Rookie Blue

Rookie Blue

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 2

Julkaisutiedot

02x08 translated by mohammad bahri from worldsubtitle
Kommentaari mohammad bahri
02x08 translated by mohammad bahri from worldsubtitle

Tunnisteet

other
Julkaistu: 2014-07-02
Lataukset: 45
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

ببخشید؟

ببخشید؟

شرمنده، افسرها...ه

غروب قشنگیه هستش؟؟!! برین

چیه؟ هیچی

خوبه

راهروی پنجم از همین ور برو، منم از پشت قیچیش میکنم

باشه

آقا، یه لحظه وقت دارین؟

من که اینجا کار نمیکنم

فقط میخوام همینطوری صحبت کنم

شرمنده، نمیتونم، یه خرده عجله دارم

قد 5.8 فیتی، هیکل ورزشکاری، لباس سیاه و پوست خیلی مدرن

فکر کنم یه "بسته ی رنگی" رو صورتت ترکیده، یکی از اون بسته های تصادفی که موقع دزدی از بانک گریبانگیر میشه dye pack: سیستمی برای جلوگیری از سرقت پول در بانکها که بسته های رنگی به صورته تصادفی در چند تا از بسته های پولی قرار میگیرد و هنگام دور شدن از بانک میترکد

مک نالی؟

کاملا با گزارشی که داریم صدق میکنه

مراقب باش مراقب باش مراقب...ه

پشت سرش برو. گیرش میندازیم. اونورو مراقب باش

وایسا

تکون نخور

دستتاتو یه جایی ببر که بتونم ببینم زود ببرشون بالا

داره یه چیزی قورت میده

چی داری قورت میدی؟

غرورمو

آره، خیلی خنده داره ولی الان حوصله ی جوک شنیدن ندارم

واقعا چون یه روز بد داری

واقعا همونیم که آبیه!!ه

نه خانم، نمیتونیم یه افسر دیگه بفرستیم اونجا

بله، چون یه ساعت پیش یکی رو فرستادیم...ه

و حتی یه دونه از حرفهایی که همسایتون زده رو نشنیده پس...ه

که دقیقا همونجایی که بعد از شیفتم میرم...ه

و با آهنگهای اجق وجق دهنتو سرویس میکنم، زرزرو

محض اطلاع، بدون که حرفی زدی که میتونن علیه ت استفاده کنن

فقط به یه پیرزنه گفتم زرزرو

کار پشت میزی رو دوست نداری؟

همه چیزه این شغل رو دوست دارم...ه خوبه

ولی خداییش؟ کار پشت میزی اونم تویه سه شیفت؟

شاو بله

آدم آبیه احضارت کرده

آدم آبیه؟

شما بشین دیاز دیگه شیفتت داره تموم میشه

میدونی چیه؟

زنم یه خرده دیگه داره میادش دنبالم

یکم ازش تعریف معریف کن باشه؟ این کارو بکنی دیگه روزش تکمیله میشه

مرسی

اسمش زویی هس، ولی خانم شاو صداش کن زویی، خانم شاو، باشه

واحد 15

میشه ماشینو نگه داری؟

میشه لطفا ماشینو نگه داری؟

سر و تنم استفراغیه؟

شاید بخوای موهاتو بشوری

بعد از ماجرای دبیرستان فکر کردم که آدمای مست دیگه روم بالا نمیارن

آقای لی

یواش یواش، بیچاره یه شب سخت داشته ها اون به شبه سخت داشته!!!ه

ما همش داشتیم بوی استفراغ و مشروب پشت ماشینمون استنشاق میکردیما

فرانک میکشتمون

فقط تا موقعی که مجبورمون نکرده تا دیر وقت وایسیم و اینا رو تر و تمیز کنیم...ه

چونکه باید صبح برم دنبال لئو و ببرم بهش غذای چینی بدم

خواهشا الان در مورد غذا صحبت نکن

گیل، وقتی که مادر هستی، خدا هم به خاطر بچه ت کمکت میکنه...ه

باید درک کنی که یه خرده استفراغ اونقدرم مشکل بزرگی نیستش

خیلی خب زود باش

بیدارشو بیدارشو- پاتو بزار جلو، بریم

تو...بفرما، بفرما قراره یه چرت خوب و طولانی بزنی

خداییش تو عجیبترین مادره سال نیستی؟

همینان؟ هیچی دیگه توی جیبت نیست؟

همش همیناس

خب ، ساعت، کمربند، 40 دلار

و 40 سنت

و شرافتم که از دست رفت

از یه بانک دزدی کردی و با تسمه یه مدیر رو زدی

پس دیگه به شرافتت اهمیت نمیدیم، آدم آبی

یا آزادیت...شجاع دل

ببخشین ببخشین برین کنار

چه نفرت انگیز

مگه از بوی استفراغ خوشت نمیاد؟

این یارو رو تویه خیابون یانگ پیداش کردیم

داشت سر عابر پیاده ها داد و به یه ماشین هم لگد میزد

خب اونوقت اینجا نباید باشه که، باید بره بیمارستان

نمیدونیم تا موقعی که سوار ماشین کنیمش چقدر خرابکاری کرده بوده

خدااا!!خدااا! سرشو بپا. به کنار نگه ش دار

به کناره قربان خوبه به یه آمبولانس زنگ بزن پک

داس سروزس

اپستین شیفتت تموم شده؟ با یه نفر شیفتمو جابه جا کردم

چی، مگه قرار مهمی داری؟

پس قراره مهمی داری ، خوبه، با مزه ست

از بخش خنثی سازیه، متخصص بمب وقتی داشت یه بمبی رو از روم خنثی میکرد با همدیگه آشنا شدیم

خب، روش خوبی، قرار با یه نفر خارج از واحد

اینطوری اگه یه وقتی از هم جدا شدین، دیگه مجبور نیستی هر روز قیافشو تو واحد ببینی

درسته، نکته ی خوبی بود

خب، امشب چه کاره ای؟

نمیدونم

خب، فشار زیادیه از کارت خبر دارم

خب، آدمای زیادی سر کار هستن و منتظرن خبردار شن که این قرار چطور پیش میره...ه

واقعا؟

خب، داشتم فکر میکردم که میتونیم از اینجا به یه جای دیگه بریم...ه

و وقتی رفتیم یه جای دیگه ، میتونیم ...هرکاری بکنیم؟

به نظر من که فکر خوبیه

سرشو مراقب باش

باشه خیلی ممنون خودم میدونم دارم چیکار میکنم شارلوت

واقعا؟ البته تا وقتی که دوباره جمجمه شو نزنی به صندلی عقب

چه خوب

کدومتون دوست داره بره یکم دور بزنه؟

بره بیمارستان؟

واسه ی مشاهده ی معاینات و اینجور چیزا

معلومه که بیمارستان جنابعالی اونو به خاطره مستی توی اذعان عمومی دستگیر کردی

به خاطره اینکه حالش خوش نیست ، دلیل بر این نمیشه که از خطایی که کرده تبرئه شه

خب، من که باید صبح زودتر بیدار شم

منم باید موهامو درست کنم

خب میتونی تویه بیمارستان بشوریشون

ارزیابی کاری ماهه دیگه ست من میرم

تریسی

مارتین، اون همسرمه ، شارلوت

الان خیلی حوصله داره

پک، بو میدی

واقعا بوی بدی میدی

سیستممون که هیچی اثر انگشتی ازت ثبت نکرده...ه

تو هم که کارت شناسایی نداری پس...ه

از اسمت شروع میکنیم

اسمورف نق نقو

مطمئنم میدونی که دیروز دوتا مرد...ه

ماسک اسکی گذاشته بودن، و از بانک روبروییش ...ه

تویه "کینگ و کلیسا" با یه تسمه ، دزدی کردن که اتفاقا سانیل دوان رو...ه

که مدیر شعبه و پدر سه تا بچه هست رو هم کتک زدن

میشناسیش؟ نه

گرفتی بدجوری زدیش، هنوزم تویه بیمارستانه

پولا کجاست؟

پول چی؟ همون پولی که از بانک دزدیدی

کدوم بانک؟ جدی؟

بیخیال، وقتی گرفتیمت چی قورت دادی؟

اصلا نمیدونم داری درباره ی چی صحبت میکنی

خیلی خب

یه روش راحتتر هم هست

چرا سر و صورتت آبیه؟

وضعیت پوستیم خیلی بده یا قره قاط دوست دارم...خیلی زیاد

یا یه بسته ی رنگیه ضد سرقت 45ثانیه بعد از اینکه بانک رو ترک کردی روی صورتت ترکیده

خب این یه خرده باور کردنش سخته، اینطور فکر نمیکنی؟

آره

فکر میکنی با انکار کردن همه چیز میتونی از اینجا بیرون بری، این طور نیست

روال کار اینطوریه، فردا میری دادگاه بعدشم میری زندان

توی این خلال هم...ه

میتونیم بشینیم

میتونیم به عکسهای سانیل نگاه کنیم

خودت

میتونیم به قیافه ی آبی و بزرگت نگاه کنیم

چیکار کنیم؟

صبر میکنیم جری خسته شه، سیماش که قاطی شد...ه

بعدش آدم آبیه رو میندازیم تویه سلولش و...دوباره فردا شروع میکنیم

بیا، میخوای؟

کرم دست جو ماله جو نیستش که

بوش شبیه ماله جو هه

باشه، ماله جو هه

خیلی کرم دست خوبیه

جاش گذاشت

به همراه سه تا خودکار، شامپو، و یه سیدی رایت شده

بهتره راه خودتو بری باید راه خودمو برم

داری دور میزش فضولی میکنی

اونوقت واقعا دلت میخواد راه خودتو بری؟ یه تبر وردار برو تیکه تیکه ش کن

نه چون آدم عصبی ای نیستم هفته ی قبل عصبی بودم

فهمیدی؟ الان دارم باهاش کنار میام

به خاطر همین فکر کردم که اگه میزشو بگردم، بعدش...ه

حس خیلی بهتری خواهم داشت

خب حس بهتری داری؟ نه

نه نمیدونم، باعث میشه فکر کنم که شاید دارم یه خرده افسرده میشم...ه

با اینکه قبول کنم و یه گوشه ای بشینم

به یه تبر نیاز داری

باید جواب بدم تریسیه

سلام تریسی چه خبر؟

فرضا دارم صحبت میکنم اگه داری سعی میکنی جلوی...ه

دو نفر که تازه عروسی کردن رو از قتل همدیگه بگیری...ه

بهتره از باتننت استفاده کنی یا مستقیم بری سراغ وقتت اسلحه ت؟

از دستورالعملهای من پیروی کن، طرف به جای اینکه تا الان تعیین اولویت درمان بکنه، تویه بخش ویژه نمینشست

خوب اگه من بودم ف از هر دوراه استفاده میکردم

فکر کردم دیگه عصبانی نیستی

معلومه که عصبانی ام دارم روش کار میکنم

میدونی، واقعا دیگه عادت کردم که با عشق بیام سره کار

میدونی چی میگم؟ یه جورایی اینجا احساس امنیت میکنم

چونکه با هم ازدواج کردیم ، دلیل بر این نمیشه که بهت این اختیارو بده که خسیس بدجنس باشی

واقعا دوباره متاسفم که به دانشکده ی پزشکی نرفتی

کجایی؟

توی جهنم

منو با دوتا کله خراب گذاشتن تو یه اتاق همشم میگن صبر کنین

هنوز توی بیمارستانی؟

طرف رو آوردیم اینجا، از مراقبتهای ویژه هم آوردنش بیرون...ه

الانم نمیزارن جایی بریم

دیگه چه اتفاقه کوفتی ای داره میافته؟

منطقه ی قرنطینه

تریسی؟

چه خبره؟

قربان، الان داشتم با تریسی حرف میزدم

انگار یه خرده ناراحته

چی شده؟

تا وقتیکه اطلاعات بیشتری نگیریم نه کسی اینجا رو ترک میکنه و نه کسی میاد

چرا؟ چرا؟

از الان، این واحد توی قرنطینه ست

گیل پک، قهرمان شخصی ام

چرا؟ چون شب همه رو خراب کردم؟

خب، همسرم بلیط کنسرت گرفته بودش، ردیف جلو، وسط...ه

یعنی جایی که وقتی یه جورایی 30ساله ات اینا باشه دوست نداری اونجا بشینی

کنسرت هم واسه تیلور سوئیف هستش بهترین بهونه ی ممکن رو واسم جور کردی

More Farsi Persian subtitles for Rookie Blue

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left