200 ensimmäistä riviä.
گـروه تـرجـمـه ا تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـ تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـر تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران فـ تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران فـيـ تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران فـيـلـ تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران فـيـلـم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايــران فـيــلـم تـقـديـم مـي کـنـد
قــســمــت 11 از فــصــل 11 همسر کواگمایر
بفرمايين ، رفقا
"ممنون "هورس
"اوه ، اين به حساب من "پیتر
اين ديگه چه کيف پول مزخرفيه "جو" ؟
باني" جديدا کيف پول درست ميکنه"
راستي ، ميخواد از شماها هم بخواد که بخرين
من پولشو الان بهتون ميدم
روشو زمين نندازین
کيف پول رو هم يه جا تو فاصله ي بيش از 5 مايل از خونمون بندازين دور
هي کارت سلف دانشگاه هاروارد تو کيف تو چه کار ميکنه ؟
يه بار يکي از بچه هاشون رو دستگير کردم
اونم پيشنهاد رشوه داد منم کارتشو گرفتم
پسر شرط ميبندم غذا هاي خفني داشته باشن
مثل اون بوقلمون هايي که پاشون کفش کاغذي ميکنن
يا خوکايي که تو دهنشون سيب گذاشتن
يه اون بره هايي که چشماشون رو در آووردن
اوه من عاشق خوردن اين جور چيزام
هي ميدونين چيه بياين بريم اونجا
و غذاي مفت بخوريم
! ايده ي عالي ايه
! بريم هاروارد
اوه ، نميدونم
ولي فکر کنم شما ها تو اونجا حکمتون مثل يه سياه پوست تو سوئد باشه
!اووه
يارو سياه پوسته
آره ، سياه پوسته
واو پس اينجاست
دانشگاه هاروارد
دانشگاه کسايي مثل "فرد گرندي"
امي برن من" و" "تد کزنسکي"
مطمئن هستین که اين مسير به سالن غذا خوري میرسه؟
اوه ببخشيد ، نکنه پاهات خسته شدن ؟
خدا ! خيلي دوست داشتم کل روز رو يه چرخ نشسته بودم
آه همينه بچه ها
سالن غذا خوري هاروارد
! يا امام
! اينجا فوق العادست
"اينجا همون جاييه که "هلن کلر
غذا مي خورده
امشب ميخوام برم بيرون بترکونم
تازه نه يکي از اين باراي دانشگاه
ميخوام يه شهري بکنتم
هلن" ، تو غير قابل کنترلي"
من نميتونم باور کنم تو بتوني با اين حالت زندگي کني
من از 7 سالگي برنامم همين ـه
ياور کن من ميدون دارم چيکار ميکنم
صبح به خير دخترا
"هلن"
! غير ممکنه
اونا برا شام غذا هاي صبونه رو هم سرو ميکنن
لوييس" هيچوقت نميذاره" من اين کار رو بکنم
لوييس" ميدوني من الان دارم" به چي نگاه ميکنم ؟
پيتر" ، بس کن"
من تو هارواردم
جايي که با هوش تريناي کشور توش هستن
پيتر" ، صبحونه براي شام" مثل آشوب ميمونه
خيلي هم با حاله
نه ، مسخرست
پنکيک رو برا شام نميخورن
! تو مسخره اي
پسر شما مثل اينکه
خيلي با هم سر اين قضيه مشکل دارين
يه مورد ديگه هم هست الان به خاطرش عصبيه
استويي" رو تکونش دادم" الان داره لنگ ميزنه
هي "بيوواف" قسمت دوم "تين ولف" بود ؟
"از "اسکات بيو - نه -
پس با اين حساب همين الان باعث شدم يه نفر يه واحد بيفته
تو اون امتحان که نور دهي اتاقشم کم بود
خوب اينجا بار هاوارده نه ؟
به نظر نرمال ميرسه
هي ، نگا کنين
"دوقولو هاي "وينکلووس
بريم يه نوشيدني بخوريم - نوشيدني بخوريم-
نوشيدني بخوريم من زود تر به فکرم رسيد
! هي بچه ها اينجا چه قدر زرد پوست هست
!چه قدر تو اين دانشگاه زيادن ؟
منظورم اينه که چطوري اونا اينقدر با هوشن ؟
نميدونم فکر کنم خدا اينطوري آفريدتشون
آقايون ... معرفي ميکنم
زرد پوست
اوه
جمع و جور ، بدون مو به طرز وحشتناکي باهوش
کيرشون در عين کوچکي بسيار کارا و توانمندي بالايي تو توليد مثل داره
ده ميليارد تا در 5 سال آينده تو برناممون ـه
در ضمن انواع گوناگوني وجود داره که
به دلايلي از هم متنفرن
اونا غذا هايي که ميخورن چه طوره ؟ مثل بقيه ؟
نه ، نه ، نه معکوسش
خيلي خوب بياين بترکونيم
اينجا خيلي بهتر از اون کالج ابلهانست
آره بالاخره يه بار داغون بوستوني
با يه تلوزيون بي کيفيت
همینه ! "تيم "سلتيکس
فکر کنم اين برنامه ي "دکتر آز" هست
راجع به چي حرف ميزنين ؟
اين صحنه ي آخر "روز استقلال"ـه
هي ، نگاه کنين حتي متصدي بار هم کيفيتش پايينه
هي چه کمکي ميتونم بکنم رفقا ؟
نظرتون راجع به چند تا شات چيه ؟
! آره بياين بترکونيم
! آره بياين نارنجک شيم
ببخششيد رفيق ما الانم يه ويلچري مشتاق داريم
نه ، صبر کن صبر کن
اسمت چيه ؟ - "پيتر" -
راست ميگه ما همين الان يکي عين خودت داريم
"نامزد سابق "پیتر
که "پیتر" رو ترک کرد
و الان از این بابت پشیمونه چون "پیتر" یه کشتی بزرگ داره
"اوه سلام "استويي
بعضي وقتا که باباها مست ميان خونه
اونا از جا هاي دوري اومدن
ولي اشکال نداره چون دستگير نشدن
و هنوزم يه کم مستن
واسه همين فکر ميکننن اشکالي نداره
بد نيست بدوني که مامان همين الان به صورت احساسي ترکت کرده
مدت زيادي طول نميکشه که يه معشوقه پيدا کنه
! آه ، سرم
همين الان دو تا مبايل داره
اوه پسر ، ديشب چه اتفاقي افتاده ؟
من ميتونم همشو برات تعريف کنم
چ چي ؟ تو کدوم خري هستي؟
تو فکر ميکني من کيم ؟
اوه نه منظورت اينه که ... ؟
آره ، عزيزم
از ديشب من و تو زن و شوهريم
در هر صورت بايد به جاکشم زنگ بزني
بگي من ديگه براش کار نميکنم
اوه خداي من ... من
من با يه فاحشه ازدواج کردم ؟
ازدواج ؟
! بزنين بريم ! مهموني مجردي
برميگرديم بوستون
اوووو لعنتي
فکر کنم ديگه نميتونيم
"هي ، "استويي بيا اينم 5 دلار
لخت شو
! ايـ... اين امکان نداره
من نميتونم با يه جنده ازدواج کرده باشم
هي ، شما ماه عسلم ميخواين برين ؟
مي تونم برنامه ي شب حجلتون رو من هماهنگ کنم ؟
من حتي اسم تو هم نميدون
اسمم "شارميس" ـه - عالي شد -
"گوش کن ، "شارميس من به طرز وحشتناکي مست بودم
و همه ي اتفاقايي که افتاد يه اشتباه بزرگ بود
الانم بايد همه چيزو درست کنيم
چرا ؟ عزيزم ؟
اين چيزيه که من همه ي عمرم انتظارشو کشيدم
که يه خانواده داشته باشم يه همسر پيدا کنم
و يه زندگي مشترک
و حالا بهش رسيدم
همسر جديدت يه توالت ( مثل ميز توالت ) انسانيه
هيچ چيزم از ديشب يادم نمياد
اصلا من از کجا بدونم که ما با هم ازدواج کرديم ؟
من مدرک ازدواجمون رو دارم همينجاست
معتبر و قانونيه
انگار منم يکي از شاهدا بودم
و امضاي ناقص "پيتر" هم زير اسم اون يکي شاهده
جو" ، نگا کن"
ميدوني بعد از 40 سال کار حرفه اي و طاقت فرسا
من فرق بين عشق و
کون دادن به به کل تيم بولينگ يه رستوران
رو يه جعبه شراب کنار جوب رو فهميدم
اين عشق واقعيه
هي ، فاميليمون چي بود ؟
"ميدوني ،"کواگماير ديشب يه لحظه يادم افتاد
فکر کنم يه بار "شارميس"رو تو يه مهموني داغون تو سال 1991 ديده بودم
ازش بپرس ببين يادش مياد کسي يه ساندويچ کوفته قلقلي
رو پرت کرده باشه تو پيشونيش
بچه ها من نميتونم باهاش بمونم
! همه ي اين داستان ها يه فاجعه ي مسخرن
در حقيقت ميدوني چيه ؟
همين الان بايد برم ديوان دادرسي
و تقاضاي پرونده ي طلاق کنم
اين قصه همين الان بايد تموم شه
"صبر کن ، "کواگماير
مطمئن نيستم فکر خوبي باشه
کوهاگ قوانين سختگيرانه اي راجع به طلاق داره
که به شدت به نفع زناست
چي ؟ منظورت چيه ؟
، خوب اگه بخوام صادق باشم
، اگه ازش طلاق بگيري
احتمالا همه ي مال و اموالتو ميگيره
چي ؟ ! نه ، امکان نداره
! نميتونم همهي پولامو و خونمو از دست بدم
بعدش برم تو يه يه خونه
! واسه اين آدماي افسرده ي طلاق گرفته
همونطور که ميبينين
تعداد زيادي کابينت داريم واسه بشقاباتون
فر که دکوريه
به نظر خوب مياد
No comments yet. Be the first to leave one.