200 ensimmäistä riviä.
میتونم الان برم؟
...همیشه سخته که
!سوزانا! سوزانا
یه دانشآموز جدید باشی...
!یه کاری کن لعنتی
!سوزانا
!به اورژانس زنگ بزن
!به اورژانس زنگ بزن دیگه
!لعنت بهش
!نه، نه
!نه! وایسا - !بدش به من -
...گوشیمو میخوام - !بده به من -
قضیه از این قراره که
،راستش رو بخوام بگم میخواستیم انتقالی بگیریم
!اون مُرده
،ولی بعد، یه سری اتفاقات افتاد
یاد گرفتم که
هم درد باشم
گوش کنم
بسه داداش
...سوزانا، ما باید - !اون مُرده -
!گوش کن - دست بهش نزن -
!هنوز داره تکون میخوره - نه -
!اون دیگه مُرده داداش
دوستای خوبی پیدا کردم
به من کمک زیادی کردن
امیدوارم منم بهشون کمک کرده باشم
!الکس
!همش تقصیر توئه
...تصادفی بود، من اصلاً - تصادفی؟ کسشر نگو الکس -
گمونم الان خوشحالی قراره بیفتیم تو زندان
فکر کنم الان دیگه چیزی رو سخت نمیگیرم
هر چیزی راهکاری داره، درسته؟
تصادفی بود
همین رو میخواستی؟ - ولش کن -
!نه رائول، نه - مرتیکۀ تشنه به خون -
نمیفهمی که این تقصیر تو بود؟
به نظرتون همکلاسیهام دلشون واسم تنگ میشه؟
شما بودی اینکارو میکردی؟
!بیخیال رائول
!خیلی خری
این کار یعنی چی؟ - واقعاً؟ -
!تو فقط پول واست مهمه
مدرسۀ ملی به من قدردانی رو یاد داد
!بیا بریم! زود باش داداش
!خیلی خری - !جایی نرین، به پلیس زنگ بزنین -
!بیا ناتالیا رو ببریم !یالا
نه! کجا دارین میرین؟
داره ضبط میشه
این ویدیوی آخر فارغالتحصیلیه
سلام سوفیا
یه چیزی بگو که توی ذهنت درگیرشی ...یه چیزی که
هیچوقت فراموش نکردی
...نه، من نمیدونم
فعلاً حضور ذهن ندارم، شرمنده
« 15 ماه بعد »
نه، این یکی قفله
بذار ببینم
اینجا نیست، علامت خورده، ولی چرا اینجا علامت زدن وقتی که کار نمیکنه
!سوفیا، فهمیدم
زرد، سبز، سبز، قرمز
...نه، این خیلی
یادت نره که نیکی هم باید ما رو ببره حتماً دوربینهایی واسه رسیدن به سرنخ هست
باید سرنخ دیگهای باشه
فهمیدم - بگو -
سه تا آبی به اضافه سه تا آبی میشه شیش تا
ولی دو تا قرمز هست و کارتهای آبی شیش تا نیستن
سه به اضافه دو میشه پنج، درسته؟
...خاوی
نتیجهگیریهات خداست
!حالا بیشتر تمرکز کن - !نه، تو تمرکز کن -
من؟ - بخاطر تو، کلی زمان از دست دادیم -
...نه
!این یه کاری باید... ببین
قرمز، قرمز، قرمز
فهمیدم
خب... زود باش - بگو -
قرمز با آبی
قرمز با... آبی - با آبی -
!روشن شد - خب، عجله کن. قرمز با سبز -
!زود باش - قرمز با سبز -
آفرین. قرمز با یه قرمز دیگه
زود باش - ...قرمز با -
!یه قرمز دیگه
خاوی، یه اهرم هست
!اوف - عالی شد -
یه بار دیگه بکش
تو برو
خاوی، شمارنده روشن شد وقت زیادی نداریم
!خب، شماره - بگو چی داری میبینی -
جای چهارتا شمارهست
زود باش! چهارتا شماره باید باشه
!هفت ثانیه
...پنج - دوربینها رو به یاد بیار -
!سوفیا، بهم اعتماد کن
!وقتمون داره تموم میشه
!غلطه! یه رمز دیگه - ...باید -
!نه
!باورم نمیشه
...هیچی نگو - چه وضع افتضاحی -
نه، به من نگو. به من نگو - خیلی بده -
...خاوی، نه، جدی میگم
مشخصاً کار اشتباهی بود - نه -
خیلی نزدیک بودین
...میتونم جواب رو بهتون بگم، اما
نه نیکی. مرسی
میدونم - ممنون، ولی نمیخوایم -
ولی میتونی واسه بهتر شدنم ازم قدردانی کنی؟ لطفاً
چون واقعاً بهتر شدم
...مخصوصاً تو - نه، خاوی -
جدی میگی؟
بله؟
خاوی، به نظرت تو چه کاری بهترین هستی؟
راستش
یه زمان قصدم این بود که معماری بخونم
ولی توش افتضاحم
توی فوتبال بازی کردن عالیام
حس تمرین نیست
ولی خاوی مگه تو همین رو نمیخواستی؟
باید خوشحال باشی، مگه نه؟
میدونی چی خوشحالم میکنه؟ - چی؟ -
...اینکه دیگه درس نخونی
و چند بار همدیگه رو بوس کنیم
نه خاوی
باید «چند بار» بوس کنیم - «چند بار» -
بیا! باید برم درس بخونم - نه، گفتم «چند بار». یه بوس نه -
!بیا - !نه، نه، وایسا -
نه، باید درس بخونم! مهمه - اونا بوسهای خوبی نبودن سوفیا -
...مهمه
ببخشید! لطفاً، لطفاً، شرمنده
...نورا
در بلدی بزنی؟ - چرا، کاملاً حق با توئه -
میتونم ده پونزده دقیقه دیگه برگردم
ما فقط داشتیم حرف میزدیم
فقط حرف میزدین، شما که راست میگین - آره -
درباره مطالب مهم - آره -
خیلیخب
خب من دیگه باید برم
هر وقت گشنهتون شد غذا گذاشتم تو یخچال
باشه، خوش بگذره
مهربون باشین لطفاً - چشم، خدافظ -
،ولی اگه میخواین شیطونی کنین توی کِشوت کاندوم گذاشتم
مامان! چرا همچین کاری کردی؟
!خدافظ - !من خودم کاندوم دارم -
عمراً. نه، نه، نه
این دفعه مامانت زیادهروی کرد
به حرفش گوش بدیم؟
باید حرفش رو گوش بدیم، نه؟ - درسته -
...پس باید
« پیام دریافتی »
بیا به هتل ایمپریال مارکز » « یه چیزی هست که همه چیز رو عوض میکنه
چی شده؟
رائوله
یه چیزی هست که همه» چیز رو عوض میکنه»؟
دوباره؟
چیزی به پلیس نگو » « بیا تو حیاط
یه چیزی هست که همه چیز رو عوض میکنه
چی شد...؟
چی شده؟
چی شد؟ چی...؟
بیهوش شدی - غش کردم -
...بقیه - همه رفتن -
یعنی چی همه رفتن؟ چی...؟
...نه، صبر کن
رفتیم خونۀ مامانم ...و نمیدونستم
که ببرمت بیمارستان یا زنگ بزنم به پلیس
یا اینکه همه چی رو به مامانت یا مامان خودم بگم
ژاکت من کو؟
دیگه نیست - چرا؟ -
این مال منه. مال تو خونی شده بود
خب؟
باشه
...ولی باید با پلیس حرف بزنیم - نه -
یالا دیگه! باید بریم پیش بقیه - ...سوفیا! هیچکس گزارش -
!سوفیا، هیچکس گزارش نمیده - چرا؟ -
!چون ریده شده توی آیندهمون، سوفیا
!میتونه پایان همه چیزمون باشه
!به پیامی که رائول فرستاده نگاه کن
چیزی به پلیس نگو » « بیا تو حیاط
!همه چیز رو عوض کنه
چیکار میکنی؟
« تماس از طرف نورا »
مامانمه
...یا خدا... خیلیخب
...خیلیخب
بعد از مدرسه میریم پیش پلیس - باشه -
نمیشد زودتر بیاین؟ - مردم چرا اومدن؟ -
من از کجا بدونم؟ خودت نمیبینی؟
اوناهاش
سوزانا کجاست؟
نمیدونم سوفیا. آروم باش - ...باشه -
...غیر ممکنه
سوفیا و خاوی اومدن
...نمیدونم دوربینی هست یا نه - چه اتفاقی افتاد؟ -
جسد غیب شده - خسته نباشید، اینو میدونم -
قطعاً کار پلیس بوده - آروم باش -
چطور میتونه کار پلیس باشه؟ فقط ما اینجا بودیم
این بحث رو اینجا ادامه ندیم - کس دیگهای به مدرسه برگشت؟ -
میشه اینجا سروصدا نکنیم؟ - چرا باید...؟ -
...هیس
No comments yet. Be the first to leave one.