200 ensimmäistä riviä.
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
"زندانی شماره ۱۵۰" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
"شهر "کُلکاتا
زندان مرکزی کُلکاتا
پانزده دقیقه قبل
...اوه، لعنتی
ده ماه آزگار تلاش کردیم تا دستگیرش کنیم
ولی حتی ۱۰ روز هم نتونستیم توی زندان نگهش داریم
اگه رسانهها از این موضوع با خبر بشن، کارمون تمومه
و اگه مقامات بالاتر متوجه بشن، همهمون رو به آتیش میکشن
قربان، یه نفر هست که میتونه بهمون کمک کنه دستگیرش کنیم
کی؟- زندانی شماره ۱۵۰-
منظورت "ماکت سینو"ه؟ لعنت بهش
قربان، لطفا گوش کنین
تا الان اون ۱۰ بار از زندان فرار کرده
هیچوقت با وثیقه از زندان خارج نشده همیشه فرار میکنه
اون برای این کار عالیه، قربان
اگه من ازش درخواست کمک کنم اون ازم سواستفاده میکنه
نمیخوام این اتفاق بیوفته
نفسم نمیتونه اینو قبول کنه
قربان، ازتون خواهش میکنم خودتون رو قانع کنین
خواهش میکنم، قربان
توی کدوم سلوله؟
هی، شماره ۱۵۰؟
اشکالی نداره
از روی عشق اینکارو کرد- سینو؟-
قربان، اون از شما خودخواه تره
فقط جواب شمارو میده
مودب صداش کنین
!آقای سینو
کیه؟
اوه، تویی
چیکارم داری؟
چرا همه عصبانی به نظر میاین؟
زندانی ۶۲۰ فرار کرده؟
تو از کجا میدونی؟
چون از منم خواست که باهاش برم
منم بهش گفتم که
تا وقتی که دادگاه تعیین کرده نمیخوام از اینجا بیرون برم
خداروشکر ممنون، سینو
اگه تو هم الان فرار کرده بودی ما خیلی توی دردسر میوفتادیم
سینو، خیلی تغییر کرده، قربان
ازش درخواست کنین- !خیلی خب-
باید بهمون لطف کنی به زندان برش گردونیم
اینکارو نمیکنم
این حرفو نزن، سینو
مگه ما همه مثل یک خانواده نیستیم؟ ما همه انسانیم هیچ تفاوتی با هم نداریم
خب پس بیا اینجا یونیفرمت رو بده به من
!و لباسای زندانی منو بپوش و توی این سلول بشین، احمق
حتی حرف زدن باهاتم کار اشتباهی بود
گوش کن سینو چرا به ما کمک نمیکنی؟
من یه سری درخواست دارم- چی میخوای؟-
یه تلوزیون روی دیوار باشه یه فریزر هم اون گوشه
یه موبایل و یه وای فای هم توی اتاق باشه
چرا آه میکشی؟ مگه من زندگی لاکچری خواستم ازت؟
فقط نیاز های اولیه رو درخواست کردم
با خواسته هاش موافقت کنین، قربان- !باشه-
قربان موافقه
پس منم بهتون کمک میکنم
نقشهی زندان رو میخوام
این سلول زندانی شماره ۶۲۰ه
حله- میتونیم پیداش کنیم، سینو؟-
آره. ولی اول بگو اون قیافهشو اینجوری نکنه
حالا یه جفت کفش نو و یه آدامس بادکنکی میخوام
کفش بدرد دویدن میخوره، ولی آدامس بادکنکی میخوای چیکار؟
میخوام یه قیافه خاص از خودم بسازم- قیافه خاص؟-
هی، زود باشین دنبالم بیاین
تا الان باید خیلی دور شده باشه
حتی اگه یه دقیقه هم از دست بدیم ممکنه دیگه پیداش نکنیم
انتهای این تونل همو میبینیم
خودشه
زود باشین شلیک کنین
سریعتر بیاین
ایول! شلیک خوبی بود
چطور انقدر خوب شلیک کردی؟
من بیلیارد بازی میکنم
همیشه هم درست میزنم به هدف بیا
هی، بلند شو
!هی، هیس
اگه مردم بفهمن برای دستگیر کردن اون از سینو کمک گرفتیم
برای دپارتمانمون ننگ به حساب میاد
به سینو بگین به کسی چیزی نگه
کجاست؟ -فرار کرد- بگردین -نمیتونیم پیداش کنیم، قربان-
شما خیلی خوششانسین، قربان
حالا دیگه لازم نیست خواستههاشو برآورده کنین
دهنتو ببند
این یارو ۲ تا پلیس رو کُشته
مدارکی که نشون میده سینو اینکارو کرده، ببینین
انقدر بگردین تا پیداش کنین- بله، قربان-
"حیدر آباد" طرز فکرت در آینده عوض میشه
رفتارت با زمان تغییر میکنه
مسئولیتهات افزایش پیدا میکنه
همش ۴۰ روپیه توی کیف پولش هست این یارو بدرد نمیخوره
حالا در مورد طالعبینی این ماه صحبت میکنیم
هی اون علامت طالع منه
از اونجایی که سیاره مُشتری وارد بخت شما شده هیچ سودی بدست نمیارین
بخاطر کسانی که دوستشون دارین اوضاع سختی پیش روتونه
از آدم هایی که بهشون اعتماد دارین، ضربه میخورین
گندش بزنن
من کلی پول و جواهر دارم چرا باید به مشکل بخورم؟
چرا همه چیز داره میلرزه؟
...دزد
هی منم از زندان برگشتم
واقعا خودتی؟
تو که خودت دزدی چرا داشتی داد میزدی که آی دزد، دزد؟
خب دزد باشم، نباید از یه جنایتکار بزرگتر بترسم؟
خیلی وقته ندیدمت، داداش
منم خیلی وقته اینارو ندیدم
میدونستی من دارم میام جواهر هارو بیرون آوردی؟
تلوزیون احمق همین الان گفت
که یه دیوانه میاد و همه چیزو ازم میگیره
تو هیچوقت سروکلهت پیدا نمیشد
حالا ایندفعه چجوری اومدی؟ با وثیقه آزاد شدی یا فرار کردی؟
فرار کردم- راستی- چیه؟-
یونیفرم زندانیتو چیکار کردی؟
توی قطار گذاشتمش- !اوه، خدایا-
همین کافیه که سگهای شکاری این آدرس رو پیدا کنن
نگران نباش نمیتونن پیدامون کنن
چطور؟- قیافهمو عوض میکنم-
چطوری خب؟
چطور شدم؟- مثل قبلی-
این دفعه عوض شدم مگه نه؟
هیچ تغییری نکردی فکر کردی فیلمه؟
نمیتونی با یه عینک تغییر قیافه بدی
پس حالا چیکار کنیم؟
باید از هند بری
"باشه، پس میریم "بنکوک- !روز بخیر-
حالتون چطوره؟ ولی پولش چی؟
پولمون کمه- خب پس میخوای چیکار کنی؟-
این جاییه که ازش پول برمیدارم- !اوه خدایا-
خداروشکر درست پولو درآوردی !وگرنه من عقیم میشدم
از هر جایی که بشه پول درمیاری
من میتونم بوی پول رو هر جا که باشه حس کنم
ولی نمیدونم "سوبالاکشمی" کجاست
سوبالاکشمی کیه؟
اون ضربان قلب منه
عشق دوران نوجوونیمه- اوه، برگشتی به گذشته-
آره- ...بگو بگو-
فراموشش کن
الان باید بریم بنکوک بگو چطوری بریم؟
باید بلیط هواپیما بگیریم
من فکر کردم باید با دوچرخه بریم بنکوک، احمق
حالا پاسپورت لازم دارم
چطور باید بگیرنش؟- باید بریم به قسمت قدیمی شهر-
پس بیا بریم- !اوه خدا-
...برو
هی، آقای سینو
رفیق قدیمی- "سلام "باشا-
خوش اومدی آقای سینو- حالت چطوره؟-
من خوبم
خوبه- آقای باشا اون یه پاسپورت میخواد-
یک ساعته آماده میشه
اینم عکس و مشخصات
نگران نباشین، الان براتون ردیفش میکنم- خیلی خب، برو-
داداش، من میرم این طلا رو آب کنم
بزن بریم- تو کجا میای؟-
تازه یه روزه اومدی بیرون
میتونی بری آواز بخونی و برقصی
دوست دختر قبلیت "راتالو" هم اینجاست
راتالو؟- آره-
دکمه های لباستو باز کن- !آره-
راتالو
رئیس؟- آره-
من برگشتم
ه... هد... هدف
هدف از مسافرت
یه آدم بیکار چه هدفی توی بنکوک داره آخه؟
...ماساژ با روغن- ماساژ ساندویچی- آره-
ببخشید- بله؟-
سوبالاکشمی، واقعا خودتی؟ از آخرین باری که دیدمت خیلی میگذره
حالت چطوره؟ همسرت کجاست؟
بچههات کجان؟
بچه؟ من اصلا هنوز ازدواج نکردم
چرا دروغ میگی؟ تو خیلی وقت پیش ازدواج کردی
حتما منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی میشه اون خودکارو بهم بدی؟
ممنون- سوبالاکشمی-
اسم من سوبالاکشمی نیست لاکشمی"ه"
چه فرقی داره به هر حال لاکشمی داره دیگه؟
اون کیه؟ یه جوری باهاش حرف میزدی انگار خیلی خوب میشناسیش
در مورد سوبالاکشمی بهت گفتم، یادته؟
منظورت همون ضربان قلبه؟
این همون عشق نوجوونی هاته؟- آره-
!اوه- از کلاس هفتم تا دهم-
باهم درس میخوندین؟
نه، عاشق هم بودیم- واقعا؟-
ولی پدرش "ناگابوشان" آدم بدیه
اون مارو از هم جدا کرد و مجبورش کرد با یکی دیگه ازدواج کنه
بعد از اون من اینجوری ولگرد شدم
ازدواج توی بچگی بوده؟- !نه-
بعد از سن بلوغش بود
دیگه زن شده بود- اوه، باشه-
خب پس چرا اون یه جوری رفتار میکنه که انگار تورو نمیشناسه؟
وقتی نوجوون بودم منو دیده برای همین الان منو نشناخته
الان کاری میکنم یادش بیاد
لاکشمی؟ سلام- چیه؟-
خودکارتو میخوای، آره؟ بهت برمیگردونم- !نه-
پدرت ناگابوشان هنوز زنده اس یا فوت کرده؟
هی، اسم بابای من ناگابوشان نیست اسمش "نارسیمارو"ه
نارسیمارو... مامانت از بابات جدا شده و با این ازدواج کرده؟
چی؟- خانم "آندال" تصمیم درستی گرفته-
No comments yet. Be the first to leave one.