192 ensimmäistä riviä.
!السلام علیکم - !انشالله -
.حتماً فکر میکنن ما دیوونهایم
.انشالله داداش
باید مراقب باشید !که همسایهها بهم اعتراض نکنن
!یاوا
!یا هر چی
!خدیجه - !یا هر چی -
!راکز - !یا هر چی -
!سمیه - !یا هر چی -
!سابینا - !یا هر چی -
!اَگنس - !یا هر چی -
دفعهی قبل برای مسخره بازی !انجامش دادیم
بگو که اون ساختمون گلولهای .ساختمون شارد نیست
نیست؟ - بهش چی میگن؟ -
.هومبر - .ساختمون خیارشوری -
.آره، خیارشور، آره - شنیدی من چی گفتم؟ -
.هومبر - .من هیچوقت داخل شارد نرفتم -
.دوست پسرم من رو خیلی به شارد برده
راکز، کدوم دوست پسر؟
!هوی، مراقب باش چی میگی
.ساختمون خیارشوری. شوخی میکنم
نه، من و دوست پسرم جاهای زیادی رو میگردیم
تو دوست پسر نداری .پس لطفاً خفه شو
.رفیق، دست از رؤیاپردازی بردار
بچهها، چرا اینقدر بدتون میاد؟ - .زیرا برای اینکه -
.شهر خیلی شلوغه .بعضی وقتها به استراحت نیاز داری
!تمومش کنید
هی، چندتا حرکت آشغالی .از باله رو بهمون یاد بده
این خشکترین حرکتی بود که توی زندگیم دیدم
...دقیقاً! شبیه به - .نه، نگاه کن. بجنب، بالرین -
!آره
.اوه! یه خرده مدرنه
.ما هنوز توی دبیرستانیم .فکر کردن به ازدواج رو بیخیال شو
.شاید باسنش از همون اول طبیعی بوده
!بچهها - سوخاری فروشی میریم، باشه؟ -
.من امروز بال مرغ میخوام
میخوای ما رو راضی کنی؟ - .من یه برگر میگیرم -
.آره، خوبه
.حقیقتش من خسته و کوفتهام
چطوری شما مرغ میخواید؟ .من حالم ازش بهم میخوره
.من بال میخوام - .من فقط چیپس میخوام -
.اوه، باشه .تو مرغ نمیخوای
.به نظرم درست شده
.برای صبحونه آماده ست - .برای صبحونه آماده ست -
اینها چی هستن؟ - .غذا -
چی، تخم مرغ و سیب زمینی؟
.روز بزرگی پیش روتونه
.خوبه
مطمئنی خوبی، مامان؟ - آره -
.من میبرمش - .باشه -
.بذار، بذار برداره - .دیدمش -
.بذار از تخم مرغها برداره، بجنب - .بذار از تخم مرغها بردارم -
!نه
!اوهوم
.آره، ولش کن
.نکن، زیادی واسه این کارها بزرگ شدی
.نه، تو تخم مرغت رو بخور
...به من نگو چی کار کنم، من
"...نیا، نیا، نی"
میخواید بخورید یا نه؟
برای اینکه داریم سیب زمینی میخوریم دعا کنیم؟
باشه
ای پدر ما که در آسمانی، تقدیس شود .نام تو
بیاید ملکوت تو، انجام شود ارادهی تو روی زمین، چنانکه در آسمان
نان روزانهی ما را امروز به ما دِه و ببخشای گناهان ما را
چنانکه ما میبخشیم مدیونان خود را
و ما را در وسوسه میاور .بلکه ما را از شریر رهایی ده
.آمین - .آمین -
.آمین - .آفرین -
!واعظ
.ممنون
.خداحافظ، مامان - !صبر کن -
.بیا. بیا اینجا
.بیا اینجا
.باشه، باشه
!هی، سمیه
!پخمه - !خفه شو -
!دخترک نفله
.صبح بخیر. خوش آمدید .امیدوارم تابستون خوش گذشته باشه
.سلام، آقا - .سلام، صبح بخیر -
.میا، یه لحظه وایستا لطفاً خب، این چیه؟
.جواهرات، آره، درش بیار .این جزء قوانین مدرسه نیست، خودت میدونی
.همینطور اون، درشون بیار، خیلی ممنون - چی؟ -
.ببخشید، سمیه، یه لحظه وایستا
صبح بخیر دخترها
اونها کفشهای اسپرت هستن نه کفشهای مدرسه
خب، تو باید درشون بیاری .متوجه شدی؟ ممنون
حرکت کنید، حرکت کنید .خیلی ممنون
.معذرت میخوام، وایستا اینجا
.حرکت کنید، دخترها، خیلی ممنون
اوم، داخل کلاس هوا آفتابیه؟
.نه، پس لطفاً اونها رو در بیار .میتونی بری. صبح بخیر
بذار من برات برش دارم، باشه؟
.باشه، خیلی خب
.این پاک کن سرنوشته
...من دارم
.خیلی خب، خوبه. یه نفر یه سؤال بپرسه
اگه "آره" بیاد دفعه ی بعد به مغازهی سوخاری فروشی شما میریم
بعدش تو باید همهی ما رو بال و چیپس مهمون کنی
!نه - .خوبه، خوبه، خوبه -
.خب، حالا بگو چی میخوای، بگو
.خب بال و چیپس برای همهمون
.ساندویچ مرغ .آره، حتماً روش سس هم بزنی
.چیپس، دوتا بال، استریپ برگر - .باشه، رفیق -
.باشه
.هی، یاوا توی این قضیه نیست - ...یاوا -
.این یه حساب کتاب سادهست
!نه! نه، نه
بالها و چیپسهای من کجاست؟
خیلی خب، پس امروز
قراره دربارهی مسیرهای شغلیتون صحبت کنیم
امسال، سال خیلی مهمی برای شماست
به خاطر اینکه شما امسال باید انتخابهاتون رو انجام بدید
خیلی خب، کسی به اینکه توی آینده چه کارهایی ممکنه انجام بده فکر کرده؟
اگنس؟ - .میخوام یه روزنامه نگار بشم -
.روزنامه نگار، عالیه. آفرین
فکر دیگهای ندارید؟
ناتاشا؟ - .میخوام روانکاو رابطه بشم -
یه درمانگر رابطه؟
!خفه شو
.راکز، سمیه، دقت کنید
خدیجه، بهم بگو که تو میخوای چی کار کنی؟
.میخوام یه وکیل بشم
وکیل؟ - .آره -
و میدونی برای وکیل شدن باید نمرات خیلی بالایی داشته باشی؟
.نمراتش بالاست دیگه
...خب - ...راکز -
منظورتون چیه؟ - نمراتت به اندازهی -
.وکیل شدن بالا نیست
.همیشه داشتن یه برنامهی جایگزین فکر خوبیه
.یه برنامهی دوم - .تو به برنامهی جایگزین نیاز نداری -
راکز، پی دیدی، 50 سنت، چیه؟ ماجراش چیه؟
.من میخوام مثل پی دیدی و 50 سنت بشم
آره، من میخوام تا قبل از 30 سالگی .یک میلیون دلار در بیارم
باید به این فکر کنی که دقیقاً چه نوع کاری مد نظرته؟
.صنعت سرگرمی - .یه کسب و کار -
.کسب و کار. این شد یه چیزی
چه نوع کسب و کاری؟ - .آرایش -
آرایش؟ مثل ریانا؟
.حواسم بهتون هست بچهها
.و ببین چندتا فالوور هم داره
اوه، وای. همهی اینها مشتریهای تو هستن، راکز؟
.اون برای آرایش کردنشون پول میگیره
.تحت تأثیر قرار گرفتم
هی، اگه میخواید راکز ابروهاتون رو درست کنه 2 پوند بدید
.دختر، تو باید پول بدی
...صبر کن، صبر کن، صبر کن - پنجاه پوند؟ -
.عزیزم، نباید تکون بخوری
.اوه، اون هنوز آبنبات آدامسی داره
!آبنبات آدامسی
دست کثیفت رو بکش عقب رفیق .و اگه میخوای باید پول بدی
هی، ساشا، چند تا مشتری داری؟
...اون داشت
.دخترها، بجنبید، سریع
.تو میتونی رفیق، بجنب
این چیه؟
میدونی که این باکرگیت رو نمیگیره، نه؟
.این کار رو میکنه - .نه، به خاطر اینکه اون قدر دراز نیست -
.چرا میکنه - .این خیلی دراز نیست -
.اون نخ سفید رو بکش
.حالا اون پلاستیک سفید رو در بیار
دیدی؟ این قراره باکرگیت رو بگیره؟
.باور کن، آره - !بذارش داخل -
.باشه، پس برو اونور، برو اونور
.فکر کنم شاید 8 تا دایناسور وجود داشته باشه
هشت؟
.آره - چند تا؟ -
.ببخشید
میتونی تا 10 بشماری؟
.نه، من حتی بیشتر از 10 تا میتونم بشمارم
تا 100
تا 100؟ - .آره -
.پس تا 100 بشمار
...یک، دو
.بقیهاش رو فردا میشمارم
.فردا؟ باشه، خوبه
.حدس بزن چیه؟ تولدم داره نزدیک میشه
.مامان برات یه چیز ویژه میگیره
.و من چیزی رو که میخوام میخرم
تو چیزی رو که میخوای میخری؟ - .آره -
...خب
.من نمیتونم به مامان اعتماد کنم
.امانیوئل
بله؟
تا قبل از اینکه مامان بیاد .حتماً لباسهات رو عوض کن
معذرت میخوام. من سعی کردم .اما دوباره باید برم. باید با خودم خلوت کنم
.من تو و برادرت رو خیلی دوست دارم .پیشتون برمیگردم، قول میدم
.خوب غذا بخور. مراقب برادرت باش. تو دختر خوبی هستی .من باید مادر بهتری برای شما باشم. واقعا متأسفم
.از طرف مامان
.امان، بیا بریم
.ولی من نمیخوام برم
.باشه، ولی من ازت سؤال نپرسیدم .دارم بهت میگم
No comments yet. Be the first to leave one.