200 ensimmäistä riviä.
داشتی با خودت چه فکری میکردی؟
که تنهایی رفتی به اون خونه؟
تو داشتی چه غلطی میکردی که دنبال من اومدی؟
نواک، میتونم شمارهت رو داشته باشم؟
خودکار داری؟
فکر نمیکردی به این راحتی باشه، نه؟
دین رو که دیدی. مارک اشر
زیاد با وضعیت ما حال نمیکنه
قبول داری که ارزشمنده
که هر دو والد توی یه خونه باشن؟
هانا مادر فوقالعادهای میشه
چه با کمک من، چه بدون کمک من
این پسره آرچر یه دل نه صد دل
عاشقته
فقط ازت میخوام دفعه بعد
دفعه بعدی که خواستی کسی رو بیاری خونهمون
فقط بهم خبر بده، باشه؟
صبر کن، الان گفتی خونهمون؟
ریپ، بیا بغلم مرد
داری اشکم رو درمیاری
شنیدی چی گفتم؟ هی، هی
بازم ممنون که گذاشتی شب پوکر توی آپارتمانت باشیم
آره، راستش دوریس، اون... الان دیگه خونه جفتمونه
اوه، چقدر بامزه. آره
لیست کادوهاتون رو کجا ثبت کردین؟
اوه، حواستون باشه
نواک و وایولت تا ۱۰ دقیقه دیگه میرسن
یه بسکتبالیست دانشگاهی همراشونه
توی بازی صبح، زانوش آسیب دیده
ممم. من پزشکش میشم
هوم، برام سواله چرا اینقدر مشتاقه
نکنه به یه پارامدیک خاص ربط داشته باشه؟
یا شاید چون فقط یه دکتر خیلی خوبم
اوه. خب آره
همینه؟ نه
نه
تا چند لحظه دیگه میبریمت برای امآرآی، آقای رایلی
چیز فلزی همراهت داری؟
نه
اوه، صبر کن، آره
آره، هست
خیلی خب، چی؟ حلقه ازدواج؟ ساعت مچی؟
واقعاً همراهم نیست
توی بدنمه، امم، توو
اوه، باشه. ضربانساز قلب؟ پیرسینگ؟
نه
کجاست؟
توی مقعدته؟
توی چیم؟
توی باسنته؟
آره
باشه. و چی توی باسنته؟
یه
پلاگ
ببخشید، متوجه نشدم
گفت یه پلاگ، دکتر آرچر
از این پلاگهای مقعدی
یه... یه
داشتیم یه حالت جدید رو امتحان میکردیم که از تخت افتادم
و دوستدخترم... ایده اون بود
اشکالی نداره. نیازی نیست
اون فکر کرد شاید... آره، آره، حتماً
خودم درش میاوردم
نه، نه، نه، نه. برای همینه... همینه که من اینجام
خیلی خب
بیاین آقای رایلی رو به پهلو بچرخونیم
چی داریم؟
اوه، این دیگه واقعاً سرویس ویژه و درجه یکه
بیشتر دکترها ده قدم بیشتر راه نمیان
من مثل بقیه دکترها نیستم
کریستن تامپسون، یه دختر ۲۱ ساله داریم
درد و تورم در زانوی چپ
بعد از توقف ناگهانی و تغییر جهت
رباط صلیبیمه
میدونم پاره شده. صدای تقش رو شنیدم
۵ خیلی خب، میریم اتاق درمان
از این طرف
توی مسیر ۵۰ میکروگرم فنتانیل بهش دادیم
استعدادیاب تیم «اسکای» قراره بیاد بازی بعدیمون رو ببینه
هیچ راهی نیست که بتونم بازی کنم
هی، بیا عجولانه قضاوت نکنیم
تا وقتی بفهمیم قضیه چیه، باشه؟
صبح بخیر
اوه، سلام
اونجا چی داری؟
آه، این
نه
نه
هیچی
خب، چی شده که به بخش حقیرانه ما سر زدی؟
راستش، یادمه بهم میگفتی
کفر محسوب میشه اگه هنوز به «گرین میل» نرفته باشم
خب، برای کسی که مثلاً طرفدار جزه، قطعاً همینه
پس قصد دارم امروز عصر این اشتباه رو جبران کنم
اوه، خب خوشحالم که این رو میشنوم
باید سعی کنی بگی
توی جای قدیمی آل کاپون بنشوننت
شاید مجبور شی یکی دو تا دوست رو هم دعوت کنی
تا بتونی اون میز رو رزرو کنی، اما
میدونی، من... یه نفر خاص رو در نظر داشتم
اوه، خب، خوبه. عالیه
هر کی که هست، قراره حسابی بهش خوش بگذره
اون... اون تویی، دین
دارم ازت میخوام با هم بریم بیرون
اوه. اوه، باشه
ببخشید، من یه کمی
دیر میگیری؟
و از کار افتاده
من میرم یه قهوه فوری بگیرم و بیام
قبل از ماموریت بعدیمون
شماها چیزی از کافه نمیخواین؟
من خوبم، مرسی
من یه کارامل فراپه میخورم. اوم
اوه، با یه رول دارچین
سوختوساز بدنش مثل نوجوونهاست
دیوانهکنندهست
پس عاشق شیرینیجاتی، ها؟
شیرین، شور، اومامی
فرقی نداره برام
خوبه
باید به دکه دوناتفروشی جدید رفیقم، فرانکی، سر بزنی
توی اسکله نِیوی پیر
طعمهای عجیبی داره
بیکن افرا، خیارشور، انبه، فلفل و لیمو
قبوله
کی میریم؟
امشب چطوره؟
دکتر فراست، اینجا کمک لازم داریم
گفت که خوابش میاد
بعد یهو سطح اکسیژنش شروع کرد به افت کردن
خیلی خب، اکسیژن وصل کنین و مانیتور قلب
هی، کریستن
کریستن، بیدار شو
بیدار شو. کریستن؟
خیلی خب. اینجا چه خبره؟ خبری ندارم
با احتمال آسیب رباط صلیبی اومد
تنفسش سطحی شده. باشه، تو آوریش؟
آره. توی آمبولانس حالش خوب بود
هوشیار بود و زمان و مکان رو میفهمید
جایی سرش ضربه خورد یا از هوش رفت؟
نه. اوهوم. خیلی خب
آره، مردمکهاش به شدت تنگ شدن
داره اوردوز میکنه
چی؟
۴۰ اکسیژنش اومده روی ۸۲. ضربان قلب
خیلی خب، بهش بگ بزنین و زود برام نارکان بیارین، لطفاً
نارکان. باشه، ۲ میلیگرم تزریق وریدی
باشه
دارو تزریق شد
خیلی خب. باشه
اکسیژنش داره بهتر میشه. باشه. کریستن، هی
چشمهات رو برام باز کن، کریستن
الو؟ کریستن؟
سطح هوشیاریش خیلی پایینه
نمیتونه راه هواییش رو حفظ کنه
اینتوبهش میکنم. ۲۰ اتومیدیت، ۵۰ روکورونیوم
وقتی رسیدیم اونجا، اواسط کوارتر سوم بودن
کی وقت کرده مواد مصرف کنه؟
چیزی درباره دارویی که ممکنه خورده باشه نگفت؟
یا بیماری اخیری، چیزی؟
یه سرفه طولانی داشت
به خاطر برونشیتی که دیشب گرفت
دیروز رفت بهداری دانشگاه
بهش گایافنزین با کدئین دادن
شاید اشتباهی زیاد خورده
ممکنه. کدئین توی کبد به مورفین تبدیل میشه
خیلی خب، نوار قلب و عکس قفسه سینه بگیرید
سیتیاسکن سر و امآرآی زانو
و بعد یه پنل کامل تروما با آزمایش سمشناسی
و بهم خبر بدین کی چشمهاش رو باز میکنه
و دستورات رو اجرا میکنه تا بتونم لوله رو دربیارم، باشه؟
فهمیدم
اوه، وایولته
باید برم. هر چی فهمیدی بهم خبر بده
خیلی خب، حتماً
۱ میریم اتاق تروما
روث ویلیامز، خانم ۸۸ ساله
با سابقه زوال عقل
بدون مصرف داروی ضد انعقاد
شاکی از درد لگن چپ بعد از زمین خوردن
علائم حیاتی نرماله
شما دکتری؟
بله هستم. من دکتر ریپلیام
مرد جوان خوشتیپ
روث، تو هم که همش دلبری میکنی
هی مایک، اینجا یه عکس رادیولوژی لازم داریم
بیاین ۲ واحد مورفین بزنیم
وقتی قیافهشون این شکلیه، کار آدم راحت میشه
خب، چی شد که زمین خورد؟
موقع نشستن، صندلی رو پیدا نکرد
فکر کنم نمره عینکش تغییر کرده
هی به دخترش میگم
که باید مادرش رو ببره چشمپزشکی
دخترم؟
دارم درباره گریس حرف میزنم، روث
اوه، باشه
گریس توی همین شهر زندگی میکنه؟ آره
هی سعی میکنم باهاش تماس بگیرم ولی میره رو پیامگیر
پیام گذاشتم
خیلی خب، میخوام خیلی آروم پات رو تکون بدم
No comments yet. Be the first to leave one.