162 ensimmäistä riviä.
چی شما رو به اینجا کشونده؟
خب، موضوع مربوط به کالاهاییه که برای تئوکراسیها میفرستادیم
یکی از اشرافزادههاتون اونها رو به سرقت برده
اول از همه، به خاطر خطایی که ازش سر زده عذرخواهی میکنم
...و
اگه فقط سر من بره بالای دار ما رو میبخشین؟
«متـــرجم: فــاطیمــا» Fatima
ظاهرا اشتباه متوجه شدم، جناب رامپوزای سوم؟
به این خاطره که دیگه اون مرد توی جبههی شما نیست؟
یا شاید به این خاطر اینه که متوجه نبوغ فرزندتون هستین؟
در گذشته همیچن تصمیمی نمیگرفتین
خوبه
در هر صورت پاسخ ما به این موضوع تغییر نخواهد کرد
پادشاه جادوگر به فرمانروایی ریاستیزه اعلان جنگ کرد
از همین امروز ظهر به مدت یک ماه سربازهامون رو اعزام میکنیم
تنها راهش اینه که شما به ریانتل یورش ببرین
که کمتر از یه ماه دیگه بخشی از قلمروی ما میشه
در آخر، از طرف اعلیحضرت یه پیغام براتون دارم
همهی اینها نقشه خودتون بوده
چطور جرات میکنی وسط پیغام پادشاه جادوگر بپری
ای انسانها، دلتون میخواد تا یه ماه دیگه زنده نمونین؟
پیغام اعلیحضرت اینه
اینبار قصد ندارم طلسم سنگینی" "روتون انجام بدم. لذت ببرین
همین
گفتین که همهی اینها نقشهی خودمون بوده
ولی برای خودمون هم جالب بود
ما میخوایم بدونیم افراد قلمروی شما چه فکری پیش خودشون میکنن
پادشاه جادوگر یک ماه بهمون وقت دادن ...تا آمادهی جنگ بشیم
با وجود این که اعلان جنگ کردن
هیچ نشونی از بسیج کردن نیروهاشون نیست
خواستن تهدیدمون کنن؟
پادشاه جادوگر این مدلی نمیجنگه
تو پادشاه جادوگر رو با چشمهای خودت دیدی، درسته؟
فقط دیدنش نبود
بلکه شاهد نبرد تن به تنش با گازف بودم
حتی الان هم نمیدونم چه اتفاقی افتاد یا گازف چطور باخت
...این
دارم ازش مراقبت میکنم
شاهزاده سپردش به من
شمشیر محبوب استاد استرونوف و یکی از گنجینههای قلمرو
حتی این شمشیر هم نمیتونه زخمی بر بدن پادشاه جادوگر بندازه؟
شنیدم که احتمالش هست
ولی شمشیر نتونست به اون برسه
پادشاه جادوگر یه نقشهای داره
حس ششمم میگه ولی مطمئنم حدس درسته
واسه همین این بچهها رو از اینجا میبرم
راهش رو بلدی؟
بالاخره پیدا میکنم
با کاروانی که به شهری نزدیک کنسول استیت میره میفرستم برن
حتی اگه بمیرم
بچهها شمشیر زنی رو ادامه میدن
یکبار هم استاد وستر این حرف رو زدن
اجازه میدین یکی از افرادم رو با بچههای شما بفرستم؟
چی؟ مطمئنید؟
.اینطور خیالم راحته ممنون
یک ماهه که اعلان جنگ کردیم
فکر میکنن ما به ریانتل عقبنشینی کردیم
دمیورژ، کارت عالی بود
از اینکه بر جادهها نظارت کردی وکارهامون مخفی موند
خیلی ممنونم
آلبیدو، تو هم کارت عالی بود که اشرافزادههای فرمانروایی رو
آوردی توی جبههی خودمون
خیلی ممنون، ارباب آینز
خواهش میکنم
هدف اصلی این نقشه اینه که نذاره کشورهای دیگه
نیروهای پشتیبانی بفرستن یا از مداخلهی اونها جلوگیری میکنه
به این وسیله که مرزهای فرمانروایی رو قبل از اینکه متوجه بشن میبندیم
واسه همین شهرها و روستاهای اطراف ...اون مناطق باید نابود میشدن، ولی
همه فکرشون رو به کار انداختن و به موفقیت این نقشه کمک کردن
اینکه هیچ مشکلی وجود نداره نگران میشم
کوکیتوس، از اینکه از مردان مارمولکی شکست خوردی چه احساسی داشتی؟
درسته. از اون شکست درسهای زیادی گرفتم
درسته
من هم معتقدم ما از شکستهامون درس میگیریم
با قدرتی که ما داریم، ویران کردن شهرها و قتل عام مردم کار سختی نیست
ولی درس گرفتن از اشتباهاتمون کمکمون میکنه
تا در برخورد با مشکلات سختتر بدونم چیکار کنیم
حالا که سرزمینهای زیادی در دستان پادشاه جادوگره
قراره وظایف بیشتری به نگهبانها بسپارم
شما برای افراد بیتجربه راهی باز میکنین تا تاریخساز بشن
درسته، دمیورژ
پس بریم برای جنگ با کسایی که از خودمون قویترین آماده بشیم
چشم
ارباب آینز، وقت نبرد بعدی رسیده
کی مسئول منطقه بعدیه؟
ارباب آینز
پس باید از نزدیک ببینیم
درسته
من تداراکات خاصی ندیدم
به نظرم این نبرد نیروی نظامی نداره
حق با توئه
بعضی از انسانها از شهرهای ویران اطراف فرار کردن
ارباب آینز مسئول خرابی اون شهرها هم هستن
دلیلی براش دارین؟
سوالت منطقیه
همهتون باید نبرد بعدی رو ببینید
بعد از اون همه چیز رو توضیح میدم
...نبرد بعدی توی یه شهر ساحلیه
آره، اینائول
اون شهر برای ماهیگیریه و سربازهای زیادی نداره
شهر دیوار محافظتی نداره
شکستش با یه سپاه کوچیک هم آسونه
باید چیکار کنم؟
خب، فعلا یکم برای خودم وقت خریدم
مقبره بزرگ نازاریک، طبقه پنجم
زندان یخزده
متاسفم، ارباب آینز
میدونم چه رفتار وقیحانهای داشتم
اما بانو نیگردو و پستونیا عاجزانه خواهان دیدار شمان
من بودم که مانع رفتن نیگردو از نازاریک شد
من باید خواهان دیدارشون باشم
ممنون از لطف و سخاوتتون
نیگردو؟
باید آلبیدو، خواهر کوچیکش، هم میاوردم؟
...بعید میدونم رابطهشون بد باشه
.نه، بهتر که نیاوردمش آلبیدو از تعلیقش ناراحته
ارباب آینز، بانو نیگردو بیرون منتظرتونن
باشه
ممنون که این همه راه رو تا اینجا اومدین، ارباب آینز
درسته. سرت رو بلند کن، نیگردو
میخواستی راجعبه چی حرف بزنی؟
...خب
ارباب آینز، میشه کشت و کشتار مردم متوقف بشه؟
امکان نداره
نباید در مورد این موضوع مستقیما با من صحبت کنی
باید اول با مافوقت کوکیتوس حرف میزدی
نیگردو، با این کارهات به مافوقت بیاحترامی میکنی
این یه جواب نه صریح به عضو کارگر جامعهست
کاملا حق با ارباب آینزه
واسه همین منم میخواستم همین رو پیشنهاد بدم
...مافوقت
سباسـه، درسته؟
درسته
که اینطور
بذارین این رو بپرسم
ما به خاطر افزایش قدرت مقبره بزرگ نازاریک این نقشه رو کشیدیم
به نظرتون میتونیم با رحم و مروت به نقشهمون برسیم؟
تموم بچهها استعدادهایی دارن، ارباب آینز
فقط بچهها نیستن که بااستعدادن
انسانها میتونن چیزهای جدید خلق کنن
معتقدم این قدرت رو دارن که باعث پیشرفت تمدن به روشهای نوین باشن
مثل این بسکویتها
،اینها توی ایرنتل فروخته میشه مردم میگن قبلنا سفتتر بودن
حالا بافت نرمتری دارن
و این کار از طریق افزایش فرهنگ غذایی انسانها انجام شده
لطفا ازشون بخورین
باشه
بیشتر شبیه یه دسر شیرینه
موافقم
با اینحال به نظرم پیشرفت تمدن خطرناکه
وقتی ضعیفها قدرتمند میشن که قدرتمندها درجا میزنن
باید از هر اقدامی که باعث میشه انسانها ما رو سرنگون کنن پیشگیری کنیم
اشتباه میکنم؟
ممنونم که اومدین و وقتتون رو در اختیارمون گذاشتین، ارباب آینز
نمیخوایم بیشتر از این وقتتون رو بگیریم، ارباب آینز
درسته
...ظاهرا این گفت و گو
!ارباب آینز
!عذر میخوام
.مشکلی نیست اگه میخوای چیزی بگی، آزادی
درسته. این سیاست تشویق و تهدیده
شنیدم که این سیاست نشون میده چطور رفتار ما با فرمانروایی فرق میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.