Julkaisutiedot

my life as a dog 1985 proper 1080p bluray x264-ghouls
Kommentaari warez
Translated subtitle from English to Persian Mitt liv som hund 1987 زیرنویس فارسی فیلم

Tunnisteet

bluray
Julkaistu: 2026-01-29
Lataukset: 20
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

می‌خوام همه چیز رو بهش بگم

مامان داستان‌های واقعی رو دوست داره

زندگی من به عنوان یک سگ

اگه بهش فکر کنی، اون‌قدرا هم بد نیست. می‌تونست از این بدتر باشه

به اون پسره فکر کن که برای پیوند کلیه رفت بوستون

اسمش توی همه روزنامه‌ها چاپ شد، ولی آخرش مرد

یا مثلاً لایکا، همون سگ فضایی؟

گذاشتنش توی اسپوتنیک و فرستادنش به فضا

کلی سیم به قلب و مغزش وصل کردن تا ببینن چه حسی داره

فکر نکنم حس خوبی داشته

پنج ماه اون بالا دور خودش چرخید

تا اینکه جیره غذای سگیش تموم شد

از گرسنگی مرد

مهمه که آدم یه همچین چیزی داشته باشه تا بقیه چیزها رو باهاش مقایسه کنه

اینگمار، همین الان در رو باز کن

یالا دیگه

اینگمار، این اصلاً خنده‌دار نیست

همین الان باز کن، اینگمار

نمی‌تونه اونجا باشه

خبر داری، مگه نه؟

متأسفم، ولی نتونستم بهت بگم. واقعاً نتونستم

به اون زنی فکر می‌کنم که رفت اتیوپی

تا مبلغ مذهبی بشه

درست وقتی داشت موعظه می‌کرد، با چماق زدن کشتنش

باید همیشه مقایسه کنی

قورباغه کوچولو

انجامش دادم

بذار ببینم

زبونت رو بیار بیرون. نه، نمی‌خوام

چرا، باید بیاری. نه، پشیمون شدم

یالا، زبونت رو بیار بیرون. بیشتر

قاطیش کن

خوبه. حالا دیگه ما زن و شوهریم

مجبور شد با یه مرد از جنوب ازدواج کنه

خوبه؟

آره. ششصد صفحه‌ست. مامان سه روزه تمومش کرد

یه جوری می‌خونه انگار با هر نگاه از هر صفحه عکس می‌گیره: «چیلیک»

و تمام

من یه هفته‌ست دارم می‌خونمش و هنوز صفحه سی‌ام

عجیبه، با اینکه اهل یه کشورن ولی با هم می‌جنگن

بیا، بهت نشون می‌دم

خیلی راحته

دخترا تو شکمشون یه جور بطری دارن. دقیقاً مثل یه بطری

تو بدنشون انگار برعکسه

تقریباً این شکلیه

این وضعِ داخل بدنِ یه دختره، بین پاهاش

و تو باید اونو بکنی توش

و شلیک کنی به این چیزِ کوچولو

اون وقت بچه درست می‌شه

بیا تا نشونت بدم

نه

اینگمار، یه لحظه بیا اینجا

حالا همه فهمیدن؟

اینجوری کار می‌کنه

تمومش کن

گیر کرده

آخ! درد داره

مواظب باش

اگه بچه‌ها این کار رو با هم بکنن، واقعاً ممکنه گیر کنه

کمک می‌خوای؟

نه، ممنون

چرا این کارها رو می‌کنی؟

چی؟ مثلاً همین الان توی زیرزمین

من نبودم

آخه چرا این کار رو می‌کنی؟

نمی‌دونم. فکر کنم مالِ دورانِ یائسگیه

برو پی کارت

به اون پسره فکر می‌کنم که فیلم تارزان رو دیده بود

یه کابل فشار قوی رو گرفت تا باهاش تاب بخوره و همون‌جا خشکش زد و مرد

هیچ‌وقت نباید فکر کنی تارزانی

بلند شو

خواب موندی، تو رو خدا

چه غلطی کردی؟

خفه شو

باید صبحانه درست کنی. دارم درست می‌کنم

درباره این چیزی نگو

قول بده

اگه نگی، یه وقت‌هایی تفنگم رو بهت قرض می‌دم. باشه؟

خوبه؟

دیگه چیه؟

درست بنوش، اینگمار

بخور

یالا

مواظب باش، می‌ریزه

بخور

حواست باشه

یالا دیگه

مامان! دوباره همون کار رو کرد

اینجا چه خبره؟

نظری نداری؟

چی؟

باید همه چیز رو بهش می‌گفتم

همون موقع که هنوز جون داشت

داستان‌های واقعیِ زندگی. مامان عاشقشون بود

اونا رو جمع می‌کرد

باید یه چیزی داشته باشی که براش تعریف کنی

دوست دارم وقتی می‌خنده. اون وقت کتابش رو می‌ذاره کنار

مشکل اینجاست که خیلی کتاب می‌خونه

خوبه اگه بتونی کاری کنی که به یه چیز دیگه فکر کنه

دختر خوب، سیکان

فکر کنم سیکان رو به اندازه مامان دوست دارم

مامان قبل از اینکه مریض بشه عکاس بود

بعد ما اومدیم. مجبور شد کارش رو ول کنه

در رو ببند

می‌تونست از این بدتر باشه

مهمه که آدم این رو یادش بمونه

فقط به اون تصادف قطاری فکر کن که درباره‌اش خوندم

یه قطار مستقیم زد به یه واگن توی گلیکس‌بو

شش نفر کشته شدن و چهارده نفر زخمی

فقط برای مقایسه

باید مواظب اون واگن‌ها باشی

می‌تونست من باشم

این رو خوندی؟

مادرت یه جوری عجیب می‌نویسه

نه، این‌طور نیست

می‌دونی خط‌شناس چیه؟ نه

متخصص خط. اونا از روی دست‌خط می‌تونن چیزهایی بفهمن

می‌دونی معنیش چیه؟ نه

یعنی اون باهوشه و اهل شوخ‌طبعیه

واقعاً؟

خب، به هر حال من که نمی‌تونم بخونمش

بعدی چیه؟ یه قاشق غذاخوری شکر

سیکان. خداحافظ

جرئت نکنی این کار رو بکنی

داری چه کار می‌کنی؟ اون تفنگ رو بده به من

داشت سیکان رو نشونه می‌گرفت

گفتم تفنگ رو بده به من

برو کنار

گفتم برو کنار

مواظب فرش باش

ایست

دارید دیوانه‌ام می‌کنید! احمق‌ها

چرا کاری که می‌گم رو انجام نمی‌دید؟

در رو باز کنید! ای بچه‌های خیره‌سر

مامان، آروم باش

خواهش می‌کنم آروم باش

صدام رو نمی‌شنوید؟ باز کنید! مامان، برو بخواب

اگه پنجره رو نبسته بودم، مددکارای اجتماعی می‌اومدن

آره، حتماً می‌اومدن

صداش خیلی وحشتناک بود

یالا. هر کی زودتر برسه خونه! باشه

صبر کن

من بردم

جسد اریک چهاردهم رو از خاک درآوردن

بیا دراز بکش

از مسمومیت با آرسنیک مرده. مدرکش هم هست

یالا دیگه

لباسم رو درآوردم

فکرش رو بکن، با آرسنیک مسموم بشی

یالا دیگه، عجله کن

پس اینجایی

چه غلطی دارید می‌کنید؟

صبر کن، می‌خوام باهات حرف بزنم

لعنتی

این دیگه چه گندیه؟

وایسا

گفتم وایسا

صبر کن تا مامانت بفهمه چه کار کردی

ساکت باش سیکان. از این به بعد اینجا زندگی می‌کنیم

مامان به آرامش نیاز داره، وگرنه از دست ما می‌میره

تو که این رو نمی‌خوای، مگه نه؟

سردته؟

آره، سردته

خوبه، نه؟

نه

نه، لعنت بهش

ساکت باش سیکان

لعنتی! خفه شو

کمک

مامان

شام چی دوست داری بخوری؟

می‌تونم پنکیک درست کنم

مادرت خیلی ضعیف شده. باید سعی کنی درکش کنی

اون به یکم آرامش و سکوت نیاز داره، وگرنه هیچ‌وقت خوب نمی‌شه

اگه حداقل در طول تابستون بتونه تنها باشه

فقط دوباره من رو نفرستید سولباکن. من اونجا نمی‌رم

حالا ببینیم چی می‌شه. مادرت باید در این باره تصمیم بگیره

تقصیرِ حماقتِ توئه

دوباره دوری

گل کاشتی

حداقل این بار مجبور نیستی بری پرورشگاه

بابات کجاست؟

نمی‌دونم

فکر کنم یه جایی روی خط استوا باشه

اونجا چه کار می‌کنه؟

داره موز بار می‌زنه

فکر کنم باید اینجا می‌بود و مراقبت می‌کرد

آره. پدرها هم مسئولیت دارن

پس تکلیفِ موزها چی می‌شه؟

بالاخره یکی باید اونا رو بار بزنه

یکی دیگه می‌تونه این کار رو بکنه. ولی کی؟

کی مراقب موزها باشه؟

به هر حال، دلم برات تنگ می‌شه

ببین، این خیلی کاربردیه

از هر چیزی که مالِ خودته یه یادداشت برمی‌داری

اون وقت خیالت راحته. دفعه بعد فقط تیکشون می‌زنی

این رو وقتی بچه بودم یاد گرفتم

سه تا شلوارک. این رو بنویس

دیگه چی نیاز داره؟

بارونی. توی راهروئه

More Farsi Persian subtitles for My Life as a Dog (Mitt liv som hund)

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left