Berlin Station

Berlin Station

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 2

Julkaisutiedot

Berlin Station S02 All Episodes CentaurSub
Berlin Station S02 complete
Berlin Station Season 2 Complete Web-Dl
Berlin Station Season 2 Complete (10 Episodes) HEVC for All Releases
Kommentaari More Tez
▶️⏩ارائه ای از سنتور ساب - تمامی قسمت های فصل دوم⏪◀️

Tunnisteet

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Julkaistu: 2020-01-09
Lataukset: 46
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫پاسپورت لطفا

‫به آلمان خوش اومدید آقای پرایس

‫ممنون

‫رسیدم

‫چقدر داری؟

‫بدون شناسایی؟ ‫سه تا

‫نه

‫شاید

‫و در آخر بهترینش

‫درست همین جاست.

‫جای قشنگیه

‫هویت جعلیت چیه؟

‫. خیلی خب، ترور پرایس، ارتشی سابق

‫شرکت A، گردان سوم، ‫هنگ پیمان 12

‫بی رحمانه در سال ۲۰۱۲ عزل شده

‫و ترور چیکار کرده که لیاقتش رو داشته باشه؟

‫خوب، ‫در حالی که سفر سوم من در عراق بود،

‫من با مواد منفجره

‫یک گروه غیر نظامی رو ترکوندم.

‫اگر اجازه نداری با دشمن درگیر بشی

‫چرا میری جنگ؟

‫افسر مافوق من اینو یک طور دیگه می‌دید.

‫ولی اون لعنتی یه جوری بود

‫لخته

‫. آره، همه شون بودن

‫فکر نمی‌کنی که ‫یه خورده عجیب به نظر میاد؟

‫اون باید یه چیزی از مال من بپوشه.

‫یکجایی.

‫وقت نداری تزئین کنی؟

‫. من تو شهر جدیدم

‫آره ‫مثل دنیل که زمستان گذشته تو شهر جدید بود.

‫ماموریت مخفی برای پیدا کردن توماس شاو

‫زیرشلواری لازم داره؟

‫نه

‫از کی تا حالا به خودت اجازه دادی

‫که فقط "دنیل میلر" باشی؟

‫بهترین هویت جعلی

‫درست مثل استر کروگ درسته؟

‫ها اره ‫که تو چقدر آلمانی هستی …

‫من اینجا بزرگ شدم، یادته؟

‫. آره، و به نظر می رسه قصد داری اینجا بمیری

‫آخرین ماموریتت تموم شد ‫با یه گلوله تو کمرت

‫و حالا چهار ماه بعد

‫تو داری با نازی‌ها می‌گردی.

‫. من فقط دنبال یه مدل موی تابستونی بودم

‫چی میتونم بگم؟

‫فیزیوتراپیت رو تموم نکردی.چرا؟

‫. اوه، یکی حواسش به من بوده

‫یه چیزی بهم بگو، هوم؟ . هر چیزی

‫یا ترسیدی؟

‫، میدونی، وقتی بچه بودم

‫اگر قوانینو میشکستم ‫پدرم منو می‌زد.

‫اما یه جورایی پوست کلفت شدم

‫بنابراین من همچنان قوانین را شکست دادم ‫برای ضرب و شتم

‫پس نه، من نمی ترسم

‫نمیدونم چی غمگین تره

‫سوء استفاده یا دنیل کوچیک که

‫خودشو مجبور میکرد قوانینو زیر پا بزاره

‫متوجه هستی که هیچ وقت ‫نفهمیدی تو خونتم

‫... "و الان من توی" ترور ‫اولین شب در شهر.

‫... خب، "دنیل" خیلی بیشتر از ‫. از "ترور" مهمان‌نواز بود …

‫امیدوارم ‫بذار لباس تنش کنم

‫باشه

‫مطمئنی میخوای اینکارو بکنی؟

‫بهم کمک کردن ‫مدیونشونم

‫نقشه اینه، درسته؟ آ ره.

‫حله

‫چی برات بیارم؟

‫بوربن، ویسکی، هر چی

‫امریکایی ‫باه‌اش مشکلی داری؟

‫ببین، من یه موقعیت دارم

‫و بهم گفتن که اینجا ‫یه جای دوستانه است.

‫چجور موقعیتی؟ ‫چیزی مورد نیازه

‫چند وقته اینجا زندگی می‌کنی؟ ‫همین هفته وارد شهر شدم

‫خدای من

‫اون کیه؟

‫کسی که ارزش نگرانی نداره.

‫به من کمک میکنید یا نه؟

‫شما دوتا اینجا چیکار میکردین؟

‫ما با دوتا اسلحه معامله کردیم

‫، اون داشت خرید می‌کرد. من داشتم می‌فروختم

‫سعی کرد تغییری بده ‫مثل اینکه این لعنتی‌ها همیشه همین کارو میکنن.

‫وسط معامله تغییراتی شد

‫انتظار داری اینو تمیز کنیم؟

‫من نمی تونم این کار رو بکنم

‫کفشاش کجاست؟

‫، خیلی خب، ببین، من اینو دارم

‫اما من ماشین لعنتی ندارم

‫... برای یه دوست به هدف

‫ما به کمک احتیاج داریم.

‫قدم اول.

‫میخوای حرف آخرو به دوستت بزنی؟

‫اره

‫امیدوارم با همنوعات تو جهنم بپوسی

‫اره؟

‫. ممکنه آرومت کنه

▶▶▶ سِـنـتـور سـاب تقدیم میکند ◀◀◀ تلگرام: @CentaurSub

پایگاه برلین

‫آقایون و خانم ها

‫من هم به اندازه ی شما از مشکلات پناهندگان خسته ام

‫چیزی که برای من مهمه ‫سعادت کشورمونه...

‫سعادت مردم خودمون...

‫چیزی که این کشور رو برتر ساخته، ‫تمدن واقعی

‫بیدار شدن، آلمان، در واقع.

‫به خصوص دلیل اعتقاد داشتنشیم

‫که پشت اختلافات عمومیش

‫با عناصر افراطی حزبش

‫کاترینا گرهارت دنبال اینه که جرایم نژادپرستانه

‫رو در تمام سطح اروپا بیشتر کنه

‫حمله های به پناهجویان و قبرستان های یهودی رو فراموش کن

‫جوجه نازی ها رو فراموش کن که خطرناک ترین

‫کارشون کشیدن صلیب شکسته روی در مساجد محلیه

‫گرهارت گرهارت گرهارت.

‫وقتش نرسیده که از سایه ی تاریخمون بیرون بیایم...

‫۱۲ سال تاریک

‫از لکه ی ننگ نازی در گذشته ی دورمون؟

‫و به آینده نگاه کنیم

‫تنها کسی که تو اخبار نمی‌بینیش

‫اوتو گانز، پسر بد نازی نازی ها،

‫که بسیاری از روابط ‫با گروه های نفرت انگیز از طرفی

‫از ابتدای بحران پناهجویان تو لیست مراقبت آلمان ها بوده

‫اطلاعاتی هست که

‫نشون میده گرهارت و گانز با هم

‫هم دست شدن تا به کمک راه های خشونت آمیز انتخابات رو

‫به نفع پی اف دی تموم کنن

‫مطمئناً چیزی که میخوادو داره

‫بابا؟

‫بیا امیدوار باشیم همینطور باشه

‫ولی بیشتر از یک سخنرانی خوب نیازه

‫تامین کننده پیدا کردی؟

‫دارم روش کار میکنم

‫چقدر دیگه باید بگذره تا دوباره ‫اجازه ی افتخار به سرزمین مادری مون رو داشته باشیم؟

‫ما آینده‌ی آلمانیم

‫و شمارو به جشن گرفتن برای کشورمون ‫در روز انتخابات دعوت میکنیم

‫فقط یه چیز دیگه که دوست دارم بگم

‫میدونم که این لقب مسخره‌ی

‫خبر چین پایگاه،قبل من بوده

‫در مورد این که چرا ‫من یه دستیار ندارم

‫خیالاتی شده؟ اون خل و چله؟

‫اونارو ترک میکنم ‫بستگی به شما داره

‫اما در طول سال ها ‫من با خیلی ها کار کردم

‫و دوست دارم فکر کنم ‫، میتونم علائم رو بخونم

‫نقاط قوت، نقاط ضعف را شناسایی کنید.

‫و چیزی که از وقتی اومدم اینجا دیدم

‫یک پایگاه نیاز به پیروزی داره

‫پس بیاید بدست بیاریم

‫... چرا بهشون نگفتی که ‫دنیل "داره میره زیر پوشش عمیق؟"

‫پس اونا عقب نمیشینن ‫تا کارشو بکنه

‫خبری نشد؟ ‫اوه اره

‫با دخترشه

‫کجا داریم میریم؟

‫سفیر ما رو احضار کرده.

‫چی؟ . لعنت

‫من کار خوبی کردم که نجاتش دادم

‫قبل از اینکه بیای اینجا. ‫فقط خوب بازی کن.

‫و بذار من حرف بزنم. ‫خوب بازی کنم؟

‫دریافت به دفتر کارشناسی ارشد

‫توسط سرپرست مدرسه لعنتی؟

‫وزارت خارجه می‌خواد زورشو به سی آی ای غالب کنه و

‫خودشو وارد کار ما کنه

‫یه پروتکل مقدس دیگه که داره

‫تو بی قانونی ۲۰۱۷ گه خوری می‌کنه

‫می‌دونی، گاهی اوقات به نفعته که کوتاه بیای

‫شهرتت سرگرمیه ها

‫اوه

‫چیز دیگه ای از پرونده شخصی من

‫تو دوست داری به من نصیحت کنی؟ ‫بله، اما وقتش نیست.

‫ببخشید، این اشنایی نبود

‫. این شکنجه آب چینی بود ‫. خوش اومدی، اپریل

‫. فقط آروم باش اما قبل از اینکه این کار رو بکنی

‫لطفا با معاون رابرت اشنا شو

‫از دیدنتون خوشحالم، قربان ‫قربان؟

‫اره مجبورم کنارش بزارم

‫. خب، من بدتر از اینا رو صدا کردم ‫. "به" برلین "خوش اومدی" آپریل

‫نفر اول کلاسشون بود ‫اولین بار بود که تو عملیات شرکت می‌کرد

‫خودم انتخابش کردم

‫آره. به زودی کارشو تموم می‌کنیم.

‫کجا بودیم؟ آهان. سفیر هینس

‫فقط نگاه کن:

‫می‌خواد تو تمام کارایی که می‌خوایم بکنیم حضور داشته باشه

‫آقای سفیر، ساعت 9:00.

‫بی بی، خوش اومدی. ‫آقای سفیر.

‫لطفا ریچارد. ‫ممنون

‫بشینید ‫رابرت کرش، معاون رئیس.

‫. توی مهمونی همدیگه رو دیدیم

‫درسته

‫خب، ماه چطوره؟ ‫. همین الانشم به خونه نگاه می‌کنی

‫. آره، آروم باش تو چطور؟

‫این همه مدت ک این کارارو نکردی

‫اره ‫باید خشم برلین رو ببینی

‫همش در مورد ‫کاباره ها و کریوورست.

‫امیدت را از دست نده.

‫خب، ما این افتخار رو مدیون چی هستیم؟

‫بنا به گفته ها ‫قلمرو من و شما

‫دو دنیای مجزا هستند ‫زیر یک سقف.

‫اما بیایید با هاش برخورد کنیم

‫ما در زمان سنتی زندگی نمی‌کنیم.

‫فکر میکنم که بیش از حد گیر دادین

‫فقط تعجب کردم

‫چه چیز سر سوزنی اینجا هستند ‫آقای سفیر.

More Farsi Persian subtitles for Berlin Station

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left