Temptation

Temptation (유혹)

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

Temptation E20 END 720p FOrum KOrean-Dream ir
Kommentaari sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: سحر و مریم

Tunnisteet

720p
720
Julkaistu: 2014-09-18
Lataukset: 19
Kuulovammaisille: Yes

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

از اينکه اومدي ممنون

خانم يو سه يونگ ديگه داريد زياده روي ميکنيد

ميشه

چمدونامُ برگردونيد؟

پرستارا نبايد

بيماراشونُ انتخاب کنند ،اشتباه ميکنم؟

مطمئنم کساي ديگه اي هستن که

بهتر از من کارشونُ انجام ميدن

ميشه شما اينکارُ برام بکنيد؟

يو سه يونگ

از جون من چي ميخواي؟

تو ميدوني من چه نوع جراحي اي داشتم

داروهام اونقدر زيادن که يادم نميمونه

و گفته بودم براي درداي شديدم بايد

آمپول بهم تزريق بشه

فکر ميکنم ترسيدم

به هر حال

خواهش ميکنم يه نفر ديگه رو پيدا کن

اين کاملا غير ممکنه؟

پس فکر کنم انتخاب ديگه اي ندارم

ببخشيد که اين همه را کشوندمت اينجا

ميتوني با همون ماشيني که اومدي برگردي

حالت خوبه؟

مث اينکه زياد راه رفتم

آروم بشين

بذار برات يه کم مسکن بيارم

لعنتيا

چطور تونستن از ما جلو بزنن؟

آره

نبايد براي تعقيب اون مردک

و کانگ مين وو شکايت کنيم؟...

اونا براي دولت کار نميکنن فايده اي نداره

پس؟

بايد به رسانه ها خبر بديم

بيا همه چيو توي روزنامه ها

و اينترنت منتشر کنيم

فکر ميکني

اون جلوي کانگ مين وو رو ميگيره؟

شرط ميبندم

از زير اين يکي نميتونه در بره

شايعاتي هست که ميگه دونگ سانگ شرکت هاي وابسته رو نميفروشه

چقدر پول براش ميخواي؟

اين چيزيه که چا سوک هون ميخواد

سند وام ميتونه تغيير کنه

تو

پشتت به کسي گرمه؟

خيلي کنجکاوي نکن

همه ي کاري که بايد بکني اينه که بهم وام بدي

سودتُ بگيري

خب

وام دادن کار هميشگيمه ...

بهم ضرري نميرسونه

چون سر اخراج چا سوک هون تهديدت کردم

دارم اين معامله رو بهت پيشنهاد ميکنم

مشتري اي بزرگتر از ما پيدا نميکني

نرخ بهره ي شرکتمون بالاستا

اگه سهم دونگ سانگ رو بخرم

ميندازمش توي سطل

با اينکه، موندم رئيس يو داره چکار ميکنه

اون ميدونه که جاه طلبيت

به فلک رسيده؟

حتي اگه بدونه هم کاري نميتونه بکنه

همش به خاطر غرورشه

چقدر خواب بودم؟

يه ساعت

چه خجالت آور

سخت نگير

پياده روي طولاني هنوز برات خوب نيست

ساعتُ تنظيم کن که داروهاتُ سر ساعت بخوري

ممنون

تو به سوک هون گفتي که

من جراحي داشتم، نه؟

ببخشيد که فضولي کردم

نباش

راستش

واقعا به خاطرش ممنونم...

به خاطر اينکه

نميخواستم وقتي ميرم توي اتاق عمل بترسم

خوبه

ديگه ميرم

خانم هونگ جو

ميتونم ازت خواهش کنم

يه روز اينجا بموني؟

ازت نميخوام بيشتر بموني

چرا بايد اينکارُ بکنم؟

ميخوام

راجع به يه چيزي باهات حرف بزنم

واقعا بهش احتياج دارم

باشه

متاسفم

بايد تمام شبُ اينجا بمونم

اشکالي نداره

ميدونم سرت شلوغه

پرستارت اومد؟

آره

ازش خوشت مياد؟

با اينکه به نظر نميرسه اون از من خوشش بياد

چي؟

غذاتُ يادت نره، باشه؟

فردا ميبينمت

وقتي که روي تخت منتظر جراحي بودم

هزارتا چيز از ذهنم گذشت

به تو هم فکر کردم

فکر کنم بايد اينُ بهت برگردونم

حتي اگه من اولين کسي بودم که سفارششون دادم

آخرش تو اين کفشا رو

خريدي

پس

ميخواي اونا رو پس بدي؟

ميخوام

صادقانه معذرت خواهي کنم

به خاطر اتفاقي که توي هُنگ کُنگ افتاد

و اينکه تو به خاطر اتفاقاي بعديش صدمه ديدي

متاسفم

واقعا معذرت ميخوام

ميفهمم که ميخواي صادق باشي

ولي

نميتونم معذرت خواهيتُ قبول کنم

اتفاقاي بين ما سه تا

شکننده تر از اوني هستن

که با چند تا کلمه ي ساده

درست نميشن

خيلي بد شد که اينجوري تموم شد

ما هيچوقت شخصا با هم

هيچ رابطه اي نداشتيم

قبلا به

سوک هون گفتم

که ميخواستم طعم عشقي رو بچشم

که شما دو تا ساختيد

و سعي کنم به همش بريزم

موفق شدي

راستش

من تنها کسيم که طعمشُ چشيد و

حالا شکسته شده

منظورت چيه؟

من الان دارم

تاوانشُ پس ميدم

حتي نميتونم ازش بچه داشته باشم

تو

هم تغيير کردي، خانم هونگ جو

من؟

نميتونم توضيحش بدم

ولي انگار قوي تر شدي

اگه من بودم

نميتونستم طاقت بيارم

اينُ

پس نميگيرم

من خريدمشون

ولي اين کفشا

به تو بيشتر از من مياد

اونقدر باهوش هستم که

الان اونُ بفهمم

بهشون بگيد که طرح بازسازي رو رد ميکنيد

و همه ي چيزي که ميخوايد اينه که اونا شرکت هاي وابسته شونُ بفروشن...

همين البته

براي ارزش دادن به نظرتون به کسي نياز داريد که پول بپردازه...

من به اندازه ي کافي آوُردم

پس لطفا چکش کنيد...

الان داري ميري؟

بايد برم

ميشه چند دقيقه صبر کني؟

راننده با خدمتکار رفته سوپرمارکت

زود برميگرده

ميتونم با اتوبوس برم

نيازي نيست براي بدرقه م بيايد

ميخوام قدم بزنم

حالا که ميرم بيرون

سريع خوب شو

تا بتوني دوباره اون کفشا رو بپوشي

ممنون

خيلي شوکه نشو

من ازش خواستم ازم مراقبت کنه

فکر کنم خيلي حريص بودم

اون گفت ميخواد برگرده

ولي من ازش خواستم بيشتر بمونه

نميدونستم تو اينجا بودي

منم

نميدونستم

ميدونستم اگه بخواي برگردونيش سئول بهت نه ميگه

تا جاده ي اصلي خيلي راهه

پس ميتوني برسونيش اونجا؟

ميتونم با اتوبوس برم

من بيمارم

خواهش ميکنم گوش کن

اگه اينکارُ نکني ناراحت ميشم

هونگ جو

چيه؟

همه چي مرتبه؟

ديگه احساس سنگيني نميکنم

هنوز با رئيس کانگ در تماسي؟

نه

تازگيا ديدمش

به نظر ميرسه اون هنوزم بهت احساس داره

اهميتي نميدم

خبر رسوايي

رشوه ي رئيس کانگ خيلي زود معلوم ميشه

اوندفعه تونست از زيرش در بره

ولي ايندفعه اين زمينش ميزنه

چرا داري

اينا رو به من ميگي؟

More Farsi Persian subtitles for Temptation

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left