200 ensimmäistä riviä.
...آنچه در آیزامبی دیدیم
اون پروندهی سلطهجو ـهاست؟
میخوای وکلر رو محاکمه کنی؟
پروندهی عجیبیه
طرف اعتراف کرد با اینکه مدرک سختی نداشتین
دارو جواب داد، حافظهام برگشته
معلوم شد بلین این همه مدت بهمون دروغ گفته
هیچوقت حافظهاش رو از دست نداده؟
یه دسته از داروها توی سردخونه منتظره
حتی یادم نیست انسان بودن چهشکلیه
لیو
سرنگها... نیستن
چند هفته پیش بهت یه سرنگ دادم
آخریشه، و برای لیو نیازش داریم. همراهت داریش؟
دادمش به یه نفر
به کی؟
نمیتونید با واقعیت کنار بیاید
دارو رو به ناتالی دادم
خیلی متأسفم
ناتالی کیه؟
دوستِ فاحشهی زامبی میجر
...لیو
نه. متأُسفم
حرف درستی نبود. مهم نیست چی بوده
فکرمیکردم 16تا دوز دیگه هم داشته باشیم
فقط میخواستم جونش رو نجات بدم
این تقصیر بلینـه، نه تو
،اگه دروغ نمیگفت که حافظهاش رو از دست داده
چندماه پیش از دارو استفاده میکردم
حالا اون موش حرومزاده بقیهی دوزها رو دزدیده
دزد ممکنه بلین نباشه
دان ای. برای یه دوز از دارو بهم 50 هزار دلار پیشنهاد کرد
گفت یه زامبی بهش 100 هزارتا پیشنهاد داده
کار بلینـه
،و اگه پیداش کنم
اینقدر میزنمش تا اعتراف کنه
لیو
هنوزم طبق معمول امشب رو آهنگ میخونه
پیتون
ببین، فکرنکنم اثر اون مغز شلوغپلوغ هنوز رفته باشه
خودمم، راوی
منم که خشمم رو کنترل میکنم
ولی میتونم تصورش کنم
از خود راضی
از کارهاش لذت میبره
شاه دنیا شده
آره؟
تو چی میدونی آخه؟
هان؟
آشغال
مطمئنم خشم داره کنترلت میکنه
شروع
عفونت
تبدیل
نامزد سابق
رفیق صمیمی
همدست
شغل
همکار
ولی من یه زامبیام...
illusion مترجم: امیرعلی #iZombie_S03E07
یه ضربهی جدی
اشتباه گرفتی
خواهش میکنم لیو، ولش کن
نفسهای عمیق بکش، لیو
نفسهای عمیق
تو یه قاتلی
یه دلال مواد
یه خلافکار. یه دزد
و نصفشبها هم ماریجوانا میکشم
ولی داروی تو رو ندزدیدم
میدونی کجا میتونیم دان ای رو پیدا کنیم؟
درحال حاضر باهم رابطهای نداریم
پول ناهارت رو هم گرفت، رفیق؟
بهتره بریم، لیو
آره، حتماً
بهتر شد. آفرین
!هورا
!خیلیخب
!هورا
دوستهای خوب، دربارهی احساساتشون صحبت میکنن، دانته
فکرمیکردم فقط بههم آتیش پرتاب میکنن
نه فقط آتیش پرتاب نمیکنن
چطوره یه امتحانی بکنی؟
بهمون بگو چه حسی داری
...خب
حس میکنم خوشحالم
چون خانوم النور داره شیر رو میاره
...خب
امروز کارش چطور بود؟ - ...خب -
نمیخواست لگوهاش رو به بقیه هم بده، درست میگم؟
...ولی حلش کردیم
!کنفرانس اولیا و معملین، بره به درک
شما دوتا باهم میخوابید
میشه آروم باشی، پایپر؟
!بچه اینجاست
جدی؟ اومدی بهشون شیر بدی؟
واسه همین نصف ممههات بیرونه؟ نه
مثل هرزهها لباس پوشیدی توی مدرسه
چون با دوستپسرم میخوابی
شرتت رو زیر تختش پیداکردم
.مامانی، ببین اون شرت مثل مال توئه
تو؟
جای این بحث توی حیاط مدرسه نیست
بهتره همه بریم
آقای برنان
میشه توی دفترم ببینمتون؟
لابد یهنفر ازش متنفر بوده
پزشکی قانونی هنوز نرسیده؟
ندیدمشون
اومدن
خب، کابوس ملی طولانیمون بهپایان رسید
چرا هنوز بلوند ـه؟
چیشده؟ دارو جواب نداد؟
.دزدیدنش میشه بعداً دربارهاش حرف بزنیم؟
!اَه
ایشون جیمی برنان هستن. سی و دو ساله. معلم پیشدبستانی
تصادف نجاری؟
من داشتم فکرمیکردم قتل در نظر بگیرمش
میخ رو بزن تو سر
.اثری از ورود به اجبار نبوده مقتول احتمالاً قاتلش رو میشناخته
ملافههای تختش دزدیده شدن
ظاهراً یه جرم از روی علاقه بوده
فکرمیکنی؟
یعنی، یه میخ توی سر
.میتونه مشاجرهی مالی بوده باشه ولی 13تا میخ اضافه؟
یهنفر ناراحت بوده
افراد ساخت و ساز اونطرف خیابون
بهمون گفتن یه تفنگ میخی رو گم کردن
نظریهی من چیه؟
،شب جیمی توی تختخواب عاشقانه شروع شده
بعدش اوضاع خراب شده
قاتل با عصبانیت رفته، از اون ،طرف خیابون
تفنگ میخی رو پیداکرده
برگشته و وقتی جیمی در رو باز کرده مخش رو میخی کرده
هی، به نظرت میتونیم از روی زاویهی میخها
قد قاتل رو حدس بزنیم؟
البته، اگه بتونی بهم بگی کدوم یکی از 14 میخ اول پرتاب شده
دربارهی استیدی 36 چی میتونی بهم بگی؟
هیچی. ولی فقط به اینخاطر که
استیدی شمارهی یک درسهای سختی بهم یاد داد
منو نگاه نکن
چطور مگه؟
چیزی نمیدونید؟
فکرکنم از یه راهی بتونیم بفهمیم
کی، من؟
اتاق رو درست اومدیم، نه؟
!در رو ببندید
خوکچه هندی در رفته
نگران نباش. کمک میکنم پیداش کنی
من توی پیداکردن کارم درسته
تو چطور؟
ببخشید؟
کارآگاه ببینو توی سؤال پرسیدن خیلی کارش درسته
،درواقع
همین الان یه سری سؤالات داره
اوه، البته. متأسفم
بچهها از مرگ جیمی شوکزده شدهن
و فکرنکنم بتونن گمشدن چوچی بین رو هم تحمل کنن
،مطمئنم همکارم خوکچه هندی رو پیدا میکنه خانوم زیلنسکی
حالا، دربارهی جیمی چی میتونید بگید؟
اون بهترین معلمی بود که تا بهحال دیده بودم
جیمی دشمنی داشت که ازش باخبر بوده باشید؟
میترسیدم این سؤال رو بپرسید
...جیمی
...جیمی
،خانوم زیلنسکی
مگه نمیدونید افسرهای پلیس دوستتون هستن؟
!میدونم که هستن
جیمی زنپرست بود
هرسال با مادرهای کلاسش رابطه داشت
همین امسال، با سهتا از
مادر دانشآموزها قرار میذاشت
گفتید سهتا؟
میدونید این سهنفر کی هستن؟
سلام، پایپر، من لیو مور هستم
دوستِ کارآگاه ببینو از دفتر پزشکیقانونی
میدونی چرا ازت خواستیم بیای اینجا؟
تا دربارهی جیمی صحبت کنیم
!درسته
ما متوجه شدیم که با جیمی دوستبودین
و دیروز باهاش دعوای بدی داشتین
فکرمیکردم رابطهی بینمون منحصر بهفرد باشه
بعدش شرت میسی استونم رو زیر تختش پیداکردم
واسه همین من رو آوردین؟
اون عوضی گفته کار من بوده؟
دستها رو سر. همه ساکت باشن
دستها رو سر، بچهها
جریان چیه؟ داره چیکار میکنه؟
دارم بهت وقت استراحت میدم
چون کار تو زشته
عیب نداره که عصبانی باشی، پایپر
یه اتفاق بدی افتاده
ولی بدگویی کردن کمکی نمیکنه
چی باعث شد فکرکنی لباس زیر متعلق به میسی بوده؟
باپ! باپ، باپ
ببخشید، کلایو. پاپیر داره استراحت میکنه
وقتی انگشت بزرگه برسه به عقربهی 11 میتونه جوابت رو بده
من بهش اجازه میدم - ...ولی من -
لباس زیر؟
No comments yet. Be the first to leave one.