200 ensimmäistä riviä.
- چارلی دوباره دیر کردی - ببخشید دوایت ، زنگ کوکم مشکل داره
آخرین باره جدی میگم کیتی
اگه میخوای کمک پیشخدمت باشی باید وقت شناس باشی میشنوی ؟
بفرمائید
هِی
زیبایِ خفته
ببخشید
مشکلی نداره
روزِ سختی بوده ؟
آره
چی میخونی ؟
هیچی ، فقط نظریه جامعه شناسی معاصر و تجزیه و تحلیلِ شرکت های تجربی
به نظر جالب میاد
میدونی ، وقتی میرسه به تجزیه و تحلیلِ تجربیِ شرکت ها
خیلی مسخره میشه
تو اینجوری فکر میکنی
میتونم چیزِ دیگه ای واست بیارم ؟
آدام
عزیزم
- نه - استراحتم تموم شده
- نه - آره
- نه - یخیال
- نه - دوایت میاد دنبالم
- تو دیگه شبا نباید کار کنی - میدونم
تنها چیزیه که دارن
تا درستو تموم کنی ما باید دووم بیارم
دقیقا این چیزی نبود که میخواستم وقتی ازدواج کردیم
ما اینکارو کردیم ، خب ؟
فقط باید ادامه بدیم
وقتی فارغ التحصیل شدی یه شغلِ خوب پیدا میکنی
من دوباره درس میخونم
و من جوری که تو لایقشی میتونم ازت حمایت کنم
بهترشو میکنی
چجوری انقدر خوش شانس شدم ؟
عاشقتم
منم عاشقتم
باشه ، بریم دوایت عصبانی میشه
- خُب - برو بیرون
دارم میرم
زود باش
- بقیه ـش کو ؟ - پولِ بیشتری نبود
- همه ـش همینه - پولِ لعنتی رو بهم بده
خفه شو
خفه شو یا میکُشمت
- منو عصبانی نکن - من چیزِ دیگه ای ندارم
بهت شلیک میکنم پیرمرد منو عصبانی نکن
- به کس دیگه ای شلیک نکن - آره این نفرِ بعدیه
- خواهش میکنم ، ما دردسر نمیخوایم - میخوای اینکارو بکنم ؟
همین الان میکنم الان همتونو میکُشم
- کس دیگه ای نباید آسیب ببینه - پس پولو بهم بده
نباید به کس دیگه ای آسیب بزنی پولو بده
- بهت گفتم خفه شو - پولِ بیشتری نیست
خفه شو
کار من با تو تمام شده میشنوی ؟
- کارِ من با هردوتون تموم شده - التماست میکنم
- بهتره دعا کنی پیرمرد - همه ی پولو بهش بده
الان میکُشمش ، میشنوی ؟ منو عصبانی نکن پیرمرد
"دروغ هایِ خطرناک"
یه مشتری بعنوانِ قهرمان شناخته میشه
بعدِ جلوگیری از دزدی کردن تو رستوران اسمایل
در جنوبِ شیکاگو ، شب شنبه
درحالیکه فردِ نیکوکار آسیبی ندیده
کمک پیشخدمت چارلز استورلی تیر خورد و درصحنه مُرد
ریموند گاسکین متهم شده و الان در حبس هست
کسی که از جراحاتِ جنگی به سلامت رد شد
رستورانِ اسمایل الان بسته ـس
در خبرِ دیگه ای ، مجرمان سرقت الماس که
چهار ماه بعد
صبح بخیر لئونارد
پیغامِ جدیدی نیست
ممنون کیتی
پدرم اون درختو روزی که من به دنیا اومدم کاشت
هشتادو هشت سال پیش
زیباست
وقتی یه پسر بچه بودم
مردم میگفتن مادرم مهارتِ خاصی تو پرورشِ گل و گیاه داره
باغِ ما محلِ نمایش بود
حالا بهش نگاه کن
من یه بار یه نفرو استخدام کردم که تمیزش کنه
چند سال پیش بود
یه مرد جوونِ عالی
فکر کنم اسمش ایتن بود
چه اتفاقی واسش افتاد ؟
نمیدونم
واسه چند هفته کار کرد و دیگه نیومد
دیگه ندیدمش
گوش کن
- من یه پیرمردِ احمق به نظر میام - نه
و امروز سالگردِ ماست
- چی ؟ - آره ، 4 ماه پیش چنین روزی
آژانس تو رو فرستاد دم در خونه
کسی که منو نگه میداره ، هم صحبت ، دوست
و دوست
زود باش
وقتشه داروتو بخوری
اونا میخوان آخرین مرحله ی مصاحبه رو تا چند هفته بعد برنامه ریزی کنن
تا چند هفته بعد ؟
یه شرکتِ بزرگه از خیلی موانع رد شدم
اما اون نوع از شغل ، میدونی اونا راه های خودشونو واسه انجامِ کارا دارن
- نمیتونم بهشون فشار بیارم - نه میدونم ، من فقط
من یه کم استرس گرفتم الان
امروز یه تماسِ دیگه از طرفِ وامِ دانشجویی داشتی
خدایا ، اونا ول نمیکنن
خب تو کلاساتو متوقف کردی پس ما مجبوریم پرداختِ وام رو شروع کنیم
در غیر این صورت ، اونا به نوبه خودشون از راهِ آژانسِ جمع آوری انجامش میدن آژانسِ جمع آوری : یک آژانس جمع آوری شرکتی است که توسط وام دهندگان یا طلبکاران برای بازیابی وجوهی که به تأخیر افتاده است از حساب های پیش فرض استفاده می شود
- میدونم آره ، فردا زنگ میزنم - عالیه ، شاید بتونی به
آدمای کارتِ اعتباری هم زنگ بزنی
و نماینده ی بیمه سلامتمون
باشه کیتی ، گرفتم من حلش میکنم ، باشه ؟
نگران نباش
میخوام ظرفارو بشورم
- کیتی - به من نگو نگران نباشم
متاسفم
ما تو مشکلِ جدی هستیم آدام
- باید خیلی زود یه پولی در بیاریم - من یه چیزی پیدا میکنم
ماه هاست همینو میگی
این واسمون هیچ فایده ای نداره که من یه شغل با حداقل دستمزد بگیرم
من از مدرسه واسه این در اومدم پس میتونم یه چیزی پیدا کنم که حقوقِ کافی بده
ما میتونیم شروع کنیم بدهیامونو بدیم فقط یه کم زمانِ بیشتر میخوام
ما وقتی دیگه نداریم آدام
- بیا بذار بهت کمک کنم - نه خوبه خودم میکنم
خودم میکنم آدام آدام
من جمعش میکنم
چرا هیچوقت بهم گوش نمیدی ؟
چرا رفتی اونجا ؟
التماست کردم آدام
میتونست تو رو بُکشه
میتونستم از دستت بدم میتونی تصور کنی چه حسی داره ؟
نتونم دوباره
هیچوقت بغلت کنم هیچوقت صداتو نشنوم
هیچی دیگه درست نیست
عزیزم 4 ماه پیش بود
نه
نه متاسفم ، نه
کجا داری میری ؟
بیرون
کی اونجاست ؟
لئونارد
اِ تویی ؟
کیتی
- این بیرون چیکار میکنی ؟ - فکر کردم خوابیدی
فقط اومدم اینجا فکر کنم
با اون چیکار میکنی ؟
فکر کردم صدایِ یه نفرو دوباره تو خونه شنیدم
- دوباره ؟ - میشنوم که راه میرن
و وقتی میام پایین اونا همیشه رفته ان
هیچکس تو خونه نیست
بیا
تو خوبی ؟
چرا مشکلِ مالی داری بهم نمیگی ؟
نه این ... مشکلِ تو نیست
- چقدر احتیاج داری ؟ - لئونارد نه
ما دوستیم ، نیستیم ؟
هستیم
خب پس بذار کمکت کنم
- من یه کم پول کنار گذاشته دارم - من اصلا نمیتونم اینکارو بکنم
یه زوجِ جوون دارن شروع میکنن
جهان به اندازه کافی پیچیده هست شما نباید نگرانِ پول باشین
اینا طبیعیه
اما عاشق شدن
شاید یه روزی خانواده داشتن با همدیگه پیر شدن
اینا چیزایِ فوق العاده ایه
چیزایی که وقتی جوون بودم میخواستم
و این عالیه فکرکنی که تو یه راههای کوچیک
برای کسی فرق قائل بودم
شاید واسه تو و مردِ جوونت
اون به یه شغل نیاز داره
به لئونارد میگم اینجایی
اوکی میشه
فقط باهاش حرف بزن
باشه
لورازپام ، نیم میلی گرم
آره
شاید بعد از 5 بتونم بگیرمش
ممنون خداحافظ
- سلام چطوری ؟ - سلام
ببخشید مزاحمت شدم من میکی هیدن هستم
آژانسِ املاک
باور کن ، میدونم چجوری به نظر میاد ، خب
اما من این مشتری جدید رو دارم واسه منتقل شدن به شهر ، واسه کار
اون یه خانواده ی بزرگ داره چنتا سگ ، 9تا حیاط
قابلِ ستایشه ، بهرحال اون داره دنبال خونه خوب میگرده
و دیروز اون داشت تو محله دور میزد
یه نگاه به این خونه ی شگفت انگیز انداخت
این خونه فروشی نیست
تو صاحبشی ؟
نه اما بهم اعتماد کن وقتتو تلف میکنی
اون کُلِ زندگیش اینجا زندگی کرد
جایی نمیره
مشتریِ من جِدا با انگیزه ـس
آره ، من نمیدونم چی بهت بگم
متاسفم
اما موفق باشی
صبر کن ، ببین
میتونی یه لطفی بهم بکنی ، خانمِ ؟
کیتی
کیتی
اگه احیانا اون خواست فکرشو عوض کنه
میتونی بهش بگی به من زنگ بزنه ؟
این اتفاق رخ نمیده ولی حتما
No comments yet. Be the first to leave one.