200 ensimmäistä riviä.
میدونی دیشب چی دیدم ؟ - چی؟ -
زی ژائو فی تو بغل یه زن دیگه بود
کجا همچین چیزی دیدی؟
تو کلوپ لو بین
اون زن واقعاً معرکه بود
موهای کوتاه
و استایلش،اگه من یه مرد بودمـــ
بسه بسه دیگه چیزی نگو
چی شده وی وی؟
به شنیدن این حرفا علاقه ای ندارم
یادم اومد یه کاری رو باید انجام بدم،فعلاً میرم
بازم تنها شدم
احتمالا شما نمیدونید
خیلی دلم میخواست تو چین زندگی کنم
وقتی بچه بودم هربار مادرم منو به چین میاورد خیلی خوشحال میشدم
زادگاه مادرم هزار برابر زیبا تر از آمریکا بود
احتمالاً واسه اینه که رگ و ریشه ام چینیه
من اومدم،بازم که سخت مشغول کاری
دوست پسرت داره باهات حرف میزنه یه لحظه دست از کار بکش
اینو کی فرستاده؟
یه دوست - یه دوست؟ -
مرد یا زن؟
به تو ربطی داره؟
به دوست پسرت ربطی نداره؟
توضیح بده
از طرف تیان یوئــه
بندازشون دور
چرا؟ - میپرسی چرا؟ -
یعنی نمیفهمی؟ این دسته گل رز یعنی اعتراف عشق
به نظرت تیان یو از فرستادن این دسته گل منظوری نداشت؟
نمیدونم جلوی هدیه دادن بقیه رو بگیرم
واسم مهم نیست،همچین اجازه ای نداری
وقتی هیچ زن دیگه ای دورت نباشه اونوقت میتونی راه بری واسم امر و نهی کنی
قسم میخورم هیچ زن دیگه ای اطرافم نیست
دارم راست میگم،حتی یه دونه،زودباش این گلها رو از جلو چشمم دور کن
واست زیباترین و با ارزش ترین گلها رو مهیا میکنم
دلم نمیخواد بندازمشون دور
ببخشید،همه تو اتاق کنفرانس حاضر شدن،شما برای شروع آماده اید؟
نخیر
شروع میکنیم
صبح بخیر یانگ زو
اوضاع دیشب با زی ژائو فی چطور پیش رفت؟
اول وقت اومدی تا همین سوالو ازم بپرسی؟
همونطور که انتظار داشتم زی ژائو فی آدم ساده و احمقی نیست
چطور به این نتیجه رسیدی؟
اون تونست حدس بزنه که ما بین خودمون اختلاف نظر داریم
و مطمئنا اون امتیاز بیشتری داره چون اون و من تو یه قایقیم
اونقدر باهوشه که مخم سوت کشید
خب که چی؟
کل کمپانی از
رابطه ی تو و برادرت خبر داره
از کسی پنهان نیست
زی ژائو فی میتونست با یه سوال جواب ساده همچین موضوعی رو بفهمه
فکر نمیکنم این دلیل باهوش بودنش باشه
نگو که حسودیت شده؟
آخه چرا باید حسودیم شه؟
یانگ زو،باید بهم کمک کنی که این معامله رو به پایان برسونم
والا برادرم پدرمو در میاره
داری چه کار میکنی؟
موقع کار دردسر درست نکن
به روی چشم رئیس یانگ
الو ؟ - کجایی؟ -
چی شده؟ - دارم ازت میپسرم کجایی؟ -
چرا بعد از جلسه غیبت زد؟
مگه به تو ربطی هم داره که من کجا هستم؟
دست پیش نگیر،تو کسی هستی که دسته گل تیان یو رو با آغوش باز پذیرفتی
من تا حالا بهت خیانت نکردم
بای بای
چطور جرأت میکنه گوشی رو روی من قطع کنه
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد
دستگاه مشترک مورد نظر خامـــ
تیان تیان منم
همین؟
منظورت چیه همین؟ اون داره همزمان با دو نفر قرار میذاره
هه هه - داری به ریش من میخندی؟ -
چند وقته دخترعموی منو میشناسی؟ سه ماه؟
کمتر از یه ماه
چین پنج ساله که چشمش دنبال دختر عموی منه
اگه وی وی دوستش نداشته باشه
هیچ اهمیتی نداره اگه پنجاه سال هم دنبالش باشه
اما وی وی ازش متنفر نیست
به علاوه،چین به عنوان یه دوست نکات مثبت زیادی داره
نکات مثبت؟ مثلا چی؟
مرد خوشتیپیه
اگه اون خوشتیپه پس من چی ام؟
استایلتون فرق میکنه
آدم خیلی با عرضه ایه
اون یه وکیل درجه یکه
میگی خوشتیپ و با عرضه است یعنی من بی عرضه ام؟
راستش...خیلی مطمئن نیستم
من جوونم
خفه شو
جوون - خیلی خجالت آوره -
محض رضای خدا،آخه جوون بودن چه سودی داره زی ژائو فی؟
خیله خب باشه،حرفمو نشنیده بگیر
نمیتونم تحمل کنم ببینم واسه دسته گلی که تیان یو واستش فرستاده دلش غش و ضعف میره
دلم میخواد وی وی اون دسته گلو بندازه دور
زی ژائو فی،چطور نمیتونی موقعیتی که توش قرار داری رو درک کنی؟
میخوای اون دسته گل رو بندازه دور؟
برو خدا رو شکر کن تا الان تو رو ننداخته دور
یعنی همچین کاری میکنه؟
دختر عموم یه کله خره به تمام معناست
نمیتونی باهاش شاخ به شاخ بشی
همین که گفتم،برو خونه و منتظر خبرای من بمون
میتونم بهت اعتماد کنم؟
بهم اعتماد نداری؟
باشه پس میرم - باشه باشه -
بشین،آروم باش،بشین لطفاً
هیچ کس از رابطه ی من و خواهرت خبر نداره
فقط تو هستی که میتونی بهم کمک کنی
مجبورم بهت اعتماد کنم
چطور میخوای بعداً لطفمو جبران کنی؟
بگو چی میخوای تا واست حاضر کنم
خب ... هنوز تصمیممو نگرفتم،بعداً بهت میگم
خیله خب،حرف زدن دیگه کافیه،قبول
چرا سر قرارت نیستی؟
مسائل بزرگا ربطی به بچه ها نداره
دعواتون شده؟
یه دسته گل از طرف یه نفر که دوست داره گرفتی
دوست پسرت ازت خواسته که بندازیش دور اما اینکارو نکردی
انتظار داری دوست پسرت چه فکری کنه؟
تو از کجا میدونی؟ اون بهت گفته؟
بحث کار که باشه خیلی باهوشی اما پای عشق که میاد وسط مغزت اصلاً کار نمیکنه
درسته،ممکنه ازینکه همیشه دست رد به سینه ی تیان یو میزدی هیچوقت احساس گناه نکنی
اما در موردش فکر کن
زی ژائو فی ممکنه با خودش فکر کنه که تیان یو رو یدک نگه داشتی
داری همزمان با دو نفر قرار میذاری؟
زی ژائو فی کسی که چشم و گوشش میچرخه
چرا همچین حرفی میزنی؟
بسه دیگه...اینجا نمون برو بیرون بذار کارامو انجام بدم
حالا فهمیدم
دلیل عصبانی شدنت از ژائوفی بخاطر این نیست که ازت خواسته بود دسته گل رو بندازی دور
بخاطر اینه که حسودیت گل کرده
نخیرم
پس واسه همین یه هو مقابل زی ژائو فی جبهه گرفتی
نکنه وقتی با یه نفر دیگه بود مچشو گرفتی؟
چه رشوه ای بهت قراره بده که داری در موردش حرف میزنی؟
هیچی،بیخیال بابا من واقعاً قصدم کمک به توئه
اومد پیش من،خیلی دلم براش سوخت
شبیه آدمایی نبود که یه نفر دیگه رو داشته باشه
دلت واسه هرکسی بسوزه جز اون
خب درسته
خیلی به تیان یو حسودیش میشد و مدام داشت نفرینش میکرد
رابطه ی شما خیلی عجیبه و اون کسی رو نداره که باهاش درد و دل کنه
یکم دستش انداختم
چطور دستش انداختی؟
بهش گفتم به اندازه ی تیان یو خوشتیپ و با عرضه نیستی
و تو به پول بی ارزشش هیچ اهمیتی نمیدی
چه عکس العملی نشون داد؟
افتضاح و تسلی ناپذیر
زی ژائو فی هم قابلیت های خودشو داره
الان دلت به حالش سوخت؟
هنوز ازش دلخورم
شکنجه دادن زی ژائو فی دیگه بس نیست؟
خانم ژو
بنشین
خوش امدید،نوشیدنی چی میل دارید؟
قهوه - چشم براتون میارم -
چند روز پیش یه ملاقات خصوصی با زی ژائو فی داشتم
بهش درباره ی مشکلاتی که شرکتمون درحال حاضر باهاشون دست و پنجه نرم میکنه، گفتم
تجارت مثل یه جنگه
رو کردن نقشه هات کار عاقلانه ای نیست
زی ژائو فی دشمنه منه اما برادرم یه مار خوش خط و خاله
ترجیح میدم با یه دشمن هم پیمان شم تا با یه مار دوست بمونم
بفرمائید قربان قهوه تون حاضره
نوش جان کنید
تو که تصمیمتو گرفتی،دیگه به من چه احتیاجی داری؟
عصبانی شدی؟
اوضاع با تانگ وی خوب پیش نمیره؟
این یه مسأله ی شخصیه
اینو دیگه همه میدونن که
تانگ وی و زی ژائو فی رابطه اشون یه رابطه ی تجاری معمولی نیست
زی ژائو فی چشمش دنبال تانگ ویــه
و همینطور تانگ وی با زی ژائو فی رفتار متفاوتی داره
بذار بهت بگم
امکان نداره تانگ وی از زی ژائو فی خوشش بیاد
آقای چین،ازت خواستم بیای اینجا تا بهت کمک کنم
اگه مدام حرفامو نادیده بگیری اونوقت هیچ کمکی از دستم ساخته نیست
نباید اجازه بدی زی ژائو فی به این سادگی ها تانگ وی رو به دست بیاره
صبر کن
چرا خواستی اینجا بیایم بجاش میتونستی تو خونه در موردش صحبت کنیم؟
یه لحظه،باید برم سرویس بهداشتی
اینجا چه کار میکنی؟
من...من اومدم عذرخواهی کنم
ببخشید،من اشتباه کردم تانگ وی
چه اشتباهی کردی؟ راستشو بگو
آها،نباید ازت درخواست میکردم دسته گل اون وکیل بی ادب رو دور بندازی
در آینده یکی قشنگ ترشو برات میخرم
دیگه چی؟
بازم هست؟ - انقدر بگو تا تانگ وی بگه بسه دیگه نگو -
آها باشه گرفتم
من کار اشتباهی کردم
تو بهم گفتی اشتباه کردم،پس لابد اشتباه کردم
اشتباه پشت اشتباه
اگه تو حرفتو پس بگیری من بازم میگم اشتباه کردم
من اشتباه کردم،پس اشتباهمو میپذیرم
میپذیرم
شما دو تا خیلی رو اعصابید
زی ژائو فی،بهمون بگو که آیا با یه زن دیگه قرار میذاری؟
چطور همچین چیزی ممکنه؟مطلقاً نه
No comments yet. Be the first to leave one.