200 ensimmäistä riviä.
دو تا از مهمترین روزهای زندگیت، روزیه که به دنیا اومدی و روزیه که دلیل این به دنیا اومدن رو میفهمی Mark Twain: طنز نویس امریکایی که در قرن 19 زندگی میکرد
درسته؟ آره، بعدش از اینجا برشش میدیم
فکر کردم هفته ی پیش این کارو تموم کردین
صاحبش تازه بهمون میگه میخواد پارکینگش عریض تر بشه
...تا وقتیکه پول میدن هر دستوری میتونن بدن ، ممنون
کارگرای جدید هم باید آزمون بدن مثله آتیش نشانا
بابابزرگ، شرط میبندم توی شغل قبلیت مجبور نبودی گاری هل بدی ، مگه نه؟
مچمو گرفتینااا
چطوری جنی؟
الان بهتر شدم
چه خبر آقای مک کال؟ خیلی خب، رالفی
داخلش چی هس؟ تن ماهی
نون ش؟ جو ـه خالص ،بدون پروتئین آرد گندم
خیلی خب ، ادویه ش؟ کلم بروکسلی ، آووکادو ، سس مایونز سبزیجات
خیلی خب
احتمالا تو تن استخون بود
چیه ، سیب زمینی هم جزء سبزیجاته دیگه منم چیزای ترد دوست دارم
هویج هم ترده جلبک دریایی خشک شده هم هس تازه
بابا من انسانم، خرگوش نیستم که
اگه ميخوای نگهبان شی بايد وزن کم کنی بايد يه هفته ديگه امتحان بدی
...خودت ازم خواستی کمکت کنم، ولی اگه خودت با کارات کنار نیای
باشه
تلاش کردن، نه کامل بودن
دیگه چیپس بی چیپس چیپس بی چیپس
چاشنی ماشنی کیلویی چنده، مگه نه؟
« پيرمرد و دريا » Ernest Hemingway
خیلی خب، فعلا جی شب خوش بیلی
گمشو
ممنون خواهش
تونست ماهیه رو بگیره؟
تازه توی قلاب گیرش انداخت
دیگه وقتش رسیده بود
راستش، ماهیه بزرگیه
نمیدونم بتونه نگهش داره یا نه
نه
داره با چنگ و دندون تقلا میکنه
آره خب، شاید طرف خیلی پیره
فکر کردم قراره دیگه بیخیال شکر بشی
همینطوره از کی؟
همین روزا جدی؟
واسه تارهای صوتیت ضرر داره
جسم ، ذهن، روح ، یادته که؟
یه دستگاه کوچیک واسه ساختن آهنگای دمو خریدم
واقعا؟ مطمئنم کارت خوبه
چی باعث شد اینو بگی؟
بصيرت
خیلی خب، بعدا میبینمت، جیک
میبینمت عزیزم
بعدا واسم تعریف کن سر اون... ماهی چی اومد
باشه خیلی خب، میبینمت
الان بهم 100دلار بدهکار میشی، حالا ببین
بابابزرگ، ما داریم سر اینکه قبل از اینجا چه کاره بودی شرط میبندیم
یعنی شغلت
من که میگم تو کاره بیمه و حق مطالبه اینا بودی
تو کار سهام بوده رفیق ، اونم تو وال استریت
تو کازینو کار میکردم چی، جاکش بودی
جاکش نه، پیپ ، پی آی پی . پیپ
پیپ دیگه چه گهی ـه؟ چرا اینقد با فحش محش حرف میزنی؟
مثله "گلادیز نایت" و گروه پیپ"(گروه موسیقی)ه ...اینطوری
اینجارو
بیخیال بابا بس کن
الان نمیخواد انجامش بدین ،نمیخواد
چرخیدنش کووو؟ چی؟
یه دقه الانم وقته سوتشه
نامردم اگه پیداش نکنم سرچش کن رفیق
کدوم یکی تو بودی؟ سمته راستیه
مارو گیر آورده، اینجا نیست که
اینی که موهای افرو داره Afro: مدل موی محبوب سیاه پوستا در سال 1970
این که کچله خب شاید کلاه گیس گذاشته
این نیست خودشه
عجب دختری ، بیا اینجا بینم
سلام جیک ، چه شبه مزخرفی
همینطوره، بیرون اوضاع ناجوره
بفرما دخترم
ممنون
تونست بگیرتش؟
ماهی رو آره، آره، گرفتش
پس پایانش خوشه
راستش خیلی هم خوب نبود
پیرمردـه ماهی رو بسته بود کنار قایق ...بعدش مجبور بود تا ساحل پارو بزنه
...ماهی توی آب خونریزی کردش
...کوسه ها اومدن
بعدشم کل ماهی رو خوردن و دیگه چیزی ازش باقی نموند
پس حیف شد مگه نه؟ بستگی داره از چه زاویه ای بهش نگاه کنی
پيرمرد درست وقتی که فکر کرد اون بخش از زندگيش تموم شده، با رقيبش رو به رو شد
یعنی خودشو درون همون ماهی دید
...که هرچی
هرچی بیشتر تقلا میکرد بیشتر بهش احترام میذاشت
خب چرا نذاشت ماهیه بره؟
چون پیرمرد باید پیرمرد باشه ماهی هم ماهی
باید همونی که هستی باشی، درسته؟
مهم نیست چی پیش بیاد
مشتری داری
نمیخوام برم
چی؟
نمیشه یکی دیگه رو بفرستی؟
تورو میخواد
ولی این مشتری مثله حیوونه
بیرون منتظرته
چقد شد جیک؟ بیخیال
برو به کارت برس ممنون جیک
سلام عزیزم ، چطوری؟ آماده ای خوش بگذرونی؟
زودباش بکش بکش بکش بکش بکش
بکش بکش بکش
زودباش زودباش
...هشت ، هفت ، شش ، پنج
چهار ، چهار ، چهار
زودباش دیگه ، پاشو
نمیتونم نمیتونی؟
اگه بجای اون لاستیک من بودم چی؟
میخوای همینطوری ولم کنی که از استنشاق دود بمیرم؟ تازه من 90 کیلو ام
اگه نتونی یه لاستیکو 20 متر بکشی ، چطوری میخوای منو از یه ساختمون آتیش گرفته بکشی بیرون؟
به اندازه ی کافی قوی نیستم
به خودت شک نداشته باش پسر ، شک آدمو از پا درمیاره حالا پاشو، زودباش، پاشو ، پاشو
سریع سریع سریع
...با علامته من، حاضر
بکش
زودباش کی قراره نگهبان امنیتی بشه؟
من
کی قراره نگهبان امنیتی بشه؟ من
کی قراره نگهبان امنیتی بشه؟
حالا خوب شد من
خوشم اومد، یه بار دیگه
پر از شکر(سم) ، همونطوری که دوست داری
تولدته؟
نه، تولد یکی از بچه های کارخونه ست نمیخواستم بریزمش دور
تولدت مبارک ،یکی از بچه های کارخونه
چند سالته؟
تو چی؟
زیاد مهم نیست
ببخشید دارم قرارمونو بهم میزنم، شرمنده
نه ، نه، گوش کن، بیخیال، بیا بشین
بشین، بشین
بشین
باشه
زودباش، بشین باشه
مطمئنی مزاحمت نیستم؟
آره
خب؟
نمیدونم
راستش میخواستم با یکی حرف بزنم
یعنی قبل از اینکه فرصتش از بین بره و عقلمو از دست بدم
باشه
من تری هستم
منم باب
خوبه راستش بهت نمیخوره اسمت باب باشی
وقعا؟ ممنون
بیشتر بهت میخوره رابرت باشی
...یعنی رابرت اینجور کتابا میخونه
و باب تلویزیون نگاه میکنه
اسم واقعيم الينا ست
صورتت چی شده؟
يه چيز ـه احمقانه
ببین، زیاد حرفه ای نیستش، فقط میخوام نظرتو بدونم، باشه؟
الینای خواننده
منو تو میدونیم که واقعا کی هستم
من فکر میکنم هرکسی که خودت بخوای، میتونی باشی
شاید تو دنیای تو اینطوری باشه ، رابرت
راستش تو دنیای من همچین اتفاقی نمیوفته پس دنیاتو تغییر بده
حلقه نداری
حلقه ی ازدواج تو انگشتت نیست نه
یعنی خانم رابرت خونه هستن؟
نه
اصلا زن داشتی؟
یه بار
قلبشو شکوندی؟
اون ماله منو شکوند
راستش من آدمای بیوه زیاد دیدم
یه چیزی تو چشمات هست
یعنی ناراحتی نیستش
...یه جورایی مثل
سردرگمی ـه یعنی
همیشه کتاب میخونی؟
...همسرم میخوند ، یعنی
داشت "100 کتابی که هر کس باید بخونه" رو میخوند
...تا 97 تاشو خوند ، منم گفتم
یه امتحانی بکنم
اون موقع وقتی یه روزی بهم رسیدیم یه چیزی داریم که دربارش صحبت کنیم
100تا کتاااااب همینطوره
کی میره این همه راهووو
چنتاشو خوندی، رابرت؟
شرمنده، این موبایله لعنتی
پس 91
دیگه آخراشی پس تقریبا
بعد از اون میخوای چیکار کنی؟ میرم کلاس خوانندگی
بعدشم یه کارخونه ی دونات(پیراشکی) باز میکنم
جدی میگم، چیه؟ چرا میخندی؟
من خیلی دوست دارم تو این ساعت بیدار بمونم واقعا؟
آره، آخه همه چیز کاملا تاریک ـه
کاری میکنه که همه چیز دوباره ممکن به نظر بیادش
راستش منم شبا نمیتونم بخوابم
به خاطره همینه که داستاناتو دارم میشنوم دیگه
این یکی درباره ی چیه؟
درباره ی یه نفره که فکر میکنه یه شوالیه ست که زره درخشان پوشیده
جالبش اینجاس که داره تو یه دنیایی زندگی میکنه که دیگه شوالیه ها زندگی نمیکنن
یه جورایی شبیه دنیای منه
خونه ی من اول این خیابونه
پس ازینجا به بعدو باید یه تاکسی بگیرم
بابت هم صحبتیت ممنون رابرت
اصلا قابلی نداشت، الینا
No comments yet. Be the first to leave one.