200 ensimmäistä riviä.
،باید تا ساعت ۱۴ کمربند حفاظتی رو تموم کنید ولی غیر از این کارتون عالیه
چشم، رئیس
.نه، نه، نه، گوش کن به من گوش کن
بهشون بگو برام مهم نیست ،اونا بُزهای کی هستن
فقط از جاده ببریدشون بیرون
.آروم باش، گروهبان صبر کن. صبرکن
نمیخوایم یه حادثهی بینالمللی ایجاد کنیم
،خیلی خب، آقایی که سبیل داری لطفاً برو اون سمت
،آقایی که چشمبند داری برو سمتِ مخالف
.اگه نمیتونیم دوستانه حلش کنیم میذاریم بُزها تصمیم بگیرن
خرابش نکن - بله، قربان -
!بابی
ردیفی؟
تاریخ مدارکِ این مرد گذشته، قربان - بده یه نگاهی بندازم -
سلام - سلام -
آره، فقط سه روز از تاریخش گذشته - همینه که هست، قربان -
،بهشون بگو این دفعه میتونن رد بشن !ولی فقط این دفعه
بگو واسه برگشت حلش کنن - قربان -
اسمیتی - رئیس -
همه چی روبراهه؟ - همه چی روبراهه -
من بهش رسیدگی میکنم - نه، نه -
حلش میکنم. تو اینجا بمون - قربان -
سلام، مرحبا
سلام، آقا
بعد از ظهر بخیر، قربان
احمد
گمونم خبرِ خوبی نداری
ناگهان وضعیتش وخیم شد
خب، میتونستی بهم زنگ بزنی - چندین بار زنگ زدیم، قربان -
در نهایت برادرتون به عنوان ،پسرِ ارشد تصمیم گرفت
...لازمه من رو بفرسته
تا شدتِ وضعیت رو بهتون اطلاع بدم
پدرم قراره بمیره، احمد؟
وضعیتِ عالیجناب... جدّیه
دستور دارم فوراً شما رو ببرم فرودگاه
همه چی با مافوقهاتون هماهنگ شده
صحیح
بریم
گروهبان
از ما کمکی برمیاد، قربان؟
از الان فرماندهی با توئه، چارلی
تا وقتی که برگردم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت :دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« زیرنویس از سینا صداقت و ســروش » ::. SuRouSH_AbG & SinCities .::
به خونه خوش اومدید، آقا
دلت برام تنگ شده بود، آقای لاورنس؟ - به شدت -
سلام، فردی
.ادی. ادوینا، ادواردو، بالأخره اومدی بیا اینجا ببینم
احسنت، عزیزم
.احسنت. بیا بغلم ببینم بیا اینجا. بغلم کن. ایول
از دیدنت خوشحالم
حالش چطوره؟
راستش رو بخوای خیلی داغونه. آره
یعنی، این دفعه دیگه واقعاً کلکش کندهست
،دکتر میگه امشب تموم میکنه در دیرترین حالت فردا صبح
تو چی؟ حال خودت چطوره؟
.راستش رو بخوای اصلاً نمیدونم ...یعنی میدونی، من فقط ناراحتم
مامان چطوره؟
آره، اون کسیه که باید هواش رو داشته باشیم
مطمئنم یواشکی از داروهای بابا مصرف میکنه
یعنی مردمکِ چشمهاش مثل قالپاق گشاد شدن
صحیح
بهتره خودمون رو گُم نکنیم - باشه -
،البته، تا اون موقع
اون مست و پاتیل و لُخت و عور بود
کاملاً فراموش کرده بود که توی مجلس اعیانه
...خب، چطوری - سلام، چاکلز -
خوبی؟ - آره -
حالش چطوره؟ هوشیاره؟
بعضی اوقات
گاهی هوشیاره و گاهی هذیون میگه
...وقتی که هوشیاره کاملاً حضور ذهن داره
سلام، مامان
عزیزم، خدا رو شکر - !خدای من -
،اون خوشحال میشه که اومدی حتی اگه نشونش نمیده
ما بریم بیرون؟ بیا بریم، عزیزم
دوکِ اول هالستد مثل آهن سرسخت بود
خودش اینجا رو ساخت
تک تکِ سنگهاش رو خودش گذاشت
به تنهایی - ...بابا -
سنگها رو از صومعهی قدیمی دزدید
منم، ادوارد
چرا به ما پشت کردی، پسرم؟
...فکر میکنی شجاعانهست
که ول کنی بری با رفقات قلدربازی در بیاری !و عشق و حال کنی؟ اینطور نیست
این ملک نباید تیکه پاره بشه. مفهومه؟
نگرانش نباش. فقط یکم استراحت کن
و مواظبِ برادرت باش
اون بدون تو دوام نمیاره
میفهمی؟
میفهمم، بابا
،دوکِ سوم، پیرمرد عوضیِ بدجنس
قبل از ناهار ۱۵ تا فرانسوی کشت
خودش رو برای یه دوئل آماده میکرد
به پای خودش شلیک کرد
!احمقِ نفهم
!دکتر؟ دکتر
ادی
،و آمرزشِ خدای بزرگ
،پدر، پسر و روحالقدس
شامل حالت شود و همیشه با تو باشد
آمین
این ملک به مدت بیش از ۶۰۰ سال ،تحتِ مالکیت این خانواده بوده
و فردی تا کریسمس همه رو !پودر میکنه و میکشه
باید یه کاریش بکنیم، ادوارد
،اگه بابا اینجا رو به تو میسپرد همه رو خرج احیای خرسها توی بارکشر میکنی
مگه خرسها چشونه؟ من از خرسها خوشم میاد
اونا هیچ اثرِ کربنی به جا نمیذارن و قبل از ما اینجا بودن
و اونا میخورنت
بگذریم، بیربطه
کل ملک به پسرِ ارشد تحویل داده میشه
فردی وارثه و من فقط یه جایگزینم
شاید باید باهم سرنگونش کنیم
حالا، به این میگم ایده
ببخشید که دیر کردم
و بالأخره اومد
والاحضرت. علتِ تأخیرم ...جادههای باریک روستایی بود
حالت چطوره؟ خوبی؟
آره، خوبه. طاقت بیار
زیاد طول نمیکشه - یه فنجون چایی میخوای؟ خوبی؟ -
نصفِ راه هم پشتِ یه تراکتور گیر کرده بودم
محشره. واقعاً محشره
نه، نه، نه - خیلی خب -
همه حاضرن؟ - بیاید زودتر تمومش کنیم -
بیاید زودتر تمومش کنیم
پس شروع میکنم
،اینجانب، آرچیبالد هوریشیو لندروور هورنیمن»
،دوکِ دوازدهم هالستد
در کمال سلامتِ عقل
مینویسم، منتشر و اعلام میکنم که «این آخرین وصیتنامهی من است
،به جفری سیکومب»
،برای قدردانی از سالها خدمتِ وفادارانهاش
کلبهی دربان را تا آخر عمرش «به او اجاره میدهم
،برای همسرم، سابرینا»
برای تعهد و وفاداریاش در سالهای بسیاری ،که باهم در خوشبختی زندگی کردیم
...یک مقرریِ سالانه تعیین میکنم
که دوکِ جدید به صلاحدیدش ...پرداخت خواهد کرد
«برای او و سگ لابرادورِ عزیزم، لونا
،برای دخترم، شارلوت»
،کشتیِ اندورنس را به ارث میگذارم
به این شرط که با این کشتی ...در شش ماه آینده
«دور دنیا سفر کند
مبارکه، چاکلز
به همراه صندوق امانی» با حق برداشت هزار پوند در هفته
«تا زمانی که با مردی ازدواج کند
!عجب
،در مورد بقیهی داراییهایم
،از جمله مقامم
،عمارت و زمینهای اطرافش
،سردابِ وسیع شراب
،کلکسیون آثار هنری
،مزرعهی تولید ماست و لبنیات
،دهکدهی هثرینگام
همچنین ملکی را که ،در جنوب فرانسه قرار دارد
...بدین وسیله برای
...پسرم به ارث میگذارم
...خیلی خب، عه
«ادوارد هورنیمن...»
...خب، فکر کنم
...یه جورایی فکر میکردم اگه همه ...اگه
ببخشید. دوباره تکرار کن، پیرمرد
«برای پسرم ادوارد هورنیمن به ارث میگذارم»
خیلی متأسفم
.خیلی متأسفم که این اتفاق برات افتاده ...فکر کنم یه سوءتفاهمی پیش اومده
اون ادوارده. من فردیام
،گاهی من رو فردوارد صدا میکنن و واسه همین یه ذره قاطی میشه
متأسفانه، فکر کنم یه اشتباهی پیش اومده
فکر نکنم
.متوجهم، شوخی میکنی ...سرِ کارمون گذاشتی. این. این کارِ تو بود
تو...؟ تو این رو ترتیب دادی...؟ این یه شوخیه، درسته؟
...این... این یه شوخیِ مسخرهست. این
!ناسلامتی من پسرِ بزرگترم !همه چی قرار بود به من برسه
...چی... چی... چی
این چه مسخرهبازیایه؟ - ...نه. باید یه -
نه، نه، به من دست نزن
فردی! فردی، آروم باش
شروع نکن - حتماً یه اشتباهی پیش اومده -
من پسرِ ارشدم، درسته؟
این یعنی قاعدتاً مقام به من میرسه
حالا من این رو نمیگم چون چیزیه که میخوام
!این لامصب قانونه
،به انجیل برمیگرده عهد قدیم، هابیل و قابیل
.این خواستِ خداست همه چی به پسرِ ارشد میرسه
...این لعنتی... این... این... این
!این حقِ رشادته
حقِ ارشدیّت، فردی
.منم منظورم همون بود میدونید منظورم همون بود
تو این رو شنیدی، مگه نه؟ - البته -
ولی وصیتنامه واضحه
،ملک به ادوارد میرسه
...و مقام یه حق وراثتِ محفوظ داره
که بهش امکان به ارث رسیدن ...به پسرِ دوم رو میده
اوه، خیلی متأسفم
...اصلاً به تخمم هم نیست
!که بندهای وصیتنامه به وضوح چی میگن بیا، نگاه کن
...حق جانشینی»
«...به فرزند ارشد پسر مشروع میرسد
واقعاً اون رو پرینت کردی، فردی؟ - ...فردی -
.نمیخوام از تو هم چیزی بشنوم، بانو مکبث !به هیچ وجه، نه
«و تمام داراییهای والدین را به ارث میبرد
No comments yet. Be the first to leave one.