Never Have I Ever

Never Have I Ever

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 4

Julkaisutiedot

Never Have I Ever S04E07 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-EDITH
Never Have I Ever S04E07 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Never Have I Ever S04E07 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Never Have I Ever S04E07 WEBRip x264-XEN0N
Never Have I Ever S04E07 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Never Have I Ever S04E07 480p WEB HEVC x265-RMTeam
Never Have I Ever S04E07 1080p WEBRip x265-INFINITY
Never Have I Ever S04E07 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-Archie
Kommentaari iredprincess
█⫸ iredprincess ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tunnisteet

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
480p
480
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Julkaistu: 2023-06-18
Lataukset: 36
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫خب سلام علیکم کریکتی‌ها

‫وقتش شده که یه بار دیگه یه دورِ خفن

‫توی ذهنِ خفن‌تر از خودِ ‫پکستون هال-یوشیدا بزنیم

‫و منم راهنمای شما، ‫جیجی حدید هستم

‫بعد از اینکه پکستون به این احمق‌ها ‫فهموند که هنوزم سلطان این جنگله،

‫همه‌چیز عالی پیش می‌ره

‫به همۀ پارتی‌ها و مهمونی‌ها ‫و دورهمی‌هام دعوت می‌شد

‫و راستش به کل دانشگاهِ ‫دولتی آریزونا رو فراموش کرده

‫هی دیرتر با همدیگه ناهار بزنیم؟

‫معلومه دیگه، ناهارهامون با همه

‫رسما داشت مثل قبل به زندگیِ ‫دورانِ دبیرستانش ادامه می‌داد،

‫فقط سرویس بهداشتیش قشنگتر شده بود

‫و تنها کاری که باید می‌کرد این بود که ‫یکمی شنا آموزش می‌داد و توی

‫چند جلسۀ اجباریِ کارکنان مثل ‫همین یکی شرکت می‌کرد

‫بنابراین دنبال چند تا داوطلبِ دیگه برای ‫خط تلفن کمک به نوجوانان می‌گردم

‫فعلا فقط من و لایل داریم انجامش می‌دیم

‫بعضی وقت‌ها، انگار دانش‌آموزها بیشتر ‫از اینکه من بهشون کمک کنم، بهم کمک می‌کنن

‫کل موضوع همین بوده

‫دلیلِ اینکه چرا دنبال شخصِ دیگه‌ای ‫برای کمک هستم، همینه، لطفا کمکم کنید

‫عالیه، باشه

‫ممنون ‫و عذرخواهی می‌کنم خانم تامپسون

‫بسیارخب، چند تا اطلاعیه دیگه هم هست

‫لونۀ پرندۀ توی کافه

‫ظاهرا متعلق به پرندۀ کشیم ‫گوشدارِ نادره،

‫و ایالت کالیفرنیا برای انتقال به ‫مکانی دیگه، مانع ما شده

‫[طبقه چهارمی‌ها خوش اومدید! تبریک می‌گم که تقریبا ‫نیم سال اولتون رو توی دانشگاه دولتی آریزونا گذروندید!]

‫بعضا توی زندگیِ پکستون مواردی بودن که

‫نشون می‌دادن زندگی اون طوری که ‫برنامه‌ریزی کرده بود، پیش نمی‌ره،

‫اما مهارت خاصی توی خفه کردنِ اون احساسات ‫در اعماق درونـش داشت

‫تا اینکه انقدر بی‌اهمیت می‌شدن ‫که به شکل یه سوءهاضمه کوچک احساس می‌شدن

‫و بالاخره، یادآوری می‌کنم

‫که دورهمی دانشکده برای ‫«سبک‌های طبخ سرتاسر دنیا» نزدیکه

‫حالا، با هم ببینیم که غذای ‫کدوم کشور قراره آماده بشه

‫اوه، لوکزامبورگ! ‫چه کوفتی می‌خورن اونجا؟

‫- «بونشلوپ»اش رو من میارم ‫- مال خودته

‫جلسه به اتمام رسید،

‫و همگی برید و

‫هر طوری که می‌تونید ‫روزتون رو رقم بزنید

‫اوه! پکسـ...تون،

‫دوست داری یه غذا رو ‫با همدیگه آماده کنیم؟

‫به نظرم همکاری... کلیدِ ‫درک فرهنگیـه

‫همچنین، قابلمه سنگینه

‫شرمنده آقای شپیرو، نمی‌رسم بیام

‫ولی باشه دفعۀ بعدی

‫زیادی امیدوار نشو لایل

‫می‌دونی، به طرز شگفت‌آوری همیشه

‫تصادفی برنامه‌های ایشون با همۀ ‫رویدادهای اجتماعیِ دانشکده تداخل پیدا می‌کنه

‫چی بگم والا؟ سرم شلوغه دیگه

‫بله، آدم پُرمشغله‌ای بود

‫مشغول اداره کردنِ این مدرسۀ کوفتی

‫نمی‌خوام چشمش بزنم اما ممکنه ‫به اولین عضوِ دانشکده‌ای نگاه بکنیم

‫که شاه پرام نامیده می‌شه

"Heavy" Princesss

‫«تا الان هیچوقت؛ دچار بحران هویتی نشدم» ‫«فصل چهارم، قسمت هفتم»

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@

‫خیله‌خب، همه گوش بدید

‫به گزینش‌ تیم شنای امسال خوش اومدید

‫قوانین ساده‌ان ‫هرکی سریعتـر باشه، عضو تیم می‌شه

‫اصلا اهمیتی نداره که چقدر جذبه دارید، ‫پس یه سری‌هاتون می‌تونن عضله گرفتن رو بذارن کنار

‫وای آره، از همینجا شروع می‌شه

‫بیاید انجامش بدیم

‫برگشتی که اریک

‫عمرا اگه از دستش می‌دادم ‫آره، عاشق فرصتی‌ام که امسال دارم

‫اریک پرکینز هرساله توی گزینش ‫تیم شنا آزمون می‌ده

‫و هر سال هم ‫توی این گزینش رد می‌شه

‫اما خب حداقلـش اینه که ‫این رد شدنـش رو به خوبی هضم می‌کرد

‫چرا خدایا؟!

‫ایول پسر، موفق باشی

‫بسیارخب، هروقت بگی آماده‌ان

‫نظرت چیه این دفعه تو انجامش بدی پکس؟

‫باشه

‫دو نفر اول آماده باشید ‫با صدای سوتِ من حرکت کنید

‫آماده بشید

ترجمه و زیرنویس از iredprincess

‫چه خبر پسرها؟ برید، برید کنار

‫ایول!

‫بیخیال پسر

‫- آخ! ‫- آره! می‌دونستم!

‫وای پسر دوباره شروع شد ‫گوش‌هاتون رو بگیرید

‫نگیریم؟

‫هی پسر، شرمنده که این بار نشد

‫یالا پکس، یکمی با جذابیتت دلداریش بده

‫این بچه ناراحته

‫به نظرم خوبه که به تلاشت ادامه می‌دی،

‫ولی نظرت چیه که به لیگ تفریحی ‫استخر عمومی محلی بپیوندی؟

‫نمی‌خوام با یه مشت احمقِ ‫دوزاری شنا کنم

‫می‌خوام توی تیم کریکت باشم ‫شاید بتونی از رئیس بخوای که دوباره آزمون بگیره

‫اریک بیخیال پسر

‫هر سال این مسیر رو می‌ری ‫و هر سال هم اتفاق جدیدی نمیفته

‫منظورم اینه که حتی اگه بخوای شانست رو امتحان کنی، ‫لازمه که آموزش جدی ببینی

‫می‌خوای بهم آموزش بدی؟ ‫وای خدای من، قبوله

‫چی؟

‫شاید تو همون فرشته‌ای هستی که ‫مادربزرگم گفته واسم فرستاده

‫ببین شرمنده، من... من ‫منظورم این نبود که خودم آموزشت بدم

‫ولی هرکاری بخوای می‌کنم

‫کیف... کیف پول دستیم رو می‌خوای؟ ‫امتیازهای دیووباسترم چی؟

‫یه شب با دوست‌دخترم رزالیا چطوره؟

‫خودش به این موضوع اشاره کرده بود، ‫بخاطر همینـم به نظرم پایه باشه

‫وای! من نمی‌خوام با دوست دخترت بخوابم دادا

‫واقعا نباید چنین پیشنهادی به ملت بدی

‫خواهش می‌کنم پکستون

‫این بزرگترین آرزوی منه، ‫و می‌دونم که می‌تونم با کمک به دستش بیارم

‫من فقط...

‫نمی‌خوام همه فکر کنن که من بی‌عرضه‌ام

‫و تنها نقطۀ اشتراک پکستون و اریک همین بود

‫آره

‫شاید بتونم بعد مدرسه ‫چند باری باهات کار کنم

‫چند بار... ایول! ایول!

‫ممنون پکستون

‫به بازی برگشتی پرکینز

‫بعدا می‌بینمت دادا!

‫لعنتی

‫اگه بتونی توی دور اول سرعتت رو حفظ کنی،

‫بتونی توی 15 متر آخر شکستشون بدی

‫سلام، حولۀ تمیز آوردم

‫دِوی نباید به رختکن پسرها بیای

‫باشه، باشه خب، الان می‌رم

‫خواستم بدونی که حوله‌ها رو تمیز آوردم ‫و عینک‌ها هم مرتب شدن

‫باید دستگیرۀ کمد تجهیزات رو هم تعمیر کنم، ‫که حتما درستش می‌کنم

‫می‌دونی که مجبور نیستی همۀ ‫این کارها رو انجام بدی دیگه؟

‫مدیر قبلیـمون وید کشید ‫و واسمون پرتقال قاچ زد

‫آره ولی من شمارۀ مربی نوبل ‫رو واسه پرینستون فرستادم،

‫که اگه یه وقت زنگ زد، ‫بتونه تعریف کنه

‫فکر می‌کردم این کارها رو انجام می‌دی ‫تا با من وقت بگذرونی

‫خودتم خوب می‌دونی که ‫اصلا به این دلیل نیست،

‫هرچند مزیت خوبیه

‫ولی فقط واقعا باید پام به پرینستون باز بشه

‫می‌دونم که متعلق به اونجام،

‫دقیقا همونطوری که تو متوجه شدی ‫متعلق به دبیرستان قدیمیِ خودتی

‫اوخ، چرا خوشش نیومد؟

‫فکر می‌کردم اینجا رو دوست داریم ‫داریم می‌ترکونیم‌ها، یادته؟

‫خب اونجوری هم نیست ‫که بخوام بگم به اینجا تعلقی ندارم

‫وای خدای من، وای! ورود دخترها ممنوعه

‫کاملا لباس تنته داداش

‫آره خب از نظر عاطفی احساس برهنگی دارم

‫وای خدای من، چیزی نیست ‫هیچکس اینجا اصلا...

‫وای خدای من، یه آلت ‫باشه من رفتم

‫خب تک رفیقِ من، ‫هنوزم پایه‌ای دیرتر یه دست آکیولس بزنیم؟

‫به نظرم یه چیزی بزنیم، ‫سوپ دامپلینگ سفارش بدیم،

‫و بعدش خودمون رو ‫به اعماق ماتریکس منتقل کنیم

‫آره، پایه‌ام

‫پکس آکیولس داری تو؟ ‫می‌شه ما هم بیایم؟

‫- حتما، شما هم بیاید ‫- عالیه

‫تق تق، شلپ شلوپ

‫ساعت شش همه بیاید ‫قبلش باید به یه کاریم برسم

‫برای اینکه قراره یکی از شناگرهای ‫کوچولوی پکستون بشم هیجان‌زده‌ام

‫امیدوارم شما پسرها زیادی ‫از انرژیش استفاده نکرده باشید

‫باشه

‫باشه مربی، ‫هرچقدر بخوای می‌تونیم تمرین کنیم

‫برنامه‌ام رو خالی کردم و به مامانم ‫گفتم که من رو می‌رسونی

‫نظرت چیه چند تا راهنماییت بکنم ‫و بعدشم با اتوبوس بری خونه؟

‫چند تا راهنمایی؟

‫اتوبوس؟

‫فکر می‌کردم قراره از ‫صفر بهم آموزش بدی

‫نظرت چیه به شنا کردن برگردیم ها؟

‫- خوبه ‫- باشه

‫یه دور شنا کن ببینم خب؟

‫حاضری؟

‫برو

‫وایسا، وایسا

‫نودل بده، نود لازمم

‫خب، آم... من متوجه شدم که، ‫فرم شنا کردنت... بده

‫آها، آها

‫اولا که دست‌هات باید اینطوری ‫وارد آب بشن،

‫تا مقاومت بیشتری ایجاد نکنی

‫و تازشم نیازی نیست اصلا ‫نفست رو حبس کنی

‫وقتی که صورتت زیر آبه

‫- اون زیر می‌شه نفس کشید؟ ‫- نه داداش، معلومه که نه

‫وقتی صورتت زیر آبه، ‫بازدم می‌کنی،

‫و وقتی هم که بیرون اومدی ‫نفس می‌کشی

‫با انجام دادن هر دو کار ‫به طور همزمان خودت رو خسته می‌کنی

‫نظرت چیه دوباره امتحان کنیم، خب؟

‫آماده‌ای؟

‫برو

‫وای خدای من، جوابه

‫آره پسر، عا... عالیه

‫خب به نظرم همین برای جلسۀ ‫امروز کافی باشه

‫باشه مربی ‫به تمرین کردن ادامه می‌دم

‫- باشه ‫- دم

‫بعد از یه جلسۀ تمرینیِ عمیقا

‫رو مخ اما در واقع موفقیت‌آمیز با اریک،

‫بالاخره پکستون مسئولیتی به گردن نداشت ‫و می‌تونست کاری که توش خداست رو انجام بده،

‫که استراحت کردنه، ‫یا هرچیزی که می‌شه اسم این رو گذاشت

‫اوه، مُرده

‫- اشکالی نداره ‫- ازم انتقام بگیر

‫چه خبر خل‌مشنگ‌ها؟ ‫کی پایۀ یکم آب‌شنگولیه؟

‫سلام پسر

‫هی، نمی‌دونستم شما هم قراره بیاید

‫اوه، ببخشید، فکر می‌کردم مشکلی نداری ‫اگه چند نفری رو دعوت کنم

‫وایسا، اگه مشکلی هست ‫می‌تونیم بریم یه جای دیگه

‫نه، وا... واقعا باحاله

‫اما باحال نبود ‫کار اشتباهی بود

‫خب چند نفر رو دعوت کردید حالا؟

‫سلام

‫چه خبرها؟

‫پکستون داشت سکته می‌زد

‫دورهمی کوچولوش تبدیل به ‫یه سور و سات بزرگ شده بود

‫درواقع چنین اتفاقی توی

‫مسابقۀ آشپزیِ امسال ویکتوریا سیکرت ‫هم رخ داد

More Farsi Persian subtitles for Never Have I Ever

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left