Julkaisutiedot

Battlestar Galactica Razor 2007 EXTENDED 720p Bluray x264-SiNNERS
Battlestar Galactica Razor 2007 EXTENDED 1080p BluRay x264-LEVERAGE
Battlestar Galactica Razor 2007 EXTENDED 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Battlestar Galactica Razor 2007 EXTENDED BRRip XviD MP3 XVID
Battlestar Galactica Razor 2007 EXTENDED 1080p BluRay H264 AAC
Battlestar Galactica Razor 2007 EXTENDED 1080p BluRay x265-RARBG
Battlestar Galactica Razor 2007 EXTENDED
Kommentaari MichaelJon
هماهنگ سازی و ویرایش نگارشی: مایکل اسکافیلد

Tunnisteet

BluRay
1080
x265
x264
brrip
XviD
720p
720
Julkaistu: 2022-01-03
Lataukset: 40
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

:ویرایش و هماهنگ‌سازی Michael Scofield

‫تو متولد میشی، تو زندگی می‌کنی، تو میمی‌ری.

‫برگشتی نیست

‫فرصتی برای درست کردن کارها نیست

‫اگه بار اول خرابشون کرده باشی

‫نه توی این زندگی، به هر حال

‫ "اینجا سفینه فضایی پگاسوس است"

‫به سفینه‌ای که مدعی گالاکتیکا است

‫لطفاً جواب بدید

‫پگاسوس؟ فکر میکردم تمام ناوگان نابود شد

‫ افسر کاین، ما فکر نمیکردیم کسی زنده مونده باشه

‫از طرف افسران و خدمۀ پگاسوس

‫به ارتش کلونیال خوش آمدید

‫ هر کاری با تو کردند اشتباه بود

‫چیزی که نیاز داری عدالته

‫برو گمشو

‫اون در حالی جان داد که ‫مطمئن بود سفینه و خدمه همه در امنیت هستند

‫و مأموریتش موفقیت آمیز بود

‫چیزی براش مهمتر از سفینش، خدمتش، و مأموریتش نبود

‫و حالا که من فرمانده پگسوس شدم

‫از اون ارزش ها حفاظت می‌کنم

‫اینها، اونو یک رهبر قهرمان کرد

‫قضیۀ مرگ فیکس خیلی تو دهن ها پیچیده

‫وقتی فرمانده کشته میشه ‫خدمه از هم می پاشند

‫پگاسوس دو نفر رو طی چند هفته از دست داده

‫من به گارنر حکم فرماندهی میدم

‫دو تا کشتی وارد شدند

‫حمله اتمی ‫ما مورد حمله قرار گرفتیم

‫باید پرش رو درستش کنیم وگرنه میمی‌ریم

‫می‌خوام که برم پایین

‫ما گارنر رو از دست دادیم

‫اون خودشو قربانی کرد که پگاسوس نجات پیدا کنه

‫گارنر انتخاب من بود ‫شکستش به عهده منه

‫تبریک میگم، پگاسوس تحت فرمانه شماست

‫مثل چیزی که گفتم، ‫تو انتخاب می‌کنی و با اونها زندگی می‌کنی

‫و در آخر تو آن انتخابها هستی

‫قسم می‌خورم مثله یه بچه در روز اول مدرسه هستی

‫داری منو از آوردنت با خودم پشیمون می‌کنی؟

‫و من افتخار می‌کنم

‫هر فرصتی که پیدا کنم

‫فرمانده لی آداما

‫متشکرم خانوم رییس جمهور

‫هشت ماه پیش جهان عوض شد، زندگی ما برای همیشه تغییر بافت

‫مسئولیت هایی به گردن ما افتاد

‫که فکرشم نمیکردیم

‫وظیفه

‫افتخار

‫کار

‫آنها پیش از کلماتند

‫آنها اصول راهنمایی هستند ‫برای کسانی که در ارتش هستند

‫و اخیراً همه‌شون در این کشتی کمبود امکانات دارند

‫این عوض میشه ‫از امروز

‫ ما نمی‌تونیم اوضاع رو انتخاب کنیم

‫ولی می‌تونیم انتخاب کنیم که چطور باهاشون کنار بیایم

‫من با تمام وجود در خدمت شمام ‫از شما هم کمتر از این نمی‌خوام

‫من کارا تریس رو به عنوان رهبر گروه پرواز انتخاب کردم

‫و در همین روز ها وظایف هر کسی رو به اون میگم

‫در این روزها

‫چیزهای بیشتری رو تغییر میدن، همه چی بیشتر ثابت میمونه

‫آره

‫بیا تو

‫طبق دستور ستوان شاو اینجاست

‫راحت باش ستوان، بشین

‫نه ممنون ‫در حقیقت من به ایستادن تو این اتاق عادت دارم

‫آره، ادمیرال کین با صندلی راحت نبوده

‫حتی بعد مرگش

‫ولی احتمالا لازم نیست بهت بگم

‫آقا؟

‫من داشتم مدارک رو نگاه میکردم

‫واضح بگم تو معمایی

‫خیلی بالا مقام در نظر کین یودی

‫بعد یهو گزارشهای منفی

‫از طرف فیسک و گارنر، بعد تبعید به آشپزخانه

‫به خاطره نافرمانی

‫پس سوال اینه، تو کی هستی؟

‫شاو؟

‫این به این معنی است که مادرت

‫خیلی خوب مارتا شاو

‫اون به تو افتخار میکنه

‫پرگسوس؟

‫نصف افسران اون کشتی کشته می شوند

‫این موقته

‫یه ۲ سالی با کین کنار بیام

‫می‌تونم برای خودم کسی بشم

‫انگار که برنامه هایی داری؟

‫آره فکر کنم

‫نمی خوام بقیه عمرم رو توی نبردناو بگذرونم

‫برات آرزو ی موفقیت دارم

‫بیا تو

‫نظرت چیه واسه تعطیلات خوندن کتاب؟

‫تو چطور؟

‫من هم همین طور

‫تصمیم داری مرخصی چکار کنی؟

‫احتمالا میرم توران خونه دوستام

‫ولی هنوز قطی نیست

‫نظرت درباره با ما بودن توی جمینان چیه؟

‫ریکا و دخترا تو رو دوست دارن

‫بسه هلنا به استراحت نیاز داری

‫تو یک سالی میشه که خیلی کار می‌کنی

‫ببین من به کارای دارم که باید انجام بدم

‫علاوه بر این شبکه فعلا قطعه چون ‫به سیستمه جدید داره اضافه میشه

‫و تو میدونی من پگاسوس رو ترک نمی‌کنم

‫به دست به سری پیمان کار بسپرم

‫باشه ولی هر از گاهی به خودت استراحت بده

‫بعضی مواقع از این کار پر زحمت باید کنار کشید

‫بهش فکر می‌کنم

‫باشه

‫هلنا نه.

‫رپتر ۱۷۹

‫شما برای فرود در آشیانه ۳ مجاز هستید

‫ بسیار خب پگاسوسه

‫بخشید میشه به من نشون بدبد؟

‫بخشید میشه به من نشون بدبد؟

‫به دنبال مرکز فرماندهی میگردی؟

‫از کجا فهمیدبد؟

‫قیافه افسرای آماده خدمت رو گرفتی

‫یکی از مزایای مدبر شبکه بودنه

‫این ما هستیم. این جاییه که می‌خوای بری

‫تو به نجات دهنده ای

‫ به جمینین قدیم یعنی بازتولد؟

‫یکی از مزابای عضو قسمت ادیات کهن بودن

‫خوب مثل انکه میدونی یه چیزی مثل اون چه موقع به درد میخوره

‫به پگاسوس خوش اومدی

‫مرسی

‫ستوان شاو هستم. برای انجام وظیفه اینجا هستم

‫آبا از قهوت لذت بردی؟ ‫قهوه؟

‫فقط بگو آره.حرف اضافی نزن

‫بله

‫خوبه

‫چون یا در راه رسیدن به مرکز گم شدی

‫با واسه قهوه خوردن ایستادی

‫ترجیح میدم واسه قهوه بوده باشه

‫تا اینکه دستیارم نتونه راهش رو توی نبردناو پیدا کنه

‫قربان من تازه اومدم ‫حرفم توموم نشده

‫می‌دونم برای چی اینجایی

‫تو اینجایی چون فکر می‌کنی این کار جهشی ‫برای پست های بهتره

‫بزار حدس بزنم مادرت پارنی بازی کرده

‫مادرم مرده. از سرطان

‫بله می‌دونم پروندت رو خوندم

‫و ناراحتم

‫بهتره این آخرین باری باشه

‫که سعی می‌کنی ترحمم رو بر انگیزی

‫بین خودمون باشه. من واسه خودمم بیشتر ناراحتم

‫آقای هوشی؟

‫میتونید خانوم ستوان رو به قسمتشون راهنمایی کنید

‫بله قربان.

‫ستوان

‫یه اذیت وسط صبح

‫میرم به قسمتم

‫زیبایی یه سیستم اینه که با رمز درست

‫میتونی کشتی رو هدایت کنی

‫البته الان سیستم ها قطعه

‫ولی سیستمه پشتیبانی داریم

‫میبینم کسی دکمۀ اشتباهی نمی‌زنه

‫همرو میترسونه؟ نه

‫حالت خوبه؟

‫پاشو روی پاهات

‫!هوشی

‫دنبالم بیا تا مرکز

‫به محظ اینکه همه رفتند دربچه‌ها رو ببند

‫چی به ما زد؟

‫از تشعشعات رادبو اکتیو معلومه

‫بمب هسته ای، چندتایی

‫باید سایلان ها باشند

‫اونها صلح رو زبر پا گذاشتن.این اولشه

‫ولی ما هنوز قدرت خودمون رو داریم

‫بله، سلاحها خاموشند

‫باز با همۀ کامپیوتر ها مون باید کارهارو درست کنیم

‫من می‌خوام تمامه دربچه‌ها بسته شن

‫ستوان، موتور پرش رو فعال کن

‫چشم قربان

‫ما آمادۀ پرش اضطراری میشیم

‫کلید پرش رو وارد کن

‫قربان دو تا موشک هسته ای دیگه داره نزدیک میشه ‫۲۰ثانیه دیگه برخورد میکنه

‫پرش آماده است، قربان، ولی بدون کامپیوتر

‫ما نمی‌تونیم پرتاب ایمن رو محاسبه کنیم

‫خودتو مشغول محاسبه نکن فقط انجامش بده

‫شما میخواهید به پرش یی برنامه داشته باشید، ‫ممکنه به درون خورشید بیفتید

‫موشک ها نزدیک است

‫این مهم نیست که کجا پرتاب بشیم

‫فقط سریع تر انجامش بده

‫پرش آماده است. ‫پنج ثانیه دیگه.

‫ستوان، الان!

‫من کی هستم؟ ‫من به سربازم مثل فیسک و گارنر

‫هیچ کدوم ارزش احترام نداشتن و دربافت هم نکردن

‫میتونی واضح تر صحبت کنی؟

‫فیسک یه دلال آشغال بود ‫یه کثافت که ارزش یونیفرمش رو نداشت

‫گارنر با انظباط یود و سعی میکرد که کشتی رو کنترل کنه

‫مثل اینکه به تیکه از سیستم بود

‫فضاوت دربارشون سخته. ‫من چطوم؟

‫عقب نشینی نکن

‫تو در حاله پشرفتی

‫ولی این مساله رو عوض نمیکنه، تو به غریبه ای

‫که اومده اوضاع رو کنترل کنه

‫یا اینکه بابات بهت یه نبردناو داده

‫مثل اینکه کالید ماشین جدیدی رو به طرفت پرت کرده باشه

‫تو مطمئناً ناامید نمیشی، ‫ستوان.

‫نظرت چیه که نائب فرمانده من باشی؟

‫قربان

‫به چیزی که من از پدرم یاد گرفتم ‫قبل از اینکه کلید رو به طرفم پرت کنه

More Farsi Persian subtitles for Battlestar Galactica Razor

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left