200 ensimmäistä riviä.
یه دست مرتب بزنید برای اجرای بعدی
رفیقمون، آقای کمیل نانجیانی
سلام
خب، بذارید یکم از خودم براتون بگم
من تو پاکستان بزرگ شدم
و مردم همیشه ازم میپرسن: «اونجا چطور بود؟»
واقعاً اونقدرها با اینجا فرقی نداشت
منظورم اینه که ما کریکت بازی میکردیم، که فقط یه نسخهی تند و تیزترِ بیسباله
و زیاد هم نماز میخوندیم
البته نه خیلی زیاد. فقط روزی پنج بار
و با کسی ازدواج میکنیم که پدر و مادرمون برامون پیدا میکنن؛ همون ازدواج سنتی، میدونید که؟
ولی برای من تفاوتش شاید این بود که
قسمتهای سریال «نایت رایدر» رو یه کم دیرتر میدیدیم
و منظورم از «یه کم دیرتر» اینه که تازه قسمت دومش به ما رسیده بود
ولی به جز اون، دقیقاً مثل اینجا بود
خب، خداییش اینها دفتر خاطرات واقعیم هستن
و اینم همون زنیه که اینها رو نوشته
طفلک دختره
آره. اون اصلاً روحش هم خبر نداره که مثلاً
قراره سینههاش بزرگ بشن
و زندگیش رو کلاً زیر و رو کنن
خب، ممنون از همگی
رفیق، تماشاچیِ بد نداریم، فقط کمدین بد داریم
تو که همیشه داری از تماشاچیا غر میزنی
آره، خب وقتایی که واقعاً بد باشن
یعنی ۹۰ درصد اوقات بد هستن؟
ببین، امشب فقط اجرا رو نگاه کن و نظرت رو بهم بگو، باشه؟
اگه هر دو به هم نظر بدیم، فکر کنم کمک کنه
تمام نظرات تو اینه که وسط اجرا بیشتر فحش بدم
این به هیچکس کمک نمیکنه. هی، فحش دادن خودش کلمهی خندهداریه
اولش نرمه و آخرش سفت. واقعاً افتضاح بود
خیلی بد بود. چی شد؟
فقط تماشا کن. مرسی. تماشا میکنم و نظرم رو میگم
هی، عالی بود. نه بابا، حتی یه لبخند هم نزد
فکر کردم الانه که بالا بیارم. کی؟
باب دالاوان
باب دالاوان دیگه کیه؟
باب دالاوان برای جشنواره کمدی مونترال کار میکنه
آخه احمقِ عوضی
اون اینجاست؟ آره. نمیخوای دیده بشی؟
وای خدای من. نمیخوای بری لسآنجلس؟
با الایجا وود بپری و این جور بساطها؟
کسی روی صحنه نیست؟
نه
شاید داشته کوکائین میزده
تفریحی میزده؟ یه کوکائینیِ واقعیه
کوکائینی. برام سواله که واقعاً بود یا نه
خب، قبل از اینکه نفر بعدی رو صدا کنم
همهتون میدونید که امشب سهشنبهی «ژله شات»ـه
و همه میدونیم بعد از هشت تا ژله شات چی میشه
خودمون رو خیس میکنیم و... بالا میاریم
خب، کمدین بعدی رو صدا میکنم
با اعتماد به نفس، با وقار. این مرد رو میشناسید
یه کف مرتب بزنید برای آقای کریس جونز! لبخند بزن
کریس! انگار یه قاتل زنجیرهای
با یه سخنران انگیزشی رابطه داشته باشه
مثل دنیل دی-لوئیسه، با این تفاوت که گند میزنه
من روش گرم کردنش رو امتحان کردم
برای من جواب نمیده. خیلی رو مخه
تازه یه پرینتر لیزری خریدم
تا حالا حدود شش تا لیزر باهاش پرینت گرفتم
شاید
هی داد، دالاوان امشب بین تماشاچیاست
میتونم ده دقیقه اجرا کنم؟ نه، پنج دقیقه
صندلیها رو میچینی، پنج دقیقه هم اجرا میکنی
قانون رو که میدونی. بیخیال پسر
دفعهی بعد جبران میکنم
بیخیال. اون تو میخوای چیکار کنی؟
دارم برنامهی هفتهی بعد رو مینویسم. باشه، حله
با دوستدخترم تو تخت بودم و داشتم سعی میکردم
براش با زبانِ مردانه توضیح بدم که، میدونی، ما
ما روی یه تیکه سنگِ کوچولوایم که دور یه ستاره میچرخه، اونم توی یه کهکشان
با میلیاردها ستاره، توی جهانی که پر از میلیاردها کهکشانه
خب که چی، تولدت رو فراموش کردم
کی اهمیت میده؟
انگار داری در مقیاس جهانی به این قضیه واکنش نشون میدی
خداییش داری خیلی خودخواهانه رفتار میکنی
حق با توئه ولی خودخواهی
هی
تا حالا اسم این معجونِ مواد مخدر به اسم «پنیر» رو شنیدید؟
تو اخبار دیدم، بعد رفتم سرچ کردم ببینم این «پنیر» چیه؛ دیدم یه مخلوطه
پنیر یعنی تایلنول و هروئین
پس در واقع همون هروئینه
اصلِ کار رو همون هروئینه انجام میده
همون هروئین رو بکشید. خیلی قویه
خودتون که هروئین دارید
کسی از پاکستان اینجا هست؟
جدی؟ تو اهل پاکستان نیستی
اگه بودی حتماً متوجهت میشدم
داری شوخی میکنی؟ اومم
همینطوری بهت اجازه داد بری مونترال؟
لازم نیست نمونه کار نشون بدی یا تست بدی یا هیچ چیز دیگه؟
تقریباً بیش از حد راحت بود
مثلاً دلم میخواست سختی بکشم. دلم یه داستانی میخواست
که بتونم توی برنامههای تلویزیونی تعریف کنم، ولی در عوض
شماها نمیدونید چقدر سخته که آدم سختی نکشه
این... خودش یه جور سختیه که بدون هیچ تلاشی موفق بشی
چیزی در مورد من نگفت؟
البته
در مورد من چی؟ اون... هر دوتاتون
گفت: «اونا هم اجرا کردن.»
واقعاً ازت متنفرم. همهمون ازت متنفریم
سلام. سلام
سلام. امم، اسم من کمیله
آره، میدونیم
آره، اجرات رو دیدیم
حالا که از تعارفات بگذریم
باید بهت بگم وقتی اونطوری سرم داد زدی
واقعاً تمرکزم رو به هم ریختی
و، خب، واقعاً نباید وسط اجرای کمدینها تیکه بندازی
خیلی بیادبیه
من که پارازیت ننداختم
فقط برات هورا کشیدم. این یعنی حمایت
خب، این یه باور غلطِ رایجه. آها
ولی هر چیزی که سر یه کمدین داد بزنی، پارازیت محسوب میشه
پارازیت انداختن حتماً نباید منفی باشه
یعنی اگه داد میزدم مثلاً «توی تخت خواب معرکهای!»
اونم پارازیت بود؟
آره. یه پارازیتِ کاملاً دقیق میبود. جالبه
واو. خداحافظ
اوه. نرو
نه، تو میتونی... من دارم میرم
زدی دوستم رو پروندی
اسمت چیه؟
امیلی
امیلی. بیا اینجا
میخوام یه چیزی بهت نشون بدم، امیلی
این اسمت به زبان اردوئه
اوه
این حرکتت جواب میده؟
یه موفقیتهای کوچیکی باهاش داشتم. چرت نگو
خب، پس تو فقط با دوستات اومدی یه اجرای کمدی ببینی؟
آره. ما همهمون دانشجوهای تحصیلات تکمیلیِ دانشگاه شیکاگو هستیم
تو دانشگاه چی میخونی؟
روانشناسی میخونم. قراره درمانگر بشم
اوه، پس قراره روی مبل بشینی و مثلاً
از مردم بپرسی: «این موضوع چه حسی بهت میده؟»
منظورم اینه که در نهایت آره. فعلاً دارم کارِ میدانی انجام میدم
با یه گروه از مردهایی که به جرم خشونت خانگی محکوم شدن
یا جدِ سادات. به سلامتیِ اون
اوه، واو. نه، به سلامتیِ اون نزن
به سلامتیِ درمانگر شدنت
عالیه. به سلامتیِ مدرک فوقلیسانسم
اول از اونجا شروع میکنیم و بعد میریم سراغ بقیهاش
خب، هماتاقیام کریس احتمالاً روی مبل نشسته
دلش میخواد سعی کنه سرِ صحبت رو باز کنه
پس پا به پاش نرو
باشه
بریم
سلام رفقا. سلام
سلام
خوش به حالش. خوش به حالش
میخوای یه فیلم ببینیم؟
حتماً. باشه
وسایلم رو همینجا بذارم یا
آره، به نظرم جاش امنه. میدونی چیه؟
اون قسمت... بذار همونجا
اوایل امسال اونجا رو تمیز کردم، پس خیالت راحت
کفشام رو دربیارم یا با کفش میشه رفت روی تخت؟
نه، تختِ بدونِ کفشه
من قوانین سختگیرانهای دارم. حله. حله
اوه، واو. این کلاً یه تشک بادیه. اوه
آره. خب، فکر کردی قراره یه تشک بادیِ تخت باشه؟
فکر میکردم شاید یه تشک واقعی باشه ولی خب
تشکهای بادی هم تشکهای واقعی هستن
داری تعصب به خرج میدی
باشه. ...نسبت به چیزهای بادی
آها. نسبت به تشکهای بادی؟ ...وسایل راحتیِ بادی
فیلم «شبِ مردگان زنده»؟
حتماً، تا حالا این فیلم رو ندیدم
خب، اساساً مردهها شروع میکنن به بلند شدن
اومم. و آدم خوبها، امم
به لورن پیام بده
بیداری دختر؟
نه، لعنتی، نه
میخوای به وارن چی بگی؟
اون (زن)
میخوای به کی چی بگی
«بیداری؟»، نقطه. بفرست
شاید این در حال حاضر خارج از تواناییهای من باشه. لعنت. نه
این جای زخمها چیه؟
اوه، اینها جای واکسن آبلهست
فکر میکردم فقط آدمهای پیر از اینها دارن
خب، من اهل پاکستانم
و ما هنوز داریم با یه سری چیزها میجنگیم
که شماها خیلی وقت پیش توشون پیروز شدید
تو دبیرستان چطور بودی؟
مثلاً خیلی بامزه بودی؟
خیلی باهوش بودی؟ بودی
خیلی خجالتی بودم. بهم میگفتن «چشمولی»
اون دیگه چیه؟
تقریباً یعنی «بچه مثبتِ اسکل»
یه عکس بهت نشون میدم
از خودت تو دبیرستان؟ وای خدای من
بفرما. نه
و اونجا فکر میکردم چقدر هم ترکوندم
ایده این مدل مو از کجا اومده بود؟ هیو گرانت
نه بابا! آره به خدا
اوه، نه. طرفدار پروپاقرصش بودم
تازه خیلی هم جدی هستی
No comments yet. Be the first to leave one.