200 ensimmäistä riviä.
... آنچه گذشت
.تجديد ديداري درکار نيست
.هيچ آدمي از گذشتش نبايد ببينه
.بايد اينو بهش بفهمونين
سالي" ؟" ترنت"ـم"
.واسه همين نميتوني کسي از گذشتت رو ببيني
.اونا مي ميرن
،يه بيماري وجود داشت
و اگه خونِ کسي که اين بيماري رو گرفته بود مي خوردي
.خون آشام هارو از بين مي بره
"دوست دخترم، "اما - .من هيچوقت اون بيماري رو نگرفتم -
.امشب رو "اما" بهت غذا ميده
.بايد همينجا بميرم
.من گذاشتم بره - آخه تو چه مرگته ؟ -
ميخوام از "نورا" بخوام .باهام ازدواج کنه
... جاش"، تو نبايد"
،من "ليام مک لين" هستم
."پدر "کانر" و "براين
.اومدم دنبالش
! "نورا"
!اوه، نه
.ديشب نزديک بود منو بکشي
.ميخواستم توانايي هات رو محک بزنم
.تمرين مي کردم
.با دندونات يه درب آهني رو پاره کردي
... بعدش ازت خون ميومد و پيشم اومدي و
"ما گرگيم، "نورا .کارمون همينه
پس چرا بخوام بهت صدمه بزنم ؟
تو نزديک ترين پيوندي هستي که .من با "براين" دارم
.مثل قوم و خويش مايي
.کسايي مثل ما بايد بهمديگه نزديم باشن
اگه من بهت حمله مي کردم چي ؟
.انسان ها، حيوونايي هستن که آرزوي دم مرگ دارن
.تو بيش از انسانيت گرگ هستي
هيچ گناهي بدتر از اين نيست که .به هم نوع خودت پشت کني
،آره، من به پليس و آتش نشاني هم زنگ زدم
،اصلاً مغزم قد نميده
.چون توي آتيش ناپديد نشده
.و حالا هم دارم به بيمارستان حضرت تعالي زنگ زدم
.من گستاخ نيستم
.بنظرم شما گستاخ شدين
! "سالي" .تمرکز کن
."درسته، "نورا سارجنت
.نه، نه، ممنونم
.خيلي خب، من فرض مي کنم جواب "نه"ـه
.خب اينم از بيمارستان هايي که تا شعاع 60 مايلي بودن
بعديش کدومه ؟ "کيپ" ؟
گرگ ها ميتونن شنا بکنن ؟
جاش" ؟" ! سلام
! اوه خداي من
... سلام - خوبي ؟ -
.آره. خوبم
.رفته بودم انبار
... بعد از تموم چيزايي که پشت سر گذاشتيم، نميتونم
.چيزي نيست
ولي اگه چيزي شده بود چي ؟
ميشه يه وقت ديگه نگران اون قضيه باشيم ؟
.چون دو قلوها پدر دارن
.و پدره هم جواب مي خواد
،درست همون وقتي که يه ذره اميد دارم
.همونم ازم ميگيري
.ميدوني، خيلي سريع ياد ميگيري
... اوه
.يه روزي تو منو کيش و مات مي کني
.خيلي خيلي زياد شک دارم
هي، "تئو" ، گرسنت نيست ؟ - ... آم -
.بيا بريم من برات ناهار بگيرم
.اوه، بيخيال ديگه
حداقل کاريه که ميتونم بخاطر .درس هاي مجانيت بکنم
.جداً مجبور نيستي
.يالا ديگه، اصرار ميکنم - واقعاً ؟ -
.اي بابا ! آره - .باشه پس -
! "تئو" .بيا ميانبر بزنيم
! هي ! نه
! خواهش مي کنم
.هيچي احساس نمي کني
! گمشو برو
! تا گردنتو نشکستم گمشو برو
.شوخيت گرفته
."ببين، "هنري
... فقط يه سرماخوردگي ساده بود، من
! اصلاً نميدوني چي داري ميگي
وقتي بيماري به روزگارشون افتاد .تو زيرزمين خاک شده بودي
.وقتي که ويروس اسير جون ما شد
.مجبور نبودي مرگ کسايي که ميشناسي رو ببيني
.يه روز خوبن، يه روز ديگه مي ميرن
،مطمئنم که وحشتناک بوده
.ولي ميتونيم از اشتباهاتشون درس بگيريم
... هفته ها وقت ميگيره
.تا بشه يه پينت خونِ تميز تهيه کرد
.آروم تر حرف بزن
اون دندون پزشکي که سه شنبه پيشش بوديم چي ؟
هي! چي بهت گفته بودم ؟
انقدر بريم تا بکشيمش ؟
يا تا وقتي بريم که جناب عالي مجبورش کني ! تا مغزشم برات کباب پز کنه ؟ ها ؟ نه
.يه راه بهتري پيدا مي کنم
! من يه راه بهتر سراغ دارم
.اسمش "اما" بود
.دختر خوشگلي بود ! بوي وانيل ميداد
! و تو گذاشتي که فرار کنه
.سريع باش و بخور
اصلاً قرار نيست ديگه درمورد اين موضوع صحبت نکنيم ؟
.اون يه برده بود
چيه، ميخواي واسه زنده موندن
يه دختر بيچاره رو شکنجه کني ؟
! نه
. ما بهتر از اين حرفاييم
.شايد تو باشي
.تا وقتي که تو پسر مني، تو هم هستي
.ديگه نميتونم اينکارو کنم
.ديگه از پرسه زدن براي يه قطره خونِ پاک خسته شدم
.از اين گرسنگي خسته شدم
.از ... خسته شدم - از من ؟ -
.من اينو نگفتم
.فقط تمرکز کن
.يه خونِ سالمي وجود داره
.مثل بازي اعداد مي مونه
،هزاران نفر آدم مريض ميشن
.خيلي هاشون نميشن
.خونِ سالم پيدا مي کنم
تنها کاري که تو بايد بکني .اينه که به من اعتمـاد کني
باشه ؟
"هنري"
.بيا بريم
.بايد اين عادتو ترک کني
.گرسنمه
! سالي" ، اينا کالري ندارن"
.هرچي که من ميخورم کالري نداره
.هيچيم نميشه
.ديشب دو مرغ کامل خوردم
.و يه طشت بستني خوردم
.از اون مدل هايي که دسته داره
.فقط از روي استرس دارم ميخورم - .ميدونم -
خب بايد چيکار کنم ؟
،هربار که از خونه ميرم بيرون
.مي ترسم يکي رو بکشم
.هويت هم ندارم
.و نميتونم به "ترنت" بيچاره فکر نکنم
.خب يه راه حل واست هست
شايد اگه آلارم گوگل
براي " ترنت + هريس + مرگ " نذاري
.بتوني بهش فکر نکني
.پس، تو اونو ديدي - ! آره -
.پس ميدوني مراسم يادبودش نزديک ـه
.فکر کنم بايد برم - .فکر خوبيه -
.اگه ميخواي نيمي از آدماي گذشتت رو بکشي
"چون دوست و همکلاسي هاي "ترنت
،دوست و همکلاسي هاي تو هم ميشن
.اينجوري تورو ميبينن، و ميميرن
آره باشه، ولي اگه روحش اينجا باشه و بتونم باهاش حرف بزنم چي ؟
.احتمالاً ترسيده
تا قبل از اينکه تو و "ايدين" رو ببينم
.چيزي از روح بودن سرم نميشد
.من به اين روز انداختمش
حداقل ميتونم کمکش کنم .تا بتونه با اين وضع ادامه بده
سالي"، نميتوني به مراسم يادبودش بري، باشه ؟"
.خودت ميدوني
،و همينطور به طور خودخواهانه اي
اگه قراره از "نورا" درخواست ازدواج کنم
.به مسائل عادي بيشتري توي زندگيم نياز دارم
شامل اين هم ميشه که .تو کسي رو نکشي
.شيرفهم شد
ميشه ديگه نخوري ؟
.واست بده
! باورنکردنيه
! کل روز کارش همينه
،ميدونم که کلي سرت شلوغه
.ولي ميخوام يه لطفي بهم کني
.حتماً .امر بفرما
... پيدا کردن خونِ پاک، خيلي سخت تر از
... اون چيزي بود که فکرشو مي کردم، و
توي شيفت کاريت بايد بعضي هارو پذيرش کني، درسته ؟
... آره
،خب، بنظرت اگه يه بيمار اومد
بتوني چندتا سوال اضافي ازش بپرسي
تا ببيني اون بيماري رو گرفته يا نه ؟
،پس ميخواي آمار بيمارهامو در بيارم
،و بعدش به تو بدمشون
.تا تو و "هنري" بتونين تموم خونِ ـش رو از بدنش خارج کنين
.جاش"، قضيه اين نيست" - نيست ؟ -
.کل خونِ ـش رو نميخوايم
.نه، يک يا شايد دو پينت خونِ ـشو ميخوايم
هنري" مجبورشون مي کنه" ! سر سه صوت کار تمومه
.خون رو که بگيريم، ولشون ميکنيم
مثل همون دوتا دختر مهموني
که آخر سر مُرده توي اتاقت پيدا شدن ؟
"تو بهم قول دادي، "ايدين
.ديگه هيچوقت اينکارو نمي کني
... "هنري"
.توي متقاعد کردن خيلي بهتر از منه
.مثل من خراب نمي کنه
.خب بذار شفاف تر بگم
سالي" ازم ميخواد دو شغله کار کنم" ،تا شکمشو سير کنم
و تو هم ازم ميخواي ريسکي کنم
که شايد شغلي که دارم به تو نون ميدم رو
.از دست بدم
.ميدونم چي دارم ميخوام
.ولي چاره ديگه اي ندارم
.خواهش ميکنم
! کاش ميگفتي نه
No comments yet. Be the first to leave one.