200 ensimmäistä riviä.
سلام
سلام
!چه گرمه
.الهی
چیکار می کنی؟ برو اونور
نمیخوام
گرمه
خیلی خب
خیلی گرمه
بیخیال، خودتو خسته نکن
!خسته کدومه؟ دخترم جون بخواد
اگه یه مادر بهتر داشتی، مجبور نبودی
تو یه خونه ی بدون کولر زندگی کنی
اگه قرار باشه بین تو و کولر
یکیو انتخاب کنم
قطعاً تو رو انتخاب می کنم - جدی؟ -
آره
پس موافقی صد سال همینجا زندگی کنیم؟
با هم خوشبخت بشیم
ول کن گرمه - عاشق دخترمم خب -
...مامان
وسایلی که میخواین دور بندازین کجاست؟
ایناست
همه شون؟
بله
جمعشون کن - باشه -
ببخشید
اینو نمیخواد بِبَرید
باشه
کاش بیشتر استراحت می کردی
هر چی تنهاتر باشم بیشتر بهش فکر می کنم
از اینجا پیاده میرم
نمیخوام مردم حرف دربیارن
صبر کن
با خودت ببرش
بدرقه شون کردی؟
بله
ها ته یونگ هستم
ممکنه جناب رئیس منو برای این پست معرفی کرده باشن
ولی بدونید به عنوان یه متخصص مدیریت که قراره شرکتو
رهبری کنه اینجا هستم
ایشون تو پروژه های مختلفی لیاقتشونو ثابت کردن
ازتون میخوام بهشون اعتماد کنید و پشتشون باشید
سلام، حالتون چطوره؟
جه وونگ، مشتاق دیدار
کِی برگشتی کره؟
میخواستی سورپرایزمون کنی؟
مدیر چویی، پدرم خیلی ازتون تعریف می کرد
همه جوره درخدمتم
مدیر پارک هستم - خوشوقتم -
آقای هو؟ تعریف شما رو هم زیاد شنیدم
مدیر ارشد پارک یونگ مو هستم
خیلی خوشوقتم
به دفترم سر بزنید، چای درخدمتم
بریم
مگه دست راست معاون رئیس نبودی؟
پس چرا خانمت منتقل شد؟ - منتقل شد؟ -
نمی دونستی؟
ببخشید، باید برم
راسته که میخواین خانم نا رو منتقل کنین شعبه ی اولسان؟
.اون که فقط یه قربانیه
لطفاً تجدید نظر کنین
چیزی نشده؟ بدون هماهنگی نمی تونید برید
می تونی بری
چی شده؟
شنیدم دستور دادین به شعبه ی اولسان منتقل شم
داری از حد می گذرونی
تیم تخصیص
این تصمیمو گرفتن، شما حق دخالت نداری
بله
کاملاً در جریانم
ولی اگه این انتقال
به خاطر ماجرای خانمِ اون یو ری و آقای پارکه
.باید یه چیزی بهتون بگم. برای همین اومدم
اگه میخواید منو قربانی کنید
که رابطه ی این دو نفرو بپوشونید
منم بیکار نمیشینم
همه چی رو افشا می کنم
اینجوری خودتم آسیب می بینی
من چیزی برای از دست دادن ندارم
پس از هیچی هم نمی ترسم
قطعاً
وقتی همه چی افشا بشه
شما از من
چیزای بیشتری از دست میدین
داری تهدیدم می کنی؟
نه
دارم از خودم محافظت می کنم
لطفاً قبل اینکه تصمیم بگیرید حواستون به این چیزا هم باشه
من تو رو انتخاب کردم
وقتی یه انتخاب می کنی باید قید بقیه ی انتخابا رو بزنی
حالا نوبت توئه که انتخاب کنی
اون کلیپ تیفون رو من گرفته بودم
آقای به گفته بود فیلم بگیری؟
روحمم خبر نداشت میخواد باهاش همچین کاری کنه
می دونستم کارم اشتباهه
...می دونستم نباید همچین کاری کنم
دیروز
رفتم پیش آقای به
ولی
...اون
؟VIP تیم مدیریت
بله
هسته ی اصلی شرکت همین تیمه
معاون رئیس کنترل کامل تیمُ در دست داشت
ولی آقای پارک که مدیرش بود، شد مدیر اجرایی
برای همین سِمَتِ مدیر الان خالیه
آقای پارک؟
مدیر ارشد پارک سونگ جون رو میگی؟
دست راست جه وونگ؟
بله
ولی انگار اخیراً معاون رئیس و آقای پارک
با هم به مشکل خوردن
فکر می کنم یه ماجراهایی پیش اومده باشه
یعنی چی میتونه باشه؟
میرم دنبالش
!ده سال شد، چه زود گذشت
عین برق و باد رفت
اون روزا
فکرشو نمی کردیم ده سال بعد یه همچین وضعی داشته باشیم
راست میگی
حالت چطوره؟
حتماً سخته همیشه تو دفتر
ور دلت باشه
فکر کنم دوباره برگشتن پیش هم
دیوونه ها
من که داغون داغونم
یعنی اونا خوشحالن؟
دعا می کنم همه چی خراب بشه
راستی کار داشتی، بگو
چیزی شده؟
جونگ سون
!لی یونگ جون! لی سو جون
.یا همین الان جمعشون می کنین یا شام بی شام
عزیزم، شام آماده ست، بریم بخوریم
اینا انگار هر چی بیشتر
!گرسنگی بکشن بیشتر انرژی می گیرن
بیا خودمون بخوریم
بیا بریم
میگن اگه مریضت با غذا بهتر نشه
با دارو هم بهتر نمیشه
به این میگن غذای سالم
بله. نوش جان
خوشمزه ست
عزیزم، احساس می کنم استعداد آشپزیم خوبه
اگه زودتر می فهمیدم
الان یه سرآشپز معروف بودم
نمک بریزم؟
.بسم الله
عزیزم، خیلی خوشحالم که با هم غذا میخوریم
راستی
میخوای با آقای به چیکار کنی؟
دیشب یکی اینو تو یه خبرنامه ی اینترنتی آپلود کرده
من قربانیِ اقدام به تجاوز
توسط مدیر ارشد "به دو ایل" از فروشگاه سونگ اون هستم
من یکی از سرپرستای تیم مدیریت وی آی پیِ
فروشگاه سونگ اون، لی هیونا هستم
یک سال قبل، شب هجدهم اکتبر
در یکی از هتل های شینان
مدیر به خواست بهم تجاوز کنه
اون موقع
شدیداً تشنه ی موفقیت بودم
نوشیدنی میخوری؟
کم پیش میاد که اول من مست بشم
جدی؟
به هر حال نباید ازتون عقب بیفتم
از طرز فکرت خوشم اومد
ممنونم
من که هر کسی رو نمیارم طرف خودمون
از کار خودم راضی بودم
تا اینکه اون ماجرا پیش اومد
الو آقای به، کجا تشریف دارید؟
برگه هایی که میخواستید رو آوردم
باشه حتماً
خدمت شما
پس شریکتون کو؟
آهان
دیدیم احتمالاً طول می کشه، برای همین انداختیم یه وقت دیگه
بشین
بله
من باید پشت فرمون بشینم
زنگ بزن راننده ی جایگزین بیاد
لازم نیست. حتماً بعد جلسه خسته اید
دیگه رفع زحمت می کنم
چرا ادای تازه کارها رو درمیاری؟
آقای به
فک کنم سوء تفاهم شده - برو بابا -
!سوء تفاهم چیه
این همه راه اومدی، کجا بری؟
فکر کنم تو هم بدت نیاد
آقای به
ولم کن، مدیر به
ولم کن - چته؟ -
آروم باش
ولم کن - آروم باش -
...عوضی
می خواستم بقیه رو خبر کنم
.ولی می ترسیدم
آخرش تصمیم گرفتم فرار کنم
علت اینکه الان، بعد یه سال دارم حرف می زنم
No comments yet. Be the first to leave one.