200 ensimmäistä riviä.
QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk
دوباره بگو داستان تام بریدیت چی بود؟
که گفت من بهترین آدم دنیام
اوه، چون دروغگویی، رفیق
چی؟
- اومم! - واه درک، یواش برو
- اوه جیگر. تو فضام - اوه خدای من، بزن کنار
واقعا یه مشکلی...
تظاهر نکن که باهاش حال نمیکنی
واقعا همینطوری شد
امکان نداره، پسر
در قسمت این هفته برنامه "تاریخ عوضکن"...
که توسط خود استاد بزرگ برای شما تقدیم میشود...
من به قضایا یه چیزهایی اضافه میکنم، عوضشون نمیکنم
بری، بری، بهتره عادت کنی
چون وقتی با برادرم قرار میذاری
برا خودش یه واقعیت جدا داره
یه چیز دیگه هم داره، اسمش هیچوقت یادم نمیمونه
- اوه، دوباره شروع شد - تبخال!
- نه - درسته، تبخال داره!
خفه شو
هی، تویی که همیشه تبخال میگیری
صبر کن، "واقعیت جایگذین"؟ یعنی "واقعیت نداشتن"ـه
هنوز فکر میکنه مگان کلی...
سال دوم تو پارتیمون بود
- ولی اونجا بود، بچهها - اصلانم نبود!
- بودش! - نبود!
باهاش حرف زدم
- رفیق! - زن خیلی خوبیه
راستی من متقاعدش کردم...
- که نظرات سیاسی رو تغییر بده - داری انکار میکنی
هی، جیل. جیل، تو مگان رو یادته درسته؟
- جیل؟ جیل - خیلیخب، عزیزم
- صبر کن! - شرمنده، ولی ما...
ما تو طبیعتیم!
- ما... لطفا! - بیخیال. پسش بده
چه شگفت انگیزه. دارن بهم تهمت دروغگویی میزنن
و تو هم حرفی نمیزنی
"مدیریت ذینفعان"
این نسخه هشتمه...
این نوشتههای شگفت انگیزه. به نظر جالب میاد
یادش بگیریم؟
- آره - آلیسون؟ یاد بگیر!
آلیسون
بچهها، من یکم دانش لازم دارم
یکمش رو بخون، یکمش رو بخون
آه باشه، "برای طبقه بندی و اولویت بندی...
ارزش یک اعانه دهنده به بنیاد"
لطفا، بازم بهمون دانش بیاموز
"فرد باید ارزیابی کند ریسک و دستاورد علیه...
هی درک، یه ایده جدید دارم
- آها؟ ها؟ - شیشه رو بده پایین
فقط واسه اینکه یه لحظه هوای تازه بیاد
باشه
- چی تو سرت میگذره؟ - برنامه من اینه
یه پل پیدا میکنیم، میزنیم کنار
و جیل رو ازش میندازیم پایین
هی! پسر!
- چه بامزه - این جیگر گوشه منه
- هوات رو دارم، عزیزم - میدونم،
ولی باید از دست این کسل کننده بزرگ نجاتت بدیم
- اوه - میتونیم کتاب رو بندازیم بیرون
- خب، باشه. باشه - جرئت نداری. اینکارو نکن!
بندازیمش بیرون؟ آره؟ میشه تشویق کنین؟
بندازش بیرون! بندازش بیرون!
نه ننداز! ننداز، بیخیال!
سلام آدمهای این پشت
فقط یه شوخی بود
یه شوخی کوچولو
- گوشی رو از تو صورتم ببر اونور - باشه، آروم باش بابا
آروم باشم؟
آخرین باری که یادمه بدش نمیومد ازش فیلم بگیری
نکن...
اون چیه؟
- آه... - بیخیال، پسر
یعنی چی؟
سلام، جناب افسر. قضیه چیه؟
کامیون باربری یه مایل جلوتر چپ کرده
- متاسفانه جاده بستهست - بستهست؟ تا کِی؟
به گمونم چند ساعتی طول بکشه. شایدم بیشتر
کجا دارین میرین؟
- برک... - شمال برکشر...
پیست اسکی شمال برکشر
بهترین راه، برگردین به جاده هفتم
و بعد باید از اونجا دور بزنین و از جاده دیگه برین
خب، چقدر راهه؟
50 مایل، کم و بیش
50 مایل؟ امکان داره، داداش
- رفیق؟ - داداش؟
ببخشید
ازتون میخوام برید
آره، بله قربان
حتما، ممنون
باید برم دستشویی. تو؟
میخوای باهات بیام؟
- آره - باشه
الو؟ چی؟ نه، نمیتونم حرف بزنم
شاید ایده خوبی نباشه
- اصلا اون کیه؟ - بری؟
شنیدی بهم چی گفت؟
آره، متاسفم آلی، نمیدونستم اونم میاد
فکر میکردم آخر هفته میتونم از این قضایا فرار کنم
- ببین، میدونم نمیتونه... - آسون باشه؟
نه
مردم فقط میخوان هرچی که بهش نیاز دارن رو باور کنن
- منتظرم میمونی؟ - آره، معلومه
هی، بازم فکر کردی راجعبه...
- میدونی - آره
اگه اتهامها رو پیگیری کنم،
بدترم حتی میتونن به سرم بیارن
مطمئن نیستم ارزشش رو داشته باشه
آره یعنی، مطمئنم ریسکه ولی...
حس میکنم اگه شکایت رو پیگیری نکنی پشیمون میشی
بعلاوه، کون لقشون درسته؟
چیه؟
مامانت میدونه اینطوری حرف میزنی؟
اوه بیخیال. من فوش میدم که
بعضی وقتها
بدجور دوستت دارم، جیل
میگیریش؟
شونهت چطوره؟
خوبه، هنوزم بدجور درد میکنه
- جدی؟ - آره
ببین پسر، چند تا از بچهها...
فکر میکردن که شاید...
- خب؟ - آه...
یه سری چیزها رو به اتفاق از خودت اضافه کردی؟
چون یعنی، فکر نکنم اینکارو کردی
یعنی، چرا آخه؟
- درسته؟ فقط اینه که... - آره، چرا باید اینکارو کنم؟
فقط اینه که، خیلیخب رفیق، واقعا میتونی به کارمون بیای
اگه این تعلیقها ادامه داشته باشن، و احتمالا شروع هم میکنی
بچهها... واقعا میخوان...
بچهها نمیخواستن من بازی کنم؟
قضیه همینه
خیلیخب فیل، اتفاقی که افتاد ضد حال بود
- واقعا میگم ولی... - ولی چی؟
ببین، بین من و تو، اینا دوستهامونن
و حالا حرفهشون، زندگیشون ممکنه از بین بره
بخاطر چی؟
- ما نمیدونیم چه اتفاقی افتاد - اونا دوستهای من نیستن
فیل، شرمنده پسر من...
ممنون
هی
چی شده؟
دوستهات ازم متنفرن
غیر ممکنه
فقط نمیشناسنت
به نظرت چیکار کرده؟
- با شیطان سکس کرده - اومم
یا همین بوده یا هم قسمت آخر بازی تاجوتخت رو لو داده
عاشقت میشن
باشه
اینو بر میدارم
برو. برو
جیل؟
جیل؟
لعنتی
کمک میخوای؟
من، آم...
فکر میکردم خرسها تو زمستون میخوابن
خب؟
خب، اون یکی خرس که اینطور نیست
تله پاچهای تو ماساچوست غیر قانونیه
تو چی درموردش میدونی آخه؟
خب، میدونم بر خلاف قانونه
و میتونم ثابتش کنم. فقط...
پس چیزی هم راجعبه خرسهایی میدونی...
که تو زمستون بهجای خوابیدن...
دارن واسه خودشون میچرخن؟
چرا از اون دستگاه کوچیکی...
که چسبیده تو کلهت استفاده نمیکنی
و درمورد "حملات خرسها، ماساچوست غربی" جستجو نمیکنی
- اینترنت نمیده اینجا - آره
خب، خیلی طول نمیکشه
میبینی دارن درختها رو قطع میکنن؟
بخاطر اون کامیپوتر کوچولو
خب، داره زیستگاه خرسها رو مختل میکنه
با اصولش داره ور میره
پس خرس فکر میکنه بهاره...
و میاد دنبال غذا میگرده
ولی غذایی در کار نیست
پس کسایی که تو جنگل کار میکنن، اونا غذا میشن
چی، پس این باعث میشه که...
یه خرس مُرده یه خرس مُردهست
بهتر از یه انسان مُردهست
خب، میتونی با شفقتتر اینکارو بکنی
نیازی نیست زجر بکشه
تو یه روزم تو زندگیت زجر نکشیدی
روز خوبی داشته باشی
هی
هی، این باعث میشه حس مردونگی کنی
- هی، هی. هی، هی! - میتونی همینطوری...
- یه حیوون بیگناه رو بکشی؟ - بیخیال، کوتاه بیا جیل
- ها؟ - بریم. یالا
- ولم کن! - ببخشید، خیلیخب. اوه...
چی شده؟
نیازی ندارم تو...
چی؟ نیازی نداری چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.