200 ensimmäistä riviä.
⭐️ آرزوتو بهم بگو ⭐️
...بعد از مرگت
با هم خوش میگذرونیم
آقای کانگ- تو دخالت نکن-
این همون چیزیه که همیشه میخواستی
نه- نه؟-
رئیس کانگ
همین الان تمومش کن
گیو ره
!لطفا همین الان تمومش کن
میشه؟
!بس کن دیگه
!بسه
بس کن
بسه
!این دقیقاً همون چیزیه که اون ازت میخواد
...نمیدونی که چند نفر سعی کردن
از قاتل شدنت جلوگیری کنن؟
پس، بخاطر همینم، تمومش کن
یون گیو ره
...هیچ جا نمیتونستم پیدات کنم
اینجا چیکار میکنی؟- ایش-
مرتیکه ولگرد... شما اینجا چیکار میکنین؟
هی
گیو ره
!گیو ره- !دیوونه ی عوضی-
نه
اینو میشناسی؟
بله قبلا برام کار میکرد ولی دردسر درست کرد
نگرانش نباشین
بذار بره، ولش کن
آهای عوضی کری؟
رئیس یون، چی شده؟
پسرمه
بله؟- !پسر منه-
نمیدونستم پسر دارین ببخشید
...منم
تازه اومدم اینجا فهمیدم
بذار برم
سر حرفت بمون
کدوم حرف؟
گفتی اگه رئیس کانگ رو تحویل پلیس بدم میری
پس سرحرفت بمون زنگ زدم پلیس
زنگ زدی پلیس بیاد اونو ببره؟
و هی
شما عوضیا
همشو ببرین
اون چیه؟ مورفین؟
مورفین رو بذار باشه
الان باهم بیا بریم
با هم؟
آره، باهم
گیو ره
نه
نباید از اینجا بری
تو مسائل خانوادگیمون دخالت نکن
به تو ربطی نداره
چطور جرئت میکنی که پسرمو ازم بدزدی؟
فراموشش کن، بیا بریم
گیو ره
!گیو ره
گیو ره
لازم نیست بخاطر من اینکارو بکنی
کی گفته به خاطر تو دارم اینکارو میکنم؟
کی گفته؟
...خداروچه دیدی شاید منم
از داشتن پدر قوی یه سودی ببرم
گیو ره
دیدی؟
...اون قدیما، من حتی جرئت نداشتم که
تو چشماش نگاه کنم
نه؟
حالا که پسر یون کی چون ام
نمیتونه یه کلمه حرف بزنه
...این کاری که الان داری میکنی
خودت نیستی
کانگ ته شیک
ممنون برای همه چیز حالا بیا راه های جدای خودمونو بریم
باید بابت کاری که کردی مجازات بشی
...و بذار منم زیر سایه پدر پولدارم
از زندگیم لذت ببرم
بریم، بابا
گیو ره
گیو ره
یون گیو ره، منو ببین
داری چیکار میکنی؟ ها؟
...ما میتونیم خودمون
از آسایشگاه محافظت کنیم
...لازم نیست که اینکارو بکنی- هی، سو یون جو-
...راستشو بخوای، این کار برآورده کردن آرزوها
هر کی بجز من میتونه اینکارو بکنه
....و این آسایشگاه
...نه، تو و من
باهم زوج خوبی نیستیم
پسر داشتن خیلی خوبه ها
بخاطر همینه که همه پسر میخوان
مگه نه؟
کانگ ته شیک
پسر؟
پسر
گیو ره
...تنها و بی کس مردن
مال من نیست، کانگ ته شیکه
اونش برام اهمیتی نداره
فقط سر حرفت بمون
...که دیگه هیچوقت دیدن این آسایشگاه
یا رئیس کانگ نمیای
حتما
اگه این چیزیه که پسرم میخواد
چرا که نه؟
اگه قدیما بود من الان اینجا ننشسته بودم
چه باحال
اینجا خفه کننده ست
میخوام راه برم
خوبین؟
...میدونین که یون گیو ره و کانگ ته شیک
دارن فیلم بازی میکنن، نه؟- برو-
تا وقتی که کانگ ته شیک زنده ست
...چه تو بوسان باشه چه توکیو
یا حتی آمریکا
همیشه اگه بخوام میتونم پیداش کنم
ما رابطه بدشگونی داریم
یون گیو ره چی؟
ولش کن
از این برنامه داره خوشم میاد
چون یون گیو ره خواست اینجام
چه خبر شده؟
همینو بگو، معلوم هست چه خبره؟
به هرحال گفت یکم این اطرف برونم و بعد پیاده ات کنم
گفتش یکم وقت کشی کنیم
هرچی، فقط اون ماشینو تعقیب کن
نه
هیونگ نیم، همینجا بمون
!گفتم تعقیبشون کن
رئیس کانگ
بیاین کاری که گیو ره گفت رو انجام بدیم
⭐️ آرزوتو بهم بگو ⭐️
...گیو ره
بخاطر ما ... نه
میدونم برای محافظت از آسایشگاه داری میری
!ولی، اینجا خونه توئه
همینجوری تسلیم نشو
تنهایی اینکارو نکن ...بیا با هم مبارزه کنیم
مبارزه؟
من دیگه از مبارزه کردن خسته شدم
میخوام دست نگه دارم
سو یون جو
آرزوی من
آرزوی منو یادته؟
...که میخوام حتی اگه برای یه دقیقه هم که شده
قبل از مرگم شاد باشم؟
...آرزوی من، توی این آسایشگاه
برآورده شد
پس من هیچ پشیمونی ندارم
من واقعا خوشحال بودم
ممنون
...به لطف تو
خیلی خوشحالتر از اونی بودم که فکر میکردم
هی
...اگه باهاشون بری
باید دوباره به مبارزه کردن ادامه بدی
نه، دیگه چنین اتفاقی نمیفته
...من
خیلی متاسفم
واقعا معذرت میخوام
گیو ره
میدونستم
تعقیبش کن
منم، یون گیو ره
اونجا منتظرم باش، زودی میرسم
منو بکش
ای عوضی
چیه؟ میخوام بهم مشت بزنی؟
بزن
تو فقط یه خلافکاری که چابلوسی پدرمو میکنی
ای کثافت عوضی
بزن ببینم- بزنش-
اگه لیاقتت کتک خوردنه، خب بایدم کتک بخوری
درس درست حسابی همینه
موافق نیستی، گیو ره؟
بابا، کمکم کن
بابا، توروخدا
از جونم بگذر
نمیخوام بکشمت
فقط دارم بهت یه درسی میدم
هم قدیما، هم حالا
داری چه غلطی میکنی؟
هی
پس یادم بده
هی، ولم کن
این دیگه اخرین نفساته
هی
رئیس کانگ
رئیس کانگ، خوبی؟
چطوری اینطوری شد؟ رئیس کانگ
الو؟ جلوی بیمارستان آسایشگاه ووری هستم
تصادف شده
یه نفر اسیب دیده
تصادف شده
نه
No comments yet. Be the first to leave one.