DuckTales

DuckTales

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

DuckTales 2017 S01E01 WEB x264-TBS
DuckTales 2017 S01E01 720p WEB x264-TBS
DuckTales 2017 S01E01 1080p WEB x264-TBS
DuckTales 2017 S01E01 720p WEBRip x265-PSA
DuckTales 2017 S01E01 1080p WEBRip x265-PSA
DuckTales 2017 S01E01 WEBRip x265-PSA
Kommentaari iredprincess
🔴 30nama | iredprincess 🔴

Tunnisteet

web
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
1080
Julkaistu: 2020-04-07
Lataukset: 61
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫سی نما تقدیم می‌کند. 30nama.best

‫هی!

‫برو!

‫صبح بخیر، عمو دونالد

‫تو نمیتونی اینو توی مصاحبه‌ی کاریـت بپوشی.

‫یونیفرمـم!

‫باید برای شغلی که میخوای لباس بپوشی،

‫نه برای شغلی که داشتی، ‫که هیچ شغلی هم نداشتی.

‫هوئی، به گاز دست نزن. داغـه!

‫اما روز بزرگیـه و یک روزِ بزرگ

‫یه صبحونه‌ی بزرگـم می‌طلبه!

‫اتو رو میارم.

‫دست از کمک کردن بهم بردارید ‫و جلیقه نجات‌هاتون رو بپوشید!

‫اگه وقتیـکه پرستار اینجاست ‫قایق غرق بشه چی ؟

‫چشم عمو دونالد!

‫این پرستارِ کجاست ؟

‫کجایی ؟!

‫چی ؟

‫من آدرس جدیدی بهت ندادم.

‫خب، کی میرسی اینجا ؟

‫من... نمیدونم.

‫پرنده‌ی پیرِ روانی.

‫ساعت 10 از کجا میخوام یه ‫پرستار دیگه پیدا کنم ؟

‫- ساعت 10 ؟! ‫- باید بری!

‫من نمیتونم همینطوری ولـتون کنم.

‫ما یه چندساعتی رو میتونیم دووم بیاریم!

‫یه چندساعتی... خب باشه.

‫اما فقط جلیقه نجات‌هاتون رو درنیارید!

‫دوئی کجاست ؟

‫- خوابیده. ‫- دوئی کیه ؟

‫دوئی کیه ؟

‫خیله‌خب پسرا، تا "کیپ سوزت" ‫میریم و بدون اینکه اصلا

‫کسی بفهمه برمی‌گردیم.

‫بدرود "دورک‌برگ"! درود...

‫همو دونالد ؟

‫چه خبرا ؟

‫یک دقیقه هم نمیتونم شما پسرا ‫رو تنها بذارم!

‫قرار بود تا ساعت 10 ‫بفرستیش بره، هیوبرت!

‫تو قرار بود قبل از روشن کردنِ قایق ‫یه علامت بدی دوفرت!

‫هیچوقت نمیتونیم کاری بکنیم!

‫پسرا اگه بخوایم خونه‌ـمون رو شناور نگه داریم،

‫باید کارهایی رو انجام ‫بدیم که دلمون نمیخواد.

‫مقصد: مک‌داک منر

‫مک‌داک منر ؟ مثل اسکروج مک‌داک ؟

‫همون میلیونره ؟

‫بالاخره قصد فروشـمون رو پیدا کردی.

‫نمیخوام بفروشمتون... بهم بدهکارـه.

‫ما قراره اسکروج مک‌داک رو ببینیم ؟

‫- اون آقا معرکه‌اس! ‫- وای!

‫من شنیدم انقدر پهلوونه که ‫یه غول سنگی رو شکست داده

‫و مجسمه‌ی خودش رو روی ‫پاهاش حکاکی کرده!

‫من شنیدم انقدر باهوشِ که ‫معمای موجود چوپاکابرا رو فهمیده.

‫کاشف به عمل اومد که فقط یه ‫خرسِ بدون مو بوده!

‫من شنیدم انقدر پولداره که ‫فقط بخاطر غنیمت شکار می‌کنه

‫تا توشون شنا کنه!

‫خیله‌خب، خونسردیتـون رو حفظ کنید.

‫فقط چندساعتـه.

‫چندساعت با هیجان‌انگیزترین ‫اردکِ دنیا!

‫با توسعه کسب‌وکار در "اسپونرویل"

‫و بازارهای "سینت کانارد"، ‫ذکر شده در ضمیمه‌های سی، جی، و 5اف،

‫ما تامین بودجه‌ی حوزه‌های ‫غیرضروری رو داریم قطع می‌کنیم:

‫تحقیقات تاریخی، تکنولوژی آزمایشی،

‫اکتشافات اعماق دریا...

‫معرکه‌اس!

‫برگردید توی صندوق.

‫فردا میبینمتون.

‫یه روز دیگه اداری، درسته آقای مک‌دی ؟

‫درک می‌کنم.

‫من خودم شخصا دفتر ندارم

‫اما یه‌جورایی خیابون دفتر کاریِ منـه.

‫هی، چقدر عمیق! ‫باید بنویسمـش.

‫حواست به خیابون باشه، مک‌کوعک!

‫هر ضربه‌ای رو با ‫حقوق تو درست می‌کنم!

‫قطعا. هی درمورد اون

‫کولاک وحشتناک توی ‫سد آبسنگیِ دریک خوندی ؟

‫متنفرم که تا اونجا پرواز کنم.

‫ببین، من یکی خلبانـم هستم و... باشه.

‫دیوایدر... بعله.

‫ترمز می‌کنم!

‫چرا حرکت نمی‌کنیم ؟

‫خانم بی، باز کن!

‫باید از اینجا برم قبل از اینکه...

‫...سروکله این پیدا بشه.

‫هی! این ابوقراضه رو از جلوی مسیرِ

‫من سریعا ببر کنار، مریض!

‫دونالد داک

‫عمو اسکروج

‫عمو اسکروج!

‫خب خوب به نظر می‌رسی.

‫هنوزم روی اون قایق زندگی می‌کنی ؟

‫بعله، هنوزم تریلیونری ؟

‫خوبه، خوبه.

‫پس...

‫پس...

‫این ابوقراضه‌ات رو از

‫جلوی مسیر من سریعا ببر کنار، مریض!

‫دوباره شروع شد!

‫دستور میده انگار ثروتمندترین ‫اردکِ دنیاست!

‫من ثروتمندترین اردک دنیا هستم!

‫حالا حرکت کن!

‫با کمال میل!

‫فقط خیلی عجیبه که من ‫مصاحبه کاری دارم.

‫پس چرا اونجا وایسادی ‫و دادوبیداد می‌کنی ؟

‫خانم بی گفت که شما از ‫بچه‌ها نگهداری می‌کنی!

‫میتونی بدون گم کردنـشون ‫اینکار رو بکنی ؟!

‫- بله که میتونم. ‫- معرکه‌اس!

‫خیلی متشکرم!

‫خواهش می‌کنم! صبر کن، چیشد الان ؟

‫هوئی، دوئی، لوئی، ایشون ‫اسکروج مک‌داکـه..

‫فراموش نشه، حقه‌بازی، ‫دروغ و دردسر ممنون.

‫چشم عمو دونالد

‫با شما نبودم.

‫با برادرزاده‌هات حرف بزن.

‫خب بچه‌ها هنوزم تیله‌بازی دوست دارن یا... ؟

‫واقعا تو عموی مایی ؟

‫- چند سالتـه ؟ ‫- ارزش دارایی‌هات چقدره ؟

‫مشکل شما و عمو دونالد چیه ؟

‫این چنگال واقعا نقره‌ست ؟ ‫میشه مال من باشه ؟

‫چرا اصلا به دیدنـمون نمیای ؟

‫بخاطر اینکه پیری و ‫تکون خوردن سختِ برات ؟

‫تو به ما یه عالمه کادوی ‫تولد بدهکاری.

‫تو قبلا خیلی خفن بودی! ‫چه بلایی سرت اومده ؟

‫بیکلی!

‫تو قبول کردی که مراقبـشون باشی.

‫مراقبـشون باش.

‫هوئی، لوئی، سومی...

‫لطفا زمین بازیِ مشخص شده ‫رو ترک نکنید.

‫هدیه‌ی برادر پدربزگتـون.

‫وقتِ رفتنـتون، پسشـون بدید.

‫شمرده‌ـتشون.

‫عالی شد، حالا دوتا ‫عموی کسل‌کننده داریم.

‫پس میخوایم از اینجا در بریم دیگه ؟

‫بعله و میدونم که ‫چطور باید اینکار رو بکنیم.

‫"قبلا خیلی خفن بودی"

‫دستگیره‌ی گاو، بشکن دیگه!

‫ترکوندم!

‫باورم نمیشه این نقشه‌ی ‫خفنـت بود.

‫پاشید بچه‌ها، بریم به ‫چندتا چیزمیز باارزش دست بزنیم.

‫دوئی!

‫قسم میخورم تیله‌هارو ‫بذارم سرجاشون!

‫کی فرستاده‌تون ؟ مابیگل ؟ گلوم‌گلد ؟

‫جواب بدید!

‫عمو اسکروج!

‫عمو اسکروج ؟

‫خدای من، برادرزاده‌هاش!

‫صبر کن، تو ما رو میشناسی ؟

‫البته! تحقیق کردن درمورد آقای مک‌داک و ‫خونواده‌اش یه جورایی سرگرمیِ منه.

‫- چی ؟ ‫- گروه خونیـتون چیه ؟

‫دونال چجوریاست ؟ ‫کدومتـون شیطونتـره ؟

‫لوئی.

‫همه‌چیز رو برام تعریف کنید!

‫پیش عمومون زندگی می‌کنیم

‫توی قایق

‫ادامه بدید.

‫همین دیگه.

‫ما فقط یه خونواده معمولی و کسل‌کننده‌ایم.

‫معمولی و کسل‌کننده ؟

‫هوئی، دوئی و لوئی داک،

‫نوه‌های برادر اسکروج مک‌داک ‫از طرف خواهرش هورتنس

‫و با کوعکمور داک دو نسل اختلاف دارن!

‫و شما کی هستی ؟

‫آها، وبی‌ون‌در کوعک.

‫مامان‌جونم خدمتکاره اینجاست.

‫صبر کن! الان... ما دوستیم ؟

‫اگه بگیم آره، میذاری زنده بمونی ؟

‫باحال بود، بهترین دوست جدیدم!

‫خب دوست، برای خوشگذرونی ‫این اطراف چیکار می‌کنی ؟

‫من تو خوشگذرونی رو دست ندارم.

‫حداقل اتاق تیله بازی نیست!

‫بیخیال، ای لعنتی!

‫تو نمیتونی اسکروج مک‌داک رو شکست بدی!

‫خونه‌تکونیِ بهاره‌ست ؟

‫شاید، شایدم نه. اینو بخون.

‫برف توی سد آبسنگیِ دریک.

‫اولین بار بعد از 50 سال.

‫این گزارش آب‌وهوا کاملا با

‫پیشگویی پاپیا مطابقت داره.

‫تغییر موج ممکنه مسیری ‫رو به آتلانتیس باز کنه،

‫شهر گمشده‌ی زیر دریا!

‫بخاطر همینـه که بعضی از ‫بچه‌ها مسخره‌ات کردن، نه ؟

‫مزخرفـه! من اصلا از کارافتاده نیستم! ‫خودشون از کار افتاده‌ان!

‫خیلی هم کارم درسته.

‫لیست بگیر!

‫چهار مخزن اکسیژن،

‫دو تا فشارسنج و یه خلبان...

‫- من خلبانـم. ‫- ...آذوقه‌ی یک هفته،

‫- یه زیردریاییِ تجربی... ‫- من خلبانـم.

‫و یه منشی برای یه پیرمردی

‫که به نظر میاد فراموش کرده ‫بنده منشیـش نیستم!

‫خب، علاقه نداری ؟

‫من به اندازه کافی هیجان ‫مراقبت کردن از وبی رو دارم.

‫شاید شما باید یکمی با خونواده‌ات ‫وقت بگذرونی.

More Farsi Persian subtitles for DuckTales

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left