185 ensimmäistä riviä.
« آنچه گذشت در... » « مرد عنکبوتی دوست خوب محله شما »
! دان مواظب باش - این هنوز تموم نشده -
!بذار بگم که، چقدر زیبا شدید
میشه بگید داناوان بیاد بازی؟
.دقیقا همون کسی که دنبالش بودم
نمیتونم باند صد و ده و رو همینجوری ول کنم .دارن سعی میکنن گارگن رو زمین بزنن
اگه برگردی، نمیخوام .هیچ ارتباطی باهات داشته باشم
.پس باید این یه خداحافظی باشه
این جاییه که تیم من .قرار بود با آکتاویوس ملاقات کنه
آکتاویوس تهدید واقعیه .و به لطف تو، من پیداش کردم
.برو عقب، از این جلوتر نیا
امیدوارم اون هفت ثانیه شجاعت .ارزشش رو داشته باشه
.مرد آهنی اینجاست تا ببرتت
،نمیخوام دوباره ببینمت آسیب ببینی
ولی میترسم این ادامه پیدا کنه
مگه اینکه خودت رو .به سطح بالاتری برسونی
،اگه نمیخوای این کار رو بکنی .پس شاید همکاری ما باید تموم بشه
،شاید تو ضرباتت رو کم کنی .ولی حریفات این کارو نمیکنن
نباید از قدرت فرار کنی .باید بپذیریش
،ولی نمیدونم چطور چطور میتونم بهتر بشم؟
.با قدرت زیاد، احترام والا به دست میاری
کارهای مرد عنکبوتی .باید به تو بستگی داشته باشه
.دزدی کامیون در حال انجامه
.تمام واحدها به میدتاون برن
.برو بگیرشون، آقا ببره
«مارول ریپورتر، ارائهای کامل از دنیای بیپایان مارول» .::: @MarvellReporter :::.
.خزعبلات غیر قابل فهم
.این ابهام تو این دیوونه کنندهست
یکی توی بخش "کیو" از "آنها" به عنوان .ضمیر جمع استفاده کرده که درست نیست
صد و هفده کشور تصویبش کرده
و هیچکس نمیدونه چجوری از غلط گیر املایی استفاده کنه؟
احتمالا همه تو نیویورک ،این "توافقنامهها" رو زیر پا گذاشتن
.و من تنها کسیام که توی سلول نشسته
.آکتاویوس، ملاقاتی داری
.درستش دکتر آکتاویوسه
و به وکیل عمومی نیازی ندارم .خودم بهتر از خودم دفاع میکنم
.وکیل نیست، دکتر
.باور نکردنیه
.کل وقتمو حروم میکنه
.آتو، خیلی میگذره ها
احوالت چطوره؟
.خوب به نظر... میای
.اوه، من؟ میدونی که چطور پیش میره
.آزکورپ بهتر از همیشهست
.واقعا از وقتی رفتی، کسب و کار رو گسترش دادیم
،پیشرفتهای پزشکی، راهحلهای امنیتی
حتی داریم به کاوش .فضایی نزدیک میشیم
.تصور کن، آتو
فضانوردان آزکورپ !آز-نوردان
.باید اسمش رو ثبت کنم
و سگدو زنی های خودت چطور پیش میره؟
.اوه، درسته
.واضحا نه به شکلی که برنامهریزی کرده بودی
بعد از اینکه با یه خروج بزرگ از آزکورپ رفتی
،و من رو به عنوان "مغز پایینتر" توصیف کردی
قسم خوردی که یه روز .ازت التماس کار میکنم
.ولی به نظر میاد رزومهام رو فراموش کردم
.تنها چیزی که دارم اینه
توسط مرد آهنی دستگیر شد .واقعا بهترین چیزیه که برات دارم « مرد آهنی جلوی جنایتکار خطرناک را گرفت »
،باید اعتراف کنم ،هیچ وقت طرفدار استارک نبودم
ولی وقتی راس پیشنهاد داد ،ازش استفاده کنیم تا گیرت بندازیم
نمیتونستم عدالت .شاعرانهاش رو نادیده بگیرم
این حرفهای مفت چیه میزنی؟
،استارک شاید زره پوشیده باشه .ولی من تو رو انداختم اینجا
،انبارت رو پیدا کردم ،به وزیر راس خبر دادم
،و دو ساعت پیش
قراردادی باهاش بستم
...تا هر اختراع و طرحی که
تو اون سوراخ موشت گذاشتی رو .که بهش میگی آزمایشگاه، بررسی کنیم
.درسته
هر چیزی که تا الان .طراحی کردی حالا متعلق به آزکورپه
،حتی لازم نیست براشون یه سکه بهت بدم
در حقیقت، قراره تو سلولی که .من آوردمت اینجا بپوسی
کی رو میخوای تحت تاثیر قرار بدی، آزبرن؟
من یا خودت؟
تو توی سایهها قایم شدی
،و از کار بقیه بهره بردی
.بنازم بهت، دمت گرم
.تو یه فرصتطلبی
از اون نوع انگلهایی که بخاطر توجه جامعه
کت و شلوار میپوشی و لبخند میزنی
و باعث میشه باور کنن بیشتر از اون .پسر خوب برنامهریزی هستی که ادعا میکنی
،ولی با وجود تمام چیزهایی که ازم گرفتی
.هنوز هم چیزی دارم که تو نداری
.استعداد و عمق
.ارزش یکی از من، از صدتای تو بیشتره
ها، آه، هرچند دوست که دارم به گریههای
،یه جنایتکار روانی گوش بدم
ولی متاسفانه دیگه هر چیزی که بگی
.برام اهمیتی نداره، آتو
.من برنده شدم و تو باختی
،لطفا برای یک بار هم که شده .سعی کن باختت رو با کمال میل بپذیری
!تو هیچی رو نبردی
!هیچی جز توجه کامل دکتر آتو آکتاویوس
بس کن - !حرف هام رو آویزون گوشت کن آزبرن -
!تقاص این کارتو پس میدی
میشنوی چی میگم؟ !کارت تموم شدهست
زود باشید رفقا .کل روز رو برای بادیگارد بودن وقت نداریم
پس اون صورت مومیایی کودن .درباره اینجا درست گفته بود
و به نظر میاد درست سر موقع رسیدیم .تا چیزی که نیاز داریم رو بگیریم
،تو... مثل اینکه متوجه نشدی، رفیق .ولی اونجا پلیس هست
.خودم چشم دارم، دوزر
مشخصا باید یه کاری کنیم .و از شرشون خلاص بشیم
از شرشون خلاص بشیم؟ - دقیقا -
این پسرهای آبی پوشمون تنها چیزهایی هستن
که بین ما و چیزی که .برای تموم کردن این جنگ با گارگن و اسکورپیونها قرار گرفتن
...آره، من
.با این قسمت مشکلی ندارم
ولی درگیر شدن با پلیس؟
،بیخیال، دان .فکر نکنم بتونیم این یکی رو ببریم
آروم باش، توماستون .فقط چند تا پلیسن
،وقتی بفهمن چی به سرشون اومده .میبینن که بیشتر از استارک سلاح داریم
...ولی اگه چیزی پیش بیاد
.هی، هی، دارن میرن
قراره آسون تر از چیزی .باشه که فکرشو میکردم
.برو بریم
ممنون که قبول کردی با .من بیای بیرون، نیکو
،میدونم که یکم ناگهانی بود
ولی به شدت ،به یه وقت گذرونی دخترونه نیاز داشتم
،و اما هم از وقتی که دیروز جیم شد .دیگه باهام حرف نزده
.نگران نباش
من هم به یه بهانه برای بیرون رفتن .و آروم کردن ذهنم نیاز داشتم
وضعیت این روزها خیلی بهم ریختهست، میدونی؟
.میفهمم، باور کن
.واقعا میفهمم
.ولی حداقل حالا که همدیگه رو داریم
.باید عادتش کنیم
.خیلی دوست دارم
« پیتر »
...نیکو، آه، پیتر .پارکرم
!دان
هی، دان، داری چی کار میکنی؟
.فقط ببین و یاد بگیر، بچه
!باید قبل از اینکه کسی آسیب ببینه، بس کنی
.نمیدونستم که چطور باید بگمش
خوبی؟
پیتر؟
.آره، خودمم
.اینجام، نیکو
.وقت زیادی نداریم
کامیون رو باز کنید !هرچی که توش هست رو در بیارید
توماستون، مشکلت چیه؟
!حواست رو جمع کن - درسته، درسته -
.نیکو، خوشحالم که حالت خوبه
...به هری میگم ببرتت یه جای امن
.باورم نمیشه که کامیون رو متوقف کردی
.ببخشید، نیکو، یه ثانیه صبر کن
...هری، من تو
تف توش، هنوز راه ارتباطی برای .این لباس تنطیم نشده
.خیلیخب، نیکو
،اینجا خطرناکه .باید ببرمت یه جای امن
بهم محکم بچسب، باشه؟
!هی
.حقه کار کرد، برو تو کارش
.بچهها، میدونم
دستمزد پیتزا از کسی که داری کمکش ،میکنی اسبابکشی کنه کافی نیست
.ولی این یکم زیادهرویه
!بگیریدش - !آره -
خیلیخب، پس میخواید اینجوری کنیم؟
...چون کاملا تار کافی برای همه آوردم و
ها؟
.رفیق، میدونی که نباید اینجا باشی
...ببین، مرد عنکبوتی، این ...این چیزی نیست که تو فکر
!اوه، لعنتی! خودشه
بنظر میاد باند صد و ده تصمیم گرفته .یه مهمونی کوچولو بگیره
.خیلی جمعیتتون کمه
.از صد و ده فقط ده تاشون مونده
.درسته
.ولی ما بیشتر از حد لازم آدم آوردیم
.نگاه، کارمیلا، اون ها یه دلقک آوردن
و حتی چندتا از عنکبوتهای !مورد علاقهام رو هم آوردن
!بیاید از وسط نصفشون کنیم
.اوهوم
خیابون صد و ده !بیاید انجامش بدیم
تو خوبی .تو خوبی
...گارگن، الحق یه روانیه مادر
.باختی
،احترامت رو باختی، قلمروت باختی .و الان هم داری زندگیت رو میبازی
تسلیم میشم، تسلیمم، باشه؟ - دیگه دیره -
.خودتو مرده بدون
.از من یکی غافل نشو، اسکورپیون
.این دفعه دیگه برات آمادهام
،نتونستی صبر کنی نوبتت بشه، مگه نه عنکبوت؟
.نگران نباش، سریع انجامش میدم
.دان
No comments yet. Be the first to leave one.