The Gold of Naples

The Gold of Naples (L'oro di Napoli)

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

Loro di Napoli 1954 576p DVDRip AC3 Pishgum Team
Kommentaari Pishgum

Tunnisteet

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
AC3
Julkaistu: 2023-05-05
Lataukset: 48
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

" طلاي ناپل "

اولين ترجمه گروه پيشگام "ترجمه‌ي فيلم‌ها به انتخاب شما"

در اين فيلم شاهد مکانها و آدمهايي که در ناپل زندگي ميکنند هستيد

شگفتيهاي بي پايان، تواضع، غمها و شاديهاي محله ها و کوچه هاي ناپل

ما فقط قسمت کوچکي از آن را به شما نشان خواهيم داد ...با اينحال شما نشانه هاي زيادي از عشق به زندگي

صبر و اميد بي پايان به زندگي که همانا... طلاهاي ناپل هستند را در آن خواهيد يافت

شب کريسمس سال 1953 روز خيلي بزرگي براي دن ساوريو پتريلوي خنگ خدا بود

در اين مکان مرحومه ماريا ياوارون آرميده در تاريخ 21 نوامبر 1943

!خوش بحالت

!خوش بحالت

تو اونو خوب ميشناختي ولي حالا از قبلش هم بدتر شده

ميفهمي؟

خدا بيامرزدش...آمين - خدا بيامرزدش...آمين -

همسرتون هستن؟ نه - خواهر زنتون هستن؟ نه -

دختر عمو؟ - نه، اون هيچ نسبتي با من نداره -

خانم ماريا ياوارون مرحوم

ياوارون؟ - بله -

همسر دن کارمينه؟ !رييس منطقه سانيتا

من يکي از دوستاش هستم اومدم بجاش براي همسر مرحومش فاتحه بخونم

خودش براي اينکارا وقت نداره - يکي از دوستاش؟ باعث افتخار ـه -

لطفا سلام منو بهشون برسونين، منو ميشناسن من جنارو اسپوزيتو هستم

يادتون نره من فروشنده سالامي هستم

توي سانتا ماريا بقالي دارم - اصلا نگران نباشين -

حالتون چطوره؟ - سلام زنتو برسون -

آقا، براي بچه هاي يتيم

دن ساوريو اين چتر دن کارمينه ست

بايد ببريش خونه

!ساوريو

همه چي مرتبِ؟ آره - چندتا شمع براش روشن کردي؟ چهارتا -

بعدا ميبينمت

(ساوريو، باکايا خريدي؟ (ماهيِ خشک - آره، باکايا خريدم -

!اون حتي نميخواد بوش کنه - !امروز اينکارو ميکنه -

داري به من ميگي؟ اگه من باشم اينو تو روش ميگم

!خداي من

اين غيرممکنه - بايد ممکن بشه -

بيا با باکايا شروع کنيم دکمه، لطفا

!ديگه طاقتشو ندارم !ديگه طاقتشو ندارم

الان ده سال شده

ده سال طولاني

!لعنت به اون روزي که پاشو گذاشت تو خونه من

!تقصير تو بود

تو بهش گفتي " تسليت ميگم، دن کارمينه "

" يکي از همين روزا بياين ديدنمون " خودت بهش گفتي

" نبايد شبها تنها بمونين "

" خواهش ميکنم، بهمون افتخار بدين "

اون حرومزاده الان ده ساله !داره بهمون افتخار ميده

اون چه حقي داره؟ آيا پدرم ـه؟

برادرم ـه، پسرم ـه؟ اون کيه؟ چه حقي داره؟

اون فقط يه دوست دوران مدرسه ست

فقط به اين خاطر که باهم يه مدرسه ميرفتيم ...خونه ام رو گرفتي

ميزم، پسرام، تيغ اصلاحم؟...

اون همه چيزو ازم گرفته

!حرومزاده...پست فطرت

اين دفعه بايد تمام بشه

بايد از اينجا بره ميندازمش بيرون...ميفهمي چي ميگم؟

چه خبره؟

!بچه ها

!ايول، دن کارمينه

اونا سه نفر بودن يکيشون فرار کرد

يکيشون يه سيلي و يه مشت خورد تو صورتش

!نه، بهش چهارتا کشيده زد

اون درازه ...دوتا لگد خورد تو شکمش

!و با ديوار يکي شد...

سه تا پسر جوون که درست بهم احترام نذاشتن

هميشه يادم ميره انگشترمو دربيارم

بفرماييد

معذرت ميخوام

معذرت ميخوام

اين يه يقه لباس ـه؟

خانم کارولين، تا حالا چند بار بهتون گفتم !ميخوام خشکتر باشن

کلي اونا رو اتو کردم - بايد بيشتر تلاش کنين، اين بدرد نميخوره -

نميخوام جذبه ام رو از دست بدم بايد تمامشون رو دوباره اتو بکنين

بعد از اين همه سال هنوز ياد نگرفتي اتو کني - آره، بايد برم آموزشگاه -

!خداي من

امشب يه شام سبک ميخوريم

هنوز ماهيِ ديشبي رو هضم نکردم

چي ميل دارين؟

سبزيجات و يه مقدار گوشت فيله

گردو داري؟

تو موافق نيستي؟ - کي، من؟ -

من که چيزي نگفتم

!هي...ويچنزو، پاسکولينو

!ساکت شين، سرم درد ميکنه

کارمينه...بهشون بگو ساکت شن - !بچه ها -

در خدمتم - زيرسيگاري -

بفرماييد

شب بخير

کارولين

من ميرم بيرون - سر کار بهت خوش بگذره -

!دن ساوريوي عزيز

دن کارمينه، باعث افتخاره که خدمتتون رسيديم

خواهش ميکنم، بفرماييد - ممنون -

!ساوريو

چندتا صندلي بيار

ممنون

ميتونين کلاهتون رو بذارين - ممنون -

!تو نه - خواهش ميکنم بشينيد -

اومديم در مورد اتفاقي که تازه افتاد حرف بزنيم

حرفشم نزنين - اگه اجازه بدين، يه دقيقه در موردش حرف بزنيم -

خواهش ميکنم - ممنون، الان اينکارو ميکنم -

جيوواني اومده اينجا تا شخصا معذرت خواهي کنه

جنارينو و رد پسراي خوبين ...اونا اشتباه کردن

و شما خوب ادبشون کردين... - اونا خجالتزده ان -

به اشتباهشون پي بردن و ميخوان عذرخواهي کنن

!عذرخواهي - ميخوان دستتون رو ببوسن -

بخاطر آشناييمون اينکارو بکنين

ديگه کافيه، بهتره آشتي کنين

کفشامو بيارين - الساعه -

شما بهترين دوستمون هستين

با اينکار لطف بزرگي در حقمون ميکنين

!بالاخره اومد

نميدونستي افتتاحيه مغازه سالامي فروشيِ؟

اينم پاستا

ما اومديم

ميتونين شروع کنين - ممنون، خانم -

!گروهان

!خبردار

!به مغازه استاد اومديم اون مرد خوبيِ

اون استاد درست کردن پاستاي مقويِ !که باعث باز شدن منافذ خروجيتون ميشه

!گروهان

!خبردار

بياين يه آواز براي استاد بخونيم

سلام

ساوريو، من ميرم بيرون يکم گردو بخرم

يه تيکه بزرگ بهم بده

...بچه ها، اون نان

...بچه ها، اون نان

!بچه ها

!خداي من

چي شده؟

آسيب ديدي؟ - نه -

...نکنه اونا - !نه -

يهو اتفاق افتاد

تو بار با بچه ها داشتيم ميگفتيم و مينوشيديم - خب؟ -

يهو حالم خراب شد و عرق سرد نشست رو پيشونيم فکر کردم دارم ميميرم

رد يه چيزي بهم داد بخورم ولي حالمو بدتر کرد

منو بردن داروخانه - بعد چي شد؟ -

!کارم تمومه

...قلبم

!حمله قلبي

حمله قلبي؟ - زندگيم به يه مويي بندِ -

...يه ذره ناراحتي، يه ذره هيجان

!و بعد خداحافظ...

يه سلطان بودم ولي حالا يه بدبختم هيچي کم نداشتم

همه چي داشتم، بهم احترام ميذاشتن پول، خونه، خانواده...حتي بيشتر از يه خانواده

هرجور هيجاني؟

بايد از فعاليتهاي جسماني دوري کنم ...صداهاي بلند

!فعاليت جسماني و صداهاي بلند

اينجا امکانش نيست با اين همه سر و صدا و بچه ها

ساوريو، بهتره بچه ها رو بفرستي پيش خاله شون

!دارو

بايد يکي صبح بخورم يکي عصر

بايد دقيق باشيم مث ساعت

خداي من !عجب زندگيِ باحالي انتظارمو ميکشه

ديگه کافيه، به اينجام رسيد از اين خونه برو بيرون

!برو بيرون وگرنه ميکشمت

برو يه جاي ديگه بمير اينجا خونه منه

ميخوام زندگيمو پس بگيرم برو بيرون

!برو گمشو

!برو گمشو

!اينم ببر

!و اين

!بيرون

!برو بيرون، بي وجدان

!يقه هات رو هم با خودت ببر

کارولين، ديدي؟ !بالاخره انداختمش بيرون

!اون پست فطرت حتي يه کلمه هم نگفت

!مردم

آهاي، بياين بيرون ببينين کي اونجاست

!دن کارمينه داره مث خرگوش فرار ميکنه

!ساوريو

ساوريو، حقيقت داره؟

!آره...آره

دن کارمينه، کجا دارين ميرين؟

براتون بهترين دکتر ناپل رو آورديم

بهترين متخصص قلب...بريم خونه تون؟ - نه -

همينجا اينکارو ميکنيم - بسيار خب -

پرفسور، با من بياين

پياده شين

کارولين، چهارتا مارماهي آوردم !هنوز زنده ان

!بچه ها، بياين نگاه کنين

سريعتر

کافيه

کي بهت گفته ناراحتي قلبي داري؟ - يه دکتر -

زر زده...قلبت از آهن ساخته شده و بدن يه شير رو داري

جدي ميگين؟ - فقط کافيه يه مسهل بخوري -

دچار سوءهاضمه شدي

بگو جون من - دستتو بکش...جون تو -

!ساکت...بشينين

!به افتخار اسپاگتي

بابا، اول من - اول به بزرگتر ميرسه -

بيا

!آماده

همه ليوانشون رو آماده کنن

!آتش

کريسمس مبارک

ساوريو، برات خبرايي دارم

خبراي خوب - ما هيچ خبري از تو نميخوايم -

همتون برعليه من

ماه اکتبر بود که محله ماتردي بخاطر رسواييِ حلقه زمرد هم به زحمت افتاد و هم شاد شد

The Gold of Naples subtitles in other languages

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left