Dark Matter

Dark Matter

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

Dark Matter 2024 S01E05 WEB x264-TORRENTGALAXY
Kommentaari HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tunnisteet

webdl
Julkaistu: 2024-05-29
Lataukset: 486
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫خیلی‌خب

‫باید بلند به زبون بیاریم

‫خیلی‌خب

‫حس امنیت و خوشحالی دارم...

‫و جام گرم و نرمه

‫فقط می‌خوام برم خونه

‫وقتی در رو باز کردی واقعا چه حسی داشتی؟

‫حس غرق‌شدگی

‫بخاطر فشار... تف توش

‫فهمیدم

‫فهمیدم. خیلی‌خب، بریم بعدی

‫در بعدی رو تو انتخاب کن

‫نه. من الان چیزی انتخاب نمی‌کنم. ‫تو هم همینطور

‫منو ببین

‫- باید صبر کنیم ‫- اینجوری دو تا آمپول هدر میره

‫نه. نه

‫اینکه صبر کنیم تا خودمون رو از نظر احساسی

‫تنظیم کنیم یه سرمایه‌گذاریِ حساب‌شده‌ست

‫سرمایه‌گذاری روی حفظ جون جفتمون

‫نمیشه به این لامصب دروغ گفت. ‫می‌دونه چی تو دلته

‫اِل

‫- او ‫- اس

‫ای ‫(به معنی گم کردن یا باختن)

‫ای خدا

‫فکر کردم می‌خوای به کلمه «گمشده» برسی

‫تو چجوری انقدر تو این بازی خوبی؟

‫هر وقت خاله‌م نمی‌تونست ‫مراقب من و برادرم باشه

‫مامانم ما رو با خودش می‌برد سر کار

‫کار خاصی نداشتیم بکنیم، ‫برای همین «گوست» بازی می‌کردیم

‫با مامانت صمیمی بودی؟

‫یه جورایی

‫دختر اون بودن راحت نبود

‫اختلال دوقطبیِ تشخیص‌داده‌نشده داشت

‫زیاد می‌بینیش؟

‫آره، هنوز تو شهر زندگی می‌کنه

‫من وقتی منتظر مامانم می‌موندم

‫سعی می‌کردم از غریبه‌ها پول خرد بگیرم

‫وقتی شیمی‌درمانی می‌کرد؟

‫خوشم نمیاد که انقدر در موردم می‌دونی

‫منم خوشم نمیاد که تو هیچی از من نمی‌دونی

‫چرا ازشون پول خرد می‌خواستی؟

‫یه دستگاه فروش خودکار تو بیمارستان بود

‫و یه آبنبات داشت که هیچ‌جای دیگه‌ای

‫رو سراغ نداشتم که اونو داشته باشه

‫و خیلی خوشمزه بود

‫- مامانت اجازه نمی‌داد بگیری؟ ‫- چرا

‫نه، اجازه می‌داد، ولی فقط یه دونه

‫اگه از غریبه‌ها پول می‌گرفتم

‫می‌تونستم هرقدر دلم می‌خواد بگیرم ‫و اونم خبردار نمی‌شد

‫عجب فکری

‫آبنباته چی بود؟

‫یه پلاستیک زرد داشت که کلی رنگ مختلف ‫روش بود، مثل خرده‌کاغذ رنگی

‫باترفینگر

‫نه

‫داتس؟

‫نه، اون که اصلا

‫ام اند ام بادوم‌زمینی؟

‫نه. اونم دوست دارم ‫ولی نمی‌تونم زیاد بخورم

‫چون چارلی بهش حساسیت داره

‫- دِر؟ ‫- در؟

‫نه، تو دنیای ما همچین چیزی نیست

‫هی، قبل از جیسونِ تو کی اومد تو جعبه؟

‫اسمش بلر بود

‫یکی از مهندس‌های ارشد ساخت جعبه بود

‫آره. روزی که به کار افتاد داوطلب شد

‫بعد جیسون

‫بعد دو نفر که از طریق

‫فراخوان ناشناس پیداشون کردیم

‫سِلام و الکس

‫باهاشون صمیمی بودی؟

‫آره

‫خب

‫شاید دنیای رویایی‌شون رو پیدا کردن

‫اس

‫تی

‫هی. بیدار شو

‫دارو اثرش رفته

‫برگشتیم تو جعبه

‫تکلیف این در چی میشه؟

‫بنظرت دنیای پشتش از الان معلومه؟

‫خب، آره، اگه راهرو وجود نداره ‫یعنی تو برهم‌نهشت نیستیم

‫پس فکر کنم مسئله اینه که چطور خوابیدی؟

‫عمیق

‫یادم نمیاد خواب دیده باشم ولی حالم بهتره

‫منم

‫دارم از گرسنگی می‌میرم

‫خب بازش کنیم؟

‫بنظرم چاره‌ای نداریم

‫وایسا

‫گندش بزنن

‫جیسون

‫کسی اینجا نیست

‫منم خیلی گشنمه

‫بیا یه نگاه بندازیم

‫در رو محض اطمینان باز بذار

‫میرم آسانسور رو چک کنم

‫لعنتی

‫- چیه؟ ‫- بوفه قفله

‫آسانسور کار نمی‌کنه

‫چی منجر به همچین قرنطینه‌ای میشه؟

‫برای سناریوهای خاصی پروتکل داشتیم

‫مثل چی؟

‫اینکه کسی از بیرون بخواد وارد بشه

‫یا یه چیزی با جعبه وارد دنیامون بشه

‫آهای؟

‫خدایا

‫بریم

‫یالا

‫پشمام

‫نمی‌خوام حتی بدونم اینجا چه اتفاقی افتاده

‫موافقم

‫وایسا

‫وایسا. صبر کن

‫فرار می‌کنیم تا سه، دو...

‫تکون بخورین شلیک می‌کنم. دستا

‫امکان نداره

‫- بلر؟ ‫- بلر؟

‫وای خد...

‫اومدی دنبالم

‫عه...

‫یکم پیچیده‌تر از اینه

‫خب، جیسون که من می‌شناسم ‫تو رو از دنیای خودت دزدیده

‫و برت گردونده دنیای خودت

‫که تو زندگی اونو داشته باشی ‫و اونم زندگی تو رو؟

‫نظریه‌مون همینه، آره

‫اصلا برای همین جعبه رو ساختی؟

‫فقط برای برگشتن به اون ورژن خاص از دنیلا؟

‫نمی‌دونم

‫وایسا، تو بلر رو از کجا می‌شناسی؟

‫خب، تو دنیای من، بلر

‫تو با همسر من دوستی

‫اما قطعا با همدیگه کار نمی‌کنیم

‫- کارم چیه؟ ‫- وکیل حقوق اخلاق زیستی هستی

‫الان این شوکه‌ت می‌کنه؟

‫بعد از کالج برای دانشکده حقوق اپلای کردم

‫آره، تو جایی که خیلی دلم می‌خواست برم ‫تو لیست انتظار قرار گرفتم

‫برای همین به جاش رفتم سمت مهندسی

‫این از خونه من

‫- گرسنتونه؟ ‫- خیلی

‫- آره ‫- خیلی‌خب

‫چجوری پیدام کردی؟

‫نمی‌دونم

‫تو جعبه داشتم به تو فکر می‌کردم

‫خب، امشب تو منوی رستورانمون...

‫بهش دست نزن. لطفا...

‫ببخشید

‫مرغ و دامپلینگ داریم

‫همچنین لازانیا با سس گوشت، ‫و ماکارونی چیلی

‫- مرغ و دامپلینگ ‫- مرغ و دامپلینگ

‫چند وقته اینجا زندگی می‌کنی؟

‫سه ماه

‫خب چه اتفاقی افتاد؟

‫وقتی رسیدم همین شکلی بود، فقط برق نداشت

‫ولی تونستم ژنراتورهای اضطراری رو راه بندازم

‫و وارد سیستم شدم

‫و اینو پیدا کردم

‫یه سال پیش اتفاق افتاده

‫این تویی

‫یه ورژن دیگه‌م

‫اینا چه کوفتی‌ان؟

‫اینا هر چی که هستن ‫این دنیا رو اشغال کردن

‫اینا رو اون ورژن دیگه‌ی من آورده اینجا

‫یا خدا

‫چی هست؟

‫یعنی چی اشغال کردن؟

‫خیلی سریع تکثیر میشن

‫پس اون بالا رو دیدی

‫برای تهیه مایحتاج

‫روی چند لایه لباس، لباس ایمنی می‌پوشم

‫و تا الان تونستم ازشون دوری کنم

‫به همه چی حمله و نابودش می‌کنن

‫پس اون بالا دیگه حیات خاصی وجود نداره

‫ببخشید، واسه چی هنوز تپیدی اینجا؟

‫اینجا ولاسیتی‌ـه. ‫باید آمپول‌های اضافه داشته باشه

‫خب، هر کی که از حمله اولیه

‫نجات پیدا کرده بیشترش رو برداشته و رفته

‫- ما آمپول داریم ‫- خودم آمپول دارم

‫لازم نیست اینجوری زندگی کنـ...

‫نه، تا وقتی آماده نشدم برنمی‌گردم تو اون جعبه تخمی!

‫باشه؟

‫- باشه ‫- باشه؟

‫باشه

‫خب، عجیب‌ترین دنیایی که دیدی چی بوده؟

‫یکی از درهایی که باز کردم ‫قحطی بی‌مانندی داشت

‫پر از خاک و گرما وحشیانه بود

‫انگار میشیگان به صحرا تبدیل شده باشه

‫مردم به گنگ‌های مختلف تقسیم شده بودن

‫با کاروان‌های پر از کامیون و موتورسیکلت ‫اینور اونور می‌رفتن

‫و سعی می‌کردن همدیگه رو بکشن. ‫باورم نمیشد

‫- یا خدا ‫- آره

‫الان داستان «مکس دیوانه» رو گفتی

‫- مکس دیوانه دیگه. همون فیلمه ‫- چی داری میگی؟

‫شما تو دنیاتون مکس دیوانه ندارین؟

‫نه

‫جنگجوی جاده؟

‫- در آن سوی تاندردوم که تینا ترنر توش بود؟ ‫- تینا ترنر؟

‫- آره ‫- همون خوانندهه

‫تو این دنیا بازیگره؟

More Farsi Persian subtitles for Dark Matter

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left