200 ensimmäistä riviä.
قویتر از همیشه باشید به امید ایرانی آزاد
ای حامل مصائب مسیح، تو ابلیس را با ریسمانی الهی از رنجهایت مختنق نمودی
در مسیحیت ارتدکس روسی، به شخصی گفته میشه که به طریقتی مسیحی به رویارویی مرگش میره، برخلاف شهید مرگش از روی ایمان یا لزوما دین نیست اما از روی عشق به خداست
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @CineDreaming
ترجمه شده توسط SaeedBCD
چکمههام تنگان... کشوها کوچکان...
هیچی نمیخورم... ولی همینطور وزنم اضافه میشه...
...بوی شراب تازه میآد
خیلی گشنهامه
دستها و بدنم کرختان...
نمردهم و هرگز هم نخواهم مرد...
بلند شو، تنپرور. بلند شو لباس بپوش
درد میکنه، همه جام درد میکنه ولی همه چی رو به یاد دارم...
درد میکنه؟
پس بخز پیش پدرت! اون شفات میده
نمیرم... منهم با بقیه تو صف هستم
و داخل صف روی اعصاب رفتن ملت هم هستی
من از اینجا موندن به ستوه اومدم... تو همینجا به موعظه کردنت ادامه بده...
دوباره یونیفورمت رو پوشیدی، سپهسالار قلابی...
توی یونیفورم رسمیات میخوابی...
هنوز هیچی نشده بوی تعفن گرفتی
بجنب، قاضی منتظره...
توی کچل هم بوی تعفن میدی، برو کنار
دوک، سر به سر یارو نذار
اون، مسیح، جوون و مهربونه...
میتونه برامون مفید واقع بشه
اگر از وسط جنگل میری، عصبانی نشو
برادر بزرگترم اونجا منتظرته
طوری اینور و اونور پرسه میزنی که انگار زندهای... اینجا کسی عجلهای نداره... نه، مارشال؟
دیگه پیدات کردم. هنوز اینجا دراز کشیدی
بهم دست نزن، هنوز پیش پدرم عروج نکردم...
به گناهانت اعتراف کن، پدر در انتظارته...
بلند شو، وقت کاره
همه جام درد میکنه، دارم درد میکشم...
متوجه نمیشم تو چطور اومدی اینجا، کی تورو کشوند اینجا... تو خودکشی کردی
و من متوجه نمیشم تو چرا اینجا گیر افتادی
همه راجعبه چشمان ناگزیر من صحبت میکنن... من قدرتمندم
من منتظر خواهم موند تا پدرم به اعمال همهی شما رسیدگی کنه...
پدرم...
برادران... برادران. کجایید؟
یعنی ملت دوستداشتنی روس من در چه حالان...
کمونیسم همین االان هم بنا شده، کامیابی فرا رسیده
بله، البته که کمونیسم رو بنا کردهن
کمونیستها بهترین مسیحیان هستن
در میانهی مسیر زندگیم توی یک جنگل سیاه از خواب بیدار شدم
حسش میکنم: یه جایی همین اطرافه، پست و فربه
من هرگز بهش اعتماد نکردم، تو هم بهتره بهش اعتماد نکنی
استالین، همه اینجا میگن که تو نصف مردم روسیه رو از دم تیغت گذروندی
وقتی که به دنبال کامیابی بودی
همینطوره، خیلی ها همونطور که لیاقتاش رو داشتن از دم تیغ گذشتن
اگه میخوای علفهارو بزنی، از ریشه بزنشون
دوک، اینطور بنظر میرسه که ناپلئون دیروز اینجا دیده شده
مکان متروک
گور پدرت، تو یه روباه پیر متعفنی
به جستجوی ناپلئون...
اوه، دوست من، عجب کلاهی...
دوباره داری پنهان میشی
عجب ژست استوار و بینطیری
انگار که یک کرست تنت کردی... کت خاکستری
ما برای مدت زمان زیادیه که ...اینجا هستیم... خالق لابد از ما میترسه
ما سرگردان پرسه میزنیم...
پرسه میزنیم...
همه چیز به فراموشی سپرده خواهد شد...
همه چیز به فراموشی سپرده خواهد شد و دوباره از سر گرفته میشه
و از سر گرفته میشه...
و ما در انتظار ملکه هستیم...
همگی ما در انتظار ملکه هستیم...
آلمانیها همیشه بهترین جنگاوران بودن...
بهترین کارگران...
بهترین موزیسینها...
بهترین متفکرین...
ما باید به جهان حکمفرمایی کنیم، یهود ها سر راه قرار گرفتن
منو ببخشید، سربازان
ما بازخواهیم گشت و یهودها به جایی که باید باشن برمیگردن
سربازان باشکوه! بهپا خیزید!
ما هنوز بیداریم
من به پا میخیزم و یک بار برای همیشه میکشمت...
به پا میخیزم و یک بار برای همیشه میکشمت...
به کجا میری، کجا؟
جنگ و معماری مهارت های حقیقی من هستن
معماران معمولی حتی در بهشت هم وضع خوبی دارن
ما به بهشتی خارقالعاده نیاز داریم، بهشتی بیپایان!
کجا هستید. ای آلمانیهای باشکوه؟
حتی یک تاکستان هم باقی نموند... همه چی از دست رفت...
هیچ اربابی هم اینجا نیست... هیچ اربابی وجود نداره...
سلام برادر بنیتو - سلام برادر بنیتو - موسلینی
کجا هستی؟
حوصلهم سر رفته... این اسبرو از کجا آوردی؟
نمیدونم. بعدا آزادش میکنم
اوه، پالتوی خوبی پوشیدی - برادر، سر از همه چیز در آوردم -
متوجه همه چی شدم. ولی کسی رو ندارم باهاش صحبت کنم. فقط تو
زنده باد ایتالیای کبیر...
همه چیز مثل سابق میشه، فقط لازمه از رود روبیکان گذر کنم مثلی به معنای قدم گذاشتن در راهی بی بازگشت
سلام، برادران. حالتون چطوره؟ بفرمایید داخل، بفرمایید!
هی، قوزپشت. برادرانت کجا هستن؟
در وین، فقط بلدن چطور استعداد رو سرکوب کنن... مطمئنام
در میانهی مسیر زندگیمون...
همگی به سمت خدا!
برادران برادران بجنبید، برید...
همه به سمت دروازهی خداوند
دوباره اینجاییم... اما چرا؟ - زندانبان خبرمون کرد -
خدا یه طرف، زندانبان یه طرف دیگه
اوه پروردگارا، همه جا پر از کمونیست و نازی شده...
انگار که دارم یه خواب میبینم...
استالین، برادر، بهشون نگاه نکن. ما موقتا اینجاییم...
هیچ خدایی وجود نداره! چرا ما به اینجا اومدیم؟
کتاب نبرد من ثابت میکنه که خدایی وجود نداره کتابی به نوشته هیتلر در باب بیوگرافی خودش و توضیح ایدئولوژی و چگونگی شکل گرفتن عقاید یهودستیزانهاش
هرچی نباشه رهبر آلمانیها آدم ددمنشی هست...
من یک مسافر تنهام، من از پاییندستترین ... مردم به بالادستترین بین مردم رسیدم
خدای من، استالین. اینجا هم آب بینیت راه میافته؟ اینجا دیگه چرا؟
کمونیستها همه چی دارن
...عجب برادر دوستداشتنیای دارم - من برای هرچیزی آمادهم -
مارشال، بهنظرت برای اعتراف پذیرفته میشیم؟
به مقامات عالیرتبه باید احترام گذاشته بشه
احترام گذاشته بشه
خدای من، اینجا خیلی زیباست...
ولی کاخ کرملین خیلی بهتره...
استالین، تو از من با شراب اعلائی در کاخ کرملین پذیرایی کردی...
کلی با هم نوشیدیم
ای همعصرها، به خودتون مسلط باشید!
من از همه با شراب های اعلاء پذیرایی کردم، کمونیستها سخاوتمدن
چه کسی اول میره؟
بنیتو، اول تو! اولین نفر برو...
بیوهی من، کلمنتاین رو ندیدید؟
برادر، تو اول برو، کت باشکوهی پوشیدی
البته که ما اولین نفر هستیم
بههرحال که دروازهرو برای برادرت باز نمیکنن
داره میره... مضطربه...
اوه خدایا!
خدا، من اینجام...
بازش نکن!
باز نکن، خدا حماقت نکن!
اونها دروازه رو برای همچین یونیفورم نظامیای باز میکنن
کمی صبر کن
بله برادر، باید کمی صبر کنیم
برادر، شک ندارم که مدالها برای خودش نیستن...
چرچیل همیشه شایسته لباس میپوشیده
لباس نظامی تو بهتره برادر، یونیفرمتو نشونشون بده
بنیتو، دیگه به شلوار سفید تو جواب رد نمیدن...
سرفراز باد دوچه! هیچ خدایی وجود نداره! یقین دارم لقب موسلینی به معنای پیشوا و رهبر
میشه من رو به ملکه وصل کنید...
علیاحضرت، به امید پیروزی
ما همگی دلتنگ شماییم
علیاحضرت، سرتون سلامته؟
تمام برادران چرچیل مشتاق ملاقات شما هستن...
بطور شایستهای ازتون استقبال میکنیم...
بنیتو، بنیتو، فرستادت جهنم
دوچهی بیچاره!
شما، کاتولیکها، همه سوسیالیست هستید، و کمونیست، همه از یک قماشاید
دوچه سوگلی لنین بود... دنیا واقعا مضحکه
همرزم هیتلر، نوبت توئه! برادرانت رو معطل نذار لفظی که بیشتر برای خطاب کمونیستها استفاده میشه و هیتلر یک آنتیکمونیست بزرگ بود
گستاخ نشو، فربه!
پیش برو. رفیق آدولف. برو
پیش برو، فاشیست - ...نگران نباش -
خب؟ کجا هستی؟ بیا بیرون... خارج شو
شیطان، شیطان... همهشون یه مشت شیطانان...
استالین نوبت توئه. غاصب، مستبد، بیخدا...
پیش برو. به قلعهی خداوند یورش ببر!
سپهسالار ژاکت سفیدم رو دزدید
خداوندا، خداوندا، باز کن
بعدا... بعدا...
امان از یهودیها... امان از یهودیها... همه جا پر از یهودیه
کوبا، هزاران مسافر روی کشتی تایتانیک ثروتمند و جوون بودن لقب استالین برگرفته از شخصیت رمان پدرکشی الکساندر قازبگی به نوعی بمعنای برانداز یا ریشهکن کننده
ولی فقط تعداد کمی از اونها خوششانس بودن
خانوادهمون داره روز بدی رو سپری میکنه امروز
نمیتونیم متقاعدش کنیم که دروازهرو باز کنه، چیزی برای پیشنهاد دادن نداریم
بنیتو، استالین لرزه به تناش افتاده
استالین بخاطر آورد که لنین به من هم علاقه داشته. حسادت میکنه
استالین، چرا روی صورتات اینقدر چالهچوله افتاده؟
از دست همهتون خستهم! میرید رد کارتون. حرومزادههای پست
مستبد، چطوره بازجوییات کنم، ها؟
برادر این نادون اینجا چیکار میکنه؟ - باید از دم تیغ بگذرونیمش؟ -
ولی الان دیگه نامیراست...
صدراعظم آلمان، به چه فکری فرو رفتی؟
برو به جهنم، من در مرتبهی اثیری هستم مرتبهای ورای وصف و عظیم بالاتر از طبقههای فیزیکی هستی
استالین هم با خودت ببر - پیشنهاد دادم -
فقط آلمانیها امکان داشته بتونن دروازههای بهشت رو بسازن
اثر هنریای بینقص
لنین گفت، تو ایتالیا تنها سوسیالیستی که میتونه مردم رو به سمت انقلاب رهبری کنه
بنیتوئه
لنین خیلی چیزها میگفت...
استالین، کر شدی؟ لنین ارباب منه
استالین تو مسیحی هستی؟ یا یه کمونیست؟
وایسا، بذار فکر کنم...
فاشیسم به خدا احترام میذاره، زهد، ایمان. فاشیسم به خدا ادای احترام میکنه
استالین، تو بودی که باعث دردسر و آشفتگی شد
سوسیالیسم تو همه چیز رو برای ما ممکن کرد
سوسیالیسم به سبک ایتالیایی کاپیستالیسم به سبک ایتالیایی...
و من گشنهامه
دین یک بیماری روانیه...
خدا فاسده! قداست فقط در واتیکان وجود داره!
اوه، منو نترسون. مارشال اول امپراطوری
دوچه، تو حرف نداری
و تو بوی یه کمونیست رو میدی، استالین
دور شو
برادران وقتشه بریم به سمت تجمعات، برادران
وقتشه بریم به تجمعات، چرا هنوز نشستی؟
بله برادر. وقتشه. مسیر طولانیه...
دوچه، میگن تو اینجا ناپلئون رو دیدی؟
آلو تو دهن این فرشتهها خیس نمیخوره. میگن به این زودی رفته بهشت
No comments yet. Be the first to leave one.