The Last of Us

The Last of Us

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

The Last of Us S01E03 Long Long Time 720p/1080p HMAX WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-SMURF
The Last of Us S01E03 WEBRip x264-ION10
The Last of Us S01E03
The Last of Us S01E03 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Last of Us S01E03 WEBRip x264-XEN0N
The Last of Us S01E03 XviD-AFG
The Last of Us S01E03 Long Long Time 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
The Last of Us S01E03 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Last of Us S01E03 2160p CRAV WEB-DL DDP5 1 Atmos x265-NTb
The Last of Us S01E03 Long Long Time 720p/1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Kommentaari Mamad_Croft
🔵 EmpireBestTv.Com ¦¦ Mamad Croft 🔵 زیرنویس کاملا تخصصی

Tunnisteet

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
XviD
x265
HEVC
2CH
Julkaistu: 2023-01-30
Lataukset: 459
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫موسیقی تیتراژ از: ‫Gustavo Santaolalla

‫ژاکتت رو میخوای پس بدم؟

‫تا حالا توی جنگل نبودم.

‫بیشتر از اونی که فکر می​کردم حشرات اینجان.

‫- ببین، داشتم فکر می​کردم... ‫- تاسف گویی​هاتو نمیخوام.

‫نمی​خواستم بگم متاسفم.

‫می​خواستم بگم داشتم درمورد اتفاقی ‫که افتاد فکر می​کردم.

‫هیچکی تو یا تس رو مجبور نکرد که منو ببرین.

‫هیچکی مجبورتون نکرد با این برنامه همراه بشین.

‫به باتری ماشین یا هرچیه نیاز داشتین

‫و خودتون یه تصمیم گرفتین.

‫پس برای چیزی که تقصیر من نیست، سرزنشم نکن.

‫چقدر دیگه؟

‫پنج ساعت پیاده روی.

‫می​تونیم از پسش بر بیایم.

‫تا حالا از این مسیر زیاد رفتی؟

‫- مبتلایی درکار نیست؟ ‫- اغلب نه، نخیر.

‫داری دنبال چی می​گردی؟

‫مردم.

‫- بیل و فرنک مهربونن؟ ‫- فرنک هست.

‫چطوری سرت اون زخم رو برداشت؟

‫چی؟ ضایعس؟

‫مثلا از راه پله افتادی یا همچین چیزی؟

‫- از هیچ راه پله​ای نیفتادم. ‫- باشه، پس چی؟

‫یکی بهم شلیک کرد و تیرش اصابت نکرد.

‫می​بینی، این خفنه.

‫تو هم شلیک کردی؟

‫- آره. ‫- زدی بهش؟

‫نه، تیر منم اصابت نکرد.

‫بیشتر از اون چیزی که فکر کنی اتفاق می​افته.

‫چون تیراندازیت مزخرفه ‫یا، مثلا، کلا؟

‫کلا.

‫می​دونی، از اونجایی که فقط خودمون دوتاییم،

‫- داشتم فکر میکردم من احتمالا باید.... ‫- نخیر.

‫مزارع کامبرلند.

‫یه دقیقه وایسا. باید یه مشت چیز که قایم کردم بردارم.

‫قایم کردی؟

‫چرا چیزمیز اینجا قایم کردی؟

‫تو زیادی سوال​های کوفتی می​پرسی.

‫آره، می​پرسم.

‫خب، می​خوای جوابمو بدی یا چی؟

‫توی مسیر منابع مخفی می​کنیم

‫محض اینکه یه وقت تجهیزات کم بیاریم،

‫- چیزی که درحال حاضر وضع منه چون... ‫- امکان نداره!

‫تا حالا این یکیو بازی کردی؟

‫یه رفیق داشتم که همه چیو درباره این بازی می​دونست. ‫

‫یه شخصیت به نام میلینا هست که ماسکش رو در میاره

‫و دندون​های هیولاوار داره ‫و بعدش یه راسته قورتت میده

‫و استخون​هات رو تف می​کنه بیرون.

‫اوه، پسر.

‫یادت رفته چیزمیزهاتو کجا گذاشتی.

‫نه، دقیقا الانه که پیداش کنم.

‫- یه دو سالیه که می​گذره. ‫- باشه، خب من میرم که

‫توی اطراف سرک بکشم، ‫ببینم چیز خوبی هست یا نه.

‫بهم اعتماد کن، ‫قبلا همه چیو روفتن بردن.

‫شاید آره، شاید نه.

‫- چیز بدی اینجا هست؟ ‫- فقط خودت هستی.

‫داری بامزه​تر میشی.

‫کیر.

‫- اون پشت روبراهی؟ ‫- اوهوم!

‫ ‫

‫دهنت سرویس خودشه.

‫الی؟

‫الی!

‫الی؟

‫روفتن بردن، ارواح عمت.

‫داری چیکار می​کنی؟

‫مهمات کافی برای این ماسماسک وجود نداره.

‫باعث میشه عمدتا بی​خاصیت بشه.

‫خب، اگه می​خوای همینجوری اینجا ولش کنی...

‫نه.

‫پشمام.

‫با یکی از اینا پرواز کردی؟

‫- چند باری، آره. ‫- چه خرشانس.

‫حسش که اینجوریا نبود اون موقع.

‫هل می​دادنم سمت صندلی وسطی، ‫12 دلار پول یه ساندویچ می​دادم.

‫حاجی، باید بری تو آسمونا.

‫آره، خب، اونا هم رفتن.

‫عبوسانه​اس.

‫خب همه چیز توی یه روز خورد و خمیر شد؟

‫- تقریبا. ‫- چجوری؟

‫منظورم اینه، هیچکی به سرچماقی مبتلا نشده،

‫همه خوبن،

‫توی رستوران غذا می​خورن و با هواپیما پرواز می​کنن.

‫و بعدش، تو یه چشم بهم زدن؟

‫اصن چجوری شروع شد؟

‫اگه برای مبتلا شدن باید گزیده بشی،

‫پس کی اولین نفر رو گاز گرفت؟

‫- میمون بود؟ ‫- شرط می​بندم میمون بود.

‫میمون نبود. ‫فکر کردم مدرسه رفتی.

‫مدرسه فدرا. ‫ [فدرا: نام فرقه​ای خصومت​آمیز. فدرا مخفف: ‫ «نیروی فدرال پاسخگوی فاجعه» هست.]

‫بهمون نشون نمیدن که چطور دولت گهشون

‫توی پیشگیری از یه شیوع جهانی شکست خورد.

‫هیچکی به یقین نمی​دونه، ‫ولی بهترین گمانه زنی اینه که،

‫سرچماقیا جهش پیدا کردن.

‫و بعضیاشون توی ذخایر غذایی رخنه کردن.

‫احتمالا یه ماده اولیه ‫مثل آرد یا شکر بود.

‫برندهای غذای خاصی بودن که همه جا فروش داشتن،

‫توی سرتاسر کشور، سرتاسر دنیا.

‫نون، برشتوک، مخلوط پنکیک.

‫به اندازه کافی ازشون بخوری، ‫باعث مبتلا شدنت میشه.

‫خب، غذای آلوده سر قفسه مغازه​ها رفت

‫همزمان، پنج​شنبه.

‫مردم خریدنشون، ‫توی شب پنج​شنبه یا صبح جمعه یکم ازشون خوردن.

‫روز گذشت، اونا هم مریض شدنشون شروع شد.

‫عصر، شب، حالشون بدتر شد.

‫بعدش شروع به گاز گرفتن کردن.

‫شب جمعه، 26 سپتامبر 2003.

‫و دوشنبه که شد، همه چیز از دست رفته بود.

‫از تئوری میمون​ها بیشتر با عقل جور در میاد.

‫ممنون.

‫قابلتو نداشت.

‫چیه؟

‫- اینجا از جنگل میانبر می​زنیم. ‫- مگه از جاده آسون​تر نیست؟

‫آره، قضیه فقط اینه که...

‫یه سری چیزا اون بالا هست که نباید ببینی.

‫- خب، حالا باید ببینم. ‫- دلم نمی​خواد ببینی.

‫جدی میگم. الی.

‫می​تونه بهم صدمه بزنه؟

‫نه.

‫تو زیادی روراستی، مرد.

‫باید می​گفتی قاتل تبر به دست.

‫هرچی که بوده،

‫گمونم غیبش زده.

‫حدود یه هفته بعد از روز شیوع،

‫سربازا رفتن به حومه شهر، ‫شهرک​ها رو تخلیه کردن.

‫بهت می​گفتن داری میری به ن.ق، و اینجوریم بود. ‫

‫اگه جایی بود.

‫اگه نبود...

‫این آدما مریض نبودن؟

‫نه، احتمالا نه.

‫چرا کشتنشون؟

‫چرا به حال خودشون رهاشون نکردن؟

‫آدمای مرده نمی​تونن مبتلا بشن.

‫مامانی اینجاست. مامانی اینجاست.

‫نه، قربان. ما الان تو زیرزمینیم. ‫اینجا هیچکی نیست.

‫بیاین با بقیه به بررسی برسیم

‫امروز نه، ای چکمه درازهای خایه​مال​ نظم نوین جهانی.

‫چقدر سریع بود.

‫ [خطر. ‫فقط پرسنل مجاز است]

‫ [لینکلن ‫شراب و روح افزا]

‫ [کایموس ‫تاکستان‌ها]

‫ادامه بده بیا.

‫قدیمی نمیشه.

‫ [4 سال بعد ‫2007]

‫من مبتلا نشدم!

‫مسلح هستی؟

‫- نه. ‫- چرا اینقدر طول دادی تا جواب بدی؟

‫نمی​دونم.

‫به یه دلیلی به دروغ گفتن فکر کردم،

‫ولی دلیلی تو ذهنم نیومد.

‫ببین، من فقط دارم سعی می​کنم به باستون برسم.

‫تنهایی؟

‫با ده نفر ماجرا شروع شد.

‫ولی آره، تنهام.

‫اهل کجایی؟

‫ن.ق بالتیمور.

‫از دست رفته.

‫صدمه دیدی؟

‫فقط یه خراشه.

‫ای کیر توش.

‫همونجا وایس.

‫چطوری اینو جور کردی؟

‫باستون از اون طرفه.

‫- تا غروب می​تونی برسی. ‫- من واقعا گشنمه.

‫دو روزه هیچی نخوردم.

‫خیلی طولانی بنظر نمیرسه وقتی سر زبون میارمش، مگه نه؟

‫- احساسش کنی طولانیه. ‫- می​زارم بری، پس برو.

‫خیلی​خب، ببین.

‫- اولا، اسم من فرنکه... ‫- اوه جدی؟

‫قضیه اینه، فرنک.

‫اگه بهت غذا بدم، ‫بعدش هر گدایی باهاش حرف بزنی...

‫سروکله‌اش پیدا میشه دنبال ناهار مفتی می​گرده،

‫و این آربی نیست.

‫خب، آربی ناهار مفتی نداشت. ‫اون یه رستوران بود.

‫درموردش با هیچ گدایی، یا ولگردی یا خونه​بدوشی ‫حرف نمیزنم، قول میدم.

‫الانشم می‌دونی توی دروغگویی افتضاحم.

‫اینجا یکم برات لباس گذاشتم.

‫چی؟

‫لباس!

‫ممنون! تقریبا تموم شدم.

‫اگرچه، میشه پنج دقیقه بیشتر بهم وقت بدی؟

‫باشه.

More Farsi Persian subtitles for The Last of Us

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left