Julkaisutiedot

school beautys personal bodyguard e03 360p
Kommentaari DLBR
www.1sse7en.ir ادامه زیرنویس ها در سایت ( مترجم :فاطمه )

Tunnisteet

other
Julkaistu: 2016-06-30
Lataukset: 11
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

172 ensimmäistä riviä.

بادیگارد شخصی زیبا ترین دختر مدرسه

- قسمت 3 -

آه، این تلویزیون ال ای دی حداقل 60 اینچه

حتما تماشای اون احساس خوبی داره

وااوو! این تلویزیون ماهواره ایه

خیلی کانال داره! خیلی فوق العاده اس

این چیه؟

به هیچ وجه! کانالای بزرگسال؟

اوه خدای من! این احساس در تلویزیون بزرگ واقع بینانه است.

من تعجب می کنم اگر آنها آن را در تری دی دارند را. منظورش اینه که خیلی واضحه

من واقعا خستم

آه منگ احمق فریب اطراف رو خورد و تمام شب رو توی رختخواب خوابید منظورش همون چو منگ یائو ه

چرا انقدر زود بیدار شدین؟ اینجا چکار می کنی؟

هیچ چی. من نمی توانستم بخوابم، بنابراین بلند شدم.

لینگ ایی من گرسنه مه. برو برای من کمی رشته فرنگی درست کن

شما میخوایین من براتون رشته فرنگی درست کنم؟

درسته، خود شما!

عجله کن، من گرسنمه

هی، من توسط آقای چو برای محافظت از بانو چو و تحصیل همراه اون استخدام شدم

من خدمتکار نیستم!

این اون چیزی نیست که میگی!

در زمان های قدیم، کسایی که همراه مردم مطالعه می کردن رو می گفتن پسران کتاب. پسران کتاب یعنی همون خدمتکار

شما فقط در رتبه بندی نوکران فقط کمی بالاتر هستین

هی! ای ددم واای .. الان آبروش میره! خخخ

لین یی، چرا اینو نگاه می کنی!

این چیه!

سوء تفاهم نشه! من تازه رسیدم و به محیط عادت نکردم. من به اشتباه متهم شدم! اما من دستمال کاغذیم

من یکم آنفولانزا دارم، فقط باهاش عطسه کردم. اگر باور نمی کنین میتونین خودتون ببینین ایییییی، خداییش خیلی کثیفه

ببرش عقب! من نمی خوام چنین چیز نفرت انگیزی رو ببینم

من قبلا هم گفتم، این چیزی نیس ..

لین یی، تو گوشت مرده ای

چطور من به شما بگم تا باور کنین؟

باشه، دیگه من رشته فرنگی نمی خوام

- برو برای من صبحانه درست کن -چرا؟ این برای استادشم صبحانه درست نمی کرد حالا برای تو درست کنه خخ

برای اینکه من شاهد اشتباهاتت بودم

اگر نری، من به عمو چو می گم

که توی خونه میشینی تلویزیون نگاه می کنی

و این کارا رو می کنی، الحق شوکه میشه

چه کاری؟

برام مهم نیست. زود باش من صبحونه می خوام

شما چی می خواین بخورین؟

خب هر چیزی. من نمی دونم توی آشپزخونه چی هست. برو نگاه کن .. خوب شد این پسره اومد وگرنه دوتاشون از گرسنگی می مردن .. خخخ است

فکتو ببنند سرماخوردن خخخ

عجله کن برو

باشه

هی، چرا مثل یه میگو راه می ری؟

احح، کثیف!

اون فکر می کنه کیه؟

نشسته روبه روی من، اگر مناسب و معقول بود؟

هی، برام آب بیار.

من نمیرم!

عمو چو... چو .. چو

میری یا نه؟

چی شده؟

شیائو شو، چی می خوری؟ به من نگفتی

اووه، لین یی اونو خورده که!

برای چی بمن نگاه می کنی؟

هی-هیچی!

خوشمزه ست؟

خوبه

اینم آب!

ه-هی!

هی، چیکار می کنی؟ من نمی تونم غذا بخورم وقتی اینجا وایستاده باشی! فقط وایستاده باشه! خخخ خبر نداری دهنیه. خخ است

گمشو!

شما باقی مانده غذای منو خوردین! ولی شما می گین هر چیزی نمیخورین! حقته خخخ

آه منگ! تو و منحرف غیرمستقیم همو بوسیدین! خخ

آب!

چاره ای نیست! دیگه کار از کار گذشته! خخ!

اما مامان نگفته که بوسیدن باعث حاملگی میشه؟

کی بارداره؟ کله ات بارداره!

چکار می کنی؟

بوسیدن غیرمستقیم! اینطوری تو هم شریکی!

عزیزم شما شگفت انگیزی

تو هم واقعا شگفت انگیزی!

یه بار دیگه. یه بار دیگه ما میتونیم؟

من نمی توانم. من یک جلسه دارم. دفعه بعد، خب؟

به نظر می رسه من وقت بدی اومدم

شیائو فنگ فنگ، تو الان واقعا معرکه ای

چکارکنم؟

معمولا، همیشه بدنم رو نرمش می دم بیشتر قر می ده تا نرمش خخ است

شیائو فنگ فنگ، چرا اینقدر تردی؟

پس الان برای گزینش معلمی،

می تونم قبول بشم؟

با بالاترین نمره قبول میشی!

خب، وقت رفتن به کلاسه

پس، من مزاحم شما میشم.

دانشجو، منتظر چی هستی؟

اینجام تا نامه مدرسه ام رو بدم!

نامه مدرسه؟

مدیر اینجاست؟

م-م-مدیر.... مدیر داخله

من م-مدیرم. چیزی شده؟ میخوای کاری انجام بدی؟

من لین یی هستم. من به اینجا منتقل شدم

اوه، لین یی. می دونم. هیئت مدیره دربارت گفته بود

- این خوبه، تو میتونی بری. برو برو -مچکرم، مدیر

هی، وایسا!

بله مدیر؟

اوه، درباره این .. چقدر وقت بیرون منتظر وایساده بودی؟

شما چیزی نشنیدی، شنیدی؟

رسیدم گزارش بدم به مدیر، من الساعه رسیدم اینجا! آره جون خودت آمپرت نسوزه دروغ میگی خخ است

-پس... -گزارش بدم به مدیر، من هرچیزی رو نمیشنوم آره فقط مورد دارارو میشنوی خخ

فقط...

من فقط می دونم بدنتون رو مرتب آموزش می دین!

من همه چیز رو در این باره می دونم

- دانشجو لین یی، درسته؟ -بله

انتقال دانشجویان سخت ترین چیزه!

دفعه بعد، برات مشکلی پیش اومد منو پیدا کن!

بیا، این کارت منه!

من می دونم تو هر چیزی رو نمیشنوی، درسته؟

البته. با تشکر از شما، مدیر.

مدیرعامل شیائو فنگ فنگ.

همگی گوش کنید، امروز یه دوست جدید به ما پیوسته.

دانش آموز جدید، اول اجازه بدید با معرفی خودش شروع کنیم

اسم من لین یی ه.

اجازه بدید ما به دانش آموز جدید خوش آمدید بگیم.

- همکلاسی لین یی، یک صندلی برای خودت پیدا کن - چشم .

بچه ها، اجازه بدید کتاب هامونو باز کنیم

- صبح بخیر. - هی، صبر کن.

- چی اشتباهه - چشم چران محله تام

از این به بعد، شیائو شو و من وعده های غذاییمون رو اول می خوریم.

تنها بعد از غذا خوردن ما، شما مجاز به خوردنی.

همینطور، ما میخواییم چندتا تبصره به قوانین خونه اضافه کنیم

اول، در مدرسه، حق افشای رابطه بین ما رو نداری! برای هیچ کس!.

ما غریبه ایم.

مشکلی نیست.

دوم، در آینده، در ملاء عام، لطفا حداقل پنج متر فاصله حفظ کن.

نه، آن ده متر. بیشتر بهتره!

در مورد شرایط اضطراری چی؟

این یعنی چی؟

برای مثال، اگر شما به طور تصادفی در خرابکاری سگ قدم بزارین، یا کامیون بخواد شما رو زیر بگیره، و اینکه، کسی با یک اسلحه شما رو هدف بگیره.

تو کسی هستی که پا میزاری روی خرابکاری گودزیلا و در اون دفن میشی!

چلاق!

سوم، آه منگ یک جفت مگس مزاحم در مدرسه داره که همه جا دنبالشه،

و حاضره از دور تعقیبش کنی.

فقط اگر میتونی آنها را از دور تعقیب کنی

آه منگ اعتراف می کنه شما محافظشی.

مشکلی نیست.

آخرین باری که ما در دارایی ها و بدهی متوقف شدیم.

آیا کسی هنوز هم یادشه دارایی چیه؟

ترفندهای کودکانه. اخ، احساساتی.

آآه! برو به جهنم!

پا گذاشتم روی پات؟

با عرض پوزش، متاسفم. حالت خوبه؟

خوبم

خب، هیچی نیست. دانشجو، عجله کن و بشین

خب، دارایی ها منافع درآمدی هستند که می تونن در آینده درآمدی رو به شرکت ها ارائه کنن.

اگر یادتون رفته، عجله کنین و از اون کپی بگیرین

شیائو یی، دنبالم بیا، سریع!

چیه؟

الان، اول اینجا قایم شو. مطمئن شو که به کلاس درس برنگردی.

وقتی زنگ مدرسه خورد بعدش سریع به خونه برو. من کمکت می کنم از یه راهی مدرسه از بیای بیرون.

چرا از مدرسه برم بیرون؟

شما در حال حاضر به طور تصادفی روی پای نائینی پی پا گذاشتی؟ آیا می دونی اون کیه؟

اون نوکر سان شائو ه. اونها قطعا برات دردسر درست می کنن.

واقعا؟ پس چی؟

لطفا!

توهین به چهار قلدر بزرگ! فقط فکر اون منو می ترسونه!

شیائو یی، هر چی باشه، اشتباه می کنی به حرف من گوش ندی! عجله کن و قایم شو! عجله کن و برو خونه!

برای هشدارت ازت ممنونم بو جه. من از این به بعد به کمکت احتیاج دارم تا پشت سرم رو ببینم.

پس اینجا قایم شدی. نره غول!!

و من هنوز فکر می کنم پیدا کردن موش کوچولویی مثل تو اینجا چقدر سخته

شیائو یی، من دستشویی فوری دارم. من اول میرم.

مراقب خودت باش

هی، برادر بو. برادر بو، صبر کن. من هم باید برم حمام.

نره غول، خوب پس. بیایید با هم بریم دستشویی.

شما زیاد هستین. تعدادی از شما همراه من بیاد

لی لیانگ جه، ای-این نره غول و-واقعا کندذهنه ی-یا بازیشه؟

اون حداقل از خطر خ-خبر نداره

کی اهمیت میده اگر اون واقعا کنده یا بازیشه؟ برای ما فرقی داره؟

نداره

- آه منگ آه منگ - مشکلیه؟

همانطور که انتظار داشتم، زونگ پینگ لیانگ برای تلافی با آن تام چش چرون رفت توالت پسرا!

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left