P.S. I Love You

P.S. I Love You

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

p s i l0-ve you 2007 multi 1080p web h264-ukdhd
Kommentaari warez
Translated subtitle from English to Persian P.S. I Love You 2007 زیرنویس فارسی فیلم

Tunnisteet

webdl
Julkaistu: 2026-02-05
Lataukset: 17
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

می‌دونم که لابد باید اینو بدونم عزیزم، ولی از دستم عصبانی‌ای؟

عزیزم

هالی

یه کاری کردم، نه؟

کار بدی کردم، درسته؟

باید بدونم چی بوده؟

یا شایدم فقط فکر می‌کنی که یه کاری کردم؟

نه، نه. کردم

کردمش

کار خیلی خیلی بدی کردم

و واقعاً معذرت می‌خوام عزیزم

هالی، بیخیال دیگه، می‌شه؟

هالی، وایسا. عزیزم

باید بهم بگی قضیه چیه

یا می‌خوای صبر کنی تا برسیم تو آپارتمان بعد باهام حرف بزنی؟

بازم قراره مجبورم کنی توی وان بخوابم؟

اوه، نه، نمی‌دونم چی گفتم

گفتی. خودتم می‌دونی که گفتی. — نه، نمی‌دونم چی گفتم

ولی منظوری نداشتم

تو هر چی می‌گی منظوری داری

بعضی وقتا وقتی یه چیزی می‌گم اصلاً هیچ منظوری ندارم

یه چیزی هیچ‌وقت «هیچی» نیست. همیشه یه چیزیه

اکثر حرفایی که می‌زنم هیچی نیستن. فقط یه چیزیه که گفته باشم

مردا می‌گن «فقط یه چیزی بود که گفته باشم» تا از زیر بارِ حرفی که زدن در برن

ولی خودشون می‌دونن دارن یه چیزی می‌گن. — چی بگم؟ چی گفتم مگه؟

امشب پیش مامانم گفتی که من می‌خوام بچه‌دار بشیم ولی آمادگی‌شو ندارم

اونم به مامانم! انگار برگشتی گفتی من همجنسگرام

خب، من تنها مردی‌ام که تا حالا داشتی

اوه، من چهار ماه قبل از اینکه با تو آشنا شم با تیمی هریسون دوست بودم

مگه اون الان زن نشده؟ آآآه

به مامانم گفتی من بچه نمی‌خوام

نگفتم. من اینو نگفتم. — چرا، گفتی

چرا، گفتی. دقیقاً همینو گفتی. — نه، نگفتم

نگفتم که تو آماده‌ی بچه‌دار شدن نیستی

گفتم که تو می‌خوای صبر کنی

که یعنی الان بچه نمی‌خوام

درسته. ممنون

یه لحظه صبر کن. قاطی کردم. یکی بیاد اینجا قضاوت کنه

نه، قاطی نکردی. فقط اشتباه می‌کنی

«هالی بچه نمی‌خواد.» ما با هم قرار گذاشته بودیم، جری

که صبر کنیم تا بتونیم یه آپارتمان بخریم

درصدِ هر حقوقمون رو بریزیم تو یه حساب مشترک جداگانه ۲۵

با سود ۶.۲۵ درصد واسه پنج سال

چرا اینا رو به مامانم نگفتی؟

هاهاها. هر حقوق؟

عزیزم، تو تازه شروع کردی به حقوق گرفتنِ مرتب

یادت رفته توی دو سال پنج تا شغل رو ول کردی؟

خب، من نمی‌تونم واسه یه مشت احمق کار کنم

همه‌شون که نمی‌تونن احمق باشن

چرا، می‌تونن

همه‌شون می‌تونن احمق باشن

و چرا به مامانم نگفتی

درباره‌ی اون وامِ کاری که تو و جان بدونِ پرسیدن از من گرفتین؟

اوه... آها

دیدی، دیدی

بالاخره حرف اصلیت رو زدی

می‌دونستم واسه همین عصبانی‌ای. — دلیلش این نیست

مثل این می‌مونه— دلیل عصبانیتم این نیست

من فکر می‌کنم باید صبر می‌کردیم

صبر واسه چی؟ داری درباره چی حرف می‌زنی؟

چهار ساله دارم لیموزین می‌رونم، هالی

واسه همین، من و جان می‌خوایم یه کسب‌وکار راه بندازیم

چند تا ماشین می‌خریم، چند تا مشتری پیدا می‌کنیم

این خودش یه آینده‌ی کاریه

مشکلت چیه آخه؟

اگه نگیره چی؟ اگه مجبور باشیم تا آخر عمر اینجا زندگی کنیم چی؟

پس خواسته‌ی من چی می‌شه، هان؟

فکر کردی من دلم می‌خواد مشاور املاک باشم

و آپارتمان‌هایی رو برای خرید نشون بدم که هیچ‌وقت خودم نمی‌تونم توشون زندگی کنم؟

شاید چیزای دیگه‌ای هم باشه که دلم بخواد تو زندگیم انجام بدم

باشه. مثلاً چی؟ — نمی‌دونم. چیزای دیگه

خب پس استعفا بده، باشه؟

این کاره هر روز خدا تو خونه تو رو بداخلاق می‌کنه

بچه می‌خوای؟ بیا بیاریم. — دیدی؟

بدم می‌آد وقتی این کارو می‌کنی. — هه. چیکار؟

«بیا بچه بیاریم.» لا-لا-لا

تو یه آپارتمان طبقه پنجم بدون آسانسور که زورکی توش جا می‌شیم

لابد باید پوشک بچه رو روی لبه‌ی پنجره عوض کنم

آدم باید برنامه داشته باشه

نمی‌تونی جوری رفتار کنی که انگار همه چی خودبه‌خود درست می‌شه

چرا من باید اون آدم‌بزرگِ مسئولی باشم که غصه می‌خوره؟

چرا من نمی‌تونم اون پسرِ ایرلندیِ بانمک و بی‌خیالی باشم که همیشه آواز می‌خونه؟

چون بدون اینکه سگ‌ها رو به واق‌واق بندازی، نمی‌تونی آواز بخونی

ببین هالی

مردم همیشه بدون پول بچه‌دار می‌شن

اگه اینقدر نگرانی، چرا خریدنِ لباسای مارک‌دار رو ول نمی‌کنی؟

من همه‌شون رو از «ای‌بی» می‌خرم

وقتی برند «مارک جیکوبز» تنته دیگه فرقی نداره از کجای دنیا خریده باشیش

دلت می‌خواد بچه داشته باشی؟

تو چی؟ — آره، می‌خوام

دیدی؟ — دیدی چی؟

من می‌دونم تو واقعاً چی داری می‌گی، حتی وقتی به زبون نمیاریش

منظورت همون قضیه‌ی دو تا مکالمه‌ست

اون مکالمه‌ای که داریم می‌کنیم و اون مکالمه‌ای که تو فکر می‌کنی داریم می‌کنیم

تو اون حرف رو به مامانم زدی چون از دستم شاکی هستی که چرا هنوز بچه نمی‌خوام

و چون دیگه آدمِ باحالی نیستم و چون به اندازه‌ی کافی

رابطه‌ی جنسیِ داغ و خفن نداریم

چون همش دارم درباره‌ی قبض‌ها غر می‌زنم

این چیزیه که تو واقعاً— چرا فقط صادق نیستی و نمی‌گیش؟

حرف دلت رو بزن

خیلی خب

ای کاش رابطه‌ی جنسیِ داغ و خفنِ بیشتری داشتیم

یا اون مدلِ معمولی‌ش هم باشه خوبه

حرف اصلیت اینه که این اون زندگی‌ای نیست که می‌خواستی، درسته؟

خب، من اینو نمی‌گم

تو داری اینو می‌گی؟

و اگه کلش همین باشه چی، جری؟

اگه کل زندگی‌مون همین باشه چی؟

منظورت چیه؟ — منظورش اینه که تهش همینه

ما یه زوج متاهلیم که یه شرکت لیموزین دارن

که شاید بچه‌دار بشن یا نشن، تمام

خب، مگه چه قصه‌ی دیگه‌ای می‌خوای؟ — نمی‌دونم. ال (L)

چی می‌خوای هالی؟ چی؟

چون من دیگه خسته شدم از بس سعی کردم بفهمم چی می‌خوای

یه آپارتمان بزرگتر می‌خوای؟

یه شغل دوم می‌گیرم

بچه می‌خوای، نمی‌خوای. چی آخه؟

من می‌دونم چی می‌خوام

چون همین الان تو دستام دارمِش

واقعاً؟

می‌دونی چی می‌خوای؟

چون اگه اون چیز من نیستم، بهتره همین الان بهم بگی

وگرنه چی؟

می‌خوای بذاری بری؟

چیه، دلت می‌خواد برم؟ — اگه می‌خوای بری

منو بهونه نکن. اگه تو بخوای من می‌رم

اگه می‌خوای بری، برو. بفرما

منو تحریک نکن. اگه می‌خوای بری، فقط خداحافظی کن

اه، همه‌ش مزخرفه

اینقدر ادای دوزبانه بودن رو درنیار

اه، برو به جهنم

تو به انگلیسی برو به جهنم

دیگه تموم شد عزیزم؟

می‌تونم برگردم؟

آره

معذرت می‌خوام

معذرت می‌خوام

متاسفم عزیزم. آآآه

معذرت می‌خوام

معذرت می‌خوام

حرف بدی به مامانت زدم

خدا، هنوزم پیشش دست‌وپام رو گم می‌کنم

هنوزم فکر می‌کنم بعد از نُه سال از من خوشش نمی‌آد

می‌دونم دارم حماقت می‌کنم

نه، حماقت نمی‌کنی عزیزم

اون ازت خوشش نمی‌آد

واقعاً؟

و من فکر می‌کردم تهِ دلش واقعاً دوسم داره

نه، نداره

سالم بود که ازدواج کردیم ۱۹

و تو با رابطه جنسی و جذابیتت منو از راه به در کردی

و هر چی بیشتر طول می‌کشه تا پولدار بشی

از جذابیتت هم کمتر می‌شه عزیزم

هوم

چی؟

دنبال چی می‌گردی؟

دنبال بیضه‌هام

همین یه دقیقه پیش همین‌جا آویزون بودن

مامانم می‌گفت ازدواج با تو اشتباه بود

چون خیلی زیاد دوستت داشتم

«دوام نمی‌آره.»

دلم نمی‌خواد هیچ اشتباهی بکنم جری

خب، پس اشتباهی به دنیا اومدی عزیزم

باید اردک می‌شدی

عزیزم

ما اشتباه نیستیم

فقط چون پول نداریم این معنی رو نمی‌ده

و رابطه‌مون دوام می‌آره

می‌دونی از کجا می‌دونم؟

چون هنوزم هر روز صبح که بیدار می‌شم

اولین کاری که دلم می‌خواد انجام بدم

اینه که صورت تو رو ببینم

اوه، معذرت می‌خوام

می‌بینم که مردم آپارتمان‌های بزرگتر می‌خرن و بچه‌دار می‌شن

بعضی وقتا خیلی می‌ترسم که زندگی‌مون هیچ‌وقت شروع نشه

نه عزیزم

ما همین الان هم وسط زندگی‌مون هستیم

زندگی‌مون شروع شده. همینه

باید دست از منتظر موندن برداری عزیزم

و هالی

نمی‌تونی مدام مخ منو بخوری و بهم بگی بذارم برم

من جایی نمی‌رم

من بابات نیستم

یا شایدم هنوز اینو نفهمیدی؟

باید کفشامو بردارم

همه جا پخش و پلان

لابد فکر می‌کنن دوسشون ندارم

هووو

بجنب عزیزم

اون حرکت شکمت رو برو

هووو

اوه! آخ! آآآه! اووو

چشمم! کور شدم

اوه، فقط دلم می‌خواد اون شکلاتِ گلاسگوییِ کوچولوت رو بخورم

باشه، باشه

باورم نمی‌شه عاشق یه جنّ ایرلندی شدم

اوه، وایسا. چراغ. تو نفر آخری بودی که بیدار بودی. — چراغ؟

نه. تو نفر آخر بودی

ولی الان که بیدار نیستم، هستم؟

عزیزم، ببین، من مصدوم شدم. چشمم

More Farsi Persian subtitles for P.S. I Love You

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left