200 ensimmäistä riviä.
...آنچه در «بیلی د کید» گذشت
واقعاً تسلیت میگم بهتون، خانم مککارتی
یه مردی میخوای که مراقبت باشه
!بیخیال! گرفتمش
!ولش کن - !اون تفنگ رو بده به من -
نه
اجازه بدید خودمو بهتون معرفی کنم اسمم هنری آنتریمه
اینجا توی غرب نیروهای خیلی خوبی برای کار هست
و برای آوردن حاکمیت قانون کاملاً مصمم هستن
و عدالت خداترس به همه مردمی که اینجا زندگی میکنن
...اون داره بهت دروغ میگه راجع به همه چی
پس بیا بریم ورقبازی کنیم پول به جیب بزنیم
من هیچوقت نمیبازم !نه به این مکزیکی نکبت
اینجا توی غرب، محفلها خیلی از کارها رو انجام میدن، بیلی
من فقط میخوام عدالت برای دوستم برقرار بشه
هتی، فقط میخوام بدونم کی این بلا رو سرت آورد
آنتریم اون یکی از مشتریهای همیشگیمه
!اگه اون بچههه نیست
انگار بیشتر از توقعاتم بدهی دارم
باید از اینجا بریم
کجا بریم؟ - نمیدونم -
مجبور نیستی پیشش بمونی
چرا و توی کلیسا باهاش ازدواج کردم
،به جز معدنها گلههای بزرگ
و زمینهای باز توی سرتاسر شهر وجود داره
میتونی هرکسی که میخوای باشی
مامانت مال منه
،اگه یه بار دیگه کجخلقی کنی
زجرت میدم
!یه ماره
،تو برو بالا منم باروتها رو میذارم
باشه
!خیلیخب
صدای سوختن میشنوی؟
نه
!تو روحش !برو پایین ببین خاموشه یا نه
نورم؟
،آتیش گرفته بود و هیچکدوممون نشنیدیم
یا خدا
نورم بیچاره
نورم بیچاره؟ پس من چی؟ نزدیک بود چشمم از دست بره
و فکر کنم دستمم شکسته
دیگه توی معدن کار نمیکنم خیلی خطرناکه
با دکتر کسون حرف زدم
گفت یه سنگ اندازۀ تخممرغ از چشم نورم درآوردن
!آره
کلاهم رو بردار
خوبه لبهش رو حس کن
آره دیدی؟
،سرم یه ذره اونورترش بود
و منم مُرده بودم باید باهوش باشی
باید خوب بدونی کِی از اونجا خارج بشی
معدن هیچوقت بهم نساخته بود هیچوقت
چرا باید تحصیل کنی
که آخرش بری مثل یه حیوون زمین رو بکَنی؟
فکر کنم الان بهتره که فقط بخوابی
و فردا صبح میتونیم راجع به
شغل جایگزین حرف بزنیم
،عزیزم، من تازه از مرگ نجات پیدا کردم
اونوقت درباره شغل جدید داری باهام حرف میزنی؟
هنری، ما فقط درصورتی میتونیم این خونه رو بخریم
تا جفتمون کار داشته باشیم
زنیکۀ بیعاطفه
بیلی، لطفاً
میرم بیرون
برم با ورقبازی یکم پول بگیرم
موفق باشی، بیلی
چقدر حیف شد که سرش یه ذره اینورتر نبود
اون هیچوقت برام احترام قائل نیست
دو بازیکن باقی مونده آقایان، دور آخره
آقایان، لطفاً کارتهاتون رو نشون بدید
چهارتا سهلو برندهست ممنون، آقایان
بیلی، یه لحظه وایسا
ببخشید همه پولات رو برداشتم
شانس آوردم
برنامه امروزت چیه؟
میخوای تمرین کنیم؟
نمیدونم، جسی من وینچستر رو میارم
باشه
فعلاً، بچهجون
صبح بخیر
سلام مامان
سلام بیلی
بسپارش به من
مرسی
سلام کاتلین
روزت چطوری میگذره؟
بد نیست، آقای آپسون
از دیدنتون خوشحالم
آمادهاید؟
چطوری بیلی؟ - آقای آپسون -
میشه برام قهوه بیاری؟
آره، حتماً
خب، اوضاع احوال؟
سرمون شلوغه
کار بدردبخوری اینجا نیست
چیز ثابتی نیست
واسه معدن درخواست دادم ولی اونا گفتن
واسه عضوگیری به مشکل بر خوردن
بفرما - ممنون، خانم -
همیشه میتونستی بری عضو گانگسترهای راهآهن بشی
بین من و مامان و جو فاصله میندازه
میدونی که نمیتونم
یه گلهداری هست به اسم بیلی متیوز
بیرون شهر یه مکان بزرگی داره
میتونم اونجا برات یه چیزی ترتیب بدم
از تحقیقت چه خبر؟
یه سری افرادی اینجا توی سیلور سیتی هستن
که بیشتر از این ظاهرشون میدونن
بعضیهاشون خیلی مضطرب میشن
بفرمایید
مامانت خیلی کار میکنه
بله
به متیوز معرفیت میکنم
ممنون
بد نبود، مرد جوون
تا حالا از اون اسلحه استفاده کردی؟
چطور؟
ماشهت میتونست سفتتر باشه
مثل من، میبینی؟
چه فایده داره؟
...ماشۀ حساسی نیست، ولی خب
نزدیکشه
باید بدونی که داری چیکار میکنی
خیلی راحت شلیک میکنه
جسی
خرج زندگیت رو از کجا درمیاری؟
منظورم بجز پوکره
به مرور به مردم کمک میکنم
،الوار جابجا میکنم توی ساخت کلبه کمک میکنم
...و
یه سری کارای کوچیک دیگه هم انجام میدم
آره خلاصه
چجور کاری؟
گلهداری میکنم
یه سریها رو میشناسم که اینکارهان
توی چراگاهها گلههای زیادی هست
به کسی آسیبی نمیزنه
میخوای یه سر بزنی؟
نه
یه چیزی... برات دارم
برای من؟
جسی، این اسلحۀ توئه
با پولایی که برنده شدم یه جدیدشو گرفتم
ایناهاش
حس کردم یه چیزی بهت بدهکارم
مرسی، جسی
اون چوبها رو میبینی؟
آره
میتونی بزنیشون؟
شاید
یالا پس
بچهجون، فکر نمیکنم دیگه نیازی باشه چیزی بهت یاد بدم
مامان؟
چیکار میکنی؟
یکم از پساندازهامون رو کنار گذاشتم
نمیخوام آنتریم چیزی ازشون بفهمه
آنتریم کجاست؟
فردا میرم با یه گلهداری حرف میزنم
،به اسم بیلی متیوز میخوام کار بده بهم
آقای آپسون گفت منو میبره پیشش
تا بتونم توی چراگاه و سالن کار کنم
یه عالمه پول میاد دستمون
بدون تو چه خاکی تو سرمون ریخته بودیم، بیلی؟
به خاطر تو این کارو میکنم، مامان نمیتونیم به آنتریم تکیه کنیم
میدونم که فکر میکنی من احمقم
ولی هنوز باور دارم که مردم عوض میشن
باید بهش باور کنم
بیلی
بهم قول بده که هیچوقت به آنتریم آسیبی نمیزنی
به خاطر خودت بیلی، نه اون
...میدونی چه بلایی میارن سر کسایی که
حالت خوبه؟
حالت چطوره؟
خوب نیستم
فردا به دکتر کسون میگم واسه سرفهت بیاد
هی
بیا اینجا
بیا
شهر میخوابد» و کشور میخوابد
،زندهها به وقت خود میخوابند
مُردهها به وقت خود میخوابند
شوهر پیر در کنار همسرش میخوابد
و شوهر جوان در کنار همسرش میخوابد
،و اینها درون من گرایش دارند
و من به آنها گرایشی به بیرون دارم
،و چنانچه همینگونه باشد
من کموبیش هستم
،و با وجود همۀ اینها
«من شعر خودم را میسرایم
آقای متیوز
این همونه، اقای آپسون؟
بله، قربان
به نظر فقط یه پسربچهست
کمکی ازم برنمیاد ولی موندم چرا فکر کردی من به یه بچه کار میدم
بیلی، قربان
بیلی چی؟ - آنتریم. بیلی آنتریم -
باشه
گاوچرون بودن کار راحتی نیست
بله، قربان
No comments yet. Be the first to leave one.