200 ensimmäistä riviä.
قشنگ دارن دهنمون رو سرویس میکنن
هر دو تامون رو گیر انداختن. آخه کجاش تقصیر منه؟
اولا. اوه، سلام
آقای واندرتال تا یه دقیقه دیگه میان پایین
من از کجا باید میدونستم اونا از روغن بادامزمینی استفاده کردن؟
خب، اگه خودت کوکیها رو پخته بودی
میدونستی واقعاً چه موادی تو کوکیها هست
تو طرف کی هستی؟ هی، فکر کنم دیگه از این حرفا گذشته
دیگه وقتشه اعتراف کنی، راستشو بگی و عذرخواهی کنی
عذرخواهی؟ واسه چی؟
واسه اینکه کوکیهایی بهش دادی که باعث شد شوک آنافیلاکسی بهش دست بده
بذارم اون ببره؟ نه. ببره؟
چی... یعنی مزدوج بودن با من این شکلیه؟
آره، کلافهکنندهست، نه؟ ممم، به نظر من که کلافهکننده نیست
یه جورایی کیف میده بشینی و فروپاشی یکی دیگه رو تماشا کنی
سلام بچهها. اوه
اوه، سلام رفیق
آره. حالش چطوره؟
اوه
خب، حالش خوبه
راستش بذار یه جور دیگه بگم
حالش خوب میشه
عالیه. اوه، خوبه
واو
و، اوم، مطمئنی کار کوکیها بوده؟
آره بابا. صد در صد. آخه کل روز فقط همین رو خورده بود
میدونی دیگه... از این روزههای متناوب میگیره
اوه، آره. منم انجام میدم. خدای من، آره. واو
خیلی عجیبه چون میدونم روش نوشته بود «بدون آجیل»
چی نوشته بود؟ اوه
آره، همون... دستور پختش یا هر چی
واقعاً گیجکنندهست
به هر حال، چهار تا شش ساعت دیگه بیهوشه، پس
واو. به خاطر حساسیت به آجیل؟
آره، خب، یه ذره پروپوفولِ اضافی هم بهش زدم
که بتونم یه کم گلف بازی کنم
اوه. تو... تو فقط واسه اینکه بتونی
دقیقاً
میدونی، این قضیه واسه هر دو تامون سخت بوده
واسه همین فکر کردم یه کاری کنم که برد-برد باشه، میدونی که؟
اینطوری من یه کم خستگی در میکنم
اونم یه لیفت ابرو انجام میده
و میدونی دیگه، یه خوابِ مصنوعیِ سرحالکننده میکنه
پس تا بیهوش بود، یه لیفت ابرو هم واسش ردیف کردی؟
هوشمندانهست، نه؟ آره. با خودم گفتم تا خوابه از فرصت استفاده کنم
نه اونجوری که تو فکر میکنی
دیگه نمیشه قسر در رفت، ها؟
بسیار خب آقای لندون. من
آه! بله، ممنون یولی. بلیط اتوبوس یا هر چی که لازمه داری؟
نه، کارت دارم
اوه، آره، عالیه. حتی بهتر. ای بابا
ای جان. عاشقشم
میدونی، اون مثل خانوادهمونه. اوه، به نظر فوقالعاده میاد
اصلاً گلف بازی میکنی داداش؟ آره بازی میکنم
چطوره با من بیای؟
جدی؟ جدیِ جدی، رفیق
دارم میرم گلن و رندی رو ببینم واسه یه بازیِ سریع
شاید حتی ۹ تا حفره اضافی هم بازی کردیم. هر وقت بخوام میتونم با گوشیم دوز داروش رو زیاد کنم
صبر کن، یعنی میتونی همینطوری با گوشیت دوز پروپوفولش رو ببری بالا؟
داداش. آره؟
بزن بریم داداش. من رانندگی میکنم. اوه، بله
صبر کن، هی، مطمئنی مشکلی نداره تنهاش بذاری؟
حالش خوب نیست
ممم، نکته خوبی بود. آره
احتمالاً یکی باید بمونه پیشش
اوم
اوه
اوه. واو
از این یکی خوشت میاد، لند-من
خب، یه لحظه صبر کن
پس... یه جوری تو کوکیها آجیل بوده. خیلی عجیبه
چطوری رفته اون تو؟ معماش همینه دیگه
آره
تقریباً دیگه حلنشدنی به نظر میرسه
عجب ضربهای شد، ها؟
آره؟ اوه، آره
راستی حرف از خایه شد، عمل زک کیه راندو؟
دو هفته دیگه. اوه، راستی یادم انداختی
با دکتر شیکیل حرف زدم. کارش حرف نداره
همین اواخر یه مورد خیلی نادر بیضهجایی رو عمل کرده
خیلی شبیه موردِ زک
بچه رو دو ساعته عمل کرد و فرستاد رفت. واو، اینقدر سریع؟
شنیدنش خیلی خوبه
ایول. آره، و میدونی چیه؟
رابطهم با این یارو واقعاً عالیه
تیم خیلی خوبی میشیم. صبر کن، تو هم عمل میکنی؟
نه، نه، من فقط دستیارم. ایول راندو
نه، شیکیل همهکارهست
خب بالاخره بهترین متخصص اورولوژی کشوره
آره. یه کلینیکِ فوق پیشرفته تو آتلانتا داره. آره
اون به کارای لولهکشی میرسه
و منم اونجام که، خب، ظاهر قضیه رو خوشگل کنم
نه، نه، نه. حالا شکسته نفسی نکن
ظاهرش بخش خیلی مهمیه. واقعاً ازت ممنونم داداش
بیخیال بابا. نه، خوشحال میشم هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم
میدونی، اگه بتونم ظاهر کیسه بیضه رو خوب دربیارم
کاری کنم حس خوبی داشته باشه و اعتماد به نفس رو به این بچه برگردونم
میدونی؟ آره
اصلاً واسه همین وارد این حرفه شدم
یه جورایی قشنگه
تو فقط بیضههاش رو بهش برنمیگردونی. تو داری خایههاش رو بهش برمیگردونی
برت، صادقانه بگم
فقط... فقط میخوام دلی بهت بگم
این روحیه و شوخطبعی که تو این شرایط داری، اوم
واقعاً بهم کمک میکنه این روزای سخت رو بگذرونم
آره، خنده بهترین داروئه. آره
شرط میبندم اونم بتونه تو روزای «سخت» کمکم کنه
اوه رفیق. آماندا سوگلی منه
اوه رفیق! یادم رفت بهت بگم. فرستادمش پیش دکتر شستاک
رفیق متخصص زنانمه. آه
پسر، هر دافی که میبینیم رو مستقیم میفرستیم پیش شستاک
تا آمارش رو دربیاریم. آره
اوه، این خیلی چندشآوره
هفته پیش، یکی از دخترا سرطان دهانه رحم داشت، واسه همین همهمون عکساش رو دیدیم
برت، سرطان که تو عکس معلوم نمیشه داداش
آره، اینطوری نیست که آدمای مریضی باشیم
اوه، میدونی دیگه، فقط یه نگاه انداختیم
خب. قرص. کسلکننده
ویبراتور
ای کلک، میبینمت
کدوم گوری داری چه غلطی میکنی؟ اوه! اوه، سلام
بیدار شدی. نشین
اوه. بله
لندون کجاست؟ چند وقته بیهوشم؟
اوم، فکر کنم حدود چهار ساعت
رفته گلف، نه؟
اگه بدون انجام دادن کاری رفته باشه
اوکی. ابروها. آره
تصمیم خیلی خوبی بود
منظورت چیه؟ نه، فقط
انجام دادنش موقعی که... خیلی بهینه بود
عزیزم، میتونی برام یه کم آب بیاری؟
البته. الآن برات میارم
باشه
تو این که آجیل نیست، هست؟ اوه، شنل، خیلی متاسفم
اصلاً نمیدونم چی شد
خب، تابلویه اونی که درستشون کرده از روغن بادامزمینی استفاده کرده
خب، من درستشون کردم
این که معلومه. ولی حرفت منو به فکر انداخت
شاید برچسب روی روغن سرخکردنیم اشتباه بوده؟
هوم. تا حالا نشنیده بودم همچین اتفاقی بیفته
ولی اگه بخوایم به هر بهانهای چنگ بزنیم، حدس میزنم ممکنه
با خودت حساب کن، چی؟ مثلاً میلیونها بطری روغن
هر هفته تو اون کارخونه تولید میشه
و چند درصدشون، مثلاً، برچسب اشتباهی
روشون خورده؟
منظورم اینه که... پنج درصده؟
حتی اگه ۲ درصد هم باشه، آدمای زیادی رو درگیر میکنه
آره، منظورم اینه که حتماً همینه. اوم-هوم
چون راه دیگه چیه؟ اینکه دروغ گفته باشی و اصلاً نپخته باشیشون؟
اوه
از مغازه خریده باشی و بخوای به اسم خونگی قالبشون کنی؟
خیلی مسخرهست
آخه کدوم آدمِ بدبختی همچین کاری میکنه؟
تصورشم نمیکنم کسی همچین کاری کنه
نه؟ چون این یه دروغِ رقتانگیزه
که آبروی خودت رو تو مدرسه و بین در و همسایه به خطر بندازی
عزیزم، یه لطفی در حقم میکنی؟
در واقع چند تا لطف، چون فعلاً تو این تخت گیر افتادم
حتماً
هر چی لازم داری. ممم
اوه آره، دیگه وقتِ خوشگذرونیه
از این به بعد دیگه فقط خوش میگذره
فقط خوشی در پیشه
هی، بقیه چطورن؟
خیلی وقت بود حالم بد بود
خیلی وقت بود غمگین بودم
از این به بعد دیگه فقط خوشی و خندهست
قراره خیلی بیشتر لبخندم رو ببینی
قراره خیلی بیشتر خندههام رو ببینی
بهایی که باید میدادم رو دادم
فرشته شانس پریروز بهم گفت، آره
قراره خیلی بیشتر لبخندم رو ببینی
الآن وقت خوشیه
اگه دلت گرفته
دوستتون دارم بچهها. با رفقا میریم گلف. مراقب خودتون باشید
این چه سمیه؟ لعنتی
اون درِ خرابشده رو برام ببند
خیلی عجیب بود. منم گفتم: «خداحافظ!»
به هر حال، بیخیال زک
برو جلو و حرکتت رو بزن
یه احمق دیگه واسه خودت پیدا کن
از اون موقع به بعد دیگه فقط خوشی بود
خیلی وقت بود حالم بد بود
خیلی وقت بود غمگین بودم
از اون موقع به بعد دیگه فقط خوشی بود
آره، قراره خوش بگذره، از اون موقع به بعد فقط خوشی بود
اون دوباره شد «خانم بارکلیج»؟
تبریک میگم عزیزم. لایقش بودی
بله
میدونی، دقیقاً نمیتونم بگم چیه، ولی یه جای کار بدجوری میلنگه
برو تو سوراخ
مستقیم برو تو. با قدرت. بیا که رفتیم
اوه، خودشه. خودشه، خودشه
آره
بله
این خودِ خودشه
اوه! رفیق
اوه! واقعاً باعث افتخاره پسر
اوه، ممنونم
No comments yet. Be the first to leave one.