200 ensimmäistä riviä.
... آنچه گذشت
داري چيکار ميکني؟ - .مامانت رو نجات ميدم -
اين همه جار و جنجال واسه خاطرِ يه ماشينِ گلي و يه خوک مُرده؟
اون واسه کيه؟
- .جسيکا دلارنتيس، ميخواد دوباره به اينجا برگرده -
برگرده به خونهي قبلي ـش؟
مطمئني جايِ کاروانِ اينجا امنه؟ - .اگه چند روز اينجا باشه طوريش نميشه -
مدارکي اونجا هست که باهاشون ميشه هممون رو نابود کرد
:متنِ پيامک من ميدونم چه بلايي سر مامانت اومده
مخفيگاه رو بيار تا تو هم بفهمي، بوس ، از طرف اي
تابوت بسته رازها رو مخفي ميکنه" "تابوت اون بازه و رازهاي شما رو افشا ميکنه
يه چيزي توي اون تابوت هست که مارو مجرم نشون ميده
چرا از گوشيِ مامانم بهم ميزنگي؟
اون کيه ديگه؟
،اسم من افسر "هالبروک" ـه ... من و همکارم
درباره قتلهاي افسر رينولدز و .کارآگاه ويلدن تحقيق مي کنيم
فقط اومديم که حقيقت رو .پيدا کنيم
".حقيقت آزادتون نميکنه، هرزهها"
آخرين بار کِي مامانت از نيويورک بهت زنگ زد؟
چميدونم! پريروز، هر دفعه که زنگ ميزنه، چوب خط نگه نميدارم که
خب نميتوني از رو گوشيِ خودت بفهمي؟
- اميلي، مامانم با تلفنِ هتل بهم زنگ زده بود -
اون که موبايل نداره
اون زنيکه ترسناک تويِ ختم کي بود ديگه؟
!هانا کدوم زنيکه ترسناک رو ميگي؟ آخه دو تا بودن اوني که سر تا پا سياه پوشيده بود -
روبند هم زده بود، هموني که سريع شيرجه زد تو ماشينش
،حرف از زنهاي ترسناک شد مليسا کجاست؟
اسپنسر؟ - چيه؟ -
خواهرت کجاست؟
واسه يه مصاحبهي کارآموزي رفته .واشنگتن
با کي اونوقت، با دار و دسته شيطان؟ - !وايسا با هم بريم -
تو فکر ميکني اون زن سياهپوش ـه مليسا بود؟
خودت اينطوري فکر ميکني؟ - من يه نگاه سَرسري بهش انداختم -
وقتي يارو پليس تازهوارده داشت ميومد سمتون
!همه تلاشم رو کردم خودمو خيس نکنم
اون هر چقدر عشقش بکشه ميتونه بياد سر وقتمون،
مهم اينه که ما کاري با "ويلدن" نداشتيم
البته جز اينکه ماها ماشينش رو توي درياچه انداختيم
و حالا که "اي" آوردتش بيرون
.اثرِ انگشتِ ما رو همه جايِ ماشين ـه
اسپنسر، چيکارِ سيبزميني سرخ کرده من داري؟
،دارم فضاي اطراف کلبه رو بازسازي ميکنم
تا سر در بيارم اصلاً امکانش هست ،اوني که از هواپيما پريد بيرون
شما سه تا رو از آتيشسوزي نجات .داده باشه يا نه
وايسا ببينم، پنير رو بذار کنار
.مالِ خودمه - !نخير، مال جنابعالي نيست
.اين هواپيما ـه
اسپنسر، هر چقدر غذا دلت ميخواد جمع کن
.طرف "آليسون" نبود - چرا اينقدر با اطمينان حرف ميزني؟ -
چون ناسلامتي دو بار به مجلس ختم ـش !رفتم
.ولي ما هيچوقت جنازهش رو نديديم - .قبلاً اين بحثا رو کرديم -
فهميدن؟ شماها قاط زده بودين چون اکسيژن بهتون نرسيده بود
،اسپنسر که کمبود اکسيژن نداشت تو هم آليسون رو ديدي، مگه نه؟
.خيلي خوبه، حالا خل و چل جمع من شدم .پنيرَ مو پس بده
،خيلي خب، يارو شبيه "آليسون" بود .منم که مخالفتي نکردم
پس الآن حرفت اينه که مامانِ آليسون
داره کُلِ خرت و پرتا و عروسکاش رو برميگردونه
چون منتظر خود آليسون برگرده؟
.فقط يکي از عروسکاش بود، دلقک ـه
واي خدا! از دست شماها، اميلي .تو ديگه شروع نکن
.سلام دخترا شرمنده دير کردم
.من خيلي راجع به قضيه "آليسون" فکر کردم
جانِ من؟ منم خيلي راجع به اينکه چطوري موبايلِ
مامانمو تويِ تابوتِ "ويلدن" گذاشتي فکر کردم
خوبه والا
ديگه بايد چطوري ثابت کنم که تويِ اين قضيه همه تويِ يه تيم هستيم؟
من فلش فيلم دوربين ماشينش رو ،بهت دادم
،وقتي کاميپيوترم هک شد ... همتون پيشم بودين
،من تمامِ برگههاي برندهم رو براتون رو کردم
واسه همين اگه باورم نداريد و ،هنوزم خيال ميکنيد يه کاسهاي زير نيم کاسهست
.خودتون بريد کاروان رو بگردين
چيه؟
شما راه رو نشون بده، ما هم .دنبالت ميايم
حالا چرا الان داريم اين کارو ميکنيم؟ - چون اگه صبر کنيم واسه بعداً -
مونا قبلِ ما برميگرده اينجا و همه چي رو پاکسازي ميکنه
اون چي بود؟
يه پرنده بود، يه سگِ آبي ميخواي تو ماشين منتظرمون بموني؟
حرفم اينه که ما حتّي نميدونيم بايد دنبالِ چي بگرديم
واي خداي من
واي خدايا، ماشين سر جاش نيست
يعني چي ماشين سرجاش نيست؟
من همينجا ماشين رو گذاشتم
يعني، هانا تو که شاهد بودي
به خدا من دوباره به اينجا برنگشتم
.يه نفر دزديدتش - يه نفر؟ -
بياين بريم
!کارِ من نبود
صبر کن
چه خبر شده؟
!آخ
!واي خدا جونم !مونا
!مونا
حالت خوبه؟
.پاشو
!!!!آاااااخ
يه رازي دارم ، ميتوني پيش خودت نگهش داري؟
قسم بخور که اين راز رو به کسي نميگي
بهتره بذاريش تو جيبت
و اين يکي رو با خودت به گور ببري
،اگه رازم رو بهت بگم کاملاً مطمئنم که به کسي نميگيش
چون دو نفر راحت ميتونن با هم يه راز رو نگه دارند اگه که يکيشون مُرده باشه
:ترجـــمــه و تنــــظيــــم «ســـعــــيـده» & «حــــســـيـــن»
«قسمت دوم از فصل چهارم»
مونا ماشيش رو پشت مدرسه پيدا کرد، بدجوري ترسيده "پيامک از طرفِ "آريا
.سلام - سلام، خانوم خانوما -
ديشب اصلاً صداي اومدنت رو نشنيدم
آره، خب، درِ اتاقت بسته بود
منم گمون کردم خوابيدي - همينطورم بود -
رانندگي خيلي سخت گذشت بهم، بهتر بود با قطار ميرفتم
حب نيويورک چطوريا بود؟
من که واسه تفريح نرفته بودم
بانک يه سالن کنفرانس بدون پنجره واسمون گرفته بود
تو در چه حالي؟
ميشه بگي منظورت چيه؟
يعني يه هفتهست نديدمت، نگرانِ اوضاع و احوالتم
خوبم
،يه مجلس ختم رفتم
.ختمِ "ويلدن" بود
مراسمش چطوريا بود؟ - .عجيب غريب -
... يعني، من ،دوست داشتم سر به تنِ "ويلدن" نباشه
شايدم واسه اين حرفم برم جهنم ولي ... من
خدا نکنه! اونوقت تويِ اون دنيا مجبور ميشي دوباره "ويلدن" رو ببيني
مامان، تو که خيال نميکني من به اين داستان ربط داشته باشم، مگه نه؟
منظورم اينه، درسته دلم ميخواست بميره ... ولي تو که فکر نميکني
هانا، اصلاً همچين چيزي فکر نميکنم
به نظرت چه بلايي سرش اومده؟
به نظرِ من دشمناي کارآگاه "ويلدن" بيشتر ،از دوستاش بودن
و يکي از دشمناش تصميم گرفته در حقِ همهي ما لطف کنه کَلکِش رو بکنه
خواهشاً، از بشقاب استفاده کن
مامان
گوشي موبايلت رو گم کرده بودي
کجا پيداش کردي؟
تويِ صندوق پستي بود
گمون کنم يکي تصميم گرفته برش گردونه
حتماً موقع تصفيه حساب
.رويِ ميز هتل جاش گذاشتم
شايد اونا با پيک فرستادنش
هانا، تعجب نکن
هنوزم ميشه آدماي باوجدان تو اين دنيا پيدا کرد
:آهنگِ در حال پخش The Great Escape by Pink
من درک نميکنم وقتي کوه مشکلات بهت فشار ميارن
و تو رو خورد و داغون ميکنن
و تو احساس بدي پيدا ميکني
حتّي نميدوني تا کِي طاقت مياري
له و لَورده شده
به زور ميتونه تکون بخوره، جايِ کبودي کمرنگ رويِ شونهش مونده
به يه سنگ خيلي محکم خورد
!کاشکي روي مونا افتاده بود
هانا، اوني که تويِ ماشين بود ميخواست منو "مونا" رو زير بگيره
اگه "اميلي" نميپريد وسط ما گوشه جاده تلف ميشديم
خداعي ديگه، اگه نقشه جديدِ "اي" اينه که دخلِ ،کوچولوترين عضو گله رو بياره
.گفته باشم ما گله نيستيم - اين يه جور اصطلاحه -
.بعله! ولي واسه گاوا استفاده ميشه - .خب، من خلاقيت زدم -
اشکالش چيه؟
مامانم وقتي گوشيش رو بهش دادم حتّي پلک هم نزد
انگار که ميدونست گوشيش گم شده
و فقط منتظر بود که من هر چي ميدونم .بريزم رو دايره
اينکه به مامانت بگي "اي" دوباره اومده سراغمون نه به حالِ خودت فايده داره نه اون
آره، و اينکه پاپوش گذاشتن تا قتل رو بندازن گردنش
خب الآن من چه خاکي به سرم بريزم، همينجوري دست رو دست بذارم؟
يعني، اگه مونا موبايل رو تويِ ،تابوتِ ويلدن نذاشته
پس کار کي بوده؟ يا کي بود که فيلم ما که کنارِ ماشين ويلدن ـيم رو فرستاد؟
و کي اون ماشين پر از مدارک مونا رو دزديده؟
مليسا؟ جنا؟ شانا؟
خب بهتره بري از خودش بپرسي
هانا! بابا شوخي کردم
ببينم، اين صندلي رو واسه دوست جونت "جنا" خانم نگهداشتي؟
جـــانـــم؟ - لازم نکرده يطوري رفتار کني انگار بار اوّلتِ .اين اسم به گوشت ميخوره
جــــنـــــا! ميشه بگي چرا ختم "ويلدن" رو پيچوندي به بازي؟
.هانا - جنا که اونجا بود، چرا تو تشريف فرما نشدي؟ -
مگه شما 3 تا رفيق فابريک نيستين؟
ديروز کدوم گوري بودي؟ - ،تمرين شنا داشتم -
امّا يادم نمياد قرار بوده باشه
.که به جنابعالي گزارش برنامههام رو بدم - هانا، بيا بريم -
يعني ميخواي بگي بالا و پايين کردن استخر
از خدافظي کردن با يه دوست قديمي مهمتر بود؟
کدوم دوست قديمي؟
همون دوست شل و ول شما که تو و جنا
شبي که ماشين بهش زده بود، از گوشه جاده جمع و جورش کردين
هانا، بيا ديگه
پيغامت رسيد بهم، چي ميخواستي نشونم بدي؟
اتاقِ خوابگاهي که در آينده نصيبت ميشه
"يا بهتره بگم "اتاقمون
نظرت چيه؟ - بسي پسنديدم -
خدايي؟
،ميخواستم يه اتاق دنج بگيرم ولي اين به نظرم خيلي دنج اومد
پردههاش همه پوفي و باحالن
پيج"، کوتاه بيا"
هنوز مربي استفورد خبري بهم نداده
شک نکن خاطرخواهت ميشن
،البته نه به اندازهي من اما چه بهتر ، مال خودمي
خيلي خب، راستش رو بگو تو باشي چي رو تو اتاق عوض ميکني؟
... خب، من
من باشم تختها رو ميچسبونم بهم
چي شده؟
هيچي
بدجوري خوابيدم
احتمالِ زياد فردا نتونم شنا کنم
!زده به سرت؟ اميلي؟ .بايد فردا شنا کني
مشکلي نيست
No comments yet. Be the first to leave one.