The Witcher

The Witcher

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 3

Julkaisutiedot

The Witcher S03E05 720p WEB h264-EDITH
The Witcher S03E05 1080p WEB h264-EDITH
The Witcher S03E05 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
The Witcher S03E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
The Witcher S03E05 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTb
The Witcher S03E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTb
The Witcher S03E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Witcher S03E05 1080p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Witcher S03E05 720p/1080p WEB HEVC x265-RMTeam
The Witcher S03E05 2160p 10bit HDR DV WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Kommentaari Night_walker77
█⫸ وحــید فرحناکی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tunnisteet

web
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
x265
HEVC
HD
Julkaistu: 2023-06-29
Lataukset: 74
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

199 ensimmäistä riviä.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫بالأخره تنها شدیم

‫عجب شبیه.

‫شنیدم توی شراب محرک جنسی می‌ریزن.

‫تعجب کردی؟

‫راستی دیدی سابرینا چی تنش بود؟

‫- از منم بزرگ‌تره، تقریباً... ‫- ین

‫فقط خوشحالم تموم شده.

‫« ویـــــچـــر » ‫ " فصل سوم - قسمت پنجم "

‫مطمئنی؟

‫تو چی؟

‫نمی‌دونم دلم بیشتر چی می‌خواد، ‫که این لباس رو تیکه پاره کنم؟

‫یا با دم دست‌ترین مجسمهٔ یخی به جون استرگوبور بیفتم.

‫ببین چطوری مثل کنه چسبیده بهش.

‫به به، گرگ سفید.

‫- گلدا! بیا اینجا. ‫- چه عالی

‫ممنون که اومدی.

‫همم!

‫درسته!

‫- همیشه این‌قدر زل می‌زنن؟ ‫- نه

‫- بیا اینجا! ‫- همه‌ش به‌خاطر خودمونه

‫بهش عادت کن. ‫کل شب ما رو تماشا می‌کنن.

‫عه. خوبه!

‫قبل از این‌که وارد جمع بشی ‫ بهتره بدونی چی در انتظارته.

‫اونجا، سابرینا گلویسیگ و مارتی سودرگرن هستن.

‫خیلی ... شهوانی و پر شور هستن.

‫کنار فواره هم مارگاریتا لوانتیل، ‫خانم مدیرِ فعلی وایساده.

‫و کیرا متز، حسابی آتیش پاره‌ان.

‫کاردوئین، بیانکا، مارکواد

‫دتمولد و برادرش دریتلم،

‫و ردکلیفِ منفور رو داریم.

‫آرتود ترانوا، جادوگر خوبیه... ‫تازه مست باشه بهترم هست.

‫ویلگفورتز، که علی‌رغم بی‌میلی‌ام ‫ازش خوشم اومده.

‫تیسیا د وریس، که خودت می‌شناسی

‫و گرهارت از ایل.

‫- داشتم می‌گفتم... ‫- چی؟

‫پیرترین جادوگر زنده.

‫انتظار داری همهٔ این اسما رو یادم بمونه؟

‫فکر کردم رفته بودی آکسنفورت؟

‫هوم.

‫فکرشم نکن.

‫بهت قول میدم.

‫تا طلوع آفتاب توی لاکسیا جاش امنه.

‫وقتی جشن تموم بشه و انجمن واقعی شروع بشه...

‫اون‌وقت کارمون رو شروع می‌کنیم.

‫امشب فقط باید رها کنی و لذت ببری.

‫و معاشرتی الهام‌بخش ‫در شبی بی‌نقص داشته باشی.

‫- پس درست رفتار کن. ‫- همیشه درست رفتار می‌کنم.

‫احیاناً مهمونی‌ام توی ریند رو یادت رفته؟

‫دیگه اسمی از جوجه‌ تیغی‌های افسون شده ‫و قانون غافل‌گیری نبرم.

‫اون داستان داره.

‫خب، این نداره.

‫باید این مراسم بدون مشکل پیش بره

‫پس لطفاً... عزیزم

‫مثل غول غذا ندیده نیفت به جون خوراکی‌ها.

‫وقتی یکی می‌خواد باهات صحبت کنه، ‫باید سریعاً قبول کنی.

‫و مهم نیست لباس‌شون چقدر مضحکه، ‫زل نزن.

‫ینیفر

‫و ویچرش.

‫هنوز افتخار آشنایی با هم رو نداشتیم.

‫گرالت، ایشون سابرینا گلویسیگ

‫از آرد کَری هستن، دوست دوران مدرسه‌ام.

‫تعدادی جاسوس، قاتل و دزد توی آریتوزا حضور داشتن،

‫ولی اولین باره که میزبان یه ویچر هستیم.

‫ینیفر خیلی وقته که قایمت کرده.

‫گرسنه به‌نظر میای.

‫می‌خوای مزه‌ش رو بچشی؟

‫نظرت چیه...

‫ویچر؟

‫به‌نظرم ین امشب خیلی تو دل بروئه

‫موافق نیستی؟

‫و حتی دروغ هم نمیگه، ‫چه خسته کننده.

‫سابرینا، این‌جوری که با مهمون رفتار نمی‌کنن.

‫تجربه‌ش توی تله‌پاتی خیلی کمه.

‫چرا حیوون دست‌آموزت رو با خودت آوردی ‫اگه نمی‌خواستی که...

‫باهاش بازی کنیم؟

‫عزیزم، چرا نمیری یه نوشیدنی بخوری؟

‫فکر خیلی خوبیه.

‫فکر کردی چی‌کار داری می‌کنی مثلا؟

‫- ین، می‌دونی چی بهتر از سکسه؟ ‫- چی؟

‫کُفری کردنِ منجی سادِن.

‫فیلیپا، چه‌ عجب!

‫امشب چیزی شکار کردی؟

‫ویلگفورتز، تیسیا.

‫اینجایی پس. خدا رو شکر.

‫- معلومه که از دستش نمی‌دادم. ‫- خوش برگشتی.

‫یادت نره که باید امشب با آرتوریس هم

‫رابطه‌ت رو خوب کنی، نه فقط استرگوبور.

‫حالا که داریم هم دیگه رو سؤال جواب می‌کنیم، ‫خودت پیشرفتی داشتی؟

‫... درست مثل باقی آدمای دروغ‌گو و پر افاده این لونه

‫امیدوارم قانعش کرده باشی درست رفتار کنه.

‫امشب فرصت اشتباه نداریم.

‫- تیسیا.... ‫- چیه؟

‫به چیزی که می‌بینی اعتماد کن، خب؟

‫حداقل دو ساعت به ینیفر ‫وقت بده که همه رو عصبی کنه.

‫ببخشید.

‫- دیکسترا... ‫- برو کنار، جادوگر

‫- حتماً یه دلیلی داره. ‫- اهم...

‫می‌دونی، فیلیپا... باید سرزنشت کنم

‫که تنهایی داری کل وقت ویچر رو می‌گیری.

‫گرالت از ریویا، خوشحالم یه برادر بی‌جادوی دیگه

‫و اگه اشکال نداره بگم، ‫یه عوام دیگه اینجا حضور داره.

‫فیلیپا، باید تنهایی با ویچر صحبت کنم.

‫مرد و مردونه.

‫هوم.

‫«مرد و مردونه». ‫دیکسترای همیشگی.

‫می‌دونی اون دو تا فردا قراره دردسرساز بشن.

‫البته. فقط یه احمق به سر دستهٔ جاسوس‌ها ‫و جادوگرش اعتماد می‌کنه.

‫همیشه بیش از ارزش‌شون دردسر دارن.

‫و مشخصه یه ریگی تو کفش‌شونه

‫همون‌طور که انتظارش میره، ولی خب امیدمون اینه

‫که اون‌قدری شایعه درست کرده باشن ‫که دعوت بشن.

‫هوم؟

‫عاشق اینم وقتی فکر می‌کنی تماشات کنم.

‫ولی کلی حرف دیگه داشتم.

‫یه‌کم دیگه بر می‌گردیم سر وقتش.

‫نه فقط سراسر اقلیم، بلکه اینجا توی آریتوزا هم همینه.

‫این انجمن شاید جادوگران رو جمع کرده باشه

‫ولی چیزی که بدیهیه رو نمی‌تونه عوض کنه.

‫آدمِ باهوش بی‌طرفی رو کنار می‌ذاره ‫و از یه طرف حمایت می‌کنه.

‫ردینیا تنها امیدت واسه در امون نگه داشتن توله شیره.

‫یه جوری بگو منم بفهمم، دیکسترا

‫یادت نره داری با یه رعیت صحبت می‌کنی.

‫هوم.

‫رک و پوست کنده میگم، ‫دختره رو رد کن بیاد، تا دیر نشده.

‫نه. با اجازه.

‫مرتیکهٔ خر

‫ممنون که امشب اومدی.

‫خیلی برامون با ارزشه.

‫خدایا، خیلی خوشحالم می‌بینمت.

‫باید باهات صحبت کنم.

‫تیسیا گفت که وقتی جادوگرای جوونی بودن ‫ با هم رابطه داشتن

‫میگن هیچ عشقی تو دنیا

‫مثل عشق اولی نیست، درسته؟

‫اگه اجازه بدی....

‫اختیار داری

‫فردا حسابی توی انجمن موفق باشی، ویچر.

‫- کجا بودی؟ ‫- ایسترد چی گفت؟

‫وقت واسه این کارا نداریم.

‫ملانژ در شرُف آغازه

‫یالا دختر، آره. آره.

‫ایول!

‫- یالا، آرتود ‫- کیرا

‫ینیفر

‫میشه...

‫- بله. ‫- اجازه هست، بانوی زیبا؟

‫ملانژ چیه؟

‫یه رقصه.

‫که اجباریه.

‫گرالت

‫امشب بهت خوش گذشته؟

‫خوبه

‫وای، ویچر.

‫کل شب منتظر بودم که دستم بهت برسه.

‫من یه بندباز تعلیم دیده‌ام، ‫خیلی انعطاف‌پذیرم.

‫امیدوارم بتونیم فردا روی حمایتت حساب کنیم، آرتوریس

‫ممکنه، ینیفر. ‫هر چند یادم نرفته در گذشته چی‌کار کردی.

‫همچنین شاهی که منتظر یه شاهدخت خاصه.

‫البته، ولی اولویت‌هام عوض شده.

‫اومدم کمک کنم.

‫خواهیم دید. من دیگه یاد گرفتم که ‫پیش‌بینی کردن حرکات ینیفر از ونگربرگ

‫مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاه بی‌فایده‌ست.

‫نگران کننده‌ان.

‫از شراب خوردی؟

‫تشنه نیستم.

‫آخی

‫گرالت

‫ایسترد

‫خب، خب، همراهِ گردن شکن اومده.

‫می‌دونم. یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

‫- چطوره بعداً یه نوشیدنی مهمونت کنم؟ ‫- نمی‌تونم

‫قصد دارم امشب حامله بشم.

‫دوران هیجان‌انگیزی پیش روئه، مگه نه؟

‫خوشحال شدم دیدمت، تریس.

‫تو هم.

‫سیری در چه حاله؟

‫جاش امنه. فعلاً.

‫باریکلا.

‫ممنون.

‫- بی‌نظیر بود. ‫- ممنون

‫گرالت

‫- تا حالا ندیده بودم که... ‫- بی‌نظیره

‫- هیجان‌انگیزه. ‫- بله، خب...

‫آرتود، از شراب امشب مزه کردی؟

‫- منو خیلی خوب می‌شناسی. ‫- به‌نظرم واسه یکی دیگه آماده باشی

‫کل شب سعی داشتی دل ین رو به دست بیاری.

‫انکار می‌کنی؟

‫واسه چی انکارش کنم؟

‫- خودش می‌دونه من مرد بهتری‌ام! ‫- عه!

‫پس ثابت کن.

‫باورم نمیشه.

‫بزدل.

‫هو!

‫- بالأخره یه‌کم سرگرم می‌شیم! ‫- ویچر....

‫به ین قول دادم که امشب رو خراب نکنم.

‫بزن اونو داغون کن.

‫پس نمی‌کنم.

‫آتش‌ بس؟

‫وای لعنتی!

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left