Luther

Luther

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 5

Julkaisutiedot

Luther S05E02 1080p HDTV x264-FaiLED
Luther S05E02 HDTV x264-MTB
Luther S05E02 1080p HDTV x264-MTB
Luther S05E02 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Luther S05E02 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Luther S05E02 WEBRip x264-ION10
Kommentaari Naser_69
💢 علیرضا 💢 DibaMoviez.com

Tunnisteet

HDTV
hdtv
x264
1080
HD
Julkaistu: 2019-01-03
Lataukset: 54
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫سربازرس لوتر

‫یه مشتری داریم رئیس

‫- گروهبان هالیدی ‫- صبح بخیر

‫قاتل چشمش رو از کاسه درآورده ‫و زبونش رو بُریده

‫شاهد نمی‌دونسته چه اتفاقی در شرف وقوع بوده

‫قربانی سابقاٌ شاگرد خانم معلم بوده

‫لی پک. انگار یه دفعه ‫سر و کله قاتل پیدا شده

‫- چطور این کار رو می‌کنه؟ ‫- روی کلاهش چراغ ال.ای.دی وصل کرده

‫دوربین‌های مداربسته رو گول می‌زنه

‫ازت می‌خوام یه لطفی بکنی

‫یه بابایی جورج کرنیلیوس ‫رو به دردسر انداخته

‫-ایرول؟ ‫- اگه مچم رو بگیرن

‫18بار سقطم می‌کنه

‫دور گردنم اینو بستن!

‫گمونم یه بمبه!

‫تا وقتی قضایا فیصله پیدا نکرده ‫حواسمون بهت هست

‫دکتر ویوین لیک تماس گرفته ‫و اطلاعاتی داده

‫- نگران یکی از بیمارانشه ‫- جیم هوزر. بله

‫مرد مشکل‌داریه

‫فکر نکنم با یه رابطه معمول ‫بیمار-پزشک طرف باشیم

‫جیمز!

‫گلوی خودش رو بریده!

‫یه جای کار می‌لنگه. ‫درست نیست

‫پس بیا با هم بریم دیدنش

‫لزومی نداشت با چاقو بزنیم!

‫ببین با دستم چیکار کردی! ‫این آخرین باری بود

‫که بخاطر تو خودم رو کوچیک کردم

‫پسرم کجاست؟ ‫یالا جان!

‫دارم همه گزینه‌ها رو بررسی می‌کنم ‫مطمئن بشم تو جزئی از این کار نیستی

‫جزئی از کار؟ ‫چرا باید باشم؟

‫«انتورپ بلژیک»

‫«دو سال قبل»

‫خیلی‌خب، کجا باهاش قرار دارم؟

‫خب ظاهراً

‫یه صندلی سمتِ شمال تفرجگاه

‫تقاطع اسپیتسن‌استرات ‫و هوت‌داک نوردوکای هست

‫اون‌جا باهات ملاقات می‌کنن،

‫و مطمئنی که آماده پول دادنه؟

‫میریام، درسته؟

‫و شما

‫اگه اجازه هست ببینمشون

‫می‌شه؟

‫بسیار خب

‫واریز کنید لطفاً

‫ممنون

‫جیکوب، چطور پیش رفت؟

‫همه چی طبق نقشه پیش رفت

‫افرادم تا الان به الماس‌ها دست پیدا کردن

‫ممنونم

‫کجان؟

‫کجان؟

‫«زمان حال»

‫خیلی‌خب، صبر کن

‫علیک!

‫تظاهر نکن از دیدنم خوشحال نشدی

‫نشدم. یه کمی غافلگیر شدم که زنده‌ای

‫دنبال شادی بی‌حد و حصر نیومدم،

‫فقط یه جایی برای مخفی شدن می‌خوام

‫شایدم با یه لیوان چایی ‫و بیسکوییت رژیمی

‫خواهش می‌کنم

‫نُچ

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

‫ترجمه و زیرنویس از ‫ .::Oceanic 6 - علیرضا::. ‫ Twitter: @MrOceanic6

‫آلیس

‫دلم نمی‌خواد وارد این ماجرا بشم

‫فقط می‌خوام زخمت رو ببندم

‫و بعدش بری. ‫فهمیدی؟

‫چه اتفاقی افتاده؟

‫یه خرس گنده زخمیم و فرار کرد

‫ازم دزدی کردی جورج

‫می‌تونم درک کنم چرا همچین فکری می‌کنی

‫اما اونا جیب هر دومون رو زدن

‫خیلی‌خب، چه انتظاری داری؟ ‫ناسلامتی دزدم و ازت سرقت کردم

‫از کجا باید می‌دونستم ‫شیطان تاسمانی هستی؟

‫انتقال رو انجام بده

‫چیزی که بدهکاری رو بعلاوه 20 درصد ‫بیش‌تر بابت آزار و اذیتت پرداخت کن

‫متاسفانه باید این پیشنهاد رو رد کنم

‫عذر می‌خوام؟

‫خریدار چیزی که می‌فروشی نیستم

‫پسرت رو دارم می‌فروشم، جورج

‫بازم فرقی نمی‌کنه

‫از خنده غش کردم جورج

‫جدی می‌گم ‫اما به اون پول نیاز دارم

‫وگرنه سر آلیستر رو می‌برم باغ‌وحش و ‫به میمون‌ها می‌دم بخورنش

‫اوه، بیخیال. ‫این‌جا شلیک نمی‌کنی

‫پسرش رو دزدیدی ‫و سعی کردی گوشتمالیش بدی

‫من و جورج گپ کوتاهی داشتیم

‫منظورم از "گپ"

‫اینه که لِه و لورده‌ام کرد

‫اوه... متوجهم

‫صبر کنید. دست نگه‌دارید

‫ببخشید رئیس

‫داشتم پرونده روانشناسی

‫جیمز هوزر رو می‌خوندم

‫یه جای کار می‌لنگه

‫خیلی‌خب، بفرمایید تو

‫بیاید تو

‫پشت سرت در رو ببند

‫ویوین لیک سابقه روانی بیمارش ‫رو بهمون داد

‫درباره شرم

‫و اضطرابش زیاد نوشته

‫توی پرونده واقعیش خیلی

‫درباره وسواس فکریش ‫به تمایل به خودکشی نوشته شده

‫اشاره‌ای کرده که خطر خودکشی داشته؟

‫- حتی یه بارم نه ‫- بده یه نگاهی بندازم

‫خب...

‫اگه حق با شما باشه چی؟ ‫اگه از خط قرمز رد شده باشه؟

‫ویوین لیک و جیمز هوزر ‫در یه رابطه روانی-جنسی بوده باشن...

‫مجموعه کاملی از اشتباهات؟

‫حالا که حرفش شد

‫اشکالی نداره اگه...

‫اوه البته. طبقه بالا اولین در سمت راست

‫رفتار هوزر از کنترل خارج شده، ‫ویوین حالا دخیله

‫با تخریب و شاید زندان روبروئه

‫اما یه نکته‌ای که درباره هوزر می‌دونستیم ‫یا فکر می‌کردیم می‌دونیم،

‫اینه که دلش نمی‌خواسته دستگیر بشه

‫بی‌پروا و در عین حال دقیق بوده

‫ماسک، دوربین، مسیرهای فرار

‫تصمیم می‌گیره به جای دستگیر شدن ‫خودکشی کنه

‫شاید خجالت‌زده شده؟ ‫امکانش بوده

‫خدا می‌دونه چی باعث می‌شه ‫یه نفر خودکشی کنه، درسته؟

‫با این تفاوت که در این پرونده، یکی خبر داشته. ‫ویوین لیک

‫بله؟

‫اوه رئیس؟

‫گمونم گروهبان هالیدی سرنخ خوبی داره

‫احتمالاً همین‌طوره

‫بله

‫خب،

‫قدم بعدی چیه؟ ‫چطوری جلو بریم؟

‫خب ساده نیست

‫ویوین گارد دفاعی گرفته. ‫داره حساب و کتاب می‌کنه

‫باهوش و شجاعه

‫بعلاوه مدرک مستدلی ‫مبنی بر خطا ازش نداریم

‫نه، نداریم

‫متاهله؟

‫18ساله

‫خوشبختن؟

‫ظاهراً

‫چطور؟

‫هر چی زندگی زناشویی شادتر، ‫تبدیلش به حربه و سلاح راحت‌تر

‫و جایزه بدبین سال اهدا می‌شه به...

‫نه، من بدبین نیستم

‫مشکلم هم همینه

‫بنظرم بهتره یه سری به شوهرش بزنیم

‫و ببینیم ویوین چه واکنشی نشون می‌ده

‫رئیس؟

‫باشه

‫و می‌تونید راه بیوفتید

‫اه، به درک

‫فکر می‌کنه نقطه ضعف من توئی

‫فکر می‌کنه با صدمه زدن بهت ‫می‌تونه منو آزار بده

‫چرنده

‫نه، نه، نه!

‫نه!

‫برو بگرد

‫نه، نه، نه!

‫قانون چیه؟

‫محتاط باش

‫و بودی؟

‫نه

‫نه

‫جیمز تنها شانس ما بود

‫ماه‌ها طول کشید تا زمینه‌چینی کنیم

‫و حالا از بین رفته

‫مستعمل شده

‫حروم شده

‫متاسفم

‫امیدوارم بدونی تا وقتی این ماجرا ‫ختم به خیر نشده نمی‌تونم برگردم به خونه‌ام

‫اگه ختم به خیر نشه چی؟

‫نه، می‌خوام زندگیم برگرده به ‫حالت قبل اینکه تو بیای

‫اون‌موقع درست می‌شه

‫- شرمنده! ‫- نه والا نیستی

‫می‌خوای چی بگم؟

‫دلم برای این ماجراها تنگ شده بود

‫- احتمالاً تو هم همینطور ‫- نه واقعاً

‫- پیف! ‫- قیافه‌ام رو نگاه کن

‫- هیس! ‫- نگاه کن!

‫- نظرت درباره این یکی چیه؟ ‫- باشه، باشه، عجله کن

‫- فقط... ‫- نه، الان بازش می‌کنم

‫لعنتی، یالا

‫اه، جادو

‫صداش خیلی مهربون میومد

‫- کی؟ ‫- دوست جونی جدیدت. اسمش چیه؟

‫آنشرلی با موهای قرمز، ‫اسمش چی بود، هایدی

‫- هالیدی ‫- "هالیدی" اوه! چه جالب

‫چی؟

‫استفاده از نام خانوادگیش

‫سعی داری در ذهن من ‫ازش جنسیت‌زدایی کنی؟

‫نه

‫واقعاً چرا باید همچین کاری بکنی؟

‫چون دلم نمی‌خواد صورتش ‫رو له و لورده کنی

‫چطور اون کار رو کردی؟

‫مگه مهمه؟

‫بله، مهمه

‫گزارش قتل رو دیدم

‫جسدت روی تخت پزشکی قانونی. ‫همه رو دیدم

‫اوه جان، توهین نکن

‫رشوه به یه افسری که دم بازنشستگیه

‫و حقوق بازنشستگی مزخرف ‫و دل خونی داره کار سختی نیست

‫تنها کاری که لازم بود بکنم

More Farsi Persian subtitles for Luther

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left