Witches in the Woods

Witches in the Woods

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

Witches In The Woods 2019 720p WEBRip x264-
Witches in the Woods 2019 1080p WEB-DL H264 AC3-EVO
Witches in the Woods 2019 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
Witches in the Woods 2019 1080p WEBRip x264-RARBG
Witches in the Woods 2019 720p WEB-DL XviD AC3-FGT
Witches in the Woods 2019 HDRip XviD AC3-EVO
Witches in the Woods 2019 HDRip AC3 x264-CMRG
Witches in the Woods 2019 WEB-DL XviD AC3-FGT
Kommentaari QDVD
🔸 || تورج پاکاری Stef@n : مترجم || @QNDVD کویین دی وی دی 🔸

Tunnisteet

hdrip
HDRip
x264
AC3
HD
webrip
web
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
XviD
1080
Julkaistu: 2020-04-10
Lataukset: 59
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫‌QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند

« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk

‫دوباره بگو داستان تام بریدیت چی بود؟

‫که گفت من بهترین آدم دنیام

‫اوه، چون دروغگویی، رفیق

‫چی؟

‫- اومم! ‫- واه درک، یواش برو

‫- اوه جیگر. تو فضام ‫- اوه خدای من، بزن کنار

‫واقعا یه مشکلی...

‫تظاهر نکن که باهاش حال نمیکنی

‫واقعا همینطوری شد

‫امکان نداره، پسر

‫در قسمت این هفته ‫برنامه "تاریخ عوض‌کن"...

‫که توسط خود استاد بزرگ ‫برای شما تقدیم میشود...

‫من به قضایا یه چیزهایی اضافه میکنم، ‫عوض‌شون نمیکنم

‫بری، بری، بهتره عادت کنی

‫چون وقتی با برادرم قرار میذاری

‫برا خودش یه واقعیت جدا داره

‫یه چیز دیگه هم داره، ‫اسمش هیچوقت یادم نمیمونه

‫- اوه، دوباره شروع شد ‫- تب‌خال!

‫- نه ‫- درسته، تب‌خال داره!

‫خفه شو

‫هی، تویی که همیشه تب‌خال میگیری

‫صبر کن، "واقعیت جایگذین"؟ ‫یعنی "واقعیت نداشتن"ـه

‫هنوز فکر میکنه مگان کلی...

‫سال دوم تو پارتی‌مون بود

‫- ولی اونجا بود، بچه‌ها ‫- اصلانم نبود!

‫- بودش! ‫- نبود!

‫باهاش حرف زدم

‫- رفیق! ‫- زن خیلی خوبیه

‫راستی من متقاعدش کردم...

‫- که نظرات سیاسی رو تغییر بده ‫- داری انکار میکنی

‫هی، جیل. ‫جیل، تو مگان رو یادته درسته؟

‫- جیل؟ جیل ‫- خیلی‌خب، عزیزم

‫- صبر کن! ‫- شرمنده، ولی ما...

‫ما تو طبیعتیم!

‫- ما... لطفا! ‫- بیخیال. پسش بده

‫چه شگفت انگیزه. ‫دارن بهم تهمت دروغگویی میزنن

‫و تو هم حرفی نمیزنی

‫"مدیریت ذینفعان"

‫این نسخه هشتمه...

‫این نوشته‌های شگفت انگیزه. ‫به نظر جالب میاد

‫یادش بگیریم؟

‫- آره ‫- آلیسون؟ یاد بگیر!

‫آلیسون

‫بچه‌ها، من یکم دانش لازم دارم

‫یکمش رو بخون، ‫یکمش رو بخون

‫آه باشه، ‫"برای طبقه بندی و اولویت بندی...

‫ارزش یک اعانه دهنده به بنیاد"

‫لطفا، بازم بهمون دانش بیاموز

‫"فرد باید ارزیابی کند ‫ریسک و دستاورد علیه...

‫هی درک، یه ایده جدید دارم

‫- آها؟ ها؟ ‫- شیشه رو بده پایین

‫فقط واسه اینکه یه لحظه ‫هوای تازه بیاد

‫باشه

‫- چی تو سرت میگذره؟ ‫- برنامه من اینه

‫یه پل پیدا میکنیم، ‫میزنیم کنار

‫و جیل رو ازش میندازیم پایین

‫هی! پسر!

‫- چه بامزه ‫- این جیگر گوشه منه

‫- هوات رو دارم، عزیزم ‫- میدونم،

‫ولی باید از دست این ‫کسل کننده بزرگ نجاتت بدیم

‫- اوه ‫- میتونیم کتاب رو بندازیم بیرون

‫- خب، باشه. باشه ‫- جرئت نداری. این‌کارو نکن!

‫بندازیمش بیرون؟ ‫آره؟ میشه تشویق کنین؟

‫بندازش بیرون! ‫بندازش بیرون!

‫نه ننداز! ‫ننداز، بیخیال!

‫سلام آدم‌های این پشت

‫فقط یه شوخی بود

‫یه شوخی کوچولو

‫- گوشی رو از تو صورتم ببر اونور ‫- باشه، آروم باش بابا

‫آروم باشم؟

‫آخرین باری که یادمه ‫بدش نمیومد ازش فیلم بگیری

‫نکن...

‫اون چیه؟

‫- آه... ‫- بیخیال، پسر

‫یعنی چی؟

‫سلام، جناب افسر. ‫قضیه چیه؟

‫کامیون باربری یه مایل جلوتر چپ کرده

‫- متاسفانه جاده بسته‌ست ‫- بسته‌ست؟ تا کِی؟

‫به گمونم چند ساعتی طول بکشه. ‫شایدم بیشتر

‫کجا دارین میرین؟

‫- برک... ‫- شمال برکشر...

‫پیست اسکی شمال برکشر

‫بهترین راه، ‫برگردین به جاده هفتم

‫و بعد باید از اونجا دور بزنین ‫و از جاده دیگه برین

‫خب، چقدر راهه؟

‫50 مایل، کم و بیش

‫50 مایل؟ ‫امکان داره، داداش

‫- رفیق؟ ‫- داداش؟

‫ببخشید

‫ازتون میخوام برید

‫آره، بله قربان

‫حتما، ممنون

‫باید برم دستشویی. ‫تو؟

‫میخوای باهات بیام؟

‫- آره ‫- باشه

‫الو؟ چی؟ ‫نه، نمیتونم حرف بزنم

‫شاید ایده خوبی نباشه

‫- اصلا اون کیه؟ ‫- بری؟

‫شنیدی بهم چی گفت؟

‫آره، متاسفم آلی، ‫نمیدونستم اونم میاد

‫فکر میکردم آخر هفته میتونم ‫از این قضایا فرار کنم

‫- ببین، میدونم نمیتونه... ‫- آسون باشه؟

‫نه

‫مردم فقط میخوان هرچی که ‫بهش نیاز دارن رو باور کنن

‫- منتظرم میمونی؟ ‫- آره، معلومه

‫هی، بازم فکر کردی راجع‌به...

‫- میدونی ‫- آره

‫اگه اتهام‌ها رو پیگیری کنم،

‫بدترم حتی میتونن به سرم بیارن

‫مطمئن نیستم ارزشش رو داشته باشه

‫آره یعنی، مطمئنم ریسکه ولی...

‫حس میکنم اگه شکایت رو پیگیری نکنی ‫پشیمون میشی

‫بعلاوه، کون لق‌شون درسته؟

‫چیه؟

‫مامانت میدونه اینطوری حرف میزنی؟

‫اوه بیخیال. ‫من فوش میدم که

‫بعضی وقت‌ها

‫بدجور دوستت دارم، جیل

‫میگیریش؟

‫شونه‌ت چطوره؟

‫خوبه، ‫هنوزم بدجور درد میکنه

‫- جدی؟ ‫- آره

‫ببین پسر، ‫چند تا از بچه‌ها...

‫فکر میکردن که شاید...

‫- خب؟ ‫- آه...

‫یه سری چیزها رو به اتفاق ‫از خودت اضافه کردی؟

‫چون یعنی، ‫فکر نکنم این‌کارو کردی

‫یعنی، چرا آخه؟

‫- درسته؟ فقط اینه که... ‫- آره، چرا باید این‌کارو کنم؟

‫فقط اینه که، خیلی‌خب رفیق، ‫واقعا میتونی به کارمون بیای

‫اگه این تعلیق‌ها ادامه داشته باشن، ‫و احتمالا شروع هم میکنی

‫بچه‌ها... ‫واقعا میخوان...

‫بچه‌ها نمیخواستن من بازی کنم؟

‫قضیه همینه

‫خیلی‌خب فیل، ‫اتفاقی که افتاد ضد حال بود

‫- واقعا میگم ولی... ‫- ولی چی؟

‫ببین، بین من و تو، ‫اینا دوست‌هامونن

‫و حالا حرفه‌شون، ‫زندگی‌شون ممکنه از بین بره

‫بخاطر چی؟

‫- ما نمیدونیم چه اتفاقی افتاد ‫- اونا دوست‌های من نیستن

‫فیل، شرمنده پسر من...

‫ممنون

‫هی

‫چی شده؟

‫دوست‌هات ازم متنفرن

‫غیر ممکنه

‫فقط نمیشناسنت

‫به نظرت چیکار کرده؟

‫- با شیطان سکس کرده ‫- اومم

‫یا همین بوده یا هم قسمت آخر ‫بازی تاج‌وتخت رو لو داده

‫عاشقت میشن

‫باشه

‫اینو بر میدارم

‫برو. برو

‫جیل؟

‫جیل؟

‫لعنتی

‫کمک میخوای؟

‫من، آم...

‫فکر میکردم خرس‌ها ‫تو زمستون میخوابن

‫خب؟

‫خب، اون یکی خرس که اینطور نیست

‫تله پاچه‌ای تو ماساچوست غیر قانونیه

‫تو چی درموردش میدونی آخه؟

‫خب، میدونم بر خلاف قانونه

‫و میتونم ثابتش کنم. ‫فقط...

‫پس چیزی هم راجع‌به خرس‌هایی میدونی...

‫که تو زمستون به‌جای خوابیدن...

‫دارن واسه خودشون میچرخن؟

‫چرا از اون دستگاه کوچیکی...

‫که چسبیده تو کله‌ت استفاده نمیکنی

‫و درمورد "حملات خرس‌ها، ماساچوست غربی" ‫جستجو نمیکنی

‫- اینترنت نمیده اینجا ‫- آره

‫خب، خیلی طول نمیکشه

‫میبینی دارن درخت‌ها رو قطع میکنن؟

‫بخاطر اون کامیپوتر کوچولو

‫خب، داره زیستگاه خرس‌ها ‫رو مختل میکنه

‫با اصولش داره ور میره

‫پس خرس فکر میکنه بهاره...

‫و میاد دنبال غذا میگرده

‫ولی غذایی در کار نیست

‫پس کسایی که تو جنگل کار میکنن، ‫اونا غذا میشن

‫چی، پس این باعث میشه که...

‫یه خرس مُرده ‫یه خرس مُرده‌ست

‫بهتر از یه انسان مُرده‌ست

‫خب، میتونی با شفقت‌تر این‌کارو بکنی

‫نیازی نیست زجر بکشه

‫تو یه روزم تو زندگیت ‫زجر نکشیدی

‫روز خوبی داشته باشی

‫هی

‫هی، این باعث میشه ‫حس مردونگی کنی

‫- هی، هی. هی، هی! ‫- میتونی همینطوری...

‫- یه حیوون بی‌گناه رو بکشی؟ ‫- بیخیال، کوتاه بیا جیل

‫- ها؟ ‫- بریم. یالا

‫- ولم کن! ‫- ببخشید، خیلی‌خب. اوه...

‫چی شده؟

‫نیازی ندارم تو...

‫چی؟ ‫نیازی نداری چی؟

More Farsi Persian subtitles for Witches in the Woods

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left