200 ensimmäistä riviä.
تبریک میگم
امیدوارم غم و غصههات به همین کوچیکی باشن
و یادت باشه، ده سال اولش از همه بدتره
با عشق، از طرف مامانبزرگ
طبق اخطاریهای که قبلاً براتون فرستاده شده
شما... موظفید خودتون رو معرفی کنید
به پادگان خدمات ملی هدرکرست
چارلی، برگه اعزامته
منظورت چیه برگه اعزاممه؟
آخه امروز روز عروسیمونه
چطور ممکنه برگه اعزامم باشه، بابا؟
تو یه درخواست برای تمدید ۲۸ روزه فرستادی
برای عروسی
مگه نه؟
من؟ نه، تو فرستادی
من ازت خواستم این کارو بکنی
نه، نگفتی، گفتی خودت انجامش میدی
چرا یکی یه کاری نمیکنه؟
آه! لطفاً
سوز میآد
ولی اینجا که خیلی دمکردهست
لطفاً. پرده گوشهای من خیلی نازک و ضعیفن
یه ذره احساس کنم باد میآد، کارم تمومه
ای بابا
دمت گرم رفیق
آه! نکن
دیگه چی شده؟
لطفاً
میشه سیگار نکشید؟
حالمو بد میکنه. معدهم حساسه
حالا، ببین چی میگم
یه قرص گلودرد بخور
من که گلودرد ندارم
انگار تو باغ نیستی رفیق
داری میری بیمارستان؟
میرم ارتش
ارتش؟ آره
منم همینطور
چطوری توی معاینه پزشکی قبول شدی؟ پارتیبازی؟
معاینه پزشکی
یه مسخرهبازی بود. یه افتضاح به تمام معنا
گروه الف-۱. من
الف-یکِ لامصب
دکترهای ارتش. هه
بهت بگم رفیق، از هر چیزی که باید دو تا داشته باشی
دو تا داشته باشی، قبولی
ما لایق تبریک شما نیستیم
همهش شانس بود. شانسِ محض
چه حرفهای مفتی
شانس اصلاً دخالتی نداره
معلومه که داره، گریمجون
مثلاً همین خودِ تو
شش سال گروهبان آموزشی بودی
و هیچوقت یه "جوخه نمونه" نداشتی
این بدشانسیه
اوه، نه، اینطور نیست
گوش کن پدی، هر مردی
غریزه سربازی رو توی خودش داره
درسته؟ آره، کاملاً درسته
خب، همه شما انجامش دادید
همهتون یه بار جوخه نمونه داشتید
حالا هر وقتی که بوده
پس منم با جوخه بعدیم خواهم داشت
چرا؟ چه عجلهایه؟
این آخرین جوخه منه
ده هفته دیگه از ارتش میرم
و این آخرین فرصتمه
زیاد دلت رو بهش خوش نکن
حالا خوب گوش کن مارشال، هر وقت نظرت رو خواستم
میخوای سرش شرط ببندیم؟
خب، من معمولاً شرط نمیبندم
چی شده، ترسیدی؟
اصلاً و ابداً
باشه، ۵۰ پوند شرط میبندم که خبری از جوخه نمونه نیست
گروهبان گریمشاو، قربان
میتونم تا سلفسرویس برسونمتون، قربان؟
خب، این خیلی لطف شماست، گروهبان
ممنونم قربان
بذارید ساک رو من بیارم، قربان
اوه، ممنونم، گروهبان
خداحافظ عزیزم
خب، جای خیلی قشنگی دارید اینجا، گروهبان
بهترین پادگان فرماندهیه، قربان
مایه دلگرمیه
خب، گروهبان، کجا باید خودم رو معرفی کنم؟
اونجا سلف افسرهاست، قربان
خیلی هم عالی، ولی من فقط یه سرباز وظیفهم
برو پشت اون کامیون، زود باش
بجنب
ممنونم. ممنونم، گروهبان
چارلی
چارلی
دیدی؟ چی رو؟
شنیدی؟ چی رو؟ کجا؟
او-اون صدام کرد
از توی یه ون خشکشویی
ببین، ببین، آروم باش چارلی پسر
ببین... فقط یه ذره دیگه تحمل کن، باشه؟
میری پیش پزشک گردان
اوه، هی بهم دست نزن. من مریض نیستم
من واقعاً دیدمش
برو از پشت، برو دیگه
از اون طرف، برو
بله، منم داشتم فکر میکردم دیگه وقتشه
تو دختر جدیدی، نه؟
ش-شما مدیر اینجا هستید؟
نه، من نورا هستم
اسم من مریه
برام فرقی نمیکنه اسمت چیه، تا وقتی که
بتونی سیبزمینی خلال کنی
روپوشت توی اون کمدئه
ممنون
ببینم، کارت کاریابیت کجاست؟
با پست میرسه
نمیدونی روالش چطوریه، عزیزم؟
میدونم
اوه، من واقعاً اون دختر جدید نیستم
اما لطفاً لوَم نده
لطفاً کمکم کن
اوه، نگران نباش عزیزم
بیا، همهچی رو برای نورا تعریف کن
حالا ببین! باید باهاش روبرو بشی
تو یه وسواسی هستی که دچار توهمات بصری شدی
ببین، برای بار آخر میگم، من امروز صبح ازدواج کردم
توی تمدید اعزامم یه قاتیپاتی پیش اومد
حالا، مری حتماً تا پادگان دنبالم اومده
اون... اون دختر خیلی... خیلی مصممیه
خب، بچهها، من که شخصاً حرفش رو باور میکنم
لطفاً
میشه خفه شی؟
تو اصلاً از روانپزشکی چیزی سرت نمیشه
شاید نه، ولی در مورد زنها یه چیزهایی میدونم
میدونی رفیق، یه سری آدمها هستن
که زنها همیشه دنبالشونن
دقیقاً میفهمم چه حسی داری
اوه، ممنونم
از روی اسمهاشون میشه حدس زد که باید گروه خوبی باشن
اسم آدم خیلی چیزها رو نشون میده، سرجوخه
بهش شخصیت میده
استرانگ، سیج، بیلی، هیوود، گالووی
گولایتلی
گولایتلی؟
گولایتلی
اسم مگه چی داره؟
سرجوخه کاپینگ، خودت میدونی چقدر همهچی
به موفقیت این جوخه بستگی داره، مگه نه؟
پنجاه پوند، گروهبان
اون که فقط پوله
پای آبروی من وسطه، و شاید... اِه
توصیهنامه برای ترفیع تو، وقتی که من برم
و احتمالاً یه درصد کوچیک هم برای تو، اگه برنده بشم
"وقتی" که برنده بشید، گروهبان
روحیه یعنی این، کاپینگ
حالا، اِه، بیا یه نگاهی به "جوخه نمونهمون" بندازیم
چطوره؟
خیلی خب، کنار تختهاتون خبردار بایستید
خیلی خب، راحت باشید پسرا
من گروهبان گریمشاو هستم
و ایشون هم سرجوخه کاپینگ هستن
حله؟
ببینید، من آدم آروم، منطقی و باانصافی هستم
میدونم
مامانم بهم گفته بود
اوه، بله
منم پدر و مادر داشتم، با اینکه گروهبانم
و فقط یه چیزه که روی مخمه
و حالم رو بد میکنه، اونم کسیه که
توی جوخه من وظیفهش رو درست انجام نده
از این بابت، من واقعاً یه "دکتر جکیل و مستر هاید" واقعیام
ولی یه جورهایی، وقتی دور و برم رو نگاه میکنم
فکر نمیکنم اون رویِ سگیِ
شخصیتم این بار بخواد بیدار بشه
من آدمها رو از روی قیافهشون قضاوت میکنم
و ابایی ندارم بهتون بگم بچهها
که با دیدن شما واقعاً به آینده امیدوار شدم
ناامیدم نکنید
خب، سوالی هست؟
میتونم برم بهداری؟
اسمت چیه؟
استرانگ
هوراس استرانگ
سرجوخه کاپینگ
بله گروهبان
سرباز... اِه... استرانگ فردا بره بهداری
کس دیگهای؟
اوه، لطفاً قربان
بهم نگو قربان
برای تو، من گروهبانم
تو هم حالت بده؟
اوه، نه گروهبان
اوم، من مرخصی میخوام
مرخصی؟
آخه پسر جون، تو که همین الآن رسیدی
اوه، ولی حیاتیه گروهبان. موضوع خانوادگیه
آخه ببینید، چ-چی شد
باشه، باشه، لازم نیست جار بزنی
کاپینگ
بله گروهبان
این مرد بره پیش فرمانده گروهان
خب، ممنونم گروهبان
No comments yet. Be the first to leave one.