫برامم مهم نیست چقدر برای سلامتی خوبه. کلافه میشم.

‫نه، من از شر این ماموریت خسته شدم.

‫این قرار بود شروع یه پیشینه پرشکوه باشه.

‫بجاش، اینقدر خار شدم که یه نگهبان امنیتی ‫رو دنبال کنم

‫باهام در نیفت، پسر

‫من نگهبان امپراطوری بودم

‫مثلا قراره تحت تاثیر قرار بگیرم؟

‫من یه شوالیه​ام. ‫ما تواناترین نیرو توی دنیاییم.

‫که اینم دلیلیه که به من نیاز داری تا به خرس برسی، نه؟

‫هی نگاه!

‫اونجا! این خونه پوعه

‫باید کلی نشونه باشه

‫شایدم یکم نودل

‫من هیچوقت قبلا شکولات داغ نخوردم!

‫انگار حسش جوریه که از درون بغلم میکنه

‫- قلبم خیلی تند میزنه واقعا ‫- کمتر شیرینی بخور پسرم

‫باید برگردیم سروقت ماموریتمون

‫و اون چه ماموریتیه؟

‫شرمنده بابت خصومت ما،

‫ولی توی چند ماه اخیر، ‫یه هیولا داشته محصولات ما رو میدزدیده

‫یه هیولا؟ شکولات دزدی؟

‫واای! هیولای دندون شیرین

‫کاکائو هم برامون غذاست هم واحد پول

‫این مزرعه اقبال انبوه بارون و برداشت رو داشته

‫حتی توی فصل خشکی.

‫متاسفانه، موفقیت به معنی دشمن درست کردنه

‫اونا ازت متنفرن چون اونا تو نیستن

‫ولی یه سلاح سری داریم

‫- شبیه یه چرخه​است، یا... ‫- ریاضیات!

‫اووه! پلپل، کارو انجام بده

‫طبق تخمیناتم، حملات توی روز سوم ماه رخ میدن،

‫تقسیم بر مقدار محصولات برداشت شده. ‫تقسیم هندسه پایه بر تفاوت حالت

‫منهای مقدار محصولاتی که ذخیره شدند

‫به عبارتی، اونا باز امشب حمله میکنن

‫و ما آماده خواهیم بود

‫وواای تو مثل یه...

‫یه موجود...

‫چرتکه​ای هستی،

‫که مخ چرتکه​ای داره

‫احمقانه!

‫نه، نه، ضداحمقیت!

‫اون از کلماتت برعلیه​ت استفاده کرد!

‫با استفاده از تخمیناتم، ‫قراره گیرش بندازیم

‫پلپل، وقتش رسیده.

‫نترسین!

‫اومدیم کمک کنیم

‫اوه، عوم، نه نه نه. ‫نیازی نیست.

‫خواهشا. حداقل کاریه که میتونیم کنیم

‫فقط مطمئن باشین محصولات صدمه نخورن، باشه؟

‫ممنون-ممنون از شما!

‫اوه...

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left