Bad Blood

Bad Blood

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 2

Julkaisutiedot

Bad Blood 2017 S02E07 Lupara Cosoleto 720p SKST WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Kommentaari warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 7 Bad Blood 2018 زیرنویس فارسی سریال

Tunnisteet

webdl
Julkaistu: 2025-12-21
Lataukset: 7
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

آنچه در "خون بد" گذشت

من این آدم‌ها رو می‌شناسم. همه‌اش به خانواده مربوط می‌شه

بهت خیانت کردم و این کارآگاه مچم رو گرفت

بهم گفت اگه یه سری چیزها رو بهش نگم، میاد همه‌چی رو به تو می‌گه

کارت خوب بود که اون فایل ضبط شده رو رسوندی به دامنیک

همه‌چیز از همین‌جا شروع می‌شه

ول؟ چیکار کردی؟

چاره‌ای نداشتم. باید انجام می‌شد، انزو

هیچ‌وقت نمی‌بخشمت

خودش نیست، ماشینش هم نیست

حتماً یه اتفاقی افتاده

پلیس رو خبر کنید! یکی رو بفرستید

داری پیش خودت فکر می‌کنی: «خب، اگه اون دخلِ ایرلندی‌ها رو آورده...»

«شاید نفر بعدی من باشم.»

جواب اون سوال "نه" است

ما دنبال شریک هستیم، نه دشمن

به نفع بیزنسِ هر دوتامونه

می‌خوایم کلکِ دکلان رو بکنی

قبوله

این توی آزمایشگاهِ کلیسا بود. فکر کنم همون فندک باشه

با رابط پلیس فدرال تو ایتالیا تماس بگیر

اونا پاسپورت دارن. اثر انگشتشون باید تو پرونده‌ها باشه

فکر نمی‌کنی اگه "نتس" بتونه دوباره

به پسرش برسه، تو رو نمی‌فروشه و لو نمی‌ده؟

اونا می‌دونن طرفِ کی هستن

با بابی حرف زدم. حالا قرارداد حفاظت از "نتس" مال توئه

پس هر نقشه‌ای داری، بهتره که جواب بده

جواب می‌ده

اینجا ملک شخصیه

فقط می‌خوام حرف بزنم

همین زودیا، یه هدیه بهت تقدیم می‌شه

صاف می‌افته تو بغلت. سین‌جیمش نکن

حدس بزن کی اومده مهمونی؟ گرفتیشون؟

از دستشون نده

فقط یه فرصت دارم تا از شر دوقلوها خلاص شم

و شهرم رو پس بگیرم

دومینوها چیده شدن و فقط منتظر منن

تا بزنم بریزمشون

تا ۲۴ ساعت دیگه

یا نظمِ درستِ اوضاع برمی‌گرده سر جاش

یا من هفت کفن پوسوندم

احتمالش رو پنجاه پنجاه می‌بینم

خودشه

جاشون همون‌جاست

کل شب رو بیدار موندم و تمام اطلاعات این ساختمون رو هک کردم

ترزا و کریستین طبق معمول طبقه‌ی آخرن

اونا تمام واحدهای دو طرفشون رو اجاره کردن

و همین‌طور واحد پایینی رو

عجب پارانویایی دارن

چطور برم تو؟

صاحب ساختمون یه خانواده‌ی اسرائیلیه

که تهدید به بمب‌گذاری شده بودن

واسه همین امنیتش در بالاترین سطحه

فقط یه ورودی گیت‌دار واسه پارکینگ داره

امنیت جلوی ساختمون خیلی بالاست

آسانسورها اسکنر اثر انگشت دارن

ما یه آزمایشگاه بزرگ تولید فنتانیل رو کشف کردیم

عاملین جنایت، آزمایشگاهشون رو توی این کلیسا راه انداخته بودن

درست وسط یه منطقه‌ی مسکونی

آرامشت رو حفظ کن. به زودی می‌ریم خونه

باید از شرش خلاص شیم

فقط آروم باش

ما با ایرلندی‌ها معامله می‌کنیم، اون می‌کشتش

داره به ریش ما می‌خنده

و می‌دونی که دکلان بود که کلیسا رو پیدا کرد

این عملیات ظرفیت تولیدِ

دویست میلیون دلار فنتانیل رو فقط توی یک سال داشت

باید همون اولین باری که دیدیمش می‌کشتیمش

همون‌طوری که می‌خواستم

اطلاعات بیشتری دستمون بیاد، بهت خبر می‌دیم

شاید حق با تو باشه

آخه کی یه بچه رو این‌طوری تنها ول می‌کنه؟

مشکل روانی چیزی داره؟

افسرده‌ست؟

آره بابا، افسرده‌ست

شوهرش زندانه

سعی کردم کمکش کنم ولی خب، می‌دونی

این روزا عقلش درست کار نمی‌کنه

باید توی مهمونی می‌دیدیش

توی اولین تولد پسر خودش، مست و پاتیل بود

گوش کن، من دیشب از پیشش رفتم

مست بود و روی تخت بیهوش شده بود

امروز، نه خودش هست نه ماشینش

اگه از من بپرسی، فکر نمی‌کنم بتونه از پس کاراش بربیاد

منظورم اینه که پسرم همه‌ی کاراش رو براش انجام می‌داد

فکر کنم تحملش برات سخته

حالا این بچه یه چیزی واسه خوردن می‌خواد

بعدشم باید ببرمت مهدکودک

پیغام بذارید. زود باهاتون تماس می‌گیرم

لوکا، به بابات زنگ بزن

ببین، من یه دید مستقیم و واضح به دوقلوها می‌خوام

رفتن به داخل این ساختمون چطوره؟

می‌تونم از روی پشت‌بوم چند تا تیر دقیق بزنم

نه، تمام پنجره‌ها ضدگلوله‌ان

فقط یه درِ پارکینگ؟ همین؟

آره

لازم نیست برم تو

فقط باید اونا رو بکشم بیرون

هی

می‌دونم کجان

خب، بعدش چی؟

یه نقشه دارم

کلی جزئیات و پیشامد غیرمنتظره داره

رُز، یه چیزی ازت می‌خوام

دو تا از آدم‌هاتو می‌خوام که بهشون اعتماد داری

اونایی که می‌دونی از پس خودشون برمی‌ان

فردا صبح زود باید تورنتو باشن

فقط یه فرصت دارم

اگه خطا کنم، یه ارتش می‌فرستن سراغم

منم میام

نه، نمیای. خیلی خطرناکه

از پسش برمیام

می‌دونم می‌تونی. بحث اون نیست

نمی‌خوام اگه اوضاع ریخت به هم، تو اونجا باشی

مختصات رو برات می‌فرستم. فعلاً

بابی، وقتشه

طبق صحبتامون نقشه رو اجرا کن

چه خبر بابی؟

آدم خوبی هستی، نتس

بابت این قضیه متاسفم

اوه! دعوا

پسر، این بهترین تخم‌مرغ بندیکتی بود که تو عمرم خوردم

جدی؟ - آره واقعاً

یعنی اصلاً بقیه به گردش هم نمی‌رسن

این یارو دیگه خیالِ رفتن نداره

جدی می‌گم، باید اینو امتحان کنی

آماده‌ای بریم؟

اول باید اینو امتحان کنی

تویکس

فقط امتحانش کن

خب، بزن بریم

برم ژاکتم رو بردارم

این واقعاً عالیه

توی این کار استعداد داری

ممنون

دکلان کجاست؟

همه‌چی روبه‌راهه؟

آره، حالش خوبه. زود میاد خونه

چی؟

انزو کوزولتو گزارش مفقودی رد کرده

واسه والنتینا

آره، گفته رفته بود بهش سر بزنه

خودش نبوده و بچه تنها بوده

ماشینش هم نیست

خانم فالکون، البته که می‌خوام هر کاری از دستم برمیاد بکنم

تا روز عروسی‌تون بی‌نقص باشه

ولی قبلاً هم بهتون گفتم

نمی‌تونیم ۳۰۰ تا شیرینی درست کنیم که شکل سگتون باشه

درک می‌کنم که فکر می‌کنید اون جزئی از خانواده‌تونه

ولی ما از این کارا نمی‌کنیم

باشه، پس کنسلش کن

ولی بیعانه‌ت پس داده نمی‌شه

یه چیز دیگه هم بهت بگم

تو و شوهرت دیوونه‌اید

اون فقط یه سگه! بیضه‌های خودش رو لیس می‌زنه

بله؟

لورنزو کوزولتو لطفاً

خودم هستم

من رئیس بازداشتگاه موقت هستم

جایی که پسرت اینیازیو اونجا نگهداری می‌شه

یه اتفاقی افتاده

چی شده؟

توی بهداریه، تحت مراقبت‌های ویژه

یا ابوالفضل! چی شده؟

بهش حمله شده. زنده‌ست

دکتر معاینه‌ش کرده

ولی شاید مجبور بشیم منتقلش کنیم

به بیمارستان شهر

چطور این اتفاق افتاد؟ کار کی بوده؟

داریم تحقیق می‌کنیم. امروز صبح پیداش کردیم

یه جورایی دیشب وارد سلولش شدن

الان دارم میام اونجا

سلام انزو

وقت این اراجیف رو ندارم. پسرم آسیب دیده

برگرد تو. ای لعنت بهش

برگرد تو. برو جلو

انزو، بهتره بشینی

نمی‌خوام بشینم! نشنیدی چی گفتم؟

اون رفته به بیمارستان شهر

می‌دونم. خودم فرستادمش اونجا

مرتیکه‌ی عوضی

هی، هی، هی! نه، نه

نه، نه، نه

نگران پسرت هستی

قابل درکه. فعلاً که حالش خوبه

نه، حالش خوب نیست

آرامشت رو حفظ کن

انزو، به حرفم گوش کن

تا اوضاع درست بشه

چی می‌خوای؟

قرارداد حفاظت از "نتس" الان دست منه

بابی قراردادها رو نمی‌شکنه

این بار شکست

اینو نگاه کن

پسرت رو ببین

شخصاً فکر می‌کنم بابی یکم زیاده‌روی کرده

نسبت به چیزی که ازش خواسته بودم

ولی نظارت روی این چیزا سخته

می‌دونی آدمای اون تو چطوری‌ان

زندگی نتس دست منه، انزو

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left