Wee Willie Winkie

Wee Willie Winkie

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

wee willie winkie 1937 720p web h264-shiiit
Kommentaari warez
Translated subtitle from English to Persian Wee Willie Winkie 1937 زیرنویس فارسی فیلم

Tunnisteet

webdl
Julkaistu: 2025-12-26
Lataukset: 7
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

187 ensimmäistä riviä.

ولی مامانی، اگه ما توی هند هستیم

پس هندیا کجان؟

اینا از اون جور هندی‌هایی که

توی آمریکا داریم نیستن عزیزم

پس اینا چه جوری‌ان؟

اینا هندی‌های واقعی هستن

به اونایی که توی کشور خودمون بودن، اشتباهی می‌گفتن هندی

چون وقتی کریستف کلمب آمریکا رو کشف کرد

فکر کرد اونجا هنده

یعنی پدربزرگ هم هندیه؟

نه عزیزم، اون انگلیسیه

یه سرهنگ توی ارتشه

خودت که اینو می‌دونی

پس چرا توی انگلیس زندگی نمی‌کنه؟

چون ملکه ویکتوریا اونو به اینجا منتقل کرده

قراره دقیقاً توی خونه پدربزرگ زندگی کنیم؟

بله، البته

پس دیگه لازم نیست نگران

قصاب و بقال باشیم؟

نه عزیزم

چقدر بد شد که

زودتر با پدربزرگ آشنا نشدیم

نگاه کن مامانی، یه فیله

قراره بقیه راه رو

سوار فیل بشیم؟

اوه نه عزیزم، امیدوارم اینطور نباشه. دیگه سوال نپرس

خانم ویلیامز؟

بله؟

من گروهبان مک‌داف از هنگ هفتم هایلندر هستم

چرا اون دامن پف‌پفی رو پوشیده؟

هیس، عزیزم

سرهنگ ویلیامز منو به استقبالتون فرستاده، خانم

اوه، ممنونم

از این طرف تشریف میارید خانم؟

بفرما، کوچولو

اوه، وسایلم

من یه صندوق و دو تا جعبه کلاه دارم

اوه! و ماندولینم

ماندولین؟

بهتره با من بیاید تا نشونشون بدید، خانم

منم می‌تونم بیام؟

نه عزیزم. تو همین‌جا منتظر بمون

ببخشید آقا. لطفاً آقا

سیرک‌ها از اینجا میان؟

بله میسی بابا، روز خیلی گرمیه

آه

آهای، آقا

این از دستتون افتاد

پریسیلا

میسی بابا کجاست؟ بله

پریسیلا! آی

پریسیلا

آهای آقا. گردنبندتون افتاد

هوی، یه لحظه صبر کن

تفنگ‌های ما، لی‌متفوردها

اون باتانِ دزد اینا رو از کجا آورده؟

خداخان

خداخان

گرفتمش، گروهبان

هوم! صبر کن تا سرهنگ بشنوه چی شده

ببریمش مقر فرماندهی

بهتره دنبال من بیاید، خانم

ولی مامانی، "طلسم" به چه دردی می‌خوره؟

یه جور مهره‌ی مقدس و خوش‌یمنه عزیزم

نگهش دار دخترم و بندازش دور گردنت

اون وقت می‌گن هیچ گزندی بهت نمی‌رسه

یعنی الان که اون مَرده، خداخان، دیگه اونو نداره

بهش گزندی می‌رسه؟

اوه، خیلی زیاد

دل کوچیکت رو نلرزون

اون آدم خیلی بدیه، این خداخان

مثل دزدای توی کتاب قصه‌هات

مثل علی‌بابا و چهل‌دزد بغداد؟

بله. حالا دیگه سوال بسه، پریسیلا

گروهبان، خانم‌های زیادی توی پادگان زندگی می‌کنن؟

خانم‌های زیادی نه، خانم

اینجا زندگی حتی برای یه سرباز هم سخته

آقای مک‌داف، گروهبان

بالاتر از سرهنگه؟

توی این دنیا که نه

پدربزرگت افسر فرماندهِ

کل این تشکیلات اینجاست

پدربزرگم آدم خوبیه؟

خب، راستش

نمی‌تونم بگم که دقیقاً آدم خوبیه

ولی خب، سرباز فوق‌العاده‌ایه

و من براش احترام زیادی قائلم

سربازها بهش می‌گن "پوتین کهنه"

پوتین کهنه؟

چرا این اسم رو روش گذاشتن؟

خب، چون با پوتین می‌خوابه

مثل قدیما که

آدم باید برای شرایط اضطراری آماده می‌بود

شب یا روز فرقی نمی‌کرد

گروهبان مک‌داف... پریسیلا

مامانی، فقط می‌خوام یه سوال دیگه

از گروهبان مک‌داف بپرسم

چطوری نمی‌ذارید پشه‌ها

زانوهاتون رو نیش بزنن؟

محمد دین

پیشخدمتِ لعنتی

دین

خب، اون زن‌ها اومدن

برو بار و بنه رو بیار

اون پدربزرگه؟

محمد دین، چمدونا

زود باش! چمدونا! چمدونا، دین

پدربزرگ؟

بگبی

برو بارها رو بیار

بفرمایید. بشینید خانم

نگاه کن

مَرد: و لابد یادت هم نمیاد که

مثل یه دیوونه‌ی لعنتی، سوار بر یه گاومیش

از وسط میدونِ صبحگاه رد شدی؟

اوه، اون گاومیش بود؟

مزخرفه

قبلاً هم بهت گفته بودم، برندز

این رفتارای مسخره‌ی تو

و این طرز فکر غیرمسئولانه‌ت

در شأن یک افسر نیست

برای بقیه سربازها هم بدآموزی داره

اینجا محله‌ی مِی‌فِر

یا مهمونیِ عصرونه کنار رود تیمز نیست

تو تحت نظری، برندز

تمام امتیازاتت به مدت ۳۰ روز لغو می‌شه

مرخصی

من... من بهش می‌گم که شما اینجایید

سلام

پدربزرگم همیشه همین‌قدر عصبیه؟

پدربزرگت؟

اوه، نه همیشه

فقط وقتی ازش نافرمانی بشه یا

یا فکر کنه که ازش نافرمانی شده

خوش‌وقتم

خوش‌وقتم

خوش‌وقتم

قربان، خانم‌ها تشریف آوردن. اوه

عالیه، اوم

آفرین. ممنونم

عالیه

بله، گمانم باید ببینمشون

قربان، باید گزارش بدم که

امروز خداخان در راج‌پور دستگیر شد

چی؟ خودِ خداخان؟

موقع ارتکاب جرم دستگیر شد قربان، با ۱۲ تا از تفنگ‌های ما

حتماً صد نفری توی راج‌پور بودن

از بین این همه دزد، آخه چرا باید

بزرگترین شرورِ اونا رو دستگیر کنن؟

اوضاع بد به نظر می‌رسه، قربان

بد؟ زندانی کردن خداخان

مثل این می‌مونه که دمِ ببر رو بگیری

متاسفم قربان. متاسفم

کل کشور به آشوب کشیده می‌شه

فکر کنم می‌خوام "کاپی" صدات کنم

"کاپی"؟ پریسیلا

آخه چرا؟

به خاطر موهات

مثل یه سکه‌ی مسیِ نو و براقه

تصور می‌کنم خیلی افتضاحه

من که دوستش دارم. مگه نه مامانی؟

خب، راستش

بله، البته

می‌تونم بپرسم برای تفریح اومدید؟

نه، قصد داریم همین‌جا بمونیم

اوه

واقعاً سوار گاومیش شدی؟

خب، بله، من

چه جوری بود؟

خب، سوار گاومیش شدن مثل

تو تا حالا سوار گاومیش نشدی؟

خب، بیا دیگه

بیا بالا تا بهت نشون بدم

اوه، نه، فکر نکنم... حالا سفت بچسب! هورا

اوه، پریسیلا! (می‌خندد)

اوه

خانم ویلیامز؟

جویس هستم، پدر

اوه، بله، بله، بله

من... امیدوارم که

امیدوارم سفر راحتی داشته بودید

بله، ممنونم

حالا، اوم... (فریاد زدن پریسیلا)

آه

هو! آهای

این مسخره‌بازیا دیگه چیه؟

اون باید پدربزرگ باشه

Wee Willie Winkie subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Wee Willie Winkie

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left