200 ensimmäistä riviä.
خب سلام علیکم کریکتیها
وقتش شده که یه بار دیگه یه دورِ خفن
توی ذهنِ خفنتر از خودِ پکستون هال-یوشیدا بزنیم
و منم راهنمای شما، جیجی حدید هستم
بعد از اینکه پکستون به این احمقها فهموند که هنوزم سلطان این جنگله،
همهچیز عالی پیش میره
به همۀ پارتیها و مهمونیها و دورهمیهام دعوت میشد
و راستش به کل دانشگاهِ دولتی آریزونا رو فراموش کرده
هی دیرتر با همدیگه ناهار بزنیم؟
معلومه دیگه، ناهارهامون با همه
رسما داشت مثل قبل به زندگیِ دورانِ دبیرستانش ادامه میداد،
فقط سرویس بهداشتیش قشنگتر شده بود
و تنها کاری که باید میکرد این بود که یکمی شنا آموزش میداد و توی
چند جلسۀ اجباریِ کارکنان مثل همین یکی شرکت میکرد
بنابراین دنبال چند تا داوطلبِ دیگه برای خط تلفن کمک به نوجوانان میگردم
فعلا فقط من و لایل داریم انجامش میدیم
بعضی وقتها، انگار دانشآموزها بیشتر از اینکه من بهشون کمک کنم، بهم کمک میکنن
کل موضوع همین بوده
دلیلِ اینکه چرا دنبال شخصِ دیگهای برای کمک هستم، همینه، لطفا کمکم کنید
عالیه، باشه
ممنون و عذرخواهی میکنم خانم تامپسون
بسیارخب، چند تا اطلاعیه دیگه هم هست
لونۀ پرندۀ توی کافه
ظاهرا متعلق به پرندۀ کشیم گوشدارِ نادره،
و ایالت کالیفرنیا برای انتقال به مکانی دیگه، مانع ما شده
[طبقه چهارمیها خوش اومدید! تبریک میگم که تقریبا نیم سال اولتون رو توی دانشگاه دولتی آریزونا گذروندید!]
بعضا توی زندگیِ پکستون مواردی بودن که
نشون میدادن زندگی اون طوری که برنامهریزی کرده بود، پیش نمیره،
اما مهارت خاصی توی خفه کردنِ اون احساسات در اعماق درونـش داشت
تا اینکه انقدر بیاهمیت میشدن که به شکل یه سوءهاضمه کوچک احساس میشدن
و بالاخره، یادآوری میکنم
که دورهمی دانشکده برای «سبکهای طبخ سرتاسر دنیا» نزدیکه
حالا، با هم ببینیم که غذای کدوم کشور قراره آماده بشه
اوه، لوکزامبورگ! چه کوفتی میخورن اونجا؟
- «بونشلوپ»اش رو من میارم - مال خودته
جلسه به اتمام رسید،
و همگی برید و
هر طوری که میتونید روزتون رو رقم بزنید
اوه! پکسـ...تون،
دوست داری یه غذا رو با همدیگه آماده کنیم؟
به نظرم همکاری... کلیدِ درک فرهنگیـه
همچنین، قابلمه سنگینه
شرمنده آقای شپیرو، نمیرسم بیام
ولی باشه دفعۀ بعدی
زیادی امیدوار نشو لایل
میدونی، به طرز شگفتآوری همیشه
تصادفی برنامههای ایشون با همۀ رویدادهای اجتماعیِ دانشکده تداخل پیدا میکنه
چی بگم والا؟ سرم شلوغه دیگه
بله، آدم پُرمشغلهای بود
مشغول اداره کردنِ این مدرسۀ کوفتی
نمیخوام چشمش بزنم اما ممکنه به اولین عضوِ دانشکدهای نگاه بکنیم
که شاه پرام نامیده میشه
"Heavy" Princesss
«تا الان هیچوقت؛ دچار بحران هویتی نشدم» «فصل چهارم، قسمت هفتم»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@
خیلهخب، همه گوش بدید
به گزینش تیم شنای امسال خوش اومدید
قوانین سادهان هرکی سریعتـر باشه، عضو تیم میشه
اصلا اهمیتی نداره که چقدر جذبه دارید، پس یه سریهاتون میتونن عضله گرفتن رو بذارن کنار
وای آره، از همینجا شروع میشه
بیاید انجامش بدیم
برگشتی که اریک
عمرا اگه از دستش میدادم آره، عاشق فرصتیام که امسال دارم
اریک پرکینز هرساله توی گزینش تیم شنا آزمون میده
و هر سال هم توی این گزینش رد میشه
اما خب حداقلـش اینه که این رد شدنـش رو به خوبی هضم میکرد
چرا خدایا؟!
ایول پسر، موفق باشی
بسیارخب، هروقت بگی آمادهان
نظرت چیه این دفعه تو انجامش بدی پکس؟
باشه
دو نفر اول آماده باشید با صدای سوتِ من حرکت کنید
آماده بشید
ترجمه و زیرنویس از iredprincess
چه خبر پسرها؟ برید، برید کنار
ایول!
بیخیال پسر
- آخ! - آره! میدونستم!
وای پسر دوباره شروع شد گوشهاتون رو بگیرید
نگیریم؟
هی پسر، شرمنده که این بار نشد
یالا پکس، یکمی با جذابیتت دلداریش بده
این بچه ناراحته
به نظرم خوبه که به تلاشت ادامه میدی،
ولی نظرت چیه که به لیگ تفریحی استخر عمومی محلی بپیوندی؟
نمیخوام با یه مشت احمقِ دوزاری شنا کنم
میخوام توی تیم کریکت باشم شاید بتونی از رئیس بخوای که دوباره آزمون بگیره
اریک بیخیال پسر
هر سال این مسیر رو میری و هر سال هم اتفاق جدیدی نمیفته
منظورم اینه که حتی اگه بخوای شانست رو امتحان کنی، لازمه که آموزش جدی ببینی
میخوای بهم آموزش بدی؟ وای خدای من، قبوله
چی؟
شاید تو همون فرشتهای هستی که مادربزرگم گفته واسم فرستاده
ببین شرمنده، من... من منظورم این نبود که خودم آموزشت بدم
ولی هرکاری بخوای میکنم
کیف... کیف پول دستیم رو میخوای؟ امتیازهای دیووباسترم چی؟
یه شب با دوستدخترم رزالیا چطوره؟
خودش به این موضوع اشاره کرده بود، بخاطر همینـم به نظرم پایه باشه
وای! من نمیخوام با دوست دخترت بخوابم دادا
واقعا نباید چنین پیشنهادی به ملت بدی
خواهش میکنم پکستون
این بزرگترین آرزوی منه، و میدونم که میتونم با کمک به دستش بیارم
من فقط...
نمیخوام همه فکر کنن که من بیعرضهام
و تنها نقطۀ اشتراک پکستون و اریک همین بود
آره
شاید بتونم بعد مدرسه چند باری باهات کار کنم
چند بار... ایول! ایول!
ممنون پکستون
به بازی برگشتی پرکینز
بعدا میبینمت دادا!
لعنتی
اگه بتونی توی دور اول سرعتت رو حفظ کنی،
بتونی توی 15 متر آخر شکستشون بدی
سلام، حولۀ تمیز آوردم
دِوی نباید به رختکن پسرها بیای
باشه، باشه خب، الان میرم
خواستم بدونی که حولهها رو تمیز آوردم و عینکها هم مرتب شدن
باید دستگیرۀ کمد تجهیزات رو هم تعمیر کنم، که حتما درستش میکنم
میدونی که مجبور نیستی همۀ این کارها رو انجام بدی دیگه؟
مدیر قبلیـمون وید کشید و واسمون پرتقال قاچ زد
آره ولی من شمارۀ مربی نوبل رو واسه پرینستون فرستادم،
که اگه یه وقت زنگ زد، بتونه تعریف کنه
فکر میکردم این کارها رو انجام میدی تا با من وقت بگذرونی
خودتم خوب میدونی که اصلا به این دلیل نیست،
هرچند مزیت خوبیه
ولی فقط واقعا باید پام به پرینستون باز بشه
میدونم که متعلق به اونجام،
دقیقا همونطوری که تو متوجه شدی متعلق به دبیرستان قدیمیِ خودتی
اوخ، چرا خوشش نیومد؟
فکر میکردم اینجا رو دوست داریم داریم میترکونیمها، یادته؟
خب اونجوری هم نیست که بخوام بگم به اینجا تعلقی ندارم
وای خدای من، وای! ورود دخترها ممنوعه
کاملا لباس تنته داداش
آره خب از نظر عاطفی احساس برهنگی دارم
وای خدای من، چیزی نیست هیچکس اینجا اصلا...
وای خدای من، یه آلت باشه من رفتم
خب تک رفیقِ من، هنوزم پایهای دیرتر یه دست آکیولس بزنیم؟
به نظرم یه چیزی بزنیم، سوپ دامپلینگ سفارش بدیم،
و بعدش خودمون رو به اعماق ماتریکس منتقل کنیم
آره، پایهام
پکس آکیولس داری تو؟ میشه ما هم بیایم؟
- حتما، شما هم بیاید - عالیه
تق تق، شلپ شلوپ
ساعت شش همه بیاید قبلش باید به یه کاریم برسم
برای اینکه قراره یکی از شناگرهای کوچولوی پکستون بشم هیجانزدهام
امیدوارم شما پسرها زیادی از انرژیش استفاده نکرده باشید
باشه
باشه مربی، هرچقدر بخوای میتونیم تمرین کنیم
برنامهام رو خالی کردم و به مامانم گفتم که من رو میرسونی
نظرت چیه چند تا راهنماییت بکنم و بعدشم با اتوبوس بری خونه؟
چند تا راهنمایی؟
اتوبوس؟
فکر میکردم قراره از صفر بهم آموزش بدی
نظرت چیه به شنا کردن برگردیم ها؟
- خوبه - باشه
یه دور شنا کن ببینم خب؟
حاضری؟
برو
وایسا، وایسا
نودل بده، نود لازمم
خب، آم... من متوجه شدم که، فرم شنا کردنت... بده
آها، آها
اولا که دستهات باید اینطوری وارد آب بشن،
تا مقاومت بیشتری ایجاد نکنی
و تازشم نیازی نیست اصلا نفست رو حبس کنی
وقتی که صورتت زیر آبه
- اون زیر میشه نفس کشید؟ - نه داداش، معلومه که نه
وقتی صورتت زیر آبه، بازدم میکنی،
و وقتی هم که بیرون اومدی نفس میکشی
با انجام دادن هر دو کار به طور همزمان خودت رو خسته میکنی
نظرت چیه دوباره امتحان کنیم، خب؟
آمادهای؟
برو
وای خدای من، جوابه
آره پسر، عا... عالیه
خب به نظرم همین برای جلسۀ امروز کافی باشه
باشه مربی به تمرین کردن ادامه میدم
- باشه - دم
بعد از یه جلسۀ تمرینیِ عمیقا
رو مخ اما در واقع موفقیتآمیز با اریک،
بالاخره پکستون مسئولیتی به گردن نداشت و میتونست کاری که توش خداست رو انجام بده،
که استراحت کردنه، یا هرچیزی که میشه اسم این رو گذاشت
اوه، مُرده
- اشکالی نداره - ازم انتقام بگیر
چه خبر خلمشنگها؟ کی پایۀ یکم آبشنگولیه؟
سلام پسر
هی، نمیدونستم شما هم قراره بیاید
اوه، ببخشید، فکر میکردم مشکلی نداری اگه چند نفری رو دعوت کنم
وایسا، اگه مشکلی هست میتونیم بریم یه جای دیگه
نه، وا... واقعا باحاله
اما باحال نبود کار اشتباهی بود
خب چند نفر رو دعوت کردید حالا؟
سلام
چه خبرها؟
پکستون داشت سکته میزد
دورهمی کوچولوش تبدیل به یه سور و سات بزرگ شده بود
درواقع چنین اتفاقی توی
مسابقۀ آشپزیِ امسال ویکتوریا سیکرت هم رخ داد
No comments yet. Be the first to leave one.