160 ensimmäistä riviä.
فرمانده جوخه آبی، فرمانده جوخه قرمز صحبت میکنه.
آغازگری عملیات: پنیر.
شورشی متهم احتمالی.
تفتیش آغاز شد.
بررسی برای سربازان شورشی.
شمایل مقاومتجو شناسایی شد.
این یه تله است.
حالا!
ضبط کردن آغاز شد.
خون بخورین ای رباتهای کثیف.
خارپشت آبی رویت شد.
وای!
من برگشتم به شهر نیویولک؟
چطوری برگشتم...
برای فردایی بهتر!
کی با منه؟
Sub by Mamad Croft
شهر نیویولک دقیقا اونجوری نیست که بیاد دارمش.
سونیک؟
فکر نمیکردم هرگز پوز متکبرت رو ببینم باز.
کجا بودی؟
رفیق من صفر درصد هم قصد ترکتو نداشتم.
من به نگاره دست زدم و توی یه دنیای دیگه منتقل شدم
بهمراه یه تویه دیگه توی یه نبرد دیگه جنگیدم.
نگاره؟
منظورت اون کریستال انرژی چیزچیزکیه؟
اره همون
نگاره؟
بگذریم، هیجان زدم که برگشتم کمک کنم
با هر زهرماری که در جریانه اینجا.
ناین کجاست؟ باید از مخش استفاده ببرم
درمورد این نگاره دیگهای که پیدا کردم.
ناین؟ من باید ازت همین سوالو بپرسم.
حالا بهم لطف کن و حرف نزن.
یه پوستههایی هست که باید بشکونم.
حمله چرخشی قشنگی بود درضمن.
ولی شرط میبندم نمیتونی اینکارو کنی.
عقب نشینی.
هنوزم دلخوری بابت غیب زدنم.
بیا.
بسیار خب همگی پخش بشین
اولش کریستال انرژی ما رو میدزدن.
حالا این مورچهها تصمیم میگیرن از خودشون دفاع کنن؟
چطور جرات میکنن.
حق با نینیه.
ما آروم نمیگیریم تا وقتی آخرین شورشی
به فنا بره.
یا تا وقتی که نیروی پشتیبانیمون ته بکشه.
سونیک برگشته.
من صفر درصد هم قصد ترکتو نداشتم.
من به نگاره دست زدم و منتقل شدم
به یه دنیای دیگه بهمراه یه تویه دیگه
توی یه نبرد دیگهای جنگیدم.
یه دنیای دیگه؟
و منظورش از نگاره چیه؟
منظورش کریستال انرژیه دیگه. مشخصا.
ناین کجاست؟ باید از مخش استفاده ببرم
درمورد این نگاره دیگهای که پیدا کردم.
چی؟ یه نگاره دیگه؟
ما با یه نگاره میتونیم به یه شهر نیرو بدیم.
تصور کنین با دو تا نگاره بتونیم چیکار کنیم.
ممکنه چندین نگاره وجود داشته باشن.
هاه؟
باید اون خارپشت رو پیدا کنیم.
اگه اون یه نگاره دیگه رو دیده
پس شاید بتونه ما رو سمتش هدایت کنه.
اگه برداشتهای من درست باشن.
اخرین اثر انرژیش
توی ناحیه عمیق بوده.
بیاین بکشیمشون بیرون.
رباتا رو بفرسین.
برداشتم اینه با بیسیم از پیش ارتباط برقرار کردی
و گذاشتی شورشی بدونه چی به چیه.
کردم.
نگاه کی تصمیم گرفته سر بزنه.
خوش برگشتی.
اینجایی که با موسیقی روبرو بشی؟
بستگی به نوع موسیقی داره.
فاز منفی حس میکنم؟
از ما سواستفاده کردی که کمکت کنیم نگاره رو بدزدی
بعدش ما رو فورا رها کردی وقتی چیزی که براش اومده بودی گیرت اومد؟
آره، من میگم که فازِ خیلی منفی روکاره.
باید میزاشتم شورای آشوب تو رو تبدیل به کیف دستی کنه.
من فکر کردم همه چیو توضیح دادی.
دادم. براش مهم نبود.
جونده دروغ میگه. بیاین کبابش کنیم.
من نگاره رو ندزدیدم.
ولی رفیق روباهیت دزدید.
دقیقا قبل از اینکه ما رو درمونده رها کرد
واقعا کرد؟
و فکرشو بکن که ما بهت باور داشتیم.
بعد از اینکه اونجوری جونمون رو به خطر انداختیم.
سیستم پشتیبانی درگیر شد.
اونا کریستال انرژی رو دارن!
متوجه شدم.
پیداشون کنین. نمیتونن دور باشن.
آغازسازی سیستم بازنویسی.
برنامهدهی شورای آشوب بازیابی شد.
خبر کارمون توی سرتاسر شهر پخش شد.
ارتشمون بدون تو یا اون روباه مکار رشد کرد.
و امشب ما کاری رو که شروع کردیم بلخره تموم میکنیم.
من یه روز از شهر میزنم بیرون و تو یه انقلاب رو سرهم میکنی؟
یه روز؟ تو هفتهها بود که نبودی.
هفتهها؟ واقعا؟
اونجا حتما گذر زمان فرق داشته.
هرچی که الان اهمیت داره
اینه که شورا رو از بین ببریم تا وقتی که هنوز میتونیم.
اگه اون کریستال انرژی رو پس بگیرن،
کارمون ساختس.
ناین اجازه نمیده این اتفاق بیفته.
تو بهمون بگو اون کجاست.
و ما مطمئن میشیم که اجازه نمیده.
- من چطور بدونم آخه؟ - بوی مزخرف به مشامم میرسه.
- بیاین میخکوبش کنیم. - یالا رییس.
بزار این رذل رو از سر تا پا تیکه کنم.
میخ و کالباس مزه مزخرفی میدن. (کلمه مزخرف و کلمه کالباس شبیه همن)
راههای بهتری هست که آهن بیشتری توی رژیم غذاییت گیرت بیاد.
لطیفه گویی؟ بعد از این همه بدبختی که کشیدیم؟
نمیفهمی چه چیزی در معرض خطره؟
این یه سمبل هست از زندگی که لایقشیم،
در صلح رشد و رونق داشتن.
اگه این نبرد رو ببازیم،
دیگه چیزی باقی نمیمونه که براش بجنگیم.
نخله.
تا دا!
متاسفم که وقتی بهم نیاز داشتین نبودم.
ولی من یه خائن نیستم، و ناین هم نیست.
بزارین بهتون ثابت کنم.
بزارین دوشادوش شما بجنگم.
این شورای آشوبه.
ما رو مکان یابی کردن.
درخت رو ایمن سازی کنین!
چطوری ما رو پیدا کردن؟
نمیشه اتفاقی باشه.
همه برین بالا
قبل از اینکه مکانمون به خطر بیفته.
اونا یجایی نزدیکیا هستن. به حمله ادامه بدین.
مجبورشون میکنیم در بیان.
نه تحت نظارت من، ادم مکانیکی.
کریستال انرژی رو واگذار کنین و ما قول میدیم
مرگتون رو سریع و بی درد کنیم.
به پشتیبانی نیاز داریم.
سونیک، طاقت بیار!
ناین؟
تو یه هواپیما داری... یجورایی.
صبر کن، آیا اون یه پورتال انرژی بود؟
چطور اونطوری کرد؟
روباهس که نگاره رو دزدیده.
بگیرینش!
ناین! یا خدا، داش. دقیقا سر موقع!
ما واقعا یکم نیروی پشتیبان بکارمون میخورد.
وای. وای. داریم کجا میریم؟
ما اون پشت یه نبرد رو دستمون داریم و...
دقیقا الان چیکار کردی تو؟
- یه پورتال باز کردم. - وای.
فکر کنم من از اینجا عبور میکنم
هروقت به دنیاهای دیگه وارد میشم.
من بهشون میگم "فضایانشکسته".
هاه، گمونم با عقل جور در میاد.
واقعا از دیدنت خوشحالم ولی ما باید برگردیم.
No comments yet. Be the first to leave one.