200 ensimmäistä riviä.
خب، وقت غذاست. ببینیم... اپلیکیشن رو باز کن
یه پیتزا پپرونی دوبل میگیرم
آآ، یه پرس نون سیر انگشتی
و خب، لازانیا. آره
اووه! هشدار آیتم جدید؟ نون انگشتی هالوپینو، لقمههای فوری
هوم. شاید بد نباشه یه چیزی از خانواده سالادها هم داشته باشم
و دسر هم میخوام؟ اووه
میخوام شیطونی کنم... بودینوی تافی کرهای
خب، پنج تا میخوام
ارسال با پیک؟
گفتن نداره
همین الان، لطفاً. صدای خودکار: مامامیا
خیلی خب، این باید تا صبحانه نگهم داره
اوه، هی! صبر کن، شماها زود اومدین یا من دیر کردم؟
بیخیال. امروز یه سورپرایز واقعی براتون دارم
نه، سورپرایز برای شما نیست
باشه
بگذریم، درباره اون سورپرایزه
فقط بذار بگم که اصلاً ناامید نمیشید
این داستانی درباره منه
که تا حالا هیچکس نشنیده
با حضور کسی تو زندگیم که تا حالا ندیدینش
شما رو نمیدونم ولی من که حسابی کنجکاو شدم
اوه آره، دلیوری با پهپاد
به آینده خوش اومدین
میدونید، برای اینکه واقعاً همهچیز رو بفهمید
باید شما رو ببرم به همونجایی که همهچیز از اونجا شروع شد
اممم-هوم
نمیخوام چیزی طعم پنیر رو خراب کنه
و مثل هر داستان بزرگی، همهچیز شروع شد
در یک شب تاریک و طوفانی
همینجا منتظر بمون، کوچولو. الان برمیگردم
گروه کر: ...ماه مثل یه پیتزای بزرگ تو چشمات میزنه
این یعنی عشق
خواننده: این یعنی عشق، وقتی دنیا انگار میدرخشه
مثل وقتی که انگار زیادهروی کردی
این یعنی عشق
این یعنی عشق
زنگها به صدا در میان، دینگ-دینگ-دینگ
دینگ-دینگ-دینگ و تو میخونی "زندگی زیباست"
زندگی زیباست، زندگی زیباست
دهنت رو باز کن، جیک. قلبها بازی میکنن
تیپی-تیپی-تی، مثل یه رقص پرهیجان
ای خوششانس
وقتی ستارهها باعث میشن آب دهنت راه بیفته
درست مثل یه پاستای خوشمزه
اوه
این یعنی عشق
سلام رفیق کوچولو! سلام
وقتی تو خیابون میرقصی و ابرا زیر پاته
تو عاشقی. دختر: من خیلی سیرم
وقتی تو رویا راه میری
اما میدونی
گرسنهای کوچولو؟ ...خواب نمیبینی قربان
کمی بیشتر میخوای؟ ببخشید، اما میبینی که
اون قدیما تو ناپل
اوه! تو یه کوچولوی خیلی گرسنهای
این یعنی عشق
شامِ سریعی بود
آقای جان
حتماً خیلی گرسنه بودین. چیز دیگهای براتون بیارم؟
آآ، بله
مرد: ممنون، ممنون. خیلی متشکرم
یه مقدار... لازانیا؟
بله، لازانیا برای یک نفر. آآ، آره
میدونی چیه، نه
خانوادگی بیارش. بسیار عالی
بذارش تو ظرف ببرم، ویتو. مرد: خیلی خب همگی
چی؟ کجا رفت؟ همهتون این آهنگ رو بلدین
همه: هی
مرد: بلند شین و بخونین. با ما همراه بشین
اوه نه! هی
اوه نه، دارم میرقصم
ببخشید، معذرت میخوام. از این کار متنفرم. چی؟ هی! اوه نه
جمعیت: هی
هی
زن: جان! غذای جان آمادهست
جمعیت: هی! غذای بیرونبرتون آمادهست
آقای جان. بله
یه لازانیای پرسی بزرگ برای بردن
تو خیلی تنها غذا میخوری، جان. آره
باید بری سراغ اپلیکیشنهای دوستیابی
بامبل هست، تیندر هست... خوبم، مرسی
مجردهای بدون گلوتن
عاشقان سس تند. نه، عمراً بتونم
و باید برای اشتراکهای ویژه پول درست و حسابی خرج کنی
خداحافظ
هان؟
اوه، هی
خب، شام جالبی بود
که خوردی
خب، فکر کنم، امم... اینجا جاییه که باید خداحافظی کنیم
اوه، تو واقعاً بامزهای
اما نمیتونم تو آپارتمانم حیوون خونگی داشته باشم
پس، این ورا میبینمت. باشه؟ برو دیگه
نه. نه، گریه نکن، گریه نکن
اوه! اوه
نه، نه، نه! نه. اوه نه. اوه نه
صبر کن. صبر کن، صبر کن
تو خونه نداری، مگه نه؟
خواننده: ببخشید، اما میبینی که اون قدیما تو ناپل
این یعنی عشق. گروه کر: عشق
این یعنی عشق
و اینجوری شد که من جان رو به سرپرستی گرفتم
گارفیلد: خلاصه، من جان رو از آپارتمانش کشوندم بیرون
به این خونه نقلی دوخوابه با دو تا حمام تو حومه شهر
به محض اینکه قوانین اولیه رو فهمید
خب، بذار اینجوری بگم... تو رویا زندگی میکردیم
و وقتی مستقر شدیم، حتی گذاشتم جان یه حیوون خونگی بیاره
اُدی شد مطمئنترین متحد من
اون مهربون بود، آروم بود
و از همه مهمتر، کارآموز بدون حقوقم
چی؟
اممم
اوه آره، همونطور که میبینید
زندگی اینجا تقریباً بینقصه
اممم. خب، آره، به جز
وقت رفتن به دامپزشکیه
باید از اون ترازوی بزرگه استفاده کنیم
لازمه این رو تو کل مطب جار بزنه؟
نه! خواهش میکنم، نه! آخ! خیلی داغه، واقعاً درد داره
آخ! آخ! آخ
و واسه همین باید از یکشنبه بپریم به سهشنبه
خب. کجا بودیم؟
بیدار شو، بیدار شو، نیمرو و سوسیس آمادهست. صبح بخیر
چی؟ اون صندلی رو از کجا آوردی؟
هان؟
ها
زن: فکر کنم تقدیرم این بوده که امشب اینجا باشم
چون قرار بوده تو رو ببینم
فکر کنم ما برای هم ساخته شدیم. این چیزی بود که میخواستم بگم
از همون کلمه "تقدیر" مخم رو زدی
مربی: قراره مثل باد برونیم
سریعتر! محکمتر! دیوانهوارتر
اُدی؟
آره، میتونی این رو برگردونی به حالت اولش؟
بیا، فقط بذار قدرت شفابخش
پپرونی معجزهش رو نشون بده
تو هیچی ندیدی
تا اون لحظه، زندگیم مثل یه سوفلهی بینقص بود
اصلاً فکرش رو نمیکردم که همهچیز قراره خراب شه
مرد داخل هدفون: خودتون رو تصور کنید که غوطهورید
روی دریایی از آرامش
هیچ حیوون خونگیای نیست که اذیتتون کنه
حواستون رو پرت کنه یا سقف کارت اعتباریتون رو پر کنه
با سفارش دادن بیرویهی غذاهای آنلاین
آره... ببخشید... هان؟ چی؟ کی اینو گفت؟
هان؟ اُدی، اُدی؟ اُدی
وقت میانوعدهی نیمهشبمونه
ممنونم، جناب
مهربونیِ شما بیپاداش نمیمونه
امروز میلمون به چیه، هان؟ فرانسوی؟
ایتالیایی؟ چینی؟ کاپکیک؟
چینی انتخاب شد
اُدی، هر چی تو دو تا طبقه پایینی هست رو
به شکل پیراشکی دربیار
هان؟ هان؟
میانوعدهی دیروقت
برای هضم غذا خوب نیست
اُدی، باز دارم خواب میبینم. یکی بزن تو صورتم
نه. هنوز دارم خواب میبینم
حتماً خیلی غرق خوابم
گارفیلد: شماها چی
پول میخوای؟
من اصلاً پول ندارم، خب؟ کی دیگه این روزا پول نقد با خودش میبره؟
شماره کارت اعتباری جان رو حفظ کردم
۵-۵-۵-۲-۳-۸-۵-۷-۵-۵-۲-۱. یادداشت کردی؟
کد انقضا ۵-۵-۵. دیگه لو رفت
واقعاً امیدوارم این نقشه آدمربایی جواب بده
وگرنه با اون تحقیرها
و کنایههای نیشدارش قهوهایمون میکنه
فکر کنم من رو با یکی دیگه اشتباه گرفتین
حتماً دنبال یه گربهی
ملوس و دوستداشتنیِ دیگه میگردین، نه؟
هی، هی، هی! هی، کجا داری میری؟
نه، نه، برگرد، برگرد
اُدی؟ من حسابشونو میرسم. خیلی خب بچهها
تا سه میشمارم که
برگردین اینجا و ما رو بیارین پایین
یک، دو، سه
چهار، پنج
اصلاً شوخی ندارمها
۳۰۰ سیصد و هشت، ۳۰۹،
آره، برنمیگردن. تمومه
صدای مرموز: پست
گارفیلد: هان؟
مُردم؟
تو فرشتهای؟
لطفاً، من رو ببر
من آمادهم که برم به اون
به اون بوفهی سلفسرویس تو آسمونها
چی؟ گوش کن، میخوام تکونت بدم تا تاب بخوری
طنابها رو ببرم و بندازمت روی اون سکوی پایین
صبر کن، چی؟ این یه ذره ریسکی به نظر میرسه
نقشه دیگهای نداری که توش
بریدن طناب بالای یه سقوط ۱۲ متری نباشه؟
وقت نداریم. باید قبل از اینکه برگردن از اینجا جیم بزنیم
باید بریم. یالله، کوچولو
همینجا منتظر بمون، کوچولو. الان برمیگردم
الان برمیگردم. الان برمیگردم
No comments yet. Be the first to leave one.