Man on Fire

Man on Fire

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

Man on Fire S01 NF WEB DigiMoviez
Kommentaari PersianSUB
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ترجمه از «علی اکبر دوست دار، نهال , امیرعلی , سحر و محیا مبین مقدم»

Tunnisteet

webdl
netflix_synced
Julkaistu: 2026-05-20
Lataukset: 31
Kuulovammaisille: No
FPS: 23.976

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫« مکزیکوسیتی - منطقه‌ی صنعتی وایخو »

‫خیلی‌خب، خانم‌ها و آقایان،

‫تازه تأیید شد که هدف داره میاد سمتمون

‫وقتی مستقر شدید، میرم تو، ‫محموله رو از کیف درمیارم،

‫درست طبق نقشه‌م

‫پس از همه‌تون می‌خوام ‫که دقیقاً توی موقعیتتون باشید

‫معطل چی هستید، بچه‌ها؟

‫منتظر کارت دعوتید؟

‫- به ما نگاه نکنید ‫- بریم

‫- ما رسیدیم، داریم حرکت می‌کنیم ‫- به سمت هدف پیش برید

‫داریم مستقر میشیم

‫دفعه‌ی بعد، بی‌خیال مسیر توریستی بشید

‫بارنز، سانتوس

‫در جریانید نفر آخری که برسه ‫باید همه رو شام مهمون کنه دیگه؟

‫یک دقیقه‌ی دیگه می‌رسیم، کاپیتان

‫حله. حالا شد

‫یک دقیقه، ‫بذارید با مرکز هماهنگ کنم

‫مأمور تپن، ‫عملیات رو شروع کنیم؟

‫از این اطلاعات مطمئنی؟

‫اطلاعات موثقه، ‫نقشه از اون هم بهتره

‫جدی؟ رو چه حسابی اینو میگی؟

‫اینکه کار خودم بوده

‫خیلی‌خب، می‌تونی شروع کنی، کریسی. ‫بعد از عملیات می‌بینیمت

‫ایول

‫« لابی اصلی »

‫بچه‌ها، تازه چراغ‌سبز گرفتیم. ‫الان نوبت بررسی نهایی بی‌سیم و دوربین‌هاست

‫- پی‌یک، وضعیت؟ ‫- لیما، چارلی

‫مستقر و منتظر دستور

‫تیم دو

‫- صدا و تصویر عالیه ‫- توی موقعیت و آماده

‫خیلی‌خب، پی‌سه

‫« اتاق سرور ۲ »

‫پی‌سه. انت. صدام رو داری؟

‫کریسی، گمونم مشکلی پیش اومده

‫یه پرنده‌ی کوفتی اینجاست. ‫توی مانیتور می‌بینیش؟

‫- یه چی؟ ‫- چیزی می‌بینی؟

‫نه، پرنده‌ای نیست، ‫ولی نمای بسته‌ی یه کونی رو دارم

‫کس‌کلک بسه. ‫هدف ده دقیقه‌ی دیگه می‌رسه

‫همه آماده باشن

‫- پی‌یک. اون دیگه چه کوفتیه؟ ‫- کریسی، مهمون داریم

‫سانتوس

‫نیروی کمکی می‌خوام، فوراً

‫همین‌الان کمک می‌خوام

‫بارنز!

‫سانتوس

‫همگی، گزارش بدید

‫« سکوی بارگیری »

‫کریسی

‫- کریسی… ‫- هی! هی!

‫…به زنم بگو دوستش دارم…

‫« چهار سال بعد »

‫« پخش و توزیع برایمن »

‫« کیسه‌ی هوا »

« ترجمه از علی اکبر دوست‌ دار و نهـال » .:: Ali99 & iredprincess ::.

‫« مردی در آتش »

▷ Instagram: @AliAkbar.1999 ▷ Telegram: @IRedSub

‫قاعدتاً باید به افسر مافوقت ‫احترام نظامی بذاری

‫منتها با توجه به وضعت، ‫این دفعه رو نادیده می‌گیرم

‫رجینا همیشه بهم میگه ‫زیادی نگرانت میشم

‫دمت گرم که باعث شدی ‫حس کنه عوضیه

‫نمی‌خوای بگی خیال می‌کردی ‫اون‌طرف اون ستون چه خبره؟

‫ببین، چرا با من برنمی‌گردی؟

‫من که تازه‌واردم، خیلی هم سنگین نیست. ‫توی تیم به کارمون میای

‫دوباره سر پات می‌کنیم. ‫بعداً می‌تونیم راجع‌به این قضایا حرف بزنیم

‫آره، این روزها بیشتر تک‌نفره کار می‌کنم

‫خب، تا حالا چه گلی به سرت زدی؟

‫صبح به‌خیر. ‫به پرواز ما خوش اومدید

‫گزارشی کوتاه از کابین خلبان

‫هم‌اکنون در ارتفاع ۹ کیلومتری هستیم

‫زمان تقریبی پرواز به مقصد ریودوژانیرو ‫۹ ساعت و ۳۰ دقیقه خواهد بود

‫احتمالاً قبل از اینکه قبول می‌کردم ‫باید می‌پرسیدم خونه کجاست

‫خب، می‌دونی که چی میگن. ‫خونه‌ی آدم همیشه جاییه که کودتا توش به پاست

‫چی… وایسا ببینم. ‫چه غلطی داری می‌کنی؟

‫سعی می‌کنم یه خرده بخوابم

‫این‌طوری که نمیشه

‫باید مجله‌ای چیزی بخونی یا فیلم ببینی

‫هر کاری که ملت خیال نکنن گروگانت گرفتم

‫« برزیل - ریودوژانیرو »

‫همیشه تصویر خشن‌تری از برزیل تو ذهنم بود

‫تصورت درسته

‫محله‌هایی مثل لبلون استثنان

‫مال منه!

‫آهای! بابایی اومده!

‫نه!

‫سلام!

‫- مال منه! ‫- وای

‫- سلام ‫- سلام

‫- به خونه خوش اومدی ‫- ممنون

‫جان

‫هی، بیاید ببینم. آهای

‫خیلی خوشحالم که اومدی اینجا

‫ممنون، رجین… اوه

‫اوه!

‫بیا اینجا. کجا داری میری؟

‫آهای، خواهشاً میشه بغلم کنید؟

‫ممنون. میشه به آقای کریسی سلام کنید؟ ‫جان، اینها دیوید و رابی هستن

‫این چشه؟

‫هیچی. چشه… ‫این دیگه چه سؤالیه؟

‫چطوره برید چمدون‌های آقای کریسی رو ‫براش بیارید و ببریدش تو اتاقش، ها؟

‫- یالا ‫- اوه

‫ممنون. بگید: «سلام، آقای کریسی. سلام.»

‫پسرها، لطفاً بشقاب‌ها رو جمع کنید

‫یالا، پسرها. ‫لطفاً به مادرتون کمک کنید ظرف‌ها رو جمع کنه

‫دمتون گرم

‫گرفتیش؟ دودستی، خب؟

‫برو. برو داخل

‫- لطفاً بیا ‫- ممنون

‫آفرین. خیلی مراقب باشید

‫چی؟ آهای، پو!

‫پو، بیا اینجا

‫بیا. ببین کی اومده

‫به آقای کریسی سلام کن

‫سلام، پو. خیلی وقته ندیدمت

‫واقعاً کشوندنت این سر دنیا؟

‫بی‌زحمت میشه واسه شام پیشمون باشی؟

‫اگه کُت مادرت رو دور کمرت بستی،

‫بهتره تا ندیدتش درش بیاری

‫پو، گرسنه‌ته؟ ‫شام درست کردم

‫نه، من… خونه‌ی لیام غذا خوردم

‫خونه‌ی لیام. آوردیمش کشوری که ‫غرقِ فرهنگ و تاریخه،

‫اون‌وقت فقط با ‫بچه‌های مدرسه‌ی بین‌المللی می‌پره

‫که والدینشون همه‌چیز رو براشون ‫با هواپیما میارن تا یه‌وقت کاری به کار

‫دنیای اطرافشون نداشته باشن

‫خواهشاً میشه بیای پیش ما بشینی؟ لطفاً؟

‫چیه؟

‫هیچی. فقط…

‫یادمه که اشک آدم‌گنده‌ها رو درمی‌آوردی، ‫حالا بقیه‌ی کارها بماند،

‫برای همین یه‌کم…

‫جا خوردم وقتی دیدم توی خونه‌ی خودت ‫سکه‌ی یه پول میشی، همین

‫خب…

‫- پو! برگشتی! ‫- دیوی!

‫بیا اینجا. ‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم!

‫حتماً، بریم

‫خب، دولت نگرانه که یه‌جور حمله‌ی تروریستی ‫قبل از انتخابات رخ بده

‫رئیس‌جمهور فعلی، کارمو،

‫با شرکت من قرارداد بسته ‫تا مطمئن بشه حمله‌ای اتفاق نمی‌افته

‫این وسط چرا اومدیم محل ساخت‌وساز؟

‫پروژه‌های پرزرق‌وبرق و نوسازِ این‌طوری

‫از دستاوردهای شاخص رئیس‌جمهور کارمو هستن

‫مخالف‌هاش میگن کارمو به جای رسیدگی به فقرا ‫تمام تمرکزشو گذاشته روی آپارتمان‌های مجلل

‫اطلاعات ما هم نشون میده که تروریست‌ها ‫ممکنه همین پروژه‌ها رو هدف بگیرن

‫نگران این موضوع نباش. ‫چیز جدیدی نیست

‫داخل قراره یه پرادو سوارز نامی رو ببینیم،

‫رئیس تیم امنیتی رئیس‌جمهور، ‫تا آخرین ارزیابی از تهدیدها رو بهمون بده

‫ای بابا. مگه نگفتی کار سنگینی نیست؟

‫خودت روالش رو می‌دونی دیگه

‫به‌خاطر من و توئه که کار سنگین نمیشه

‫شرمنده منتظرتون گذاشتم

‫با توجه به اینکه دیر شروع کردیم،

‫اجازه بدید برم سر اصل مطلب

‫این چیه؟

‫منظورتون چیه؟

‫بیاید یه نگاه به سابقه‌ی ‫این مأمور زبده و حرفه‌ای بندازیم

‫جان کریسی

‫ایالت لوئیزیانا، شهر نیواورلئان. ‫نیروهای ویژه‌ی ارتش آمریکا

‫سه دوره خدمت در عراق و افغانستان

‫بعدش هم کلی ‫قرارداد امنیتی خصوصی با سی‌آی‌اِی

‫- درسته ‫- تا چهار سال پیش

‫که فرماندهی یه عملیات ‫تو مکزیکوسیتی رو به عهده گرفت

‫و کل تیمش رو به کشتن داد

‫معتقدم که اون حادثه ‫هیچ‌وقت درست‌وحسابی بررسی نشد

‫که در همون زمان هم ‫از خدمت فعال برکنار شد

‫تا برای اختلال اضطراب ‫پس از سانحه‌ی شدیدش درمان بشه

‫ما نمی‌خوایم سربازهای ازکارافتاده رو ‫دور هم جمع کنیم

‫خیلی‌خب، بذارید روراست باشم

‫جان کریسی با اختلاف بهترین کسیه

‫که تا حالا توی این‌جور موقعیت‌ها ‫باهاش کار کردم

‫- بهترین؟ ‫- آره، بهترین

‫کلتت رو بده من

‫با این اسلحه آشنایی داری، آقای کریسی؟

‫گلاکه. گلاک ۱۹

‫بسیار عالی. گلاک ۱۹ هست

‫میشه بپرسم

‫با چه سرعتی می‌تونی ‫این اسلحه رو باز و بسته کنی؟

‫قبلاًها توی هشت ثانیه

‫من دو برابرشو بهت وقت میدم

‫برای بهترینِ بهترین‌ها باید ‫مثل آب‌خوردن باشه مگه نه، آقای ریبرن؟

‫شروع کن

‫هی!

‫بسه

‫باشه، بکش عقب

‫چه گوهی می‌خوری، سوارز؟

‫ببین، آقای ریبرن، ‫ما با یه انتخابات ملتهب طرفیم،

‫یکی رو لازم داریم ‫که بتونه قبل از بروز مشکل،

‫پیش‌بینیش کنه و واکنش نشون بده

‫پس…

‫…یا من درمورد آقای کریسی ‫سخت در اشتباهم،

‫یا از همون اول درمورد جدیت شما ‫دچار سوءتفاهم شده‌م

‫شرمنده

‫گمونم این‌ورِ دنیا ‫مصاحبه‌های کاری یه‌خرده متفاوته

‫خودت شنیدی، من به درد این کار نمی‌خورم

‫از اون موقع دیگه توی عملیات نبوده‌م. ‫ولی گوشِت بدهکار نیست

‫اگه از پسش برنمی‌اومدی، ‫این کارو بهت نمی‌دادم

‫- چیه؟ ‫- بهش گفتم که یه‌خرده کند شدی

‫منتها جنسِ این تیغه انقدر نابه ‫که تیزکردنش جای نگرانی نداره

‫برای اونها هم نباید داشته باشه

‫همین؟

‫- راحت گفت باشه؟ ‫- اوهوم

‫یکی رو استخدام کرد ‫که ماشینش رو کوبونده توی دیوار؟

‫آره، به‌علاوه اینکه بهش گفتم ‫اگه تو رو رد کنن، باید قید منو هم بزنن

More Farsi Persian subtitles for Man on Fire

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left