Raging Fire

Raging Fire (怒火)

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

Raging Fire A K A Nou fo 2021 (1080p BluRay x265)
Kommentaari MorgotH
تشکر از مترجم .. هماهنگ کردم .. 02:05:50

Tunnisteet

BluRay
1080
x265
Julkaistu: 2021-12-25
Lataukset: 61
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫صبح بخیر.

‫دکتر دیروز چی گفت؟

‫فشار خونم یه نموره بالاس.

‫همین.

‫فشار خونت بالاس؟

‫خوب نیست.

‫ممکنه بچه به موقع به دنیا نیاد.

‫بهتره بمونی خونه.

‫نمی‌تونم.

‫چرا؟

‫بعد از زایمان برو سر کار.

‫پسر خوب.

‫عزیزم.

‫مراقب باش.

‫خودت مراقب باش.

‫- خودت مراقب باش. ‫- خودت مراقب باش.

‫- خودت. ‫- خودت.

‫- صبح بخیر، قربان. ‫- صبح بخیر، قربان.

‫چرا بیکار وایسادین؟

‫برگردین سرکار!

‫به خودت بیا.

‫امشب قراره اتفاق مهمی بیفته.

‫یه تکونی به خودت بده.

‫بیا.

‫این چیه؟

‫دیگه چی؟ واسه توئه.

‫وسایل جورواجور بچگونه که مال بچه‌هامن.

‫همسرم بهم گفتش که بدم به زن تو.

‫ممنون.

‫ولی بچم پسره.

‫وسایل دخترونه نمی‌خوام.

‫پس بچه بعدیت رو دختر به دنیا بیار.

‫پسش نمی‌گیرم.

‫- زنم منو می‌کشه. ‫- باشه.

‫ممنون.

‫به این زودی ازم تشکر نکن.

‫یه شکایت دیگه ازت شده.

‫دیگه چیه؟

‫هفته پیش، تال مینگ رو تو کازوی بی دستگیر کردی؟

‫آره.

‫به فرمانده بخش خبر دادی؟

‫اگه منتظر دستورش می‌موندم ‫خیلی دیر میشد.

‫بازم بهونه‌ تکراری.

‫تو پرونده رو حل کردی.

‫ولی از چشم مامور کوان افتادی.

‫کارت خوبه، ولی نه تو کار گروهی.

‫واسه یه بارم که شده، ‫سعی کن با بقیه همکاری کنی.

‫خب چیشد؟ مشکل رو حل کردی؟

‫بردمش شام و درستش کردم.

‫- عالیه. ‫- پول شام رو باید بدی.

‫طلبت. بریم.

‫من فرمانده میدانی این عملیات مشترکم.

‫دستورات عملیات امشب اینه که میگم.

‫وانگ کوان. چندساله که ردش رو گرفتیم.

‫قتل،‌ ایجاد حریق، اخاذی،

‫مواد فروشی و هرچی جرم دیگه که بگین.

‫سی‌آی‌بی اطلاع داره که امشب ساعت 9

‫لانگ هر، عضو "دسته ویتنامی‌ها"

‫یه معامله مواد مخدر گنده با وانگ کوان می‌کنه.

‫هرچقدر هم که قوی باشن، امشب ‫از پا درشون میاریم!

‫جلسه آگاه‌سازی آخرمون ساعت 8 امشب برگزار میشه.

‫این عملیات، محرمانس.

‫موقعیت، قبل از شروع عملیات اعلام میشه.

‫امشب همه اون عوضیا رو دستگیر می‌کنیم!

‫- بله، قربان. ‫- بله، قربان.

‫مرخصین.

‫- بله، قربان. ‫- بله، قربان.

‫- بله، بو؟ ‫- بونگ.

‫کمک می‌خوام.

‫بدون تو عملیات امشب ممکنه کنسل بشه.

‫- باشه. ‫- بجنب.

‫نمی‌تونم کنترلش کنم،‌ باشه؟

‫راه میفتم.

‫کدوم گوریه پس؟

‫بو!

‫دیر کردی.

‫- رئیس منتظره. ‫- چرا عملیات کنسل میشه؟

‫بازم داری دروغ میگی.

‫اگه نمی‌گفتم، حاضر میشدی بیای؟

‫رئیس منتظرته.

‫ضروریه. کمکم کن، قبوله؟

‫اگه قبول نکنی دخلم اومده.

‫آیندم نابود میشه، باشه؟

‫با توجه به این که من رئیس،

‫همکلاسی و رفیق صمیمیتم،

‫لطفاً کمکم کن.

‫من رفیق تو نیستم.

‫شرمنده! آدم پرمشغله‌مون بالاخره رسید.

‫مامور چونگ!

‫حالتون چطوره، مامور چو؟

‫به خوبی شما نیستم.

‫لطفا بشینین. همه رو معرفی می‌کنم.

‫مامور تای، فرمانده بخشمون.

‫مامور لی رو هم که آشنایی دارین.

‫ایشون افسر هو هستن.

‫- رئیس ارشد بخش شکایات علیه پلیس. ‫- سلام،‌مامور هو.

‫- آقای یولی چان. ‫- سلام.

‫و پسرشون.

‫آقای چان، حامی دیرینه ما هستن.

‫و درخواست کردن که امروز با شما ملاقات کنن.

‫دزدی بانک هانگ چوی

‫تو تای کوک سوی در سال 2013 رو یادتون هست؟

‫مامور چونگ پروندش رو حل کردن.

‫و همچنین در سال 2016،

‫درگیری مسلحانه در سای کونگ پیر.

‫مامور چونگ یه تنه

‫هفت مجرم بین‌المللی رو ‫فقط با دو گلوگه دستگیر کردن.

‫- وای خدا! ‫- اونا قبلاً سرباز بودن.

‫- باورنکردنیه. ‫- باورنکردنیه.

‫به سلامتی مامور چونگ، که تو این همه ‫سال، چندین پرونده رو حل کردن!

‫- به سلامتی مامور چونگ. ‫- به سلامتی مامور چونگ.

‫آقایون،

‫امروز از من خواستین که بیام اینجا.

‫چه کاری از دستم ساخته‌اس؟

‫مامور چونگ، می‌دونیم که آدم خوبی هستین.

‫اما فقط یه فرصت

‫لازم دارین.

‫سلام، مامور چونگ.

‫بنده وکیل آقای چان هستم.

‫چند شب پیش،

‫آقای چان جونیور مست کردن،

‫و تصادفاً به این افسر پلیس صدمه زدن.

‫ایشون اقای چان جونیور رو بخشیدن.

‫- بنابراین... ‫- فهمیدم.

‫ولی گزارشش رو تحویل دادم، واسه همین...

‫گزارش به میزتون برگشته.

‫هفته دیگه برش گردون به من.

‫درسته.

‫خودت داری می‌بینی،

‫پلیسه داره با خوشحالی شامش رو می‌خوره.

‫پس حتی اگه کار به دادگاه بکشه، ‫اعتباری نداره.

‫بو، سر به سر من نذار.

‫یعنی این همه سال منو نشناختی؟

‫می‌خوام کمکت کنم ترفیع بگیری، همین.

‫برام تله گذاشتی!

‫چیه؟ مگه گفتم کونتو به باد بدی؟

‫این بدتره.

‫چه قبول کنی چه نکنی، آخرش یه چی میشه.

‫رئیس می‌خواد این یارو پولداره رو تحت تاثیر قرار بده.

‫باهاش راه بیا.

‫دیگه بچه نیستی و قراره پدر بشی.

‫لطفاً، بهت التماس می‌کنم.

‫عاشقتم.

‫شرمنده.

‫مامور چونگ، حالتون خوبه؟

‫خوبه. فقط یکم زیادی آب خورده.

‫روشنشون کردی؟

‫بله خیلی.

‫چایی خوشمزه‌ایه.

‫گارسون.

‫گرونه؟

‫بهترین چایی آیرون بوداس.

‫- هر نیم کیلوش در میاد 600 هزار دلار. ‫- 600 هزار دلار؟

‫چیز درجه یکیه.

‫دوتا قلوپ خوردم.

‫باید 200 دلاری آب خورده باشه.

‫می‌بخشید. باید برم.

‫مامور چونگ.

‫می‌دونی داری چی کار می‌کنی؟

‫معلومه. شما چی؟

‫بونگ!

‫بهتون اخطار میدم.

‫گوشتونو بدین به من.

‫اگه کسی گند بزنه،

‫سزای کارشو می‌بینه.

‫چو.

‫چرا داری اینقدر واسه چندتا ‫جلیقه ضدگلوله طولش میدی؟

‫چیزی شده؟

‫کارت‌هاتون صادر نشده.

‫چی؟

‫سوالی هست؟

‫- نه قربان. ‫- نه قربان.

‫بریم!

‫شرمنده بونگ!

‫دارم طبق رویه پیش میرم.

‫کارت شناسایی‌تون رو نشون نمیده.

‫تو این عملیات شرکت نمی‌کنی.

‫بله؟

‫موقعیت؟

‫موقعیت؟

‫نمی‌تونم بهت بگم.

‫تو هم داری سر به سرم می‌ذاری؟

‫من نه. فقط دارم از قوانین پیروی می‌کنم.

‫بهت گفته بودم گروهی کار کنی.

‫- نباید بالایی‌ها رو ناراحت کنی. ‫- اونا پاچه خوارن!

‫بخش شکایات علیه پلیس و مبارزه با ‫فساد، دارن درموردشون تحقیق می‌کنن.

‫ولی این زمان میبره، درسته؟

‫آیو، می‌دونی که چهار سال آزگار صبر کردم!

‫باید امشب وانگ کوان حرومزاده رو بگیرم.

‫می‌دونم.

‫نه تو می‌تونی ولش کنی، نه من.

‫کاری نکنیا.

‫منتظر یه بهونن تا از شرت خلاص شن.

‫دلم نمی‌خواد شغلت رو از دست بدی.

‫باور کن. وانگ کوان که کاری نداره بابا.

‫خودم برش می‌گردونم.

‫- تو ازش اعتراف بگیر، باشه؟ ‫- مزخرف نگو! موقعیت رو بگو!

‫- موقعیت! ‫- خدافظ.

‫به دوستت تو سی‌آی‌بی زنگ بزن.

More Farsi Persian subtitles for Raging Fire

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left