200 ensimmäistä riviä.
آه
یه نگاهی به این نقشهها بندازین
و بهم بگین کجای این سناریو ایراد داره
اِم
خب، از نظر من که همه چیز عالیه ناخدا
دقیقاً. همه چیز مرتب و طبق رواله
درست همونطوری که دوست داریم. آفرین
طولی نمیکشه که جای ما رو میگیره و بیکارمون میکنه
امیدوارم به این زودیا نباشه.
خب، گمانم بهتره خودم رو آماده کنم
برای مشورت با آقای بلیک بدنام
اوه، همون پسرِ بدِ دههی هشتاد
اون و دار و دستهاش کل روزنامهها رو پر کرده بودن
وقتی بچه بودم
همونقدری که باعث شه مادرم موقع کلوچه خوردن بپره تو گلوش
خب، اگه ترجیح میدین، من با کمال میل تعارفات اولیه رو انجام میدم
قبل از اینکه راهنمای بندر سودا برسه، یکمی وقت دارم
خب، پس آقای بلیک رو به دستهای توانمند شما میسپارم
افسر دوم، بیلی
لطفاً به مرکز پزشکی مراجعه کنید
ببین جک، مسئله اینه که... مردم تشنهی
یکمی زرق و برق و هیجان بودن
و خدای من، عجب چیزی هم تحویلشون دادیم، مگه نه؟
تجمل، هیجان، افراط
بدم نمیاومد اون همه قایق تفریحی لوکس و جت خصوصی داشته باشم
واسه آدمایی که اینقدر دنبال حریم خصوصیان
واقعاً خیلی جارش میزدن
دوست داره فکر کنه من رو تو مشتش داره
سالهاست دارم سعی میکنم از شرش خلاص شم
مونتی بلومبرگ
مدیریت استعدادهای بلومبرگ
آره، قدرتِ پشتِ پرده. یا حداقل اینطوری بهش القا کردیم
فقط من میدونم گندِ کار کجاست
کارنامهش پر از ستارههای معروفه
آره. و همهمون میدونیم کدوم ستاره از همه پرنورتر میدرخشید
چلسی مِدوز
دوربین تقریباً همونقدری که من عاشقش بودم، دوستش داشت
تو عاشق ثروتی بودی که از عکاسی از اون به دست آوردی
تنها کاری که میکردن دعوا بود
ممهّم
اوه، ولی دارن آشتی میکنن
اون یه افسانهی تمامعیاره
سوپرمدلِ سوپرمدلها
عکاسیهای بدنامِ آلفی بلیک، کلاً استانداردها رو جابهجا کرد
میتونم چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ - اوهوم
از دفتر مرکزی بهم آمار دادن
دارن یه بازرسی سرزده از کشتی انجام میدن
اوه، چی؟ کی؟
به محض اینکه پهلو بگیریم
ظاهراً بازرسه یه جورایی مثل سگ پاچه میگیره
آنجلا بودن؟
قایقهای نجات رو بنداز تو آب فرانکی. میخوام پیاده شم
# دارم میرم سراغ یه ماجراجویی
# و حس میکنم که خورشید قراره بتابه
# بتابه، خورشید قراره بتابه
# من عاشق اقیانوسم
# و حس میکنم که امشب راهی دریا میشم
# امشب، امشب راهی دریا میشم
# همهاش به خاطر توئه
# عشق تو مثل یه تیکه آتیشه
# با فکر تو، دارم میرم سراغ یه ماجراجویی
# با فکر تو، دارم میرم سراغ یه ماجراجویی #
طبیعتاً، این عکاسی توجه کل کشور رو جلب میکنه
یه سوپرمدل منزوی دوباره میاد زیر نورِ توجه
پیشبینی میکنم یه جنگ مزایدهای راه بیفته
باید یه پیشنهاد جدی بهم بدی
اونوقت شاید بتونیم دوباره با هم حرف بزنیم
امروز باید کاملاً حواست جمع باشه جک، باشه؟
باید همهی بچهها حواسشون جمع باشه
چون این بازرسیهای سرزده میتونن خیلی بیرحمانه باشن
حله رفیق. بیخیال
با هوش تو و قیافهی من، نمرهمون بیستِ بیسته. حله؟
اوم، امیدوارم. هی
نمیخوای منو معرفی کنی؟ - اوهوم
آلفی بلیک، افسر اول کیت وودز
از دیدنتون خوشبختم
آه، باعث افتخار منه
فکر کنم الهامبخش جدیدم رو توی این سفر پیدا کردم
خب، خب، آلفی، ولش کن
اوه، واو
پس همهی اینا مالِ "مجموعهی الهه"ی افسانهاییه
چلسی مِدوز، مظهر شیکپوشیِ دههی هشتاد
از دریچهی لنزِ این نابغهیِ خودخوانده
خودخوانده؟ بذارش کنار عزیزم
قسم میخورم با اون وامونده که دور گردنشه میخوابه
دارن همهی اینا رو واسه مسافرا به نمایش میذارن
یه نمایشگاه صمیمی از یه دورانِ گذشته
و همهتون از دونستنِ این موضوع هیجانزده میشین
که چلسی رو راضی کردم دوباره جلوی دوربین من بشینه
واو. یه جورایی شاهکاره، نه؟
هنوز روی جزئیات به توافق نهایی نرسیدیم
"پگاسوس پوینت" مکان عکاسیِ اصلیِ "الهه" بود
پس چی میتونست مناسبتر از این باشه؟
چلسی این روزا یه منزویِ معروف نیست، یا...؟
شاید واسه ما آدمای معمولی
من همهجا راه دارم عزیزم
چلسی هیچوقت نمیتونست به آلفی نه بگه
کالیمرا. ما الان به کرتِ جادویی و افسانهای رسیدیم
خدایان و الهههای درونتون رو بیدار کنین
در زادگاه خودِ زئوس
خوشا به حال کسانی که یکی از تورهای اصلی ما رو رزرو میکنن
نه اونایی که با "مینوتور" در میفتن
بلیطها در عرشهی "تجربیات ساحلی" عرضه میشن
یا از کارکنان فوقالعادهمون بپرسین
که همیشه با کمال میل کمکتون میکنن
تازگیها وقت زیادی با ناخدا گذروندی؟ هوم؟
فقط برام سوال بود که آیا چیز غیرعادیای
توی رفتارش دیدی یا نه
نه چندان. چطور مگه؟
فقط یه لغزشی بود که اون روز داشت
هی
میای امروز بعدازظهر بزنیم به دلِ دشت و دمنِ کرت
برای یکی دو تا نوشیدنی؟
و منظورم با تو نیست، پیرز
کلی کارهای دفتری دارم که باید انجام بدم
بیخیال، حتی طبق استانداردهای خودت هم خیلی کار کردی
حقته یه استراحتی بکنی
پیرز، مشکلی نداری؟
برو. من سعی میکنم بدون تو کشتی رو روی آب نگه دارم
دقیقهی دیگه میبینمت. باشه ۲۰
اِم، گوش کن، حرفایی که درباره مارلو زدم رو فراموش کن
فکر کنم دارم زیادی سخت میگیرم
آدم فکر میکنه افسرِ ناوبریِ کشتی باید بتونه نقشه بخونه
تقصیر من نیست که اینجا آنتن نمیده
چرا اینجا نگه نداریم که هم آدرس بپرسیم و هم یه چیزی بخوریم؟
خیلی خب
ببخشید. سلام. ما دنبال "پگاسوس پوینت" میگردیم
اوه، زیاد دور نیستین دوستان. ولی اول بیاین تو. استراحت کنین
یکمی بشینین. یکمی بنوشین! خستگی در کنین
بهترین میز واسه دو تا مشتری محبوبم
هیچ فرصتی رو از دست نمیده، مگه نه؟ - نه
ممنون. ممنون آقا
ببخشید، اِم، میتونم بپرسم
اون چلسی مِدوزه؟
این نزدیکیها یه مزرعه داره ولی ترجیح میده تنها باشه
اوه، عجب پیچهای تندی. حالم کلاً به هم خورده
اوه خدای من. اوه خفه شو مونتی
مثل پیرزنها غر میزنی
یورو واسه تاکسی، رسماً دزدی تو روز روشنه ۵۵
آره، خب، شک ندارم دیر یا زود فاکتورش رو برام میفرستی
آلفی. اوه
اوه، سلام
هی، ما یه عمریه داریم توی این جادههای لعنتی میچرخیم
مثل یه هزارتویِ کوفتیه
اوه! اِم، ما دنبال خونهی چلسی مِدوز میگردیم
اون از عکاسها خوشش نمیاد
آره خب، من از این عکاسهای دوزاری نیستم رفیق
من و چلسی خیلی وقت پیش با هم بودیم
نمیتونیم فقط بهش زنگ بزنیم یا یه چیزی؟
چرا بهت آدرس نداد؟
پیداش نمیکنین. اون نمیخواد کسی پیداش کنه
خب، اینم به همون اندازهی وایفایِ خرابِ تو مفیده
خب، این آخرین باریه که میذارم از هاتسپات من استفاده کنی
دستت رو بکن تو جیبت مونتی. واسه همه راکی بیار
اینم از بعدازظهرِ آروممون
قسم میخورم بو بکشه، میز قمار رو از چند فرسخی پیدا میکنه
متقلب همیشه متقلبه
حالا، آری، رفیق قدیمی، هیچکی از آدمِ بدباخت خوشش نمیاد
این یه تهمتِ نارواست
وای، وای، وای. همگی، بیاید آروم باشیم
اون فقط زیادی راکی خورده
بیا بریم آلفی. زیادی خوشگذرونی نکنیم
و دیگه هیچوقت برنگرد
فکر کردی میخوام به این خرابشدهیِ بوگندو برگردم؟
بیا بریم
ببینید، میشه لطفاً صورتحسابمون رو پرداخت کنیم؟
باید بریم به "پگاسوس پوینت". بقیهش هم مال خودت
ممنون
گوش کن، فکر نکنم درست باشه آلفی رو اینجا تنها بذاریم
حالش خوب میشه. مونتی رو داره که مواظبش باشه
نه، من نیستم
چرا اینقدر طولش دادی؟
ببخشید. هر چقدر تونستم سریع اومدم. تو اینا بهم کمک کن
چلسی! چلسی عزیزم. منم، آلفی
سوار ماشین شو. چلسی
سوار ماشین شو! پاندورا، راه بیفت. باشه
اینقدر فیلم بازی نکن
اون اصلاً روحش هم خبر نداشت داری میای
تو شاید به بقیه دروغ بگی، ولی به من هیچوقت دروغ نگو
تو احمقِ ازکارافتادهیِ پیر
اونوقت خودت چی میشی؟
چرا برنمیگردیم به کشتی؟ هوم؟
نه، نه، نه. من دیگه واسه خودم مَردی شدم. میتونم از خودم مراقبت کنم
نفس طلایی رو حس کن که توی بدنت جریان پیدا میکنه
طلاییِ چی؟ - دم (نفس رو بده داخل)
یک، دو، سه، چهار
و بازدم، یک، دو، سه، چهار
کالین اسمالوود
آنجلا بودن
مشتاقِ این لحظه بودم
عجب منظرهای
دقیقاً داشتم به همین فکر میکردم
قیافهی چلسی رو وقتی آلفی رو دید، دیدی؟
تعجب میکنم که درجا سنگ نشد
آره، نمیدونم کی از دیدنش کمتر خوشحال شد
چلسی یا اون یارو آری توی میکده
خب، دیگه عجایب طبیعی بسه لطفاً
پاهام دارن از درد میترکن. تو واقعاً آدمِ بیذوقی هستی
ولی واقعاً جای خاصیه. این رو قبول دارم. اوم
جک
No comments yet. Be the first to leave one.